Showing posts with label Green. Show all posts
Showing posts with label Green. Show all posts

Sunday, February 7, 2010

فریاد می زنم

برای زندگی حاضر هستم بمیرم
برای زندگی حاضر هستم بمیرم

فریادم نه از درد است نه از بیباکی است. فریادم از سالها سکوت و خفقان و تنهایی است اگرچه باکی ندارم بر آنچه فریاد میزنم ولی دیگر باج نمیدهم. فریاد میزنم تا همه عرصه های زندگی که سالیان درازی است بر من بسته شده و من را مانند تابوتی فولادی در آغوش خود گرفته، باز شوند تا نه تنها نفس بکشم که زندگی کنم و زندگی کردن را مانند هر انسان آزادی لمس کنم.
تا روزی که آزاد شوم فریاد میزنم و فریاد میزنم تا به زندگی برسم اگر هم به زندگی نرسیدم، همین جان ناقابلی را که دارم و تنها سپر و دارایی من است در راه رسیدن به زندگی و آزادی خرج میکنم.

Saturday, January 23, 2010

علی کوچولو دیگه کوچیک نیست



علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
خوشحال نمی شه، با نمره ی بیست
دیپلم گرفته، سربازی رفته،
دنبالِ کاره، هفته به هفته
مادرش قرض داره،
ته برج دائم کم میاره،
رخت می شوره، بند می ندازه،
غم داره بی اندازه،
با بد و خوب می سازه.
تنها دلش می خواد علی
باز بشه کلاسِ اولی...
وای، وای، وای...

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
دنیاش مثل اون کوچه باریک نیست
دستاش خالیه، دلش پر درده،
داره دنبالِ چاره می گرده،
هی کتاب می خونه،
تو اینترنت سرگردونه،
دائم فیلتر می شکونه،
می خونه و می دونه،
اين جا مثل زندونه...
دلش می خواد جادو بشه،
باز علی کوچولو بشه...
وای، وای، وای...

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست،
سرِ راهشه یه تابلوی ایست
یه دانشجوی ستاره داره،
دست از رؤیاهاش برنمی داره
باباش تو زندونه،
علی با مردم تو میدونه،
یه سرودو می خونه،
سر اومد زمستونه،
پیرهنش غرقِ خونه...
تموم می شه کارِ علی
تو دلِ یه گورِ جعلی.
وای،
وای،
وای...



mp3:


Thursday, January 21, 2010

شمار زندانیان سیاسی کرد محکوم به اعدام به ۲۰ نفر رسید

"عدنان حسن پور" و"حبیب لطیفی" دست به اعتصاب غذا زدند.

بنا به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، حکم دوتن از زندانیان سیاسی کرد به نامهای "محمد امین عبداللهی" و "قادر محمد زاده" اهل میرواباد شهر بوکان از 20 و 32 سال زندان دردادگاه تجدید نظر ارومیه به حکم اعدام تغییر یافت .

این دو زندانی سیاسی کرد در میراباد شهر بوکان به اتهام همکاری با احزاب کرد مخالف رژیم دستگیر و مدتی را در بازداشتگاه اطلاعات بوکان نگهداری و سپس به زندان مرکزی ارومیه انتقال داده شدند.

محمد امین عبدالهی 25 ساله، در اولین دادگاهی خود به 20 سال زندان محکوم و به متعاقب این حکم از سوی شعبه 2 دادگاه تجدید نظرارومیه روز شنبه 26 دیماه به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "محاربه" به اعدام محکوم شد.

همچنین قادر محمد زاده زندانی سیاسی کرد 32 ساله نیز که دراولین دادگاهی خود به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف نظام به 32 سال زندان حکم داده شده بود همزمان با دادگاهی محمدامین و در همان دادگاه تجدید نظر به اعدام شدت و افزایش یافت .

شایان ذکر است محمد امین عبدالهی فرزند اسماعیل و محمد قادر زاده فرزند بایز که هر دو اهل میراباد شهر بوکان میباشند در مدت بازداشت خود در زندان اداره اطلاعات بوکان تحت شدیدترین شکنجههای جسمی قرار گرفتهاند..

گفتنی است هم اینک با صدور حکم اعدام این دو زندانی سیاسی کرد شمار زندانیان سیاسی و مدنی کردمحکوم به اعدام در ایران به 20 نفر رسیده است که اسامی آنها به شرح ذیل میباشد.

۱- زینب جلالیان - اهل ماکو - زندان کرمانشاه - اعدام،
۲- شیرکو معارفی - اهل بانه - زندان سقز - اعدام،
۳- حبیب لطیفی - اهل سنندج - زندان سنندج - اعدام ،
۴- سامی حسینی - اهل سلماس - زندان اورومیه - اعدام،
۵- جمال محمدی - اهل سلماس - زندان اورومیه - اعدام،
۶- رستم ارکیا - اعدام ،
۷- رشید آخکندی - اعدام،
۸- حسین خضری - اهل اورومیه - زندان اورومیه - اعدام،
۹- فرزاد کمانگر - اهل کامیاران - زندان اوین تهران - اعدام،
۱۰- علی حیدریان - اهل سنندج - زندان اوین تهران - اعدام ،
۱۱- فرهاد وکیلی - اهل سنندج - زندان اوین تهران - اعدام،
۱۲- مصطفی سلیمی - اهل سقز - زندان سقز - اعدام،
۱۳- انور رستمی - اعدام ،
۱۴- ایرج محمدی - اهل میاندوآب - زندان اورومیه - تیرباران،
۱۵- محمد امین آگوشی - اهل پیرانشهر - زندان اورومیه - تیرباران،
۱۶- احمد پولادخانی - اهل پیرانشهر - زندان اورومیه - تیرباران،
۱۷- حسن طالعی - اهل ماکو - اعدام،
۱۸- شیرین علم هویی - اهل ماکو - زندان اوین – اعدام
۱۹- محمد امین عبداللهی اهل میرواباد شهر بوکان، زندان ارومیه ،اعدام
۲۰- قادر محمد زاده اهل میرواباد شهر بوکان، زندان ارومیه ،اعدام.

"عدنان حسن پور" و"حبیب لطیفی" دست به اعتصاب غذا زدند

کوردستان و کوردنیوز: بنابه خبر رسیده به کوردستان و کورد نیوز مسئولین زندان مرکزی سنندج ،دو تن از زندانیان سیاسی کرد به اسامی "حبیب لطیفی" دانشجو و فعال سیاسی محکوم به اعدام و "عدنان حسنپور" روزنامه نگار محکوم به 10 سال زندان را در پی اعتراض آنها به تفتیش وسایل شخصیشان توسط زندانبانان این زندان و همچنین اعتراض به یورش این زندانبانان به زندانیان بند و ضرب و شتم زندانیان به سلول انفرادی انتقال دادند.
خبر رسیده به کوردستان و کورد نیوز حاکی از آنست که این دو زندانی سیاسی کرد بدنبال انتقال به سلول انفرادی در زندان مرکزی سنندج از روز دوشنبه 28 دیماه دست به اعتصاب غذا زده اند.
حبیب الله لطیفی دانشجوی حقوق دانشگاه ایلام حدود25 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی رژیم ایران به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف نظام بازداشت و به اعدام محکوم شد .
عدنان حسن پور روزنامه نگار کرد هفته نامه ئاسو در تاریخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ دستگیر و در تاریخ ٢٢ خرداد در دادگاهی غیر علنی به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی"، " جاسوسی" و "محاربه" محاکمه و ابتدا به اعدام محکوم شد،
حکم نامبرده پس از اعتراض و تلاشهای بسیار نهادهای مدنی و به ویژه حقوق بشری برای الغای این حکم غیر انسانی و ناعادلانه به حکم سنگین مجازات 10 سال زندان تغییر یافت .

به نقل از کوردستان و کورد نیوز

Tuesday, September 15, 2009

خبر مهم - میرحسین هم روز قدس می‌آید


یک منبع نزدیک به میرحسین موسوی به «موج سبز آزادی» خبر داد که او گفته است در راهپیمایی روز قدس حاضر خواهد شد و با مردم سبز در اعتراض به خشونت‌طلبان و سرکوب‌گران همراهی خواهد کرد.

به گفته‌ی این منبع موثق، به احتمال زیاد میرحسین به زودی بیانیه‌ای را نیز با موضوع دعوت از مردم برای شرکت در راهپیمایی روز قدس منتشر خواهد کرد.

منبع: موج سبز آزادی

Saturday, September 12, 2009

یادی از مرغ سحر


مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نو بهار است گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این بیشتر کن بیشتر کن بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن


(روانشاد ملک الشعرای بهار)


Tuesday, July 28, 2009

Iran protesters were arrested, beaten and raped

Arrested, beaten and raped: an Iran protester's tale



Afshin, a shopkeeper from south-west Iran, alleges that one of his friends was beaten and repeatedly raped after being arrested at an opposition rally after last month's disputed election. He gave this account to Esfandiar Poorgiv, a journalist and academic. It is published here as part of the Guardian's project to trace those killed and detained during the unrest. The Guardian has been unable to independently verify the account

He came to my shop around 10.30am. You could tell straight away that he had just been released. His face was bruised all over. His teeth were broken and he could hardly open his eyes.

He was not even into politics. He was just an ordinary 18-year-old in the last year of school. Before the election he came to me and asked how he should vote. He looks up to me. His father is an Ahmadinejad supporter.

He had gone home directly after his release, but his father did not let him in. He didn't mention he had been raped. At first, he didn't tell me either. It was the doctor who first noticed it and told me.

When he came to my shop he collapsed in a chair. He said he had nowhere to go and asked if he could stay with me. I called a friend of mine who is a doctor to come home and see him. Then I brought him home.

His shoulder blades and arms were wounded. There were some slashes on the face. No bone fractures, but he was bruised all over the body. I wanted to take some photos but he did not let me. The doctor said only four of his teeth were intact, the rest were broken. You could hardly understand what he said.

Then the doctor told me what had happened. He had suffered rupture of the rectum and the doctor feared colonic bleeding. He suggested we take him to the hospital immediately.

They registered him under a false name and with somebody else's insurance. The nurses were crying. Two of them asked what sort of beast had beaten him up like that. He was a broken man. He told us not to waste our money on him, and that he would kill himself.

He was arrested in Shiraz on 15 June, the Monday after the election. Some sturdy young men made a human shield around the demonstrators. He was among them. He said he managed to hit some of the anti-riot police. But then they caught him and beat him up.

"I was kept in a van till evening that day and then transferred to a solitary cell where I was kept for two days," he said. "Then I was repeatedly interrogated, beaten and hung from a ceiling. They call it chicken kebab. They tie your hands and feet together and hang you from the ceiling, turning you around and beating you with cables.

"They gave us warm water to drink and one meal a day. Repeated smacking was a regular punishment. In interrogations, they kept on asking if I was instructed from abroad. I believed I was going to be sent from the detention centre to prison. But they sent me to where they called Roughnecks' Room. There were some other youths of my age in there. I asked a guard why I am not sent to prison and the reply was: 'You have to be our guest for a while.'

"I refused to confess during interrogations. They said: 'Ask your friends what we'll do to you if you don't co-operate.' Others in the room were also arrested on 15 June. I was tempted to confess at this point but I didn't. On the third and fourth day, they beat me up again. They insisted we were instructed from abroad. I kept on saying we were only protesting for our votes.

"It was on Saturday or Sunday that they raped me for the first time. There were three or four huge guys we had not seen before. They came to me and tore my clothes. I tried to resist but two of them laid me on the floor and the third did it. It was done in front of four other detainees.

"My cell mates, especially the older one, tried to console me. They said nobody loses his dignity through such an act. They did it to two other cell mates in the next days. Then it became a routine. We were so weak and beaten up that could not do anything.

"Then the interrogations started again. They said: 'If you don't come to your senses we will send you to Adel Abad [another prison in Shiraz] to the pederasts' section so that you receive such treatment every day.' I was so weak I did not know what to say. Then they asked for my contacts. I told them I had no contacts and I was informed about the demonstrations through the internet.

"The same routine was continued till this morning when I was released. In the last week, there was no interrogation, no beating. Only rape and solitary confinement."

This is what he recounted. But he couldn't articulate quite like this. He was in much physical and mental pain as he talked. I asked him to tell his story in the hope of making a difference to those still detained.

Source: Guardian

Thursday, July 23, 2009

بمب سبز؛ روشی برای مبارزه ی مسالمت آمیز

در راستای تلاش برای یافتن ایده های جدید برای مبارزه ی بدون خشونت، همراه با تعدادی از دوستان، ایده ی شعار نویسی سریع را به تمامی دوستان عرضه میکنیم.
یک بسته رنگ سبز روغنی تهیه کنیم. رنگ روغنی که برای کارهای ساختمانی استفاده میشود، در بسته بندی به شکل سطلهای دربسته در مغازه های لوازم ساختمانی به فروش میرسد. سپس مقداری از آن (به اندازه ی یک لیوان) را در یک کیسه فریزر بریزیم. بعد، هوای داخل کیسه را خارج کنیم و آن را به صورتی که فشار زیادی داشته باشد و آماده ی ترکیدن باشد گره بزنیم.
اکنون یک گلوله ی کوچک سبز داریم که به محض برخورد به دیوار می ترکد.
میتوانیم تعدادی از این کیسه های کوچک آماده کرد و آنها را روی آسفالت خیابان یا به طرف ساختمانهای دولتی و مخصوصا بانکها پرتاب کنیم. می توان آن را به ارتفاع بیش از دو متر پرتاب کرد که دست کسی به آن نرسد.

مراقب دوربین های مداربسته باشید.

مزایا:
مانند قطع برق نیاز به هماهنگی میلیونی ندارد وقت گیر نیست و هر زمان میتواند انجام شود.
کم هزینه است و مانند روشن کردن چراغ در روز، نیست که موجب آزار و اذیت نیروهای سرکوبگر شود اثر آن مشهود است (در تلاش برای قطع برق، دولت برق تمامی صنایع را قطع کرد تا اثر کار ما را خنثی کند) و تاحدودی موفق شد مردم را درگیر میکند اما باعث هزینه دادن از سوی افرادی که مشارکت نکرده اند نمیشود، از این لحاظ از قطع برق جذاب تر است.
توجه کنید هنگام خرید رنگ و آوردن آن به منزل از پوشش لازم استفاده کنید.
لطفا اطلاع رسانی کنید، هدف ما این است که تا چهلم ندا کل شهر به صورت مشهود سبز شود.

پیروز باشید!

Saturday, June 27, 2009

کدامیک اغتشاشگر هستند؟

Which one of them make disturbance?

خودتان قضاوت کنید.
You judge yourself.

اینها:

These:





یا اینها:

Or these: