Showing posts with label Islam. Show all posts
Showing posts with label Islam. Show all posts

Wednesday, April 16, 2014

همه چیز در ایران از فیلتر سکس میگذرد

ایران جزو کشورهایی است که در آن برای سکس (حتی در خانه) قوانینی وجود دارد که گاهی منجر به اعدام و سنگسار میشود.
واقعا سکس چیست؟ جز یک پدیده طبیعی و فیزیولوژیکی در موجوداتی که از طریق دو جنس تولید مثل میکنند، است؟
سکس همانند گرسنگی یک نیاز عادی است و طبیعی. متاسفانه به ما یاد داده اند که این نیاز را در خود سرکوب کنیم و جالب اینجاست زمانی مقدس!!! می شود که در یک رابطه ازدواج رسمی یا شرعی با جفت خود این عمل را انجام دهیم.

اگر یک پسر و یک دختر خارج از ازدواج با هم سکس داشته باشند جرم است.
اگر یک پسر و دختری که با هم ازدواج نکرده باشند و با هم زندگی کنند جرم است.
اگر یک پسر و دختری وارد خانه ای شوند باید مواظب نگاه های اطراف باشند مبادا که همسایه ای آنها را لو ندهد.
اگ پسر و دختری دست در دست هم در خیابان باشند باید به ماموران پلیس اثبات کنند که یک رابطه محرمیت بین آنها وجود دارد.
اگر هم دو همجنس بخصوص دو پسر در خانه ای باشند مجرمند حتی اگر سکس نداشته باشند.
اگر فردی تنها زندگی کند مجرم است چون میخواهد خانه خودش را پاتوق کند برای داشتن سکس.
زنان باید حتی در اوج گرمای تابستان موهای خود را بپوشانند مبادا که موی زن انگیزه سکس را در یک مرد تحریک نکند!!!!!!!!

همش سکس و سکس و سکس ...

اینقدر از سکس حرف زدند و همه چیز رو سکسی کردند که مردم تشنه سکس هستند آن وقت انتظار دارند آمار فحشا بالا نرود.

یعنی تمام مسائل ایران حول این موضوع میگردد. اقتصاد معنایی ندارد. کار معنایی ندارد. هنر معنایی ندارد. کتاب معنایی ندارد. علم معنایی ندارد...........

همه ایرانیان یک گله از بیماران روانی هستند که در مسائل سکسی بی قید و بی بند و بار هستند و باید کنترل شوند.

هیچ چیزی در ایران مهمتر از کنترل سکس نیست.
در حکومت نگاهشان به مسائل از زاویه سکس میگذرد حتی ساختن یک پارک.
در بین مردم که یاد گرفتند انسان از حیوان هم در زمینه سکس وحشی تر است ولی در زمینه احترام به همنوع خود یا به محیط اطرافش اصلا وحشی نیست باید جوانان خود را کنترل کنند مبادا که فکر سکس به ذهنشان نرسد.
در مدارس دخترها و پسرها از هم جدا هستند. در دانشگاه باید جدا از هم وارد دانشگاه شوند. در همه جا نگاه به مردم بر اساس نگاه های جنسیتی است.
دو جنس مخالف نباید در انظار عموم با هم حرف بزنند یا بدتر از آن با هم دست بدهند یا دیگر بدتر از آن یکدیگر را ببوسند.
تا کشورهای پیشرفته نسبت به کشتن همجنسگراها در ایران اعتراض میکنند ایران میگوید سکس بین دو همجنس جرم است و حکمش اعدام. انگار که مولوی و شمس تبریزی هم عاشق یکدیگر بودند با هم سکس داشتند.
همش نگاه ها بر اساس سکس است.

برای پیشرفت یک کشور کنترل سکس مهم است یا اینکه مردمش چقدر باسواد باشند؟ یا اینکه چقدر اقتصادش شکوفا باشد؟ یا اینکه چقدر فرهنگ احترام گذاشتن بین مردم جاری باشد؟ یا اینکه چقدر عدالت جاری باشد؟
از بس از سکس حرف میزنند انتظار دارند مردم تشنه سکس نشوند.

یعنی در کشورهای پیشرفته که سکس را جرم نمیدانند همه مردم بی بند و بار هستند و کشورشان بر اساس بی بند و باری در سکس پیشرفت کرده است؟
خیر برای حکومت و مردمانشان مهم نیست که چه کسی چه چیزی را موقع گرسنگی یا تشنگی میخورد یا اینکه چی می پوشد یا اینکه با چه کس یا کسانی سکس دارد. برای آنها کار و بازدهی مفیدشان به جامعه در عرصه فرهنگ و اقتصاد و سیاست و مدیریت و ... مهم است.

مردم این کشورها فهمیده اند که چه کسی چجوری زندگی میکند یا در خانه اش با چه کسی است یا حتی با چه کسی میخوابد و بیدار می شود به آنها ربطی ندارد. فقط اینکه سر و صدایی نداشته باشند یا اینکه در نظافت و نگهداری از محیط اطراف خود کوتاهی نکنند مبادا که برای دیگری دردسرساز باشد.

در پایان، تا زمانی که ما نفهمیم زندگی چیست، ما از زندگی چه میخواهیم، هدفمان در زندگی چیست هیچ پیشرفتی در جامعه ایران پدیدار نمیشود.

Saturday, August 28, 2010

سوخته تر از نسل سوخته دیروز ولی خردمندتر از هر روز

نسل گذشته نیز یک نسل سوخته بود که اسیر استبداد بود ولی استبداد امروز حتی وارد حیطه شخصی افراد شده و نسل امروز را از لحظه تولد سوخته تر از نسل گذشته گرده است. هر دو نسل فریادشان فریاد آزادی بود ولی نسل سوخته ی گذشته انتقامش را با ویران کردن استبداد پیشین و همچنان با انتقام از همنسلان سوخته ی خود گرفت برعکس نسل سوخته ی امروز که سوخته تر از نسل سوخته دیروز است انتقامش از استبداد را با سازندگی و محبت و احترام و عشق و همدردی و همکاری میگیرد.
نسل سوخته ی امروز اگرچه حتی همان اندکی را که نسل گذشته از زندگی میتوانستند لمس کنند لمس نکرد، حتی در برابر هجوم و توهین بیگانگان با نرمی برخورد میکند و به جای دندان تیز کردن، نیروهای زنده و سازنده ی خود را به مهاجمان نشان میدهد تا با رفتاری صلح آمیز، خشونت طلبها را با شرمندگی به عقب براند بدون آنکه حتی از دیوار هیچ سفارتخانه ای بالا رود:


نسل امروز برای حفاظت از خانواده های زندانیان و شهیدانش با فرستادن پیام صلح تنها با بستن یک روبان سبز به نشانه صلح و زندگی خواهی و با پخش صحنه های صلح جویانه در برابر خشونت استبداد به جهانیان حقانیت خود را اثبات میکند.
ایکاش این نسل سوخته ولی خردمند بیش از اینها مورد توجه و ستایش همگان قرار گیرند.



Friday, July 30, 2010

کی به کیه؟

چندین سال پیش در هندوستان، یک مجسمه (بت) از یکی از خدایان هندوگرایی بود که بسیاری از پیروان آن مذهب هر روز صبح پیش از رفتن به سر کار به خدای خود ادای احترام میکردند تا اینکه یک گروه از مسلمانان سومالیایی به هند رفتند و این صحنه ادای احترام به یک بت را دیدند پس بر خود لازم دیدند که این مجسمه را نابود کنند و کردند و از هند رفتند. پس از اینکه هندیها از آنها پرسیدند که چرا این کار را کردید، آنها در پاسخ گفتند که بر اساس اسلام بت پرستی حرام است و هر مسلمانی هر جا که بت پرستی را دید باید آن بت را نابود کند.
چنین پاسخی این برداشت را در پی داشت که بسیاری از پیروان آن مذهب از هندوگرایی فکر کردند که همه مسلمانان چنین کاری میکنند و به جان مسلمانان هندی افتادند و یک درگیری رخ داد و یک جنگ مذهبی دیگر و بسیاری کشته شدند ولی آن دسته از مسلمانان سومالی که بیرون از هند بودند هیچ اتفاقی برایشان نیافتاد ولی مسلمانان بیگناه هندی تاوان گناه آنها را دادند.
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری


حال باید پرسید مذهب و دین چیست؟ و دین و مذهب یک نفر به چه کسی مربوط است؟ آیا دین و مذهب و مکتب و عقیده یک فرد جز به خودش به دیگران ربطی دارد؟
آیا اسلام بد است یا رفتار مسلمانان بد است؟
آیا همه مسلمانان یکسان رفتار میکنند؟
چه کسی حقیقت را درست میگوید؟

یک نمونه دیگر:
پس از فاجعه 11 سپتامبر در نیویورک، برخی از آمریکایی های عصبانی از این ماجرا به سیکهای هندی مقیم آمریکا حمله بردند و آنها را کتک زدند چون بخاطر دستاری که سیکها همانند ملاها و عربها بر سر داشتند، گمان کردند که آنها عرب و تروریست هستند.
آیا هر کسی که دستار بر سر دارد عرب است؟
آیا هر عربی مسلمان است؟
آیا هر مسلمانی تروریست است؟
آیا هر مسلمانی موافق حمله تروریستهای اسلامگرا به برجهای دوقلوی نیویورک و کشته شدن صدها انسان بیگناه است؟
آیا همه اینها ربطی به اسلام و مذهب دارد؟
واقعاً باور همه انسانها درباره هر چیزی یکسان است؟

باید گفت هیچی دینی بد نیست. آخوندیسم بد است. در یهودیت و مسیحیت هم همین مشکل را با کشیشها و خاخام های افراطی داریم.
در هندوگرایی هم همین وضعیت است. همچنین در دوره ساسانیان آخوندهای زرتشتی نه تنها به دین پاک زرتشت گند زدند که حتی کشور را به سوی نابودی پیش بردند.
حساب دین رو با کاهنیسم باید جدا کنیم اگر میخواهیم به صلح برسیم.
هیچ دینی در ذاتش بد نیست. آن بینش افراد است که آنها را به سمت خوب یا بد می برد. من بیشتر از ده سال است که درباره مذاهب گوناگون و تاریخ دارم مطالعه میکنم و این را باید بگویم مشکلات بشریت را به گردن خودش بندازید نه به گردن فلان مذهب یا مکتب.

بن لادن مسلمان است، پروفسور حسابی هم مسلمان بود، شیرین عبادی هم مسلمان است.
لنین و رزا لوکزامبورگ کمونیست بودند، پل پوت هم کمونیست بود.

رفتار انسانها هیچ ربطی به مذهبی و کتبی که ادعایش را دارند ندارد، به خودشان بستگی دارد که هدفشان چیست.
مذاهب همه در اثر فراز و فرودهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، ... در بستر جوامع گوناگون در زمانها و مکانهای گوناگون شکل گرفتند. تا بشریت نیاز روانی به دین و مذهب دارد مذاهب مرتب بازتولید می شوند.
آدمها روبات نیستند که بشود پیش بینی کرد چه جوری رفتار میکنند یا به چی اعتقاد دارند.

یک گل رز از نگاه شما سرخ است، از نگاه یکی دیگر نارنجی، از نگاه یکی دیگر گل بهی، از نگاه یکی دیگر سرخابی، از نگاه یکی حتی سپید است. آدمها مانند هم نیستند.

ما اگر بخواهیم به صلح برسیم باید نیمه پر لیوان را ببینیم یا نیمه خالی لیوان را؟

دین باید از حکومت خارج شود که اگر یک مسلمانی از مذهبش برگشت مانند احسان فتاحیان حکم مرگ برایش در قانون وجود نداشته باشد.
مذهب را از آخوندیسم باید جدا کرد. برای نمونه آخوندهای مسیحی در قرون وسطی چه جنایاتی که مرتکب نشدند ولی مادر ترزا یک انسان مسیحی بسیار نیکوکاری بود که توانست نگاهی بشردوستانه به همه انسانها داشته باشد در عین اینکه خود را مسیحی میدانست.

اینکه آدمها چه نیتی دارند مهم است، دین و مذهب و مکتب بهانه است.