ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم
وگر نقد و نقل سیر دوست دارم
بر اوراق کوه و کمر دوست دارم
نئین خامه، یا کلک پر دوست دارم
عیان های تو چون خبر دوست دارم
هم آن فره و فروهر دوست دارم
که پیری است روشن نگردوست دارم
ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم
من آن بهترین از بشر دوست دارم
مفیدی چنین مختصر دوست دارم
من ایرانی راهبر دوست دارم
ازینروش هم معتبر دوست دارم
از افسانه آن سوی تر، دوست دارم
نشابوری هورفر دوست دارم
که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم
من آن شیر دل دادگر دوست دارم
فزونترش زین رهگذر دوست دارم
چو نقاش و پیغامور دوست دارم
هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم
همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم
همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم
که بودند فخر بشر دوست دارم
چنانچون ز آهن جگر دوست دارم
از آن گشته زیر و زبر دوست دارم
و گر چند، سطری خبر دوست دارم
بهر قرن چندین نفر دوست دارم
بپاکی نسیم سحر دوست دارم
در آفاق فخر و ظفر دوست دارم
کند در دل و جان اثر دوست دارم
که انگیزد از جان شرر دوست دارم
که جان را کند شعله ور دوست دارم
همه شور و شعر و سمر دوست دارم
که شان همچو بحر خزر دوست دارم
که شیرینترینش از شکر دوست دارم
من آن پیشگام خطر دوست دارم
فزونتر ز نصف دگر دوست دارم
ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم
من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم
درخت نجابت ثمر دوست دارم
که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم
به چنگ بتر از تتر دوست دارم
که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم
که دیوار چین راست در دوست دارم
چو پوری سرای پدر دوست دارم
بجان این یک و آن دگر دوست دارم
برو یاندم بال و پر دوست دارم
در آفاق رویا سفر دوست دارم
بجای خود این هر دو سر دوست دارم
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
که ت این تازه رنگ و صوردوست دارم
برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
برومند و بیدار و بهروز باشی





