Showing posts with label Election. Show all posts
Showing posts with label Election. Show all posts

Wednesday, November 3, 2010

جوکهای قانون اساسی

اصل پنجاه و ششم قانون اساسیحاكمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاكم ساخته است و هیچ‌كس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب كند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.
اصل نهم قانون اساسی: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی كشور از یكدیگر تفكیك ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران كمترین خدشه‌ای وارد كند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور آزادی‌های مشروع را هر چند یا وضع قوانین و مقررات سلب كند.
 اصل بیست سوم قانون اساسیتفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌كس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
 اصل بیست و چهارم قانون اساسی: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می‌كند.
اصل بیست و پنجم قانون اساسیبازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها،‌استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.
اصل سی و دوم قانون اساسی: هیچ‌كس را نمی‌توان دستگیر كرد مگر به حكم و ترتیبی كه قانون معین می‌كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذكر دلایل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداكثر ظرف مدت 24 ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاكمه در اسراع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.
اصل سی و هشتم قانون اساسیهرگونه شكنجه برای گرفتن اقرار برای كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت،اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل قانون مجازات می‌شود.
 اصل سی و ششم قانون اساسی: حكم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
 اصل سی و پنجم قانون اساسی: در همه دادگاه‌ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وكیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وكیل را نداشته باشند باید برای آنها امكانات تعیین وكیل فراهم گردد.
 اصل یكصد و شصت‌و هشتمرسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی‌ است و با حضور هیات منصفه در محاكم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب شرایط، اختیارات هیات منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون براساس موازین اسلامی معین می‌كند.
اصل بیست و هفتم قانون اساسی: تشكیل اجتماعات وراهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است..

Saturday, January 23, 2010

علی کوچولو دیگه کوچیک نیست



علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
خوشحال نمی شه، با نمره ی بیست
دیپلم گرفته، سربازی رفته،
دنبالِ کاره، هفته به هفته
مادرش قرض داره،
ته برج دائم کم میاره،
رخت می شوره، بند می ندازه،
غم داره بی اندازه،
با بد و خوب می سازه.
تنها دلش می خواد علی
باز بشه کلاسِ اولی...
وای، وای، وای...

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
دنیاش مثل اون کوچه باریک نیست
دستاش خالیه، دلش پر درده،
داره دنبالِ چاره می گرده،
هی کتاب می خونه،
تو اینترنت سرگردونه،
دائم فیلتر می شکونه،
می خونه و می دونه،
اين جا مثل زندونه...
دلش می خواد جادو بشه،
باز علی کوچولو بشه...
وای، وای، وای...

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست،
سرِ راهشه یه تابلوی ایست
یه دانشجوی ستاره داره،
دست از رؤیاهاش برنمی داره
باباش تو زندونه،
علی با مردم تو میدونه،
یه سرودو می خونه،
سر اومد زمستونه،
پیرهنش غرقِ خونه...
تموم می شه کارِ علی
تو دلِ یه گورِ جعلی.
وای،
وای،
وای...



mp3:


Friday, October 16, 2009

حامد روحی نژاد زندانی محکوم به مرگ : دستگیر شدم تا در آینده، قربانی نتایج انتخاباتم کنند


حامد روحی نژاد، زندانی جوان و بیماری است که بسیار پیش از انتخابات توسط نیروهای امنیتی به اتهامات واهی بازداشت می شود.
به گزارش هرانا ، این زندانی با بروز اعتراضات گسترده مردمی پس از انتخابات در ایران از سوی دستگاه امنیتی انتخاب و با وعده و تهدید مجبور میشود نمایشی را در مقام مجرم در دادگاههای حوادث پس از انتخابات ایفا کند که نهایتاً منجر به صدور حکم اعدام برای وی می شود، نامبرده با ارسال نامه ای به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از فریب خوردن و قربانی شدن خود در یک سناریوی امنیتی خبر می دهد. نامه مورد اشاره عیناً در پی می آید :

اینجانب حامد روحی نژاد فرزند محمدرضا که در شعبه 28 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده ام، شرحی از زندگی و وضعیت خود را در پی مینویسم.

وقتی زندگی در کوچه پس کوچه های جنوب شهر تهران، چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد و آنهم با حقوق ناچیز پدری که با سختی بیش از حد و حصر برای تهیه لقمه ای نان از صبح علی الطلوع تا آخر شب به سخت ترین کارها تن در می داد، تا حدی که گهگاه قادر به دیدن روی پر از درد پدر نبودیم.

گذران بزرگ شدن در میان کودکانی که همگی در فقر و نداری، آه در بساط نداشتند، خاطره ای نیست که بتوان آن را از ذهن پاک کرد، اما سخت تر از آن، سخت تر از همه این وقایع، دستان ترک خورده مادری بود که با آب سرد به شستشو مشغول بود اما خم به ابرو نمی آورد و تمام هم و غمش این بود که کوچکترین سختی در زندگی به ما وارد نشود و با نوازش ها و بوسه هایش، بار ناملایمات و نابرابری ها را به جان میخرید و برای من نیز شرم و عذاب آورترین روز، روز پدر و یا روز مادر بود که تمام کوچه ها و خیابان ها را به دلهره میگذراندم تا که شاید با پولی ناچیز که آن هم از خودشان قرض گرفته بودم، برایشان هدیه ای کوچک تهیه کنم.

بار فقر و سختی های یک خانواده کارگر از سویی و ابتلا به "بیماری ام اس" و مخارج طاقت فرسای آن، مرا به آنجا سوق داد که برای رهایی از این همه سختی، راهی خارج از کشور شوم. تا باری گرانتر از غم نان بر دوش خانواده نگذارم و خرج مداوا را بر آنها تحمیل نکنم.

برای رفتن به اروپا یا آمریکا راهی سفر شدم، متاسفانه سر از عراق درآوردم، قاچاقچیان انسان، همه پولم را گرفتند. در اربیل 4 ماه در زندان ماندم. سپس آزاد شدم و به ناچار در یکی از رستورانهای آنجا شروع به کار نمودم و شب و روز کار کردم تا بتوانم پولی فراهم کنم اما شدت بیماری و آوارگی در غربت دوباره مجبورم کرد به ایران بازگردم، البته برگشتن من کاملا قانونی و با هماهنگی وزارت اطلاعات بود.

بعد از بازگشت به "اطلاعات" رفتم و همه داستان سفر را گفتم و آنها هم بعد از شنیدن به من گفتند، "تو مرتکب هیچ جرمی نشده ای و میتوانی به دانشگاه بازگردی"، اما متاسفانه ده ماه بعد یعنی در تاریخ 14 اردیبهشت 88 دستگیر شدم تا در آینده قربانی نتایج انتخاباتم کنند.

در مدت بازداشت در بازداشتگاه 209 اوین، حدود 40 روز انفرادی و احاطه شدن در یک چاردیواری، جز خواندن قرآن و نهج البلاغه و یاد خدا، هیچ چیز نمی توانست مانع پیشرفت بیماری ام شود، علیرغم وعده های بازجو و همیارانش، آنچنان به شکنجه و مرگ تهدید میشدم که گویا جزای خروج از کشور تنها مرگ است، شدت فشارها در آن حد بود که در برهه ای از دوران بازداشت، سمت راست بدنم تقریباً 80 درصد از حس خود را از دست داده بود و من افلیج زمان را سپری میکردم، که البته چشم راستم به همین صورت مقدار زیادی از بینایی اش را از دست داد، اما در هر صورت به خواست خدا حس دست و پا و بدنم تا حد زیادی بازگشت اما تاری چشمم کماکان به قوت خود باقیست و مشکل بینایی ام مانع از روئیت صحیح دور و برم میشود. در این مدت با عجز و لابه، التماس و همینطور با نوشتن درخواست و نامه از رئیس و همچنین پزشک بازداشتگاه خواستم وضعیت من بررسی شود، کوچک ترین پیگیری در مورد من صورت نگرفت و نه تنها چنین نکردند بلکه با همان وضعیت فلاکت بار و لنگان لنگان مرا به دادگاههای علنی بردند و حتی در این وضعیت روحی و جسمی بسیار بد از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده ام محروم بودم بطوریکه حتی از زندانی بودن در عراق و شکنجه شدید شدن در آنجا برایم هولناک تر بود. اما سخت ترین دوره بازداشت زمانی بود که صدای گریه مادران دربند برای دوری از فرزندانشان و هق هق پدران که مدتها بود از بوسیدن فرزندان خود محروم بودند به گوش می رسید.

یک روز پس از پایان انتخابات، تازه فهمیدم که انتخابات برگزار شده، بی خبر از فضای بیرون و در دریای خروشان اعتراضات مردمی با وعده و وعید مرا به جلسات دادگاه معترضان به نتایج انتخابات بردند، در حالی که هیچ ربطی به انتخابات نداشتم. اما بنا به خواست بازجویان اطلاعات و برای اینکه حق حیات و زندگی ام را از آنها بگیرم در دادگاه حاضر شدم و خواسته های آنها را بر کاغذ آورده و بعنوان اعمال خودم ثبت نمودم.

اما امروز بعنوان یک زندانی سیاسی اعلام میدارم که عضو هیچ گروه و حزبی نبوده ام و هیچ ارتباطی با انتخابات ریاست جمهوری نداشته ام، هرگونه وابستگی را به جریان موسوم به نام انجمن پادشاهی رد نموده و اتهامات وارده را بر خود را کذب محض میدانم.


حامد روحی نژاد

زندان اوین


برگرفته از: هرانا ؛ خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

Sunday, August 16, 2009

خبر تکان‌دهنده‌ای از زندان اوین درباره هنگامه شهیدی

روزنامه‌نگار، پای طناب دار


یک منبع مطلع در گفت‌وگو با خبرنگار «موج سبز آزادی» از شیوه‌ی تکان‌دهنده‌ی بازجویان برای شکنجه‌ی یکی از روزنامه‌نگاران زندانی خبر داد.

به گزارش «موج سبز آزادی» این منبع موثق که نخواست نامش و نحوه‌ی کسب اطلاعش از این موضوع فاش شود، خبر داد که بازجویان برای اینکه هنگامه شهیدی را بشکنند، در یک اقدام آشکارا غیر قانونی و غیر انسانی، به او حکم دروغین اعدام را ابلاغ کرده‌اند.

این گزارش حاکی است بازجویان برای اینکه این بلوف را واقعی جلوه دهند، این روزنامه‌نگار زن زندانی را چند بار تا پای طناب دار نیز برده‌اند و طناب را به گردن او انداخته‌اند.

این در حالی است که خانم شهیدی از یک بیماری قلبی رنج می‌برد و خانواده‌ی او بسیار نگران سلامتی وی هستند.

هنگامه شهیدی سه شنبه شب گذشته بعد از مدت‌ها اجازه یافته بود با خانواده‌اش تماس بگیرد و برای دقایقی با مادرش صحبت کند. مادر خانم شهیدی در گفت‌وگوها از صدای گرفته‌ی او در این تماس تلفنی خبر داده بود.

خانم شهیدی از روزنامه‌نگاران باسابقه سیاسی است که در حزب اعتماد ملی نیز عضویت دارد.

«موج سبز آزادی» خاطرنشان می‌کند که بی‌تردید از صحت و دقت خبرهایی که بدون ذکر صریح نام منبع می‌زند، کسب اطمینان کرده است. اما عموم خوانندگان و علاقه‌مندان نیز شرایط دشوار کنونی و لزوم حفظ هویت و امنیت منابع این‌گونه اخبار را درک می‌کنند. ما اعتماد خوانندگان و امنیت منابع خبری را از سرمایه‌های «موج سبز آزادی» می‌دانیم و به حفظ توأمان هر دو مورد به عنوان وظیفه‌ی خود نگاه می‌کنیم.

Monday, June 29, 2009

Saturday, June 27, 2009

کدامیک اغتشاشگر هستند؟

Which one of them make disturbance?

خودتان قضاوت کنید.
You judge yourself.

اینها:

These:





یا اینها:

Or these:






Wednesday, June 17, 2009

محسن مخملباف در مصاحبه با روز اعلام کـرد: حـمـایـت پـارلـمـان اروپـا از مردم ایران

محسن مخملباف دیروز به همراه مرجان ساتراپی، فیلمساز ایرانی مقیم فرانسه با نمایندگان پارلمان اروپا ملاقات کرد. در این دیدار که در بروکسل انجام شد، این دو هنرمند سرشناس ضمن تشریح حوادث اخیر ایران، خواستار حمایت پارلمان اروپا از اعتراض مدنی مردم ایران شدند. محسن مخملباف در مورد نتیجه این دیدار به روز می گوید: آنان حمایت خود را از مبارزه مدنی مردم ایران اعلام کردند.

مخملباف می افزاید: ما دو جلسه داشتیم؛ در این جلسات برای نمایندگان پارلمان اروپا تشریح کردیم که جمعه شب آقای موسوی برنده انتخابات بودند، اما بعد کودتایی اتفاق افتاد و گفته شد که انقلاب سبز برای ما قابل قبول نیست. بعد هم تلویزیون، در حالیکه احمدی نژاد را برنده اعلام می کرد، خبر داد که تجمع بیش از 4 نفر مجاز نیست. این یعنی کودتا؛ والا چطور اکثریت می توانند رای بدهند ولی حق ندارند خوشحالی شان را ابراز کنند؟

وی ادامه می دهد: به نمایندگان پارلمان اروپا گفتیم که بعد از این اتفاق، مردم برای اعتراض به خیابان ها آمدند تا بپرسند رایشان چه شده است، اما اعتراض مدنی و مسالمت آمیز آنان با سرکوب رو به رو شده است. مردم تحت فشار شدیدی قرار گرفته اند، نیروهای نظامی و احمدی نژاد که پشت او به ایت الله خامنه ای است، منافذ خبری را بسته اند، روزنامه ها را توقیف کرده اند. فعالان و روزنامه نگاران بسیاری را دستگیر کرده اند. اینترنت قطع شده؛در خیابان ها مردم را به گلوله بسته اند... وآقای موسوی هم به عنوان منتخب این مردم، هیچ میکروفن یا دوربینی در اختیار ندارد و مردم نمی دانند او چه می گوید. تلویزیون هم در خدمت آقای احمدی نژاد و رهبر است.

مخملباف در توضیح علت این دیدار می گوید: همان طور که به آنها گفتیم دراین شرایط، هنرمندان نمی توانند در برابر یک اتفاق ملی ساکت بنشینند. امروز هر کسی سفیر ایران است تا به مردم جهان بگوید که در داخل کشور چه می گذردومردم در چه شرایط دشواری هستند.

مخملباف سپس می افزاید: ما در دیدارهایمان برای نمایندگان پارلمان اروپا توضیح دادیم که احمدی نژاد کاندیدای کودتاست و ما حتی مطمئن نیستیم که انتخاب وی در دور اول هم درست بوده باشد. وی حتی در دوره شهرداری هم در شرایطی انتخاب شد که از 5 میلیون مردم شهر تهران تنها 300 هزار نفر در انتخابات شوراها شرکت کرده بودند. یعنی منتخبین آن 300 هزار نفر اورا به شهرداری تهران رساندند. احمدی نژاد در دور اول ریاست جمهوری هم با تقلب انتخاب شد و اینک با کودتا. اما مردم ایران در 4 سال ریاست جمهوری او دیدند که وضع تا چه اندازه به وخامت گراییده و چگونه درآمد هنگفت نفت، به حساب ملت نرفته و در عوض از یک سو آزادی های اجتماعی و فردی محدود واز سوی دیگر چهره ایران در جهان مخدوش شده است.

اما نتیجه این سخنان چه بود؟ مخملباف پاسخ می دهد:آنها از ما پرسیدند شما چه می خواهید؟ ما هم گفتیم رای گیری مجدد، تحت نظارت نهادهای بین المللی. نمایندگان سبزها با این پیشنهاد موافق بودندو نمایندگان دیگر هم قرار شد تا 5 شنبه نظر نهایی خود را بگویند. در این دیدارها همچنین خانم ساتراپی برای آنان توضیح داد که مردم ایران امروز دموکراسی می خواهند و غرب اگر به این موضوع توجه نکند خون های بیشتری ریخته خواهد شد. مردم ایران صلح طلب هستند. ما بمب اتمی نمی خواهیم؛ صلح می خواهیم.

محسن مخملباف و مرجان ساتراپی دیروز بعد از این دیدارها در چند کنفرانس مطبوعاتی نیز شرکت کردند که با شرکت تعداد زیادی از روزنامه نگاران جهان برگزار شد. خبر این دیدار از کانال های مختلف تلویزیونی در اروپا و آمریکا پخش شد و بسیار از کانال های تلویزیونی، به ویژه این بخش از سخنان مخملباف را باز پخش کردند که از مرگ و دستگیری ها در ایران می گفت و اینکه ملت ایران خواستار دموکراسی است و این خواست باید مورد حمایت کشورهای غربی قرار گیرد.

برگرفته از: روز


Tuesday, June 16, 2009

رهبر مجددا احمدی نژاد را "رییس جمهور منتخب" نامید


تجمع اعتراضی مردم در مقابل تلویزیون

روز سه شنبه تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشورهمچنان شاهد تجمعات گسترده مردمی بود. در تهران در حالی که سازمان تبلیغات اسلامی از طرفداران همه نامزدها خواسته بود تا برای واکنش به "گسترش ناامنی" در کشور در میدان ولی عصر تجمع کنند، طرفداران کاندیداهای اصلاح طلب با حضور در خیابان های منتهی به میدان ونک، از خیابان شهیدبهشتی (عباس آباد) تا میدان ونک در سکوت راهپیمایی کردند. این افراد که در ابتدا چند صدتن بودند، پس از چند ساعت به دهها هزار نفر رسیدند و اندک اندک به سوی صداو سیمای جمهوری اسلامی رفتند.

این تجمع به صورت کاملا خودجوش و کاملا آرام برگزار شد.

حضورگسترده مردم در حدفاصل میدان ونک تا چهار راه پارک وی در حالی صورت می گیرد که تلفن های همراه قطع بوده و امکان پیام رسانی در بین تظاهرکنندگان و علاقه مندان به حضور در این تجمع وجود نداشت.

مهدی کروبی و فائزه هاشمی درجمع تظاهرکنندگان حاضر شده و با آنان سخن گفتند. تجمع هواداران موسوی وکروبی در حالی برگزارشده بود که موسوی پیش از این گفته بود که در تجمع امروز هواداران خود – که پیشتر عده ای از مردم به طور خودجوش اعلام کرده بودند در میدان ولی عصر صورت خواهد گرفت – حاضر نخواهد شد. میرحسین موسوی این موضع گیری را پس از آن انجام داد که در پی پخش شدن این خبر که عده ای از هواداران وی قصد تجمع در میدان ولی عصر را دارند، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام کرد از طرفداران همه کاندیداها برای اعلام مخالفت با دشمنان کشور و عوامل نامنی در میدان ولی عصر دعوت می کند و پس از آن، برخی سایت های نزدیک به موسوی از مردم خواستند برای جلوگیری از تصادم و خشونت در تجمع مزبور حاضر نشوند.

به گزارش خبرنگار روز در میان جمعیت، بسیاری از شرکت کنندگان تلاش می کردند که کسی شعاری برعلیه فرد و یا دستگاه و نهادی خاص ندهد تا بدین ترتیب بهانه ای برای برخورد به نیروهای امنیتی که کوچه های منتهی به این تجمع را به اشغال خود درآورده بودند ندهند. به گفته وی هر کسی که می خواست کاری را به صورت فردی انجام بدهد به سرعت از سوی بقیه به آرامش دعوت می شد.

از سوی دیگر، در تجمع انجام شده در میدان ولی عصر، تعداد بسیار کمتری از افراد در مقایسه با حاضران در تجمع مقابل صدا و سیما حاضر شدند که اگرچه بیشتر آنها طرفداران احمدی نژاد بودند، واما بخشی از آنان نیز هواداران موسوی بودند.


رهبر: همه در مقابل خرابکاری بایستند

هواداران کاندیداها در حالی در خیابان های شهرحضور داشتند که آیت الله خامنه ای در سخنانی که درجمع نمایندگان کاندیداهای ریاست جمهوری داشت گفت که او به مسوولین اعتماد می کند اما این اعتماد باعث نمی شود که اگر شبهه ای در ذهن کسانی است آشکار نشود وحقیقت بررسی نشود. او در عین حال ذکر رای "24 میلیونی یک طرف" در برابر رای "14 میلیونی طرف دیگر" و استفاده از عبارت "رئیس جمهور منتخب" در اشاره به محمود احمدی نژاد، بار دیگر به طور غیرمستقیم بر اعتقاد خود به پیروزی او مهر تایید زد.

آیت الله خامنه ای در سخنرانی تلویزیونی خود درجمع نمایندگان کاندیداها گفت که خبرهای خبرگزاری خارجی راطی روزهای گذشته دنبال کرده است. وی اظهارداشت: "در بعضی از تلویزیون های خارجی صفوف مردم را نشان دادند. این را خراب نکنید. این را مخدوش نکنید. رای دهندگان -هم کسانی که به نامزد منتخب رای داده اند وهم کسانی که رای نداده اند- اینها همه شان در ایجاد این حماسه بزرگ سهیم بوده اند. ما این وحدت و نگاه کلان را فراموش نکنیم." رهبر ایران از دو طرف خواست که ملاحظات و مراقبت هایی را در رفتارهایشان داشته باشند: " تحمل پیروزی کار آسانی نیست و تحمل عدم پیروزی داشتن هم کار آسانی نیست. ظرفیت پیروزی و عدم پیروزی داشتن کار مهمی است. البته کسانی هستند که این وحدت را نمی خواهند. حوادثی پیش می آید که به هیچ دو گروه ربطی ندارد. این مربوط به افرادی است که نمایش این وحدت را نمی خواهند."

وی با توجه به رخدادهای گذشته اظهار داشت: "همه باید دربرابراین خرابکاری بایستند. مبادا کسی توهم و تصور کند که این مربوط به این است که اینها طرفدار کدام کاندیداهستند. اینها کسانی هستند که با اصل نظام مخالف هستند وطرفدار اغتشاش وتشنج هستند. اگر نتایج انتخابات غیر از این هم می شد بنده به صورت اطمینان می توانم بگویم بازهم این حوادث پیش می آید. امنیت کشور را هدف گرفته اند. (طرفداران کاندیداها) هرکاری که تشنج آفرین باشد نکنند. یعنی همدیگر را عصبانی نکنند. نه آن کسانی که نامزد مورد علاقه شان پیروز شده ونه آن کسانی که نامزد مورد علاقه شان رای نیاورده."

درمیان افرادی که در جلسه با رهبری حضور داشتند چهره افرادی چون اعظم طالقانی، مرتضی الویری، دانش جعفری، منتجب نیا، و طلایی نیک به چشم می خورد.

برگرفته از: روز


Wednesday, June 10, 2009

من هم رای میدهم

به دلیل اینکه،
در این میان دو نفر صحبت از دفاع از اقلیتهای بومی و مذهبی و جنبشهای مدنی میزنند،
سه نفر صحبت از پیشرفت اقتصادی از راه تولید میزنند،
اینها فشار جامعه است که آنها را وا داشته مواضع خودشان را تغییر بدهند، بر عکس احمدی نژاد حاضر نیست تن به هیچ تغییری در خود برای مردم بدهد.
من رای میدهم چون میخواهم اندکی فضا باز شود تا جنبشهای مدنی بهتر بتوانند حرکت کنند چون دموکراسی را اینها میسازند بویژه در این هنگام که این همه مستقل و پویا و پر جوشش شده اند.
من رای میدهم تا اندکی فضا باز شود تا بتوانم دموکراسی را در کشورم بگسترانم. مشکل اکثر ایرانیها همینجا ست که از آنها (اشخاص حکومتی و دولتی) انتظار دارند دموکراسی بیارند. هنوز ما نیازهایمان را میخواهیم از حکومت طلب کنیم. پس خودمان چه کاره ایم؟ من میخوامه جامعه ام را خودم و مردمم با هم اداره کنیم نه یک قشر خاص که هر کاری خواستند بکنند.
اینکه ما در خانه بنشینیم و اداره مملکت را تنها به حکومت بسپاریم، زمینه دیکتاتوری فراهم میشود. برای همین است که در کشورهای پیشرفته دموکراسی برقرار است. و این دموکراسی محصول تلاش مردم و سازمان های غیر دولتی (NGO) است نه نظام پدرسالاری.
من تصمیم گرفتم در این انتخابات شرکت کنم و به آن کسی رای بدهم تا بلکه بشود کمی فضا بازتر بشود و جنبشهای مدنی را تقویت کرد و مردم را وارد جنبشهای مدنی کرد تا گروههای انقلابی.
اگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
همه مردم با هم باشند

اگر هر کس به خود بگوید:
من ایرانم را آزاد میکنم

اگر آزادی میخواهی باید برای آن تلاش کنی، آزادی چیزی نیست که کسی آن را از روی طاقچه برداشته و بیاورد و به تو بدهد.
آزادی آن زمان پدیدار میشود که برایش تلاش شود پس بهتر است با حفظ فرصتها، فرصتهای گسترده تری ایجاد کرد نه اینکه محدودتر کرد.
باید مردم را تشویق به تلاش کردن کرد و مردم زمانی وارد صحنه میشوند که حس کنند شرایط مساعد است.
من دارم میبینم ثانیه های زندگیم به بیهودگی سپری میشود بدون آنکه چیزی دستم را گرفته باشد.
اگر هم بخواهم اعتراض کنم که مردم حمایت نمیکنند مگر این همه زندانی در زندانهای جمهوری اسلامی آیا مردم ایران برای آزادی آنها تلاش میکنند؟ اگر تلاش میشود، چند درصد از مردم تلاش میکنند؟
چند درصد برای همبستگی با دیگر هم میهنان تلاش میکنند؟
من در این سن جوانی، با این همه استعداد، باید در کنج خانه خاک بخورم.
زندگی من و جوانانی چون من در ایران داریم برای بسیاری قابل تصور نیست.
مگر فرق من با آن جوان آلمانی یا آمریکایی چیست؟
آیا من حق زندگی کردن ندارم؟
آیا من به دنیا آمده ام که مصیبت ببینم؟
آیا من به دنیا آمده ام که که با وجود اینکه میدانم مردم ایران از من حمایت نخواهند کرد، در برابر دیو سپید بایستم؟

دنیا نشان داده که چندان برایش اهمیت ندارد که ایرانیان شرکت کنند یا نه.
اینکه بتوانند کمتر از ایران آسیب ببیند برایشان کفایت دارد.
از سوی دیگر همچنان احتمال خطر حمله اسراییل با آمدن گروههای تندرو در حکومت شدت گرفته است.
اگر احمدی نژاد بر سرکار باشد این احتمال به 100% بسیار نزدیک میشود.
دولت اوباما در آمریکا منتظر است که چه کسی بر سر باشد تا سیاستهاش را تنظیم کند.
امیدوارم اوباما از مدنیت و حقوق بشر در ایران دفاع کند چون آمریکا نیازمند آغاز گسترش حکومتهای دموکراتیک در خاورمیانه است
و ایران در کانون این منطقه قرار دارد.

اعتراض من به وضعیت جامعه ایران:
من هم فکر میکردم باید به مردم ایران بیشتر از اینها فشار بیاید تا خودشان بیدار شوند و قیام کنند ولی با این اوضاعی که میبینم بیخیال مردم شدم چون:
1. مردم همچنان میخواهند از طریق حکومت پیش بروند و نیازهایشان را از حکومت طلب میکنند.

2. مردم خیلی روحیه حرکت کردن و قیام ندارد. به قول داماد چرچیل ایرانیان خود را با سخت ترین شرایط وفق میدهند.

3. مردم ایران با هم همراه و یار نیستند.

4. مردم ایران برای اعتراض به تغییر نام خلیج فارس در یک شرکت آمریکایی همگی اعتراض میکنند ولی برای آزادی جوانان دانشجو که در زندان جمهوری اسلامی کمتر کسی حاضر است حتی آنها که در خارج هستند چیزی بگویند.

5. هنوز فرهنگ تغییر حکومت و اداره جامعه به طور افقی مطرح نشده چه برسد به اینکه بسیاری بخواهند خودشان را با آن وفق بدهند. همه انتظار دارند همه چیز عمودی اداره شود. حتی برخی مخالفین حکومت هم وقتی به کاندیداها ایراد میگیرند میگویند آیا او مثلا آزادی می آورد؟

آیا قرار است هنوز جامعه به طور عمودی اداره شود؟ اروپا چرا پیشرفته است؟
چرا هر حکومتی که در ایران قرار میگیرد به دیکتاتوری تبدیل میشود؟
مردم اداره جامعه را به حکومت واگذار میکنند و قدرت را تا میشود به حکومت میدهند برای همین حکومت در اوج قدرمتندی به دیکتاتور تبدیل میشود. باید این فرهنگ دگرگون شود و اپوزیسیون تا میشود روی این مساله تمرکز کند.
در اروپا و آمریکا این همه سازمان غیر دولتی است که مردم داوطلبانه عضو آنها هستند و برای اداره هر چیزی تا میشود تلاش میکنند قدرت را از حکومت بگیرند و به درون جامعه بکشند.
این مردم هستند که سبب میشوند آخوندها در آغاز انقلاب تقویم ایران قمری نکنند.
مردم میتوانند اگر بخواهند.

فرصتها اندک هستند ولی با تلاش کردن گسترش میابند.
و با فرصتهای گسترش یافته میتوان فرصتهای جدیدی ایجاد کرد تا جایی که قدرت حکومت بسیار محدود شود.
این وضعیت شدنی است و زمانش بستگی به میزان تلاش من و شما دارد.

مگر مردم آمریکا برای رهایی از استعمار انگلیس و رسیدن به بهبودی تلاش نکردند؟ مگر مردم فرانسه انقلاب کبیرشان را نساختند؟ مگر مردم هند کشورشان را از چنگ انگلیسیها در نیاوردند؟

پس ما هم میتوانیم کشورمان را سامان ببخشیم.

Saturday, June 6, 2009

دولت فامیلی/ احمدی نژاد و باجناقها و شرکاء

با روی کار آمدن احمدی نژاد همه فک و فامیلاش هم سرکار آمدند این بررسی حنیف مزروعی را نگاه کنید
نمونه کوچکی از خویشاوندسالاری در دولت نهم،
حنیف مزروعی

» ارسال به دنباله اخلاق اسلامی و دروغ نگفتن است و شاید در این جایگاه میتوان او را بهترین نمونه ای دانست که مستقیما در چشم تک تک ایرانیان نگاه می کند و با اعتماد به نفس دروغ می گوید و این عمل را با چنان هنرمندی خاصی انجام می دهد که شاید کمتر مخاطب ساده ای شک کند که این فرد به وضوح روز خدا را انکار می کند و آن را شب می نامد.

در اینجاست که وظیفه همه ما روشنگری است و روشنگری تا سره از ناصره تشخیص داده شود. بعنوان یک روزنامه نگار و فرزند کوچک این سرزمین هرچه در این ادعاها بیشتر کنکاش میکنم بیشتر خطری را که از بابت این طرز تفکر خوارجی و این رفتار طاعونی همه وجود کشور را در حال بلعیدن است احساس می کنم و وظیفه خود می دانم که در مقابل این حرکتی که اساس ایران را در خطر قرار داده در حداقل ممکن کاری بکنم.

نمونه زیر تنها یکی از هزاران دروغی است که در این دولت گفته شده، نمونه ای که شاید بتوان بیشتر و بیشتر آن را تکمیل کرد و بزرگتر کرد و در حد و وسعی که بود تنظیم شده است. میزان راستگویی و عدالت محوری و عدالت پروری در این دولت در دنیا بی نظیر است و خویشاوندسالاری این دولت که مدعی است در این جهت هیچ کاری نکرده و هیچ سندی وجود ندارد از طنزهای تلخ روزگار ماست که میبینیم و غصه میخوریم.

شاید با انتشار شواهد عینی رفتار این دولت، مانند آنچه در زیر آمده است بتوان کمکی به روشنگری در این راه برداشت تا همگان بدانند که هنر واقعی این دولت نه ساختن ایران که بلکه ساختن نمودارهای هرمی پست های خانوادگی آنان است که تنها با ضایع کردن حقوق تک تک افراد جامعه محقق شده است
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند: «دروغ ، درى از درهاى نفاق است» و «دروغـگـو ، دروغ نـمى گوید ، مـگر بر اثـر حقارتى كه در وجود اوست».

تصویر واضح را در لینک این عکس ببینید:



مبارزه احمدی نژاد با فامیل بازی و فساد اداری در دولت نهم

سایت رجا نیوز در صفحه اولش مصاحبه ‌ای از احمدی نژاد در مورد جنبش دانشجویی گذاشته و یک سوتیتر هم به عنوان فراز مهم آن در صفحه اول میبینیم: آقای احمدی نژاد: " نظام سیاسی قبل از انقلاب كه سرتا پایش ظلم بود؛ بعداز انقلاب هم بالاخره در برنامه ریزیها، ارتباطات گروهی، عدم شایسته سالاریها، عزل و نصب ‌ها و توزیع فرصتها، گروههایی بودند كه یا رابطه‌ای و حزبی و فامیلی یا به خاطر منافع شخصی عملكردند و میكنند. اگر دانشجو جلو اینها نایستد بقیه شعارها دیگر پوچ است... "اینک توجه شما را جلب میکنم به مبارزه جناب احمدی نژاد با فامیل بازی در دولت نهم:

محمود احمدی نژاد (رییس جمهور):

داوود احمدی نژاد : رییس بازرسی ریاست جمهوری => برادر احمدی نژاد

حسین شبیری : رییس صندوق مهر رضا => شوهر خواهر احمدی نژاد

پروین احمدی نژاد : معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری => خواهر احمدی نژاد

علی اکبر محرابیان : وزیر صنایع => خواهرزاده احمدی نژاد


مهندس زریبافان (دبیر هیات دولت):

داوود مددی : رییس سازمان تامین اجتماعی => باجناق زریبافان

سیدمحسن نبوی : عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی => داماد زریبافان

علیرضا مددی : مدیركل وزارتی وزارت تعاون => برادرزاده باجناق زریبافان

ناظمی اردكانی : وزیر تعاون => شوهر عمه داماد زریبافان

دانش جعفری : وزیر اقتصاد=> پسر عمه پدر داماد زریبافان


هاشمی ثمره (مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رییس جمهور):

مهندس مهدی هاشمی ثمره : مدیركل وزارتی وزیر نیرو=> برادر هاشمی ثمره

خانم قند فروش : مشاور خانواده وزیر كشور => زن برادر هاشمی ثمره

عبدالحمید هاشمی ثمره : معاون وزیر صنایع => برادر هاشمی ثمره


متن کاملتر از: گفتنی ها

Thursday, February 26, 2009

واقعیت مصاحبه احمدی نژاد -سازمان ملل- از تلوزیون

امتناع از ترجمه سوالات خبرنگاران در پخش زنده مصاحبه احمدی نژاد در سازمان ملل در تلوزیون ایران

Monday, January 26, 2009

سخنان خمینی در نوفل لوشاتو

در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت
مصاحبه با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357
در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود آزاد خواهند بود
مصاحبه با سازمان عفو بین الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978
در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود
مصاحبه با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357
در حکومت اسلامی رادیو، تلوزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت
مصاحبه با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978
در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههی تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد.
سخنرانی برای گروهی از دانشجویان یرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357
ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم
سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357
برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند
کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978
نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم
مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975
دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل ین حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت
مصاحبه با تلوزیون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978
من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم
مصاحبه با تلوزیون اتریش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978
در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود
مصاحبه با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978
پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت
مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانویه 1979
...!

Saturday, May 3, 2008

Paradox in Islamic Republic of Iran


An Iranian Jewish girl not wearing Islamic HIJAB in Islamic Republic embassy in Jordan votes in recommending elections of Islamic Republic of Iran ...
when majority (about 80-90%) of ordinary Shia Muslims of people of Iran don't participate in their elections;
and,
where every woman (whether Muslim or none-Muslim, whether Iranian or none-Iranian in wherever is part of Iran) has to wear Islamic Hijab as they (Islamic Republic government) call Islamic Hijab, in Iran.

Wednesday, February 20, 2008

Elections in Iran vs Elections in the US

Ebrahim Nabavi - 2008.02.17

Iran and the US both have important elections forthcoming. But important differences ‎exist between the two. Let’s take a look.‎

First, in the US an important person is elected president, while in Iran an important ‎person selects the president. ‎

Second, in the US people know the background of the person who is elected a year in ‎advance, while in Iran people learn of the person’s background two days after he is ‎announced.‎

Third, whoever is elected in the US determines the policy of the country towards the ‎Middle East, while in Iran US policy towards the Middle East determines who is elected ‎in Iran.‎

Fourth, in the US, educated people participate in the elections to have a say in their ‎future, while in Iran educated people do not participate in the elections to have a say in ‎their future.‎

Fifth, in the US members of the Supreme Court are determined by the Congress and the ‎President, while in Iran it is the Guardians Council for the Constitution which picks the ‎members of Parliament and the President.‎

Sixth, in the US, whoever is elected president, regardless of how stupid he is, things don’t ‎get worse than a certain point, while in Iran whoever is elected, regardless of his wisdom, ‎things don’t get better beyond a certain point.‎

Seventh, Special Law: In Iran the person least expected to win wins the elections, while ‎in the US the winner is always one of the predicted candidates who wins.‎


Eight, in the US, the voting behavior of the public is at worst 5 percent different from the ‎predictions, while in Iran it is 70 percent off.‎

Nine, elections in Iran always take place on a holiday, ie Friday, because elections are ‎one of our past times, while in the US elections always take place during a work day ‎because it is part of their work.‎

Ten, normally elections in the US have a greater impact on changes in politics in Iran, ‎rather than the impact of elections in Iran on Iranian politics.‎

‎---‎
‎* Ebrahim Nabavi is the most read Iranian satirist.