Showing posts with label Iran. Show all posts
Showing posts with label Iran. Show all posts

Tuesday, February 20, 2018

ققنوسی به نام ایران

ایران همانند یک ققنوس است در طول تاریخ که هر بار که حاکمان ضد مردمی و ضد ایرانی بر این مملکت فرانروایی کردند باز از خاکستر بلند شده ولی هربار هم خائنان زیادی داشته برای منحرف کردن مبارزه های مردمی به نفع خود. ایران ماههاست که بخاطر لبریز شدن کاسه صبر مردم از جور و جفا شاهد درگیری مردم با حکومت شده. در اینکه این حکومت نیز مانند حکومت های زورگوی پیشین سقوط میکنند شکی نیست ولی مشکل اینجاست که به کجا میرود؟
در نهضت ملی شدن نفت کسی به نام مظفر بقایی وجود داشت که اولش در کنار مصدق بود ولی بعدش چهره اصلی خود را نمایان کرد و علیه مصدق شد و تا سقوط دولت مصدق پیش رفت. امروزه اما مانند آن روزها مظفر بقایی های زیادی داریم که علیه چهره های برجسته آزادی خواهی ایران جوسازی میکنند و تلاش میکنند با ایجاد هیجان معکوس و کاذب در مردم از هر ابزاری که شده مانع تاثیرگذاری شخصیت های شناخته شده آزادیخواه شده و خاکستر ققنوس در حال تولد را به نفع اربابان خود نابود کنند بلکه ققنوس در نطفه خفه شده و اربابان آنها به مراد دل خود برسند.
یک آزادیخواه واقعی هرگز علیه هیچ چهره مبارزی جبهه گیری نمیکند مگر اینکه یا احمق باشد یا خائن. ایران آباد و آزاد نیاز به تکثر آرا و عقاید دارد و همینطور نیاز به حضور خبرنگاران و کسانی که صدای مردم را بدون دخل و تصرف و بی طرفانه به گوش جهان برسانند.
حکومت ایران نیاز به تفرقه و نبود همبستگی در بین مخالفان خود دارد برای همین از افرادی استفاده میکند که یک روز مسیح علینژاد، روز دیگر نرگس محمدی، روز دیگر عبدالفتاح سلطانی، روز دیگر شیرین عبادی، روز دیگر نسرین ستوده، روز دیگر محمدعلی نیکخواه و ... را به حکومت وصل میکنند و دست به فحاشی و ایجاد هیجان خشم آلود و نفرت در بین مردم میکنند بلکه آزادیخواهی مردم ایران به نتیجه نرسد.
این افراد از مردم میخواهند علیه گروهی دیگر باشند. این افراد از مردم میخواهند به دیگران گوش نکنند. این افراد از مردم میخواهند به خبرگزاری ها و رسانه ها دشنام دهند. این افراد که چندی پیش در کنار کسانی که نام بردم عکس یادگاری میگرفتند حالا علیه آنها حرف میزنند.
همه ایرانیان چه کمونیست، چه مجاهد خلق، چه سلطنت طلب، چه اصلاح طلب، چه جبهه ملی، چه هر کس دیگری با هر اندیشه ای که دارد باید در آبادی ایران سهیم باشد و در یک فضای دموکراتیک سالم دست به تبلیغ اندیشه خود بزند. کسانیکه که تکثر آرا را نفهمند از دموکراسی چیزی نمیفهند.



ایشان خطر به جان خریده و رفته اعتراض کرده و بازداشت شده و زندان رفته، باز برخی دست به نفرت پراکنی میکنند. جنبش سبز نخستین جنبش دموکراسی خواهی ایران است. کسانیکه به نیت بی ارزش کردن کار این خانم، ایشان را وصل میکنند به حکومت همانند مظفر بقایی هستند. آن زمان که ندا و سهراب و اشکان و ترانه و مصطفی و محسن و شهلا و .... در جنبش سبز کشته شدند، زمانی که ما در جنبش سبز باتوم خوردیم و بازداشت شدیم و با سکوت فریاد زدیم مظفر بقایی ها کجا بودند که ما را به حکومت وصل میکنند؟ حکومت ایران نیاز به تفرقه و نبود همبستگی در بین مخالفان خود دارد برای همین از افرادی استفاده میکند که یک روز مسیح علینژاد، روز دیگر نرگس محمدی، روز دیگر عبدالفتاح سلطانی، روز دیگر شیرین عبادی، روز دیگر نسرین ستوده، روز دیگر محمدعلی نیکخواه و ... را به حکومت وصل میکنند و دست به فحاشی و ایجاد هیجان خشم آلود و نفرت در بین مردم میکنند بلکه آزادیخواهی مردم ایران به نتیجه نرسد.

Friday, July 1, 2016

ایرانیان، آریایی های واقعی هستند

در قرن 19 میلادی مطرح شد که آریایی ها مردمی بودند که از شمال قفقاز به اروپا و ایران و هند مهاجرت کردند. البته این نظریه پس از آن مطرح شد که  پیوند زبانی مشترکی بین زبان های ایرانی و هندی و اروپایی دیده شد. ولی چند سالی است که تاریخدانان ایرانی نشان داده اند که اگر چیزی به نام نژاد آریایی وجود داشته از فلات ایران ریشه میگیرد. اگر هم خوب بررسی شود میتوان گفت سومریان و ایلامیان از میان مردم ایران زمین بوده اند. حتی در وندیداد که باورهای ایرانیان پیش از زرتشت است و همینطور در دینکرد و خرده اوستا که ریشه در باورهای کهن ایرانی چیزی بین 8000 سال تا 3000 سال پیش بوده، دارند برای نخستین بار واژگان ایران و ایران ویج وآریا بکار گرفته شده در زمانی که ساکنین اروپا مردمانی وحشی بودند و از تمدن بسیار ابتدایی برخوردار بودند مانند سلت ها. در ویکیپدیا فارسی درباره سلت ها اینگونه نوشته شده:

"سلت‌ها تا پیش از سال ۵۰۰ قبل از میلاد، به عنوان کشاورزان در سراسر اروپای مرکزی و شمالی پراکنده شده بودند. سلت‌ها آهنگران ماهری بودند که ابزار آهنی، سلاح آهنی و جواهرات ظریف می‌ساختند. آنها جشنهایی برگزار کرده و به تفریح می‌پرداختند آنها جنگجویانی خشن اما بی نظم بودند برای همین رومی‌ها آنها را به آسانی شکست دادند. سلت‌ها زبان نوشتاری نداشتند و قوانین، تشریفات مذهبی و داستان‌های خود را به طور شفاهی به دیگران منتقل می‌کردند.

سلتی‌ها به دنبال مهم‌ترین و نتیجه‌بخش‌ترین اقامت زودهنگام آنها در اروپا در حدود سال‌های ۱۲۰۰ تا ۱۰۰ قبل از میلاد، در بخش‌های گسترده‌ای از این قاره، پراکنده شدند. در بالاترین زمان این پراکنش، یعنی پیش از سال‌های ۴۰۰ تا ۲۰۰ ق. م. آنها ایرلند، انگلستان و بخش اعظمی از فرانسه و اسپانیا و نیز بخش عمده‌ای از اروپای مرکزی، در امتداد سواحل دریای سیاه، از شرق تا غرب را اشغال و سکونت اختیار کردند و طبیعتاً با مردمان یونان و رم که در جنوب اروپا ساکن بودند، تماس داشته‌اند. از آن جا که سلتی‌ها، هیچ شهری نداشتند، موجودیتی شبانی را، در قالب زندگی سادهٔ کشت و زرع و روستایی، ترجیح دادند. دنیای یونانی-رومی، آنان را به کل بربرها وانسان‌های «وحشی» معرفی می‌کند. اگر چه آنها در زمینه کاربرد زبان و اصول نسبت به رومیان و یونانیان کمتر پیشرفت کرده بودند، اما، با این همه فاقد تمدن نبوده و قوانینی داشته‌اند؛ با طبقه‌بندی‌های اجتماعی و ثروت و نیز سنت‌ها و رسوم مذهبی کاملاً گسترده.

جنگجویان سلت ظاهر و صدای ترسناکی داشتند. مردان سلت شلوارهای زبر و خشن می‌پوشیدند. اما به هنگام جنگ به صورت برهنه و فقط با یک طوق (گردنبند)، به میدان می‌رفتند. روی بدن آنها با رنگ آبی که از برگهای یک گیاه به نام «نیل»، گرفته می‌شد. طراحی و نقاشی می‌شد."

اگر بگوییم آریایی ها مردمان بسیار متمدنی بودند که برای یافتن محل مناسبی برای کشاورزی راهی اروپا و ایران و هند شدند چگونه است که در زمانی که ایرانیان در اوج تمدن سپری میکردند و اشخاصی چون اشوزرتشت و کوروش بزرگ در ایران میزیسته و در فرهنگ کل جهان آن روز توانسته بودند اثرگذار شوند چگونه است که بخش دیگری از همان اقوام متمدن آریایی که ساکن اروپا بودند و همریشه با ایرانیان بودند (جدا از هند که بودا را داشتند) این چنین از تمدن اولیه برخوردار بودند و چیزی از نیاکان خود برای داشتن تمدن به ارث نبرده بودند که توسط یونانی ها مردمی وحشی خطاب بشوند حتی به گونه ای چیزی به نام خط و نوشتن نداشتند در حالیکه در سومر در 8000 سال پیش خط اختراع شده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پژوهشهای دکتر اشرافیان بناب، کارشناس ژنتیک و نتیجه ای که از پژوهش خود گرفته را در قالب نوشته توضیحی و ویدیویی با شما در میان میگذارم تا خودتان قضاوت کنید.

دکتر مازیار اشرافیان بناب میگوید:
  1. عموم اقوام و گروه‌های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران- ایران بزرگ) ساکن هستند، علی‌رغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم سخن می‌گویند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمتهای جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده بر می‌گردد.بر پایه این گزارش آریایی‌ها بر خلاف آنچه تا کنون تصور میشده و توسط محققان اروپائی عنوان و مطرح شده است، اقوامی مهاجر از سرزمین‌های دیگر (اروپای شرقی) به ایران نبودند بلکه این اقوام آریائی ساکنین بومی ایران بوده و از بر خلاف تئوریهای پیشین این آریائی های بومی ایران بوده اند که از حدود ده هزار سال پیش به سمت اروپا مهاجرت کرده‌ و صنایع مهمی چون کشاورزی و دامداری را به نقاط مختلف اروپای شرقی و غربی گسترش داده اند.
  2. فرضیه مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی که توسط انسان شناسان آلمانی قرون نوزده و بیستم میلادی، به آنها به غلط نام آریائی داده شده، نفی و رد شده است. تحقیقات وی نشان میدهد که اقوام آریائی اصالتا ایرانی بوده و از حدود ۱۱۰۰۰ سال قبل در نواحی مختلف فلات ایران بویژه جنوب غربی ایران و در دامنه های زاگرس ساکن بوده اند. همچنین مطالعات ژنتیکی وی اثبات کرده است که جمعیت‌های ایرانی که با زبان‌های غیر از گروه زبان‌های هندواروپایی تکلم می‌کنند به ویژه جمعیت آذری زبان ساکن در فلات ایران، ریشه ژنتیکی مشترکی با اقوام ترک زبان ساکن در کشور ترکیه، اسیای میانه و قفقاز و اروپای شرقی ندارند و بر عکس «شاخص‌های تمایز ژنتیکی» آنها (مانند FST) با سایر گروه‌های ساکن در فلات ایران به ویژه فارسی زبانان نزدیک به صفر است که این امر نشانگر قرابت ژنتیکی و ریشه ژنتیکی مشترک آن‌ها در اعماق تاریخ ایران است. 

تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمتهای جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده بر می گردد.

این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران (در حدود چهار هزار سال قبل) بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا (در حدود ده هزار سال قبل) می باشد.
اندکی تفحص در منابع و مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که کلمات "آریا و آریائی" به کرات توسط شخصیتهای تاریخی و مورخان داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گرفته و دارای معانی مختلفی بوده اند، مثلا به عنوان نامی برای یک جمعیت باستانی در ایران، نامی برای زبان ایران باستان و حتی نامی برای سرزمینی که محل اقامت ایرانیان باستان بوده است به کار رفته است. اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریائیان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدا و منشاء بزرگترین ابداعات و نو آوریهای انسان مدرن بوده اند (از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدنهای پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته).

هر چند بررسی دقیق اینکه آریائیان که بوده اند، چه وقت و در کجای سرزمینهای ایران باستان ساکن بوده اند نیاز به تحقیقات جامع زبان شناسان، متخصصان تاریخ و باستان شناسی دارد، امروزه شواهد مختلفی از جمله یافته های باستان شناسی و ژنتیک درستی این فرضیه که اقوامی از سرزمینهای دور اروپائی به فلات ایران مهاجرت کرده اند را به طور جدی مورد سئوال قرار داده و آنرا رد می کنند.

باور بنده اینست که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپائی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبانهای هندو-اروپائی و حتی برتری نژادی برخی اروپائیان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام "آریائی" را که ریشه در زبانهای سانسکریت و ایران باستان دارد را به امانت گرفته و به نوعی مورد سوء استفاده قرار داده اند.

همزمانی این سوء استفاده علمی دانشمندان اروپائی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاستهای ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیتهای (آریائی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپائی صحبت می کرده اند (و دانشمندان اروپائی آنها را آریائی نام نهاده اند)، از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریائیان مهاجر هستیم. استناد این دانشمندان اروپائی تغییر زبان ایرانیان باستان از دراویدی به هندو-اروپائی در حدود چهار هزار سال پیش است.

تحقیقات بسیار جدید و برجسته ژنتیکی و زبان شناسی نشان می دهند که زبان یک جمعیت براحتی و حتی با حضور فقط ده در صد از مردان مهاجم یا مهاجر که مزیت و برتری نسبی نسبت به جمعیت بومی داشته اند تغییر می کرده است. این مسئله در کنار شواهد مربوط به تغییرات عمده آب و هوائی و خشکسالی بسیار شدید در فلات ایران که منجر به محو تمدنهای جنوب و جنوب شرقی ایران و مهاجرت وسیع ایرانیان به سمت شمال (در حدود چهار هزارو دویست سال قبل) شده اند، می توانند براحتی تغییر زبان رایج در ایران (از زبان دراویدی به هندو-اروپائی) را در حدود چهار هزار سال قبل توجیه کنند.
در پایان و بطور خلاصه اعتقاد بنده اینست که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریائیهائی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدنهای انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران (که به غلط و حتی عمدا توسط عده ای از دانشمندان اروپائی نام آریائی بر آنها نهاده شده) و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان یک فرضیه غلط و نژاد پرستانه وارداتی است.

دکتر مازیار اشرفیان بناب

دانشگاه پورتموث - انگلستان

منابع:


Thursday, March 24, 2016

A woman in Iran sings publicly

Finally woman's voice for singing in Iran has been survived by a trans woman named Hirsa.

Nobody can tell her why you sing and even dance because in her ID she is a he while in fact she is a woman. She is officially identified a man not a woman.

Yes in a conservative, misogynist, transphobic, homophobic and Islamic society a woman dances and sings while women are officially banned from singing or worse dancing. This stupid taboo finally got broke by a trans woman. How can do they stop her while they don't recognize homosexuality?

Yes brave young people like her change the future.

Can conservative government of Iran force her to do sex-change surgery? Off course not because for sex-change surgery, even one psychologist whom can be trusted by the trans person, says s/he is not ready for changing her/his sexuality no surgeon can hold this responsibility.

Go ahead Hirsa! You won!



Wednesday, April 16, 2014

همه چیز در ایران از فیلتر سکس میگذرد

ایران جزو کشورهایی است که در آن برای سکس (حتی در خانه) قوانینی وجود دارد که گاهی منجر به اعدام و سنگسار میشود.
واقعا سکس چیست؟ جز یک پدیده طبیعی و فیزیولوژیکی در موجوداتی که از طریق دو جنس تولید مثل میکنند، است؟
سکس همانند گرسنگی یک نیاز عادی است و طبیعی. متاسفانه به ما یاد داده اند که این نیاز را در خود سرکوب کنیم و جالب اینجاست زمانی مقدس!!! می شود که در یک رابطه ازدواج رسمی یا شرعی با جفت خود این عمل را انجام دهیم.

اگر یک پسر و یک دختر خارج از ازدواج با هم سکس داشته باشند جرم است.
اگر یک پسر و دختری که با هم ازدواج نکرده باشند و با هم زندگی کنند جرم است.
اگر یک پسر و دختری وارد خانه ای شوند باید مواظب نگاه های اطراف باشند مبادا که همسایه ای آنها را لو ندهد.
اگ پسر و دختری دست در دست هم در خیابان باشند باید به ماموران پلیس اثبات کنند که یک رابطه محرمیت بین آنها وجود دارد.
اگر هم دو همجنس بخصوص دو پسر در خانه ای باشند مجرمند حتی اگر سکس نداشته باشند.
اگر فردی تنها زندگی کند مجرم است چون میخواهد خانه خودش را پاتوق کند برای داشتن سکس.
زنان باید حتی در اوج گرمای تابستان موهای خود را بپوشانند مبادا که موی زن انگیزه سکس را در یک مرد تحریک نکند!!!!!!!!

همش سکس و سکس و سکس ...

اینقدر از سکس حرف زدند و همه چیز رو سکسی کردند که مردم تشنه سکس هستند آن وقت انتظار دارند آمار فحشا بالا نرود.

یعنی تمام مسائل ایران حول این موضوع میگردد. اقتصاد معنایی ندارد. کار معنایی ندارد. هنر معنایی ندارد. کتاب معنایی ندارد. علم معنایی ندارد...........

همه ایرانیان یک گله از بیماران روانی هستند که در مسائل سکسی بی قید و بی بند و بار هستند و باید کنترل شوند.

هیچ چیزی در ایران مهمتر از کنترل سکس نیست.
در حکومت نگاهشان به مسائل از زاویه سکس میگذرد حتی ساختن یک پارک.
در بین مردم که یاد گرفتند انسان از حیوان هم در زمینه سکس وحشی تر است ولی در زمینه احترام به همنوع خود یا به محیط اطرافش اصلا وحشی نیست باید جوانان خود را کنترل کنند مبادا که فکر سکس به ذهنشان نرسد.
در مدارس دخترها و پسرها از هم جدا هستند. در دانشگاه باید جدا از هم وارد دانشگاه شوند. در همه جا نگاه به مردم بر اساس نگاه های جنسیتی است.
دو جنس مخالف نباید در انظار عموم با هم حرف بزنند یا بدتر از آن با هم دست بدهند یا دیگر بدتر از آن یکدیگر را ببوسند.
تا کشورهای پیشرفته نسبت به کشتن همجنسگراها در ایران اعتراض میکنند ایران میگوید سکس بین دو همجنس جرم است و حکمش اعدام. انگار که مولوی و شمس تبریزی هم عاشق یکدیگر بودند با هم سکس داشتند.
همش نگاه ها بر اساس سکس است.

برای پیشرفت یک کشور کنترل سکس مهم است یا اینکه مردمش چقدر باسواد باشند؟ یا اینکه چقدر اقتصادش شکوفا باشد؟ یا اینکه چقدر فرهنگ احترام گذاشتن بین مردم جاری باشد؟ یا اینکه چقدر عدالت جاری باشد؟
از بس از سکس حرف میزنند انتظار دارند مردم تشنه سکس نشوند.

یعنی در کشورهای پیشرفته که سکس را جرم نمیدانند همه مردم بی بند و بار هستند و کشورشان بر اساس بی بند و باری در سکس پیشرفت کرده است؟
خیر برای حکومت و مردمانشان مهم نیست که چه کسی چه چیزی را موقع گرسنگی یا تشنگی میخورد یا اینکه چی می پوشد یا اینکه با چه کس یا کسانی سکس دارد. برای آنها کار و بازدهی مفیدشان به جامعه در عرصه فرهنگ و اقتصاد و سیاست و مدیریت و ... مهم است.

مردم این کشورها فهمیده اند که چه کسی چجوری زندگی میکند یا در خانه اش با چه کسی است یا حتی با چه کسی میخوابد و بیدار می شود به آنها ربطی ندارد. فقط اینکه سر و صدایی نداشته باشند یا اینکه در نظافت و نگهداری از محیط اطراف خود کوتاهی نکنند مبادا که برای دیگری دردسرساز باشد.

در پایان، تا زمانی که ما نفهمیم زندگی چیست، ما از زندگی چه میخواهیم، هدفمان در زندگی چیست هیچ پیشرفتی در جامعه ایران پدیدار نمیشود.

Tuesday, January 7, 2014

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم، تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
 
ترا، ای کهن پیر جاوید برنا
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
 
ترا، ای گرانمایه، دیرینه ایران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
 
ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
 
هنروار اندیشه ات رخشد و من
هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم
 
اگر قول افسانه، یا متن تاریخ
وگر نقد و نقل سیر دوست دارم
 
اگر خامه تیشه ست و خط نقر در سنگ
بر اوراق کوه و کمر دوست دارم
 
وگر ضبط دفتر ز مشکین مرکب
نئین خامه، یا کلک پر دوست دارم
 
گمان های تو چون یقین می ستایم
عیان های تو چون خبر دوست دارم
 
هم اورمزد و هم ایزدانت پرستم
هم آن فره و فروهر دوست دارم
 
بجان پاک پیغمبر باستانت
که پیری است روشن نگردوست دارم
 
گرانمایه زرتشت را من فزونتر
ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم
 
بشر بهتر از او ندید و نبیند
من آن بهترین از بشر دوست دارم
 
سه نیکش بهین رهنمای جهان ست
مفیدی چنین مختصر دوست دارم
 
ابر مرد ایرانئی راهبر بود
من ایرانی راهبر دوست دارم
 
نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد
ازینروش هم معتبر دوست دارم
 
من آن راستین پیر را، گرچه رفته ست
از افسانه آن سوی تر، دوست دارم
 
هم آن پور بیدار دل بامدادت
نشابوری هورفر دوست دارم
 
فری مزدک، آن هوش جاوید اعصار
که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم
 
دلیرانه جان باخت در جنگ بیداد
من آن شیر دل دادگر دوست دارم
 
جهانگیر و داد آفرین فکرتی داشت
فزونترش زین رهگذر دوست دارم
 
ستایش کنان مانی ارجمندت
چو نقاش و پیغامور دوست دارم
 
هم آن نقش پرداز ارواح برتر
هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم
 
همه کشتزارانت، از دیم و فاراب
همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم
 
کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل
همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم
 
شهیدان جانباز و فرزانه ات را
که بودند فخر بشر دوست دارم
 
به لطف نسیم سحر روحشان را
چنانچون ز آهن جگر دوست دارم
 
هم افکار پرشورشان را، که اعصار
از آن گشته زیر و زبر دوست دارم
 
هم آثارشان را، چه پندو چه پیغام
و گر چند، سطری خبر دوست دارم
 
من آن جاودنیاد مردان، که بودند
بهر قرن چندین نفر دوست دارم
 
همه شاعران تو و آثارشان را
بپاکی نسیم سحر دوست دارم
 
ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت
در آفاق فخر و ظفر دوست دارم
 
ز خیام، خشم و خروشی که جاوید
کند در دل و جان اثر دوست دارم
 
ز عطار، آن سوز و سودای پر درد
که انگیزد از جان شرر دوست دارم
 
وز آن شیفته شمس، شور و شراری
که جان را کند شعله ور دوست دارم
 
ز سعدی و از حافظ و از نظامی
همه شور و شعر و سمر دوست دارم
 
خوشا رشت و گرگان و مازندرانت
که شان همچو بحر خزر دوست دارم
 
خوشا حوزه شرب کارون و اهواز
که شیرینترینش از شکر دوست دارم
 
فری آذر آبادگان بزرگت
من آن پیشگام خطر دوست دارم
 
صفاهان نصف جهان ترا من
فزونتر ز نصف دگر دوست دارم
 
خوشا خطه نخبه زای خراسان
ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم
 
زهی شهر شیراز جنت طرازت
من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم
 
بر و بوم کرد و بلوچ ترا چون
درخت نجابت ثمر دوست دارم
 
خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت
که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم
 
من افغان همریشه مان را که باغی ست
به چنگ بتر از تتر دوست دارم
 
کهن سغد و خوارزم را، با کویرش
که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم
 
عراق و خلیج تو را، چون وَراَزورد
که دیوار چین راست در دوست دارم
 
هم اران و قفقاز دیرینه مان را
چو پوری سرای پدر دوست دارم
 
چو دیروز افسانه، فردای رویات
بجان این یک و آن دگر دوست دارم
 
هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان
برو یاندم بال و پر دوست دارم
 
هم آفاق رویائیت را؛ که جاوید
در آفاق رویا سفر دوست دارم
 
چو رویا و افسانه، دیروز و فردات
بجای خود این هر دو سر دوست دارم
 
تو در اوج بودی، به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
 
دگر باره برشو به اوج معانی
که ت این تازه رنگ و صوردوست دارم
 
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را
برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
 
جهان تا جهانست، پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی
 
مهدی اخوان ثالث
 
 

Wednesday, October 5, 2011

نامه یک زن ایرانی به مرد هم میهنش


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” قیمتت چنده خوشگله؟”
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!“
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود.
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود.

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:” زهرمار! “

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود!!!!!!!!!
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم.

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی.

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!



اما من دیگر:


احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم.

احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی.

احتیاجی ندارم که تو حامی باشی.

خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم.

با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم.

من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم.

من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم.

به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی.

گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند.

امروز تو برای هم گامی با من ( و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم ) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی.

حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت.

روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید.
همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود. هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد.

ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد.

Thursday, August 11, 2011

تله جدید وزارات اطلاعات برای کنترل فیس بوک ایرانیان

اخیرا یک وبسایت اقدام به فروش VPN کرده و در فیس بوک گروه و صفحه نیز دارند و بیشتر از همه از طریق فیس بوک اقدام به جذب مخاطب میکنند و علنا با توانایی دسترسی به 23 سرور اقدام به فروش اکانت کرده است. مانند بسیاری وبسایت های دیگر.
طراحی این وبسایت بسیاری حرفه ای است و هر کس که درخواست کند به شرط زیر یک اکانت رایگان یک هفته ای به او تعلق میگیرد:
 در اینجا ذکر شده:
برای دریافت این اکانت، لیست دوستان شما باید برای همه قابل مشاهده باشد.
پیش خودم فکر کردم و گفتم به آنها چه که بدانند در پروفایل من چه خبر است و بخواهند بدانند من با چه کسانی در ارتباط هستم؟
بعد از دریافت اکانت تستی، شما میتوانید خرید کنید، شارژ کنید (!) و سفارش بدهید و به آسانی نام و شماره حساب در اختیار شما گذاشته شده است:



و جالب اینجاست که برای اینکه خود را ملی و غیر دولتی جلوه دهند از حسابهای بانکهای خصوصی که در بالا میبینید و شمارشان کم نیست استفاده کرده اند.

خیلی سوال برانگیز است برای دادن اکانت رایگان باید بدانند چه کسانی (که در میان آنها ممکن است اشخاص مورد جستجوی جمهوری اسلامی باشند) در پروفایلت هستند و چه چیزهایی در پروفایلت هست، و همچنین به 23 سرور و 11 کشور وصل هستند، چنین وبسایت حرفه ای طراحی شده دارند (آخر کدام فروشنده وی پی ان این همه توانایی دارد که بتواند از عهده پرداخت پول طراحی حرفه ای چنین وبسایتی بر آید مگر اینکه خودش طراح وبسایت باشد و از روی بیکاری مجبور است وی پی ان بفروشد!!!!!!)، در صفحه فیس بوک برنامه ویژه برای گرفتن ایمیل برای فرستادن اکانت را دارند (حتما طراح حرفه ای وبسایت برنامه نویسی این قسمت را هم به عهده دارد!)، چنین آشکارا با آوردن نام به این همه شماره حساب وصل هستند و در کنار اینها میخواهد بداند در پروفایل فیس بوک شما چه خبر است؟!
تنها کافی است آنهایی که هویت پنهان و جعلی در فیس بوک دارند با پرداخت پول به صورت آنلاین یا واریز به شماره حساب مربوطه، هویتشان آشکار شود. آن وقت چنین اطلاعاتی در دست کیست و چه میشود؟! خدا میداند.
در کشوری که حسین رونقی ملکی به خاطر معرفی چند پراکسی به زندان می افتد و با وجود وخیم شدن حالش در زندان به درمان دسترسی ندارد چگونه ممکن است چنین پروژه ای این چنین پیشرفته در دسترس عموم باشد؟
من آدم خوش بینی هستم ولی این مورد آنقدر واضح بود که نتوانستم پس از ماهها دست کشیدن از وبلاگ نویسی از اطلاع رسانی در این مورد چشم بپوشم.
گفتن از من بود، خواه پند گیرید خواه ملال!

به امید روزی که امنیت واقعی که ضامن آزادی و آبادی و پیشرفت و امید در میان ایرانیان است در این سرزمین پدیدار شود.

Thursday, February 3, 2011

بیانیه جمعی از اساتید دانشگاههای تهران: هر چه سكوت كنیم ، گرانی ، فقر ، سركوب و اعدام افزایش می یابد

آژانس ايران خبـــــــــــــر : جمعی از اساتید دانشگاههای تهران طی بیانیه ای خاطر نشان كردند كه هر چه سكوت كنیم،نظام متجاوز سركوبی را در تمامی ابعاد به اوج میبرد، نظام ولایت فقیه هر جا كه با خطر اعتراضات مردمی و سرنگونی محتوم روبرو میشود به اعدام های جوانان روی می آورد تا چند صباحی بیشتر به حاكمیت ننگین خود ادامه دهد. پس باید بپا خیزیم . متن كامل بیانیه به شرح زیر میباشد :

هر چه سكوت كنیم ، گرانی ، فقر ، سركوب و اعدام افزایش می یابد
پس باید بپا خیزیم و اكنون در ماه قیام(بهمن) زمان آن فرا رسیده است
دزدی ها و غارتگری های دولت غاصب و كارگزارانش در جنگ و جدالهای درونی خودشان روز به روز بیشتر افشا شده و ابعاد این غارت و چپاول بعد از حذف یارانه ها سیر صعودی به خود گرفته است.
درهمین رابطه دو عضو کمیسیون برنامه و وبودجه مجلس از گزارش جدید دیوان محاسبات کشور خبر دادند که نشان می دهد دولت 11/7 میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از مازاد فروش نفت و اقساط فروش نفت را به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده و بجای اینكه به خزانه كشور واریز شود به جیب احمدی نژاد و دوستانش و مجتبی خامنه ای نور چشمی ولی فقیه ریخته شده است.
با شروع حذف یارانه ها و بالارفتن نجومی قیمتها (طوری كه دیگر حتی نان خالی هم از سفره های ملت محروم ناپدید شده است) اموال و سرمایه های ما به دست غارتگران حاكم به تاراج میرود . نظام حاكم به خوبی میداند كه رفتنی است و نفس های آخرش را میكشد ، بنابراین در حال جمع آوری پول و امكانات و ارسال به كشورهای دیگر است تا اگر ملت ایران نیز با الهام از قیام مردم تونس و مصر به خروش در آمدند ، كوله بار خود را بسته باشند و با پول و امكانات كافی از جیب ما، به كشور دیگری فرار كنند.
بعد از حذف یارانه ها ، در حالی كه دزدی های نجومی كارگزاران حكومتی اوج جدیدی گرفته ، بطوری كه جان ملت محروم از این همه فشار و ناداری به لب رسیده است، نظام حاكم برای مقابله با اعتراضات مردمی و بجای كمك به اقتصاد ور كشته كشور ، برای به سكوت و تسلیم وادار كردن مردم، دست به اعدامهای وحشیانه و حتی قتل عام زندانیان سیاسی كه در اعتراضات عاشورای سال 88 دستگیر شده بودند زده است كه آخرین این سربداران سرفراز آقایان : علی صارمی ، حسین خصری ، جعفر كاظمی و محمد حاج آقایی و خانم زهرا بهرامی بودند.
البته بسیاری را نیز به بهانه ی مواد مخدر اعدام كرده و میكند تا با نشان دادن چنگ و دندان و چشم زهر گرفتن از مردم ایران ، ذلت و سكوت را در كشور ما مستولی كند. این در حالی است كه حتی ملت افغانستان هم بر علیه اعدامهای فزاینده ی دگر اندیشان در ایران و سایر اعدامهایی كه به بهانه مواد مخدر انجام میشود روزانه دست به تظاهرات میزند.
همه میدانند كه ایران بزرگترین صادر كننده ی مواد مخدر است و سپاه پاسداران خود سردمدار تولید و پخش مواد افیونی است. همه میدانند كه در زندانها ، بصورت گسترده مواد مخدر به وسیله مسئولین زندان توزیع میشودت همه میدانند كه به تازگی محموله چند تنی مواد مخدر به ارزش 5میلیون دلار از ایران به سمت ونزوئلا و سایر كشورها كشف شد و عاملان آن هم از سران سپاه پاسداران بودند كه دستگیر شدند. آنگاه ناجوانمردانه به بهانه چند مثقال مواد مخدر جوانان بی پناه ایرانی را كه از روی فقر و ناداری دست به این كار زده اند ، به دار می آویزند تا بدین طریق ترس و وحشت را در جامعه فراگیر كنند و كسی به خود اجازه اعتراض ندهد! چرا كه نظام ولایت فقیه هر جا كه با خطر اعتراضات مردمی و سرنگونی محتوم روبرو میشود به اعدام های جوانان روی می آورد تا چند صباحی بیشتر به حاكمیت ننگین خود ادامه دهد.
پس از سال قبل تا كنون باید طبق تجربه دریافته باشیم كه سكوت و سكون ما به مانند این است كه دزد به خانه حمله كرده باشد و ما بجای اعتراض و فریاد و حمله به سمت غارتگری كه به خانه ما تجاوز كرده است، سكوت كنیم و به روی خود نیاوریم! با چنین شیوه ای دزدان نه تنها مال بلكه جان و نوامیس ما را هم به غارت خواهند برد. كما اینكه تاكنون این تجربه را به عینه دیده ایم. هر چه سكوت كنیم، قیمت ها بالاتر میرود، بنزین یارانه ای ، از 100تومان به 400 تومان رسیده و گرانتر هم خواهد شد. اعدام جوانانمان افزایش می یابد، تعداد زندانیان سیاسی بیشتر میشوند و در یك كلام ، نظام متجاوز سركوبی را از تمامی ابعاد به اوج میبرد، چرا كه كسی جلودار آنان نیست و صاحب خانه در گوشه ای نظاره میكند و بجای اعتراض و حفاظت از شرف و ناموس و اموال خویش، منتظر است كه كسی پا كاری كند و از او صدایی بر نمی خیزد، گویی كه نمیداند كس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما!
پس باید بپا خیزیم و در بهمن ماه امسال طرحی نو در اندازیم و روز 14 بهمن ساعت 3 بعد از ظهر به خیابانها بیاییم و دزدان و غارتگران اموال ملت ایران را افشا كنیم.
جمعی از اساتید دانشگاههای تهران
12بهمن 89

Friday, December 24, 2010

جهت اعتراض به حکم اعدام حبیب لطیفی متن پیشنهاد شده را به آدرسهای ایمیل داده شده بفرستید

SEND SAMPLE LETTER TO STOP EXECUTION OF HABIBOLLAH LATIFIPOUR!


جهت اعتراض به حکم اعدام حبیب الله لطیفی متن پیشنهاد شده را به آدرسهای ایمیل داده شده بفرستید:

Directions: Copy, paste and send this letter to world leaders and int’l org (emails below) to ask them to take urgent action to save the life of political prisoner Habibollah Latifi.

Subject: POLITICAL PRISONER HABIBOLLAH LATIFI IN IMMINENT DANGER OF EXECUTION IN IRAN

Your Excellency,
I ask that you do all you can to save the lives of the political prisoners in Iran and Habib Latifi a political prisoner who is in imminent danger of excecution in Iran. Execution is wrong, and no one should ever be executed for speaking there beliefs and opinions.
According to Rawa reports, judicial authorities in Iran, on Wednesday 22 December, informed the lawyer Saleh Nikbakht, that his client Habib Latifi’s execution date been set for the coming Sunday, 26 december 2010.
We need urgent action to stop this inhumane and savage act.
The policy of lets be silent and see what will happen next is a satanic policy, as Bishop Haik Hovsepian said.
Sincerely,
[YOUR NAME]

Contacts (World Leaders): haguew@parliament.uk, beatriz.lorenzo@maec.es, michael.spindelegger@bmeia.gv.at, kab.bz@diplobel.fed.be, podatelna@mzv.cz, bernard.kouchner@diplomatie.gouv.fr, guido.westerwelle@auswaertiges-amt.de, gpapandreou@parliament.gr, titkarsag.konz@kum.hu, external@utn.stjr.is, minister@dfa.ie, gabinetto@cert.esteri.it, ministry@mid.ru, registrator@foreign.ministry.se, info@eda.admin.ch, info@mfa.gov.tr, imprensa@planalto.gov.br, pm@pm.gc.ca, sg@un.org, npillay@ohchr.org, stewartkb@state.gov, dcpf@mea.gov.in
Extended gov’t & int’l org contacts: michael.spindelegger@bmeia.gv.at, kab.bz@diplobel.fed.be, info@mvp.gov.ba, iprd@mfa.government.bg, ministar@mvpei.hr, minforeign1@mfa.gov.cy, podatelna@mzv.cz, udenrigsministeren@um.dk, vminfo@vm.ee, umi@formin.fi, bernard.kouchner@diplomatie.gouv.fr, inform@mfa.gov.ge, guido.westerwelle@auswaertiges-amt.de, gpapandreou@parliament.gr, titkarsag.konz@kum.hu, external@utn.stjr.is, minister@dfa.ie, gabinetto@cert.esteri.it, segreteria.frattini@esteri.it, mfa.cha@mfa.gov.lv, urm@urm.lt, tonio.borg@gov.mt, secdep@mfa.md, m.verhagen@minbuza.nl, post@mfa.no, DNZPC.Sekretariat@msz.gov.pl, ministro@mne.gov.pt, senec@mne.gov.pt, , miguel.moratinos@maec.es, registrator@foreign.ministry.se, , urgent-action@ohchr.org,Iran_team@amnesty.org


MORE CONTACTS:
William Hague
United Kingdom
Email: haguew@parliament.uk
Beatriz Lorenzo
Spain – Human Rights Office
Email:beatriz.lorenzo@maec.es
Michael Spindelegger
Austria
Email:michael.spindelegger@bmeia.gv.at
Steven Vanackere
Belgium
Email: kab.bz@diplobel.fed.be
Jan Kohout
Czech Republic
Email:podatelna@mzv.cz
Bernard Kouchner
France
Email:bernard.kouchner@diplomatie.gouv.fr
Guido Westerwelle
Germany
Email:guido.westerwelle@auswaertiges-amt.de
George Papandreou
Greece
Email:gpapandreou@parliament.gr
Peter Balazs
Hungary
Email:titkarsag.konz@kum.hu
Ossur Skarpheoinsson
Iceland
Email:external@utn.stjr.is
Michael Martin
Ireland
Email:minister@dfa.ie
Franco Frattini
Italy
Email:gabinetto@cert.esteri.it
Sergey Lavrov
Russia
Email:ministry@mid.ru
Carl Bildt
Sweden
Email:registrator@foreign.ministry.se
Micheline Calmy-Rey
Switzerland
Email:info@eda.admin.ch
Ahmet Davutoglu
Turkey
Email:info@mfa.gov.tr
Luiz Inácio Lula da Silva
President
BR
Email:imprensa@planalto.gov.br
Stephen Harper
Canada – Prime Minister
Email:pm@pm.gc.ca


Ban Ki-moon
Office of the United Nations, Secretary-General
UN
Email:sg@un.org
Navanethem Pillay
Office of the United Nations High Commissioner for Human Rights
Email:npillay@ohchr.org

Kathy Stewart
US Bureau of Democracy & Human Rights
Email:stewartkb@state.gov
S. M Krishna
India
Email: dcpf@mea.gov.in

فوری شماره تلفنهای سازمان ملل جهت اعتراض به اعدام حبیب اله لطیفی
برای اعتراض به حکم ظالمانه اعدام حبیب اله لطیفی از طریق فاکس و تلفن و یا پست الکترونیکی سازمان ملل تماس حاصل و اعتراض خود را از رفتار جنایتکارانه رژیم تهران ابراز نمایید !
Tel : 01805783424865
Fax : 01805684308213

Wednesday, December 22, 2010

Happy Shab-e Chelleh

According to Iranian Mithraism (which is different from the Roman Mithraism) Shab-e Chelleh, is celebration for the end of the darkness and beginning of the emergence of the sun (symbol of Mehr) because Mehr (Mithra) was born to the virgin Anahita who had become earlier pregnant due to swimming in the lake Hamoun, and with Mehr being born darkness will retreat and eventually with the victory of light of Mehr over growing darkness in Tirgan Celebration (celebrating the star out) happiness of people is celebrated with a catchment population and people are happy to pay the Messenger of light (Mehr) managed to beat away the darkness and cold, and once again gave people the opportunity to live.


Hope this Shab-e Chelleh is Messenger for end of darkness and beginning of brightness and beauty and freedom for Iran and Iranians.