Showing posts with label Woman. Show all posts
Showing posts with label Woman. Show all posts

Saturday, July 27, 2013

مردانی که دست به تجاوز جنسی میزنند مشکل روانی دارند

این افراد اگرچه آلوده به شهوت هستند ولی از اینکه یک فردی را مورد تجاوز قرار دهند حتی اگر آن فرد همجنس خود یعنی یک مرد باشد از این کار لذت می برند نه برای ارضای نیاز جنسی بلکه برای تحقیر طرف.
فردی که دست به تجاوز میزند طرف مقابل خود را ضعیف میبیند و میخواهد با نشان دادن قدرت خود یعنی همان تجاوز جنسی ضعف آن طرف را به او یادآوری و قدرتش را به خودش اثبات کند.
در واقع میکوشد که عقده گشایی کند و این عقده گشایی با نوعی جنون همراه است که به یکباره تخلیه میشود.
تجاوز جنسی اوج خشونت جنسی به حساب می آید ولی در چشم کننده این کار اوج پیروزی به حساب می آید که توانسته با این ابزار قدرت خود را به فرد ضعیف نشان دهد.
از آنجا که همه متجاوزین جنسی باورهای زن ستیزانه دارند پس زن را موجودی ضعیف می یابند که میخواهند با نشان دادن قدرت خود به او از این راه به پیروزی فروخورده خود برسند.
هرچه فرد مورد تجاوز قرار گرفته از این عمل پرهیز کند یا به عبارتی به فرد متجاوز التماس کند به او نشان داده که این قضیه واقعا مهم است و مرد متجاوز را عصبانی میکند که چرا یک فرد ضعیف از خواسته او تمکین نمیکند به همین سبب فرد متجاوز به جنون میرسد و حتی ممکن است دست به کشتن قربانی بزند.

برای نمونه میتوانم به تجاوز گروهی که در باغی در خمینی شهر اصفهان رخ داد اشاره کنم که افراد متجاوز در مقابل چشم مردان، به همسرانشان تجاوز کردند که در واقع میخواستند با این کار هم مردان آن جمع و هم زنان را با یک عمل همزمان تحقیر کنند چون در باورهای جامعه مردسالار و زن ستیز، زن بخشی از دارایی یک مرد است و ناموس او به حساب می آید و وقتی که مردی با چنین ذهنیتی به دارایی یک مرد دیگر در مقابل چشم او تجاوز کند در واقع میخواهد قدرت نمایی کند و ضعف آن مالک را نشان دهد.

یکی از راههای ممکن در فرهنگ سازی، زدودن این کلیشه از ذهنیت مردم است که هیچ انسانی چه مرد چه زن دارایی هیچ کسی نیست.

اما درباره کسانی که در جنگ و انقلابها دست به تجاوز میزنند مانند تجاوزهایی که در رخدادهایی اخیر در مصر علیه زنان مصری رخ داد ناشی از یک فرهنگ مردسالارانه و زن ستیزانه است که زن را برای خارج کردن از میدان به تحقیر کردن آنها از طریق تجاوز جنسی دست میزنند که اوج وحشی گری است و در واقع تنبیه آنان و زهر چشم گرفتن بخاطر حضور زنان در فضای سیاسی بلکه به خیال خام خود زنان را از فضای سیاسی و اجتماعی دور کنند.

در طول تاریخ در جنگها زنان مغلوب به کنیزی گرفته می شدند تا برای امور جنسی مردان غالب به کار گرفته شوند از پادشاهان گرفته تا سربازان عادی برای نشان دادن قدرت به خود و همچنین زنان قبیله یا کشور یا شهر مغلوب در جنگ.

برای نمونه در دهه شصت خمینی فتوا داد که زنان باکره به بهشت می روند برای همین منظور نیروهای سپاه و بسیج دست به تجاوز به زندانیان میزدند تا به خودشان پیروزی را نشان دهند و همچنین به قربانی ضعف او را یادآوری کنند.

حاصل تفکر مردسالانه این است که زن باید باکره باشد و زنی که باکره نیست حقیر است برای همین منظور به زنان برچسب هایی مانند نانجیب می زنند حتی اگر قربانی تجاوز باشند حتی اگر جور دیگری لباس بوشد ولی آیا مردان چرا باکره چه بی کره باز به بهشت میروند حتی اگر به زنی تجاوز کرده باشند؟

اما علت روانی این کار چیست؟
انسان باید احساس قدرت کند، چه راهی بهتر و آسان تر از زور گفتن به نوع ظعیف. برای همین است که با وجود اینکه در فرهنگ مردسالارانه زن موجودی ضعیف نامیده می شود و زن باید در خدمت مرد باشد، این مرد است که برای پنهان نمودن ضعف خود یا بهتر بگویم تلقین قدرت به خود به کسی که به خیال خود یک "ضعیفه" است قدرتش را نشان دهد برای همین چه راهی بهتر از تجاوز جنسی. در فرهنگ مردسالارانه داشتن آلت تناسلی مردانه برای مردان نوعی افتخار است و فرو کردن آن در جایی افتخاری دیگر و یک پیروزی !!! انگار که قله کوه قاف را فتح کرده است و زن که این آلت مردانه را ندارد موجودی ضعیف است که میتواند از مردی که آن را دارد درخواست کند و مردی که دست به تجاوز میزند در واقع به خودش میخواهد نشان دهد که به یک پیروزی دست یافته و به زن نشان دهد که من به تو لطف کردم ولی وقتی حس میکند که این عمل یک عمل جنسی است انگیزه های دیگری مخصوصا شهوت در او برانگیخته میشود تا جایی که حتی با مقاومت قربانی همراه است این جنون شهوانی شدت میگرد که در تصور مرد متجاوز، برخورد قربانی نشان از ترس است، ترس از اینکه با از دست دادن بکارت یا نجابت آبرویش برود و همچنین از اینکه قدرت مرد (داشتن آلت جنسی مردانه) را می بیند.

Wednesday, October 5, 2011

نامه یک زن ایرانی به مرد هم میهنش


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” قیمتت چنده خوشگله؟”
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!“
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود.
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود.

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:” زهرمار! “

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود!!!!!!!!!
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم.

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی.

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!



اما من دیگر:


احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم.

احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی.

احتیاجی ندارم که تو حامی باشی.

خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم.

با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم.

من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم.

من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم.

به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی.

گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند.

امروز تو برای هم گامی با من ( و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم ) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی.

حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت.

روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید.
همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود. هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد.

ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد.

Sunday, October 3, 2010

مانور تمسخر توسط نیروی انتظامی

تمسخر زنان و جنبش سبز در مانور روز شنبه نیروی انتظامی

مانور اقتدار یگان ویژه نیروی انتظامی عصر شنبه در ستاد فرماندهی یگان ویژه برگزار شد و در قسمتی از این مانور عملیات مقابله خیابانی با معترضین اجرا شد.

در این مانور گروهی از افراد تحت امر نیروی انتظامی که از حیث چهره و لباس بیشتر به الوات و اوباش شبیه بودند با مچ بندهای سبز، نقش جنبش سبز را بازی کردند.

اما نکته شرم آور این مانور، تمسخر زنان بود. آنجا که مردانی با پوشیدن لباس زنانه و کلاه گیس و ... بر کول مردان دیگر نشسته و نقش زنان معترض را باری کردند و رفتارهای عجیب دیگری را در این نقش به تصویر کشیدند.

بسیاری از مقامات امنیتی و انتظامی در این مانور حضور داشتند



Saturday, July 24, 2010

نام‌گذاری يکی از مهم‌ترين ميادين شهر جنوا (ايتاليا) به نام "زن تهرانی" و سخن‌رانی شيرين عبادی

برای احترام و بزرگ‌داشت زنانی که در جریان اعتراضات مسالمت‌آمیز در یک سال گذشته در شهر تهران مظلومانه کشته شدند، به پیشنهاد شهردار و با تصویب شورای شهر جنوا (ایتالیا) یکی‌ از مهم‌ترین میادین شهر به نام "زن تهرانی" نام‌گذاری شد.

روز ۲۱ جولای (۳۰ تیر ماه) خانم دکتر شیرین عبادی با افتتاح و پرده‌برداری از تابلوی میدان مذکور سخنانی ایراد نمودند. مشروح سخنان دکتر عبادی را در زير می‌خوانيد.

متن سخنرانی شيرين عبادی هنگام افتتاح ميدان زنان در جنوا


خانم‌ها و آقايان

افتتاح می‌کنم اين ميدان را به نام "آزادی" و با ياد تمام زنانی که در سراسر جهان برای آزادی مبارزه می‌‌کنند. با ياد مبارزات زنان در فلسطين، چين، آرژانتين، شيلی، برمه و ديگر کشورها ، خصوصا زنان ايران به ويژه آنانکه در ۱۳ ماه گذشته در جريان مبارزات آزادی خواهانه خود در خيابان‌ها و يا زندان‌های شهر تهران مظلومانه جان باختند .با ياد ندا دختر جوانی‌ که به دست عمال حکومتی در خيابان کشته شد. با ياد شبنم سهرابی که هنگام عزاداری در روز عاشورا پليس با ماشين او را زير گرفت و در مقابل هزاران چشم حيرت زده از روی جسد له شده او گذشت .با ياد دو دختر دانشجو به اسامی فاطمه و مبينا که ساعت سه نيمه شب و به هنگام حمله پليس به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران در تاريخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ با شليک گلوله به قتل رسيدند و با ياد تمام زنان آزاده کرد، بلوچ، عرب زبان و فارس که در يک سال گذشته در خيابان‌های تهران به خاطر مبارزات آزادی خواهانه خود، با گلوله هايی که از محل ماليات مردم خريداری شده بود به قتل رسيدند و بالاخره با ياد شيرين علم هولی دختر کردی که در يک دادرسی غير علنی به علت فعاليت سياسی، غير عادلانه محکوم به اعدام شد و روز ۱۹ ارديبهشت سال ۱۳۸۹ او را دار زدند و حکومت نه تنها حاضر نشد جسد او را تحويل خانواده ‌اش بدهد بلکه حتی از دادن نشانی‌ محل دفن نيز امتناع کرده است.

متاسفانه دامنه ستم بر زنان محدود به موارد گفته شده نيست و روند سرکوب و کشتار هم چنان ادامه دارد، از جمله زينب جلاليان دختر جوان کردی که به علت فعاليت‌های مدنی و سياسی محکوم به اعدام شده و ممکن است تا هفته آتی حکم اعدامش اجرا گردد. هم چنين تعدادی از زنان نيز هم اکنون به علت فعاليت‌های حقوق بشری و يا اطلاع رسانی و خبر نگاری، در شرايط بسيار بد در زندان‌های تهران در بند هستند که از آن جمله می توان به محبوبه کرمی و شيوا نظر آهاری اشاره کرد. تعداد کثيری از زنان نيز در يکسال گذشته زندان را تجربه کرده و با وثيقه‌های سنگين موقتا بيرون از زندان هستند که از آن جمله ميتوان به ژيلا بنی‌ يعقوب و بدر السادت مفيدی اشاره کرد.

شيوه بازجوئی در زندان و شکنجه‌های جسمی‌ و روحی‌ که بر زندانيان سياسی و عقيدتی‌ روا می دارند، چنان است که اکثر آنان پس از آزادی برای درمان مجبور هستند مدتی‌ را در بيمارستان بستری شوند که می‌‌توانم در اين مورد به همکار عزيزم خانم نرگس محمدی اشاره کنم که در زندان مبتلا به فلج ادواری عضلانی شد و بعد از آن که تمام سرمايه خانواده به وثيقه گذاشته شد موقتا از زندان آزاد شده و اکنون در بستربيماری است و معالجات پزشکان تا کنون موثر نبوده است و دردناک تر آن که پس از بيمار شدن بجای آنکه او را به درمانگاه زندان منتقل کنند، در همان حال در گوشهٔ سلول انفرادی او را رها می کردند و روزی چند نوبت با صندلی‌ چرخ دار وی را برای باز جويی و در حقيقت شکنجه روحی‌ می‌‌بردند. متشکرم از اينکه هنگام افتتاح اين ميدان به من اجازه داده شد تا گوشه ای از ظلمی که بر زنان ايران می‌‌رود را برای شما بازگو کنم و اميدوارم هم دردی شما و اعتراضاتی که به اين مناسبت به عمل می‌‌آيد بتواند تأثيری در بهبود وضعيت زنان زندانی داشته باشد.

به هيچ يک از جان باختگان راه آزادی در يک سال گذشته، اجازه برگزاری مراسم ياد بود داده نشد و خانواده‌های آنان به طور مرتب تحت فشار مأمورين امنيتی قرار دارند تا با رسانه‌ها مصاحبه و افشا گری نکنند. حتی مادر و خواهر شيرين علم هولی به مدت چندين روز بازداشت شدند تا با خبر نگاری مصاحبه نداشته باشند.

اما چه باک که مردم ايران و آزادی خواهان جهان نام و ياد آنان را فراموش نخواهند کرد و نام گذاری اين ميدان به نام زن تهرانی نيز بدين مناسبت است - بزرگ داشت زنانی که در وطن خود غريبانه کشته شدند- و بهمين جهت ضروری می‌‌دانم از شهردار محترم جنوا و اعضای محترم شورای شهر جنوا سپاسگزاری کنم و ياد آور می‌‌شوم که دولت‌ها می‌‌آيند و می روند اما ملت‌ها باقی‌ می‌‌مانند و افتتاح اين ميدان پيوند و دوستی‌ زنان ايران و ايتاليا را جاودانه خواهد ساخت. درود و سپاس من به کليه زنان و موسساتی که در راه برابری افراد تلاش می‌‌کنند و مرزی برای فعاليت خود ندارند. ظلم به زن ايرانی همان قدر آنها را آزرده خاطر می‌‌سازد که ستم بر همشهريان خود و اين است مفهوم واقعی‌ جهانی‌ شدن. ما بايد قلب‌های خود را جهانی‌ کنيم و فقط در اين صورت است که می توانيم شاهد جهانی‌ بهتر و عادلانه تر باشيم.

به اميد آن روز


Thursday, April 29, 2010

راز جاودانگی کوروش بزرگ

كوروش بزرگ بر مزار پانته آ و آبراداتاس


Persian:

تابلویی که می بینید، اثر «ویسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 و روایت کنندۀ یکی از داستان­های تاریخ ایران باستان است.

در لغت نامۀ دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که:

هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می­کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته­آ که همسرش به نام «آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود.

چون وصف زیبایی پانته­آ را به کورش گفتند، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس این که به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد.

اما اراسپ خود عاشق پانته­آ گشت و خواست از او کام بگیرد، به ناچار پانته­آ از کورش کمک خواست. کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازا از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند.

هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می­گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته­آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق­شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته­آ بر سر جنازۀ او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته­آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته­آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینۀ خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت.

هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازۀ زن می­بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است و بدین گونه است که کسی با نیکنامی در تاریخ جاودانه می­شود.

برگرفته از: اشو زرتشت پیام آور اهورامزدا



English:

The painting you see, is by "Vicente López" the 18th century Spanish painter, is a narrative of one of stories of history of ancient Iran.

In Dehkhoda Lexicon for the word "Pantea" based on "Xenophon" narrative is stated that:

When the Medes returned triumphantly from Susa war, they brought trophies that some of them were dedicated to Cyrus the Great. Among the trophies there was a very beautiful woman and methinks the most beautiful woman in Susa named Pantea that her husband called Abradatas was gone for a mission from their king.

When they described the beauty of Pantea for Cyrus, Cyrus didn't believe right to take a married woman from her husband and even when describing beauty of that woman was excessive and Cyrus was offered at least once to see her, for fear that he might fall in love with her, refused. Then he entrusted her to his keepers called "Arasp" until her husband coming back.

But Arasp himself fell in love with Pantea and wanted to enjoy her, Pantea inevitably asked help from Cyrus. Cyrus blamed Arasp and because he was a decent man, became extremely ashamed and Cyrus ordered him to go & find Abradatas and ask him to come to Iran.

When Abradatas came to Iran and became aware about the subject, for gratitude for generosity of Cyrus, he saw required himself to serve in his army.
It has been said when Abradatas was going to the battlefield, Pantea took his hands while she was crying, said: "I swear to the love between me and you, through the magnanimity of Cyrus to us, now he has right to know us grateful. When I was his captive & his, he didn't want me to know me as his slave and didn't want to release me with shameful conditions but saved me for you. As if I'm his sister-in-law."
Abradatas was killed in that war and Pantea went over his dead body and began wailing. Cyrus ordered Pantea's Abigails to watch her not to kill herself, but she used a moment of neglect of her Abigail and ripped her chest by a dirk that she had with herself, and fell down next to her spouse and Abigail also killed herself & fell down on soil because of fear from Cyrus and her neglect.

When Cyrus became aware about happening, came over to funeral. So if you notice in this painting there are two women and a man and the rest of the story is determined in the painting and thus that someone on reputation is immortal in history.

Source: Ashoo Zarathustra the prophet of Ahura Mazda


Friday, February 6, 2009

هر کس می خواند به پنج نفر خبر دهد

نوشته شیرین عبادی
مقاومت زنان ایرانی در مقابل لایحه موسوم به "حمایت از خانواده" و ناکامی نسبی محافظه کاران در تحمیل محدودیت ‏های باز هم بیشتر بر آنان پس از دواج، مدافعان قوانین ضد زن را به در پیش گرفتن ترفندی جدید سوق داده است. ترفند ‏جدید عبارت است از تلاش برای "فریب دادن قانونی" زنان در هنگام ازدواج، از طریق ایجاد تغییری کوچک ولی ‏تعیین کننده در عقدنامه ها. این کار با عوض کردن یک کلمه عربی (عند المطالبه) با یک کلمه عربی دیگر (عند ‏الاستطاعه) در سندهای ازدواج صورت گرفته، در شرایطی که احتمالاً اکثریت بسیار بالای دختران، نه تنها متوجه این ‏تغییر نمی شوند، که در صورت متوجه شدن نیز از الزامات حقوقی سنگین کلمه جدید آگاه نیستند، و شاید بسیاری از ‏آنان اساساً معنی کلمه فوق را نیز ندانند.‏

لازم به توضیح است که از حدود 70 سال پیش، در قباله های ازدواج در ایران، میزان مشخص "مهریه" ذکر و تأکید ‏می شده که این مهریه، "عندالمطالبه" قابل پرداخت است. یعنی، هر زمان که عروس مهریه خود را مطالبه کند، ولو ‏بلافاصله پس از ازدواج، داماد موظف است آن را به وی پرداخت نماید. وجود این بند در قباله ازدواج و امضای قباله ‏توسط عروس و داماد، برای زنان بسیار مهم بود. چرا که در صورت ناموفق بودن ازدواج، برای آنان امکانی – ولو ‏جزئی - را برای پایان دادن به زندگی مشترک فراهم می آورد. ‏

می دانیم که طبق قوانین ایران، حق طلاق با مرد است و زن، در صورت تقاضای جدایی، جز با طی مراحل بسیار ‏دشوار برای اثبات بدرفتاری شدید همسر یا مبتلا بودن وی به مشکلات مهم روانی یا جسمی، امکان جدایی از شوهرخود ‏را ندارد. مراحلی که طی آنها به قدری سخت است که بخش بسیار بزرگی از زنانی که قادربه زندگی با شوهر خود ‏نیستند، به ناچار مجبور می شوند تا سالیان دراز و بلکه تا پایان عمر، به زندگی سخت با همسر ناسازگار ادامه دهند. در ‏چنین شرایط حقوقی تبعیض آمیزی، تنها امکانی که تاکنون برای بسیاری از زنان برای رهایی از زندگی مشترک دشوار ‏وجود داشته، عبارت بوده از مطالبه مهریه خود. بدین معنی که زن، با توجه به "عندالمطالبه" بودن مهریه در قباله های ‏ازدواج، می توانست برای الزام شوهر به پرداخت مهریه خود به دادگاه مراجعه کند و در صورتی که وی قادر به این ‏کار نبود، زن قادر بود در قبال صرف نظر کردن از دریافت مهریه، شوهر را راضی یا مجبور به طلاق کند (عبارت ‏معروف: "مهرم حلال، جانم آزاد"). البته حتی این شیوه هم، برای بسیاری از زنانی که به دلایل مختلف مایل به شکایت ‏از همسر برای دریافت مهریه نبودند یا از این کار می ترسیدند، راه حلی برای رهایی از یک زندگی مشترک سخت ‏محسوب نمی شد. اما در هر حال، روش ذکر شده برای بخش قابل توجهی از زنانی که از زندگی مشترک خود ناراضی ‏و فاقد حق طلاق بودند، تنها راه ممکن برای رها شدن از همسر محسوب می شد. به بیان ساده، "عندالمطالبه" بودن ‏مهریه، تنها امکانی بود که زنان می توانستند، در فقدان حق طلاق، برای جدا شدن از شوهر خود مورد استفاده قرار ‏دهند.‏

متاسفانه، تغییری که اخیراً در قباله های ازدواج داده شده، همین امکان و حق اندک را نیز از زنان سلب کرده است. در ‏قباله های جدید، پس از ذکر میزان مهریه، ذکر می شود که این مهریه، "عندالاستطاعه" (به جای "عندالمطالبه" که قبلاً ‏وجود داشت) از سوی مرد به زن پرداخت می شود. این بدان معنی است که شوهر، بر خلاف سابق که "هر زمان که ‏زن می خواست" باید مهریه او را می داد، اکنون باید "هر زمان که امکانش را داشت" مهریه را پرداخت نماید. یعنی ‏اگر زنی از همسر خود متنفر بوده و امکان ادامه زندگی با وی را نداشته باشد، نه تنها از حق طلاق گرفتن برخوردار ‏نخواهد بود، که حتی با مراجعه به دادگاه و مطالبه مهریه خود نیز امکان جدایی از شوهر را نخواهد داشت. چرا که ‏شوهر می تواند به دادگاه عنوان نماید که استطاعت یا امکان پرداخت مهریه را ندارد. این شیوه، به ویژه در شرایطی که ‏وضعیت اقتصادی اقشار وسیعی از جامعه دشوار است و اکثر مردان می توانند با استناد به دلایل مختلف اثبات کنند یا ‏مدعی شوند که امکان پرداختن مهریه همسر خود را ندارند، امکان ایده آلی را برای مردان بدرفتاری فراهم می کند که ‏مایلند به زور همسر درمانده را مجبور به ادامه زندگی مشترک نمایند.‏

با توجه به سخت تر شدن شرایط برای زنان پس از ازدواج به ترتیبی که شرح داده شد، آیا تمام آنچه گفته شد بدان ‏معناست که زنان ایرانی، در پی تغییر هدف داری که در قباله های ازدواج به وجود آمده دیگر هرگز امکان استفاده از ‏اهرم "مهریه" برای دستیابی به حق طلاق را نخواهند داشت؟ ‏

باید گفت که این امکان، هنوز کاملاً از بین نرفته، اگر چه استفاده از آن، بسیار دشوار تر از گذشته شده است. به هر ‏تقدیر، حتی در شرایط جدید، دختران در هنگام ازدواج می توانند با هوشیاری و پافشاری بر حقوقشان، جلوی از بین ‏رفتن حداقل امکانات خود برای طلاق را بگیرند. برای این کار، لازم است که دختران در هنگام ثبت ازدواج، خواستار ‏آن شوند که در قباله آنها جمله ای به صورت دستنویس اضافه شود که تصریح کند مهریه زن باید "عندالمطالبه" به وی ‏پرداخت گردد. درج این شرط ضمن عقد در قباله و امضای آن توسط زوجین، این امکان را برای زن فراهم می کند که ‏در صورت قادر نبودن به ادامه زندگی با همسر، با مراجعه به دادگاه خواستار پرداخت مهریه از سوی همسر شود. به ‏این ترتیب در صورت ناتوانی شوهر برای پرداخت مهریه، زن کماکان می تواند با صرف نظر کردن از دریافت ‏مهریه، از همسر خود جدا شود.‏

راه حل فوق، البته مستلزم پافشاری خانم ها در هنگام ازدواج برای متقاعد کردن همسر آینده به امضای شرط ضمن عقد ‏فوق است که همواره آسان یا ممکن نخواهد بود. ولی قطعاً، در بسیاری از موارد دختران در لحظه ازدواج، و در ‏هنگامی که هنوز هیچ مشکلی میان زوجین وجود ندارد و ازدواجی نیز صورت نگرفته تا در پی آن حق طلاق از دختر ‏گرفته شود، می توانند با استفاده از روش توصیه شده، حقوقی حداقل را برای خود تأمین نمایند.‏

در اینجا، البته سوالی مهم جلوه گر می شود و آن اینکه چند درصد از دختران نسبت به تغییر کوچک ایجاد شده در قباله ‏های ازدواج، تبعات بزرگ این تغییر و شیوه مقابله با آن آگاهی دارند؟ منطقا این درصد، خیلی بزرگ نیست.‏

بنابراین، به نظر می رسد گذشته از فعالیت های درازمدت فعالان حقوق زنان، که می کوشند با قوانین و مقررات ‏تبعیض آمیز در بعد کلان مقابله کنند، لازم است که هر زن (و البته هر مرد برابری طلبی) تلاش خود را برای آگاه ‏کردن دیگران از شرایط جدیدی که در لحظه ازدواج بر دختران تحمیل می شود، و نیز راه های مقابله با تضییعات ‏جدید، به کار گیرد.‏

در همین ارتباط، پیشنهاد و درخواست مشخص من این است که هر کس این نوشته را می خواند آن را برای پنج زن از ‏بستگان و آشنایان خود توضیح دهد. بیایید هر کدام از ما، بکوشیم حداقل برای پنج زن ایرانی توضیح دهیم که در قباله ‏های ازدواج، چه تغییری ایجاد شده، این تغییر می تواند پس از ازدواج چه بلایی بر سر دختران بیاورد، و چگونه می ‏توان تأثیر آن را باطل کرد.‏

این، حداقل کاری است که در مقابل اقدام جدید مخالفان سرسخت و مصمم برابری حقوق زن و مرد، از عهده کسانی که ‏به سرنوشت خود یا دختران و خواهران خود و دیگران اهمیت می دهند، قابل انجام است.‏

برگرفته از: روز

Friday, October 10, 2008

Iranian Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi Should Not Misuse Government Tolerance!

Last Wednesday, Iran’s Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi received yet another international ‎award, this time the Price of Tolerance award given to her by that German institute ‎Evangelische Akademie in Tutzing. This is the fourth award bestowed by the institute, a ‎previous one going to the former president of Germany Roman Herzog. As news media ‎announced the receipt of the award by Ebadi, the Iranian state news agency IRNA ‎criticized her acceptance of the award and warned her not to take advantage of the ‎Islamic republic’s “patience and tolerance”. ‎

IRNA published the news of Shirin Ebadi’s meeting with Frank-Walter Steinmeier, the ‎foreign minister of Germany, and noted that, “During the meeting a range of issues ‎including civil rights and human rights were discussed.” The report did not hide the its ‎disgust in the award to the Iranian human rights activist and asserted, “This award was ‎bestowed on her because of her remarks that are contrary to the interests of the Iranian ‎nation and her activities in this regard.”‎

IRNA wrote that that one of the reasons quoted for bestowing the award on Ebadi was ‎that “she worked under conditions of threat” following the “orders of President ‎Ahmadinejad to secure her security.” Still, the news agency warned that Shirin Ebadi ‎continued her propaganda against the Islamic republic by misusing the patience and ‎tolerance of the authorities of the state by continuing to participate in anti-Iranian ‎forums.”‎

Since the year 2000, the Evangelische Akademie in Tutzing Germany affiliated to the ‎Protestant church in the province of Bayer has been awarding such a prize (to important ‎religious and political leaders, and thinkers and artists) once every two years in its efforts ‎to bring the different political and cultural and religions orders of the world closer to each ‎other.‎

This new threat from Iran’s state news agency against Ebadi comes after this human ‎rights activist has in recent months received letters threatening her life and been accused ‎and threatened by the state and state-affiliated media.‎

Last winter Ebadi herself announced that she and her family had received murder threats ‎and called on the authorities to guarantee her safety. She addressed these requests directly ‎to President Ahmadinejad and after the letters went public, the president announced that ‎he had instructed the law enforcement agencies to undertake the security of the Nobel ‎Peace laureate. But following that, IRNA, the official government newspaper Iran, and ‎other pro-state or state-run media such as Keyhan and Fars news agency began a series of ‎threats and attacks on Ebadi. One of the attacks against her has been that she had been ‎defending Bahaism, which is officially banned in the country.‎

Source: ROOZ

Tuesday, September 30, 2008

Human Rights International Prize 2008 to NASRIN SOTOUDEH, Iran

Women and Children’s Rights Defender and Lawyer Nasrin Sotoudeh Recieves HR Prize




Human Rights International:: We are pleased to communicate that the "Human Rights International Committee“ has decided to award the "Human Rights International Prize 2008“ to NASRIN SOTOUDEH, Iran.
The nomination to the first Human Rights International Prize was submitted by Nobel Peace Prize Winner 2003 Mrs. Shirin Ebadi, because of Nasrin Sotoudehs work defending the human rights.
The Prize Ceremony will be held on December 2008 in Meran-Merano, Italy, to honour the Human Rights Declaration, adopted and proclaimed by the United Nations General Assembly on December 10, 1948.
More information:
www.womeninmuseum.org
Human Rights International, Italy
Dr. Adolf Pfitscher For the Human Rights International Commitee Via Dr. Streiter 4 39100 Bolzano Italy

Monday, September 1, 2008

ائتلاف زنان نتیجه داد

کانون زنان ایرانی - 11 شهریور 1387
تغییربرای برابری: دیروز 10 شهریور حدود 50 نفر از فعالان حوزه زنان به مجلس رفتند تا در دیدارهای حضوری اعتراض خود را به تصویب لایحه حمایت از خانواده اعلام کنند.

با اعلام قرارگرفتن لایحه حمایت از خانواده در دستور کار مجلس و قوت گرفتن شایعاتی مبنی بر تصویب این لایحه در شور اول مذاکرات مجلس شورای اسلامی که در برخی رسانه ها اعلام شده بود ظهر روز گذشته حدود 50 نفر از زنان سرشناس و فعال در حوزه های مدنی، سیاسی، اجتماعی ، از جمله وکلای دادگستری و روزنامه نگاران با حضور در سالن ملاقات با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دفاتر بسیاری از نمایندگان مجلس اعتراض خود را به تصویب چنین لایحه ای اعلام کرده و دیدگاه ها و نقدهای خود را به صورت حضوری به اطلاع نمایندگان مجلس رساندند. این دیدار ها که به صورت فردی و جمعی با نمایندگان مجلس صورت گرفت همزمان بود با خروج این لایحه از دستور کار مجلس و در همین ارتباط لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد با توجه به این که جمعی از شهروندان به ویژه زنان و نیز برخی علما نسبت به مواردی در این لایحه ابراز نگرانی کرده و نقدهایی را مطرح کرده اند این لایحه با استفاده از اختیارات هیأت رئیسه مجلس به کمیسیون حقوقی و قضائی بازگردانده شده است تا مفاد آن را با رویکرد کارشناسانه مورد بررسی قرار دهند.

در یکی از دیدارهای انجام شده با نمایندگان مجلس، شیرین عبادی، رخشان بنی اعتماد،سیمین بهبهانی به همراه تعدادی دیگر از فعالان زن با فرهاد تجری، نایب رئیس كمیسیون حقوقی مجلس گفتگو کردند.

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل ضمن ارائه نامه اعتراضی خود به نایب رییس کمیسیون حقوقی مجلس گفت: "این لایحه چنان با مهارت تنظیم شده است که توانسته است اعتراض طیف های گوناگون فعالان زن تا گرو ههای مذهبی و سنتی را در پی داشته باشد." او با اشاره به لزوم کار کارشناسی جامع در مورد لایحه حمایت از خانواده خواستار بازگرداندن آن به کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس و یا هیأت دولت شد و گفت: "از دید زنان مختلف اجتماع و بسیاری از مردانی که به عدالت انسانی باور دارند این لایحه دارای اشکالات عمده ای است که دو مورد از آن عمده تر است. درخواست داریم كه این لایحه قبل از طرح در صحن علنی مجلس برای شور اول، برای انجام كارشناسی های مجدد به كمیسیون قضائی و حقوقی مجلس و یا به هیات دولت بازگردانده شود تا پس از تغییرات عمده و اساسی در مجلس مطرح شود. نمایندگان ما در مجلس جمع نشده اند كه با مردم لج كنند و باید به خواسته های منطقی و برحق مردم اهمیت بدهند". عبادی ادامه داد: " موسسه كیفرشناسی دانشگاه تهران، مطالعاتی در مورد افزایش شوهركشی در جامعه انجام داده است. آیا مجلس نمی خواهد از این مطالعات در قانون گذاری استفاده كند ؟ آیا قرار نیست ریشه های بروز جرم در جامعه از بین برود؟ مسلم است وقتی روند طلاق برای زنان طولانی و حتی غیرممكن است، افراد برای رهایی از وضعیت موجود مرتكب خطا و جرم می شوند. چرا در حالی كه طبق شرع، طلاق خلع احتیاج به زضایت شوهر ندارد، اما در ایران این امر مكول به اجازه شوهر شده است؟ مشكل ما نه فقط این لایحه بلكه قوانینی است كه باعث افزایش جرم می شوند. درخواست مان هم این است كه نمایندگان جامع نگری داشته باشند و از تجریبت و نظرات حقوق دانان، روان شناسان و جامعه شناسان در تنظیم لوایح استفاده كنند."

سیمین بهبهانی، شاعر و نویسند نیز در دیدار با تجری گفت: هر چند به نمایندگان مجلس هشتم رای نداده ام اما دلیل حضور امروزم دراین جمع این است که با لایحه ای مواجه شده ایم که برای ما زنان تحصیلکرده که موهایمان در این مملکت سفید شده است بسیار ناخوشایند است و دیگر این که می خواستم نحوه برخورد شما با موکلانتان را بببینم تا بدانم آیا می توان به این مجلس امید داشت؟"

رخشان بنی اعتماد، کارگردان، نیز با طرح اعتراض خود به این لایحه به دبیر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: "آنچه ما را دچار مشكلات، سوءتفاهم و بحران می كند نگاه سیاسی به مشكلات اجتماعی است. در طول این سالها در دل مشكلات مردمی بودم كه در ناكجاآبادها زندگی می كنند. اما تا از مشكلاتی صحبت می كردیم كه با پیشگیری می شد جلوی رسیدن آن به مرز بحران را گرفت، می گفتند حرفی نزنید. ما ادعا داریم كه نهاد خانواده، بالاترین جایگاه را در كشور دارد ولی واقعیت این است كه خانواده های ایرانی دارند زیر فشار له می شوند و شانه های نحیف پدران و مادران است كه باید فرزندان خانواده را از بی هویتی خارج كند. این لایحه می تواند در این شرایط، این نهاد ضعیف و رنجور را به تباهی بكشاند. پس وقتی در مجلس از این لایحه صحبت می كنید به عنوان یك پدر به ابن لایحه نگاه كنید." تجری دبیر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در پاسخ به انتقادات مطرح شده گفت: "مواردی كه باعث اعتراض شما شده است در لایحه تقدیمی قوه قضائیه وجود نداشته است چون رویكرد قوه قضائی حركت به سمتی است كه مورد انتظار شهروندان و جامعه بین المللی است. این موارد توسط دولت به لایحه اضافه شده است هرچند در مصاحبه ای اعلام كرده اند كه قصد دولت، محدود كردن ازدواج مجدد و تعدد زوجات بوده است اما آن چه برداشت می شود متاسفانه خلاف این است."

وی با اشاره به این که خود و برخی دیگر از نمایندگان نیز مخالف ماده 23 در این لایحه هستند ادامه داد: "نمی توان ارزش لایحه ای را فقط به دلیل چند بند زیر سوال برد. به همین دلیل حتی اگر كلیات این لایحه در مجلس تصویب شود، این ماده و دیگر موادی كه معادلات حقوقی و اجتماعی جامعه را به هم می زنند، اصلاح می شود. كمیسیون های فرعی رسیدگی به لایحه هم مشخص شده است و قرار است كلیه مسائل اجتماعی و اقتصادی این لایحه مورد بررسی قرار گیرد و با تلفیق نظرات كارشناسی آنها، لایحه ای بروز تنظیم شود."

تجری افزود: " نمایندگان قصد ندارند بر خلاف جهت جامعه شنا کنند و کشور در وضعیت فعلی نیازمندی های دیگری دارد و ضرورتی ندارد که قانونی مدون کنیم که با حقوق زنان بازی کند و جای سوء استفاده را باز کند. در جامعه كنونی ما اكثر علما و بزرگان دینی هم با این مقوله مخالف هستند و كمتر كسی است كه وارد این فاز شده باشد. خودم قبلا قاضی بودم و شاهد بسیاری از موارد خودكشی، خودسوزی و همسركشی بودم و مسلما در تصویب لوایح تمام تلاش من و دیگر اعضای كمیسیون حقوقی این است كه به سمت قانون بروز و كارآمد حركت كنیم."

اما نماینده دیگر مجلس فاطمه آلیا با برخوردی نامناسب با الهه کولایی حاضر به گفتگو با وی نشد و ضمن حمایت تلویحی خود از لایحه حمایت از خانواده با الفاظی تند کولایی را به خط گرفتن از جایی متهم کرد. این در حالی بود که فاطمه آلیا جمع پانزده نفره ای از فعالان زن از جمله مادران صلح را که درخواست ملاقات کرده بودند، به حضور نپذیرفت ولی در نهایت قرار مذاکره با آنان را به صبح امروز موکول کرد.

شهلا فروزانفر یکی از این افراد و از اعضای گروه مادران صلح در این رابطه گفت: ما به دفتر خانم آلیا مراجعه کردیم و به ما گفته شد که هماهنگی از قبل صورت نگرفته است. از ایشان خواستیم وقتی را در اختیار این گروه بگذارند و در نهایت قرار شد فردا ساعت یک ربع به هشت در دفتر ایشان حضور داشته باشیم. فاطمه آجرلو و سایر زنان افتخاری هم به هیچ وجه حاضر نشدند بدون وقت ما را بپذیرند والبته همه دردفترهایشان حضور داشتندبا این وصف ما علت حضورمان را به این نمایندگان اعلام کردیم و نامه های خود را نیز به ایشان تحویل دادیم. فروزانفر افزود دو نفر از افراد مادران صلح همچنین با نمایندگان مشهد دیدار کرده اند و نامه ی خود را به وی داده اند.

نسرین فرهومند از گروه تلاش گران سلامت اشاره کرد که با یک گروه 5 نفره به دیدار 17 نفر از نمایندگان رفته اند و با نمایندگان شمال قرار بود دیدار کنیم اما در اتاق هر نماینده ای که باز بود را زدیم و دلیل حضورمان در مجلس را با آنها در میان گذاشتیم. اعضای شرکت کننده از مادران صلح در این گروه اظهار داشتند که صبح امروز در مجلس حضور خواهند یافت و نامه و مستندات دیگری که در این رابطه موجود است را برای نمایندگان خواهیم برد و به این موضوع اشاره کردند که نمایندگان دیگری هم هستند که با این لایحه مخالف هستند و از ایشان خواسته شده در مراجعه ی آتی خود به دیدار این نمایندگان از جمله نماینده کرج و تعدادی از نمایندگان تهران اشاره کردند.

در دیداری دیگر گروهی از حقوقدانان شامل زهره ارزنی، اشرف گرامی زادگان، گیتی پورفاضل، شهین دخت مولاوردی و مریم کیان ارثی با نصیری، نماینده زنجان و حسینی نماینده خوی گفتگو کردند. زهره ارزنی وکیل دادگستری در این رابطه گفت: "با آقای حسینی نماینده خوی صحبت کردیم و ضمن ارائه نامه ی خود و اشاره به ابهامات بسیار زیاد و اشکالات فراوان این لایحه از وی خواستیم برای مسکوت ماندن لایحه تلاش کند. زهره ارزنی اضافه کرد مسکوت ماندن یک لایحه به این ترتیب است که نمایندگان با توجه به ایرادات لایحه می گویند که این لایحه جوابگو نیست و به مدت زمان مشخصی که اعلام می شود برای بررسی های بیشتر به کمیسیون مربوطه و یا مرکز پژوهش ها ارجاع می شود که اشکالات آن را بررسی کنند. با توجه به این که خارج کردن این لایحه از دستور کار مجلس برای همیشه چندان عملی نیست مسکوت گذاشتن این لایحه می تواند فرصتی باشد که در بررسی های کارشناسی اشکالات عمده ی این لایحه برطرف شود . برای مسکوت گذاشتن یک لایحه نصف بعلاوه یک نفر از نمایندگان باید با ارائه دلایل خود و با تعیین مدت مشخصی درخواست مسکوت گذاشتن لایحه را مطرح کنند. "

گیتی پورفاضل نیز دیدار خود با نصیری نماینده زنجان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس را موثر و مثبت قلمداد کرده و گفت ما نقطه نظراتمان را برای ایشان توضیح دادیم و ایشان نیز یادداشت کردند و قرار شد در دیدار دیگری هم نقطه نظرات خود و هم ایراداتی را که به لایحه وارد می دانیم، به صورت مکتوب به ایشان ارائه کنیم . پور فاضل همچنین گفت:" بهتر است با نمایندگان اصولگرا که قرار است در موافقت با لایحه در مجلس صحبت کنند، بیشتر وارد مذاکره شویم. ما قرارگذاشتیم از فردا به دیدار های خود در قالب گروه های دو یا سه نفره با نمایندگان اصولگرای مجلس ادامه دهیم.» نماینده زنجان در این دیداربا ابراز مخالفت با لایحه به این حقوقدانان قول داد تمامی اقداماتی را که در این جهت ممکن است، انجام دهد.

اشرف گرامی زادگان به دیدار خود با نصری نماینده زنجان اشاره کرد و گفت: "به این نماینده پیشنهاد کردیم که مسکوت بگذارند و راه رابرای کار کارشناسی رو ی لایحه باز بگذارند. نمایندگان زن و زنان دولت مانند مرکز امور زنان و خانواده و سایر دولتی هاروی این لایحه هیچ کار کارشناسی انجام نداده اند اما ما به این نماینده اعلام کردیم که کارشناسان حقوقی و فعالان زن آمادگی کامل دارند به صورت داوطلبانه در این کار همراهی کنند. "

هم زمان، فخر السادات محتشمی پور، فریده ماشینی با تعدادی از اعضای هیات رییسه مجلس دیدار کردند. غفوری فرد ، ناطق و طلایی از اعضای هیأت رئیسه ی مجلس نیز در این دیدار اظهار کردند به دلیل تبعاتی که لایحه دارد تلاش می کنیم که این لایحه مورد کارشناسی های بیشتر قرار گیرد.

در همین رابطه فریده ماشینی اظهار داشت: "در مورد جزئیات لایحه با اعضای هیأت رئیسه مجلس صحبت کردیم و آقای طلایی گفتند که من در جریان اشکالات و نیز نقدهای وارد شده به لایحه هستم و تلاش خود را برای توجه دادن سایر نمایندگان به این نقد ها خواهم کرد." ماشینی همچنین به صحبت های غفوری اشاره کرد که گفته بود حضور شما زمانی می تواند موثر باشد که شما کار کارشناسی کرده باشید و ما هم گزارش کارهای کارشناسی را که روی لایحه انجام داده ایم، به ایشان ارائه کردیم. "

احمد ناطق نوری و حسن غفوری فرد با شنیدن انتقادهای آنان از لایحه حمایت از خانواده از تصمیم زنان برای دیدار با نمایندگان مجلس استقبال کردند و پیشنهاد ادامه دیدارها با دیگر نمایندگان مجلس را مطرح کردند.

موسی قربانی از اعضای هیأت رییسه مجلس و عضو کمیسیون قضایی نماینده ی دیگری بود که در دیدار با لاله صدیق، شادی صدر، نسرین افضلی، مریم مجد و دو تن از اعضای هیاتهای مذهبی زنان خبر داد كه با نظر رئیس مجلس و موافقت هیات رئیسه قرار شده لایحه مذكور به كمیسیون قضائی برگردانده شده و فعلا از دستور كار جلسه علنی خارج شود. وی همچنین تاکید کرد که ماده 25 (مالیات بر مهریه) قطعا از دستور کار خارج خواهد شد.

در ادامه ی این دیدارها شهلا شرکت به همراه مریم قنبری و عارفه الیاسی با نمایندگان ماهشهر، لنگرود، رشت، بندرلنگه و مرودشت دیدار کردند. آنها نامه این گروه از وکلا را که حاوی 15 پیشنهاد اصلاحی در مورد لایحه حمایت خانواده بود در دست داشتند و دلایل خود را برای مخالفت با کلیات لایحه اعلام کرده و گفتند مشکل ما تنها ماده 23 لایحه نیست و این لایحه حتا به لحاظ شکلی هم ایراد دارد.

فعالان زنان در دیدار با نمایندگان مجلس نامه های اعتراضی خود را به تعداد زیادی از نمایندگان تحویل داده و در قالب گروه های چند نفره نسبت نگرانی های جدی خود از تبعات تصویب چنین لایحه ای را با نمایندگان در میان گذاشتند. در حالی که بسیاری از نمایندگان مجلس از این دیدارها استقبال کردند تعدادی از نمایندگان طیف اصولگرای مجلس از جمله زنان، حاضر به دیدار با فعالان زن نشده و این ملاقات را موکول به هماهنگی های بیشتر کردند و به همین منظور گروه های دیگری از زنان در حال برنامه ریزی برای ملاقات با نمایندگان اصولگرای مجلس در روزهای آینده هستند. گفتنی است در دیدار دیروز با نمایندگان مجلس ژیلا بنی یعقوب، خدیجه مقدم، آسیه امینی، منصوره شجاعی، مینو مرتاضی، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، خانم گوارایی، گوهر شمیرانی از جمله حاضرین در این ملاقات ها بودند.

عکس از کانون زنانی ایرانی

برگرفته از : تغییر برای برابری

ورود زنان به مجلس ، خروج لایحه از صحن علنی

کانون زنان ایرانی-11 شهریور 1387
جمع گسترده ای از فعالان زن ظهر امروز، یكشنبه به قصد دیدار با نمایندگان مجلس به بهارستان رفته بودند تا صدای اعتراض شان با لایحه حمایت از خانواده را به گوش نمایندگان برسانند. آنها در دیدارهای گروهی و انفرادی از نمایندگان مجلس خواستند این لایحه از دستور كار خارج شود و حاصل این بود: " لایحه حمایت از خانواده به طور موقت از دستور كار مجلس خارج شد."

شیرین عبادی ،حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل ؛ سیمین بهبهانی، شاعر روی صندلی های سالن انتظار مجلس نشسته اند. رخشان بنی اعتماد، كارگردان سینما هم به آنها می پیوندد تا به همراه بیش از 15 فعال حوزه زنان به دیدار فرهاد تجری، نایب رئیس كمیسیون حقوقی مجلس بروند. آنها به به در شمالی مجلس رفتند، دقایقی بعد که خیلی هم کوتاه نبود به طبقه ششم این ساختمان رفتند و نایب رئیس کمیسیون حقوقی مجلس را ملاقات کردند.

بیش از چهل نفر نیز در سالن ملاقات های مردمی ماندند تا نوبت ملاقاتشان با نمایندگان فرا برسد.

در ملاقات با تجری بهبهانی گفت: «من به نمایندگان مجلس هشتم رای نداده‌ام اما امروز به این دلیل اینجا حاضر شده‌ام كه ببینیم آیا می‌توانم به امثال شما امید ببندم، می‌خواهم ببینم شما با ملت خود چگونه رفتار خواهید كرد. امیدوارم كه مذاكرات ما با شما ثمره خوبی داشته باشد درا ین صورت به آینده امیدوار خواهم شد، اگر نه مثل همه عمری كه با شك و تردید زندگی كرده‌ام، ناامید می‌شوم.»

شیرین عبادی نیز با اشاره به اعتراض‌های قبلی و گسترده كه در جامعه نسبت به لایحه حمایت از خانواده انجام شده است، گفت: «این لایحه نه فقط از دید زنان اقشار مختلف جامعه كه حتی از نظر مردان معتقد به عدالت شرافت انسانی نیز اشكالات متعددی دارد. تسهیل تعدد زوجات، اخذ مالیات از مهریه، سرنوشت فرزندان ناشی از ازدواج موقت از جمله این ایرادات است.»

عبادی بارها و بارها در سخنانش این درخواست را تكرار كرد: «این لایحه را به معنای واقعی كارشناسی كنید، باید كارشناسان تعلیم و تربیت، خانواده، روانشناسی و حتی اقتصاددانان آن را بررسی كنند تا در نهایت لایحه‌ای تدوین شود كه تعداد كثری از جامعه را راضی كند.»

او با این اعتقاد كه تدوین‌كنندگان این لایحه در ایجاد نارضایتی گسترده مهارت خاصی دارند، گفت: «همه زنان از سكولار تا اصولگرا با آن مخالفند.»

عبادی در گفت وگویش با معاون كمیسیون قضایی گفت: «شماها به عنوان نمایندگان مجلس اینجا ننشسته‌اید كه با مردم لجبازی كنید بلكه آماده‌اید كه تا حدامكان خواست مردم را رعایت كنید. بنابراین لایحه حمایت از خانواده را قبل از طرح در شور اول برای كارشناسی ارجاع دهید.»

برنده جایزه صلح نوبل در بخش دیگری از سخنان خود گفت:‌ «قصد ما از اعتراض به این لایحه، ایجاد جنجال نیست بلكه بیان مطالبات بر حق مدنی مردم است. من حق دارم كه نگران سرنوشت دخترم باشم كه فردا سرسفره عقد می‌نشیند. وقتی صدای حق‌طلبی ما شنیده نشود، چاره‌ای جز استمداد از افكار عمومی نداریم او تاكید كرد: «تسهیل چند همسری تنها ایراد این لایحه نیست» و گفت: «این لایحه ایرادهای متعدد حقوقی دارد چرا كه جامع‌نگری ندارد.»

او در سخنانش به تحقیقات موسسه كیفری دانشگاه تهران استناد كرد: «براساس آمارهای این موسسه برخی از قوانین ناعادلانه از جمله قوانین مربوط به طلاق موجب افزایش جرائم از جمله همسركشی در ایران شده است و متاسفانه لایحه تازه خانواده روند طلاق را طولانی‌تر از قبل می‌كند.»


رخشان بنی‌اعتماد، فیلمساز نیز كه در این دیدار حضور داشت، گفت: «آنچه كه جامعه ما را دچار بحران، سوءتفاهم و مشكلات فراوان می‌كند، نگاه سیاسی به مسائل اجتماعی است. من امروز به اعتبار حرفه فیلمسازی‌ام و به واسطه شناختی كه از عمق جامعه ایران و خانواده‌های ناكجاآباد دارم با شما حرف می‌زنم. مساله لایحه خانواده فقط مساله زنان نیست، مساله مردان و فرزندان هم هست.»

او با اشاره به تجربه‌های فیلمسازی‌اش گفت: «خانواده ایرانی زیر فشارهای عجیب و غریب اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار دارد و تصویب این لایحه می‌تواند نهاد رنجور خانواده را در ایران تضعیف كند.»

او از نمایندگان مجلس درخواست كرد كه به هنگام بررسی این لایحه با دغدغه‌های یك پدر نسبت به دخترش به آن نگاه كنند.

او با بیان این پیشنهاد كه حاضر است ساعت‌ها فیلم از آسیب‌های اجتماعی و مشكلات خانواده‌ها به نمایندگان نشان دهد، گفت: «حرف‌های كارشناسی را با زدن اتهام‌هایی همچون طرفداری از حقوق زنان یا طرفداری از غرب یا سیاسی بودن كنار نگذارید. كسانی را كه با شما گفت‌وگو می‌كنند، از خود نرانید، شما آنها را به جایی می‌رانید كه تعلقی به آن ندارند. دلیل اصلی زیر ضربه قرار گرفتن حركت زنان، خط‌كشی‌ها سیاسی و فاصله‌گذاری‌هایی بوده كه موجب تفرقه ملی شده است. شما نباید هر موضوعی را خط‌كشی سیاسی كنید.»

فرهاد تجری، معاون كمیسیون قضایی در پاسخ به این زنان گفت: «من و خیلی از همكارانم با خیلی از انتقادات شما نسبت به لایحه موافقیم. می‌دانم كه خیلی‌ها با برخی از موارد این لایحه از جمله ماده مربوط به چندهمسری مخالفند و خودم هم با آن كاملاً مخالفم. ما دغدغه‌های شما را در اصلاح این لایحه لحاظ خواهیم كرد چرا كه بنا نداریم خلاف خواست جامعه رفتار كنیم.»

او بارها از شیرین عبادی و همچنین سایر حقوقدانان و فعالان حقوق زنان درخواست كرد كه پیشنهادهای خود را برای اصلاح این لایحه در اختیار او و دیگر همكارانش قرار دهند.

شیرین عبادی و سایر زنانی كه دیروز با نمایندگان دیدار كردند، نامه‌هایی را كه حاوی پیشنهادهای حقوقی آنان برای تغییر لایحه پیشنهادی دولت بود، به آنها ارائه دادند.

***

اتاق 506 دفتر كار نماینده مردم زاهدان است. حسینعلی شهریاری در دیدار با سه تن از فعالان حوزه زنان گفت: "تنها راه این است كه این لایحه را مسكوت بگذاریم. فراكسیون زنان باید پیشنهاد مسكوت گذاشتن لایحه را ارائه دهند و ما مردان از آنها حمایت می كنیم."

اما برخی از نمایندگان زن با این لایحه موافقند. یكی از زنان عضو هیات های مذهبی كه این را در جواب شهریاری گفت، شنید: " باور نمی كنم كه زنی با تصویب چنین لایحه ای موافق باشد اما اگر فراكسیون زنان این كار را نكند ما مردان باید پیشقدم شویم تا رای نصف به اضافه یك نفر از نمایندگان را برای مسكوت گذاشتن لایحه به دست آوریم."

شهریاری در مخالفت با ماده 23 كه چند همسری را ترویج می كند گفت:" 35 میلیون زن در كشور وجود دارد و اگر قرار باشد بعد از تصویب این لایحه 35 میلیون نفر دچار مخاطره شوند باید در تصویبش با دقت بیشتری عمل كرد. امروز صبح انتقادها و پیشنهادهای جامعه زینب را به دست نمایندگان دادند و از وقتی كه آن را خواندم ذهنم را مشغول كرده كه اگر این لایحه تصویب شود آینده زنان را نا به سامان می كند."

او گفت:"من چهار دختر دارم. حضور همسر و دخترانم فضای خانه مان را زنانه كرده و من از مشكلات آنها باخبرم."

محمد علی رضایی، نماینده تربت حیدریه و رییس مجمع نمایندگان خراسان رضوی هم تاكید می كند كه خودش یك زن دارد و مخالف چند همسری است. عمامه ی روی سرش را جا به جا می كند: "ازدواج مجدد كه با شرایط امروز جامعه ما نمی خواند."

او كه مانند بیشتر نمایندگان از محتویات لایحه حمایت از خانواده خبر ندارد و تنها از ماده 23 ان چیزهایی شنیده است:" هنوز متن كامل لایحه را نخوانده ام اما معتقدم این همه اعتراضی كه مقابل لایحه شده لازم است برای انجام كارشناسی تخصصی بیشتر فعلا در مجلس مطرح نشود."

عوض حیدرپور نماینده شهرضا هم در دیدارش با فعالان زن از آنها می خواهد كه تا مطرح نشدن لایحه در صحن علنی مجلس به این دیدارها ادامه دهند چراكه اطلاع نمایندگان از جزییات این لایحه تصویبش را كند تر می كند.

***

لاله صدیق، قهرمان اتومبیلرانی زنان ایران ، شادی صدر، حقوقدان، مریم مجد، عكاس، نسرین افضلی، متخصص مطالعات زنان و دو تن از زنان عضو هیاتهای مذهبی زنان نیز در این روز به دیدار موسی قربانی، رئیس كمسیون قضایی مجلس رفتند كه موسی قربانی از خارج شدن این لایحه از دستور كار خبر داد :" علی لاریجانی رئیس مجلس در تماس تلفنی شب گذشته‌اش با من گفته است این لایحه را از دستور كار خارج كنیم و ساز وكار خارج شدنش را هم پیش بینی كرده ایم."

اشرف گرامی‌زادگان، شهیندخت مولاوردی ، زهره ارزنی، گیتی پورفاضل و مریم کیان ارثی در دیدار خود با نصیری نماینده زنجان پیشنهاد مسكوت گذاشتن لایحه را ارائه دادند. گرامی زادگان گفت: «مذاكره ما زنان با شما نمایندگان مجلس نشان از حسن نیت ما دارد چرا كه می‌توانستیم اجازه بدهیم لایحه تصویب شود و بعد جنجال راه بینداریم.»

این حقوق دان خطاب به نماینده زنجان گفت:"اگر این لایحه را برای بررسی بیشتر مسكوت بگذارید ما زنان كارشناس نیز حاضریم در بررسی تك تك مواد لایحه كمك كنیم كاری كه پیش از این باید مركز امور خانواده و یا مركز پژوهش های مجلس باید انجام میداد و نداد."

نصیری جزو نمایندگان مخالف لایحه حمایت از خانواده چندی پیش هم قصد انجام نطق پیش از دستور درباره لایحه را داشته نطقی كه هیچ وقت انجام نداد. او در این ملاقات محور گفتگو را به سمت مخالفتش با چند همسری برد . صدر حسینی نماینده خوی نیز در دیدار با این گروه از زنان تاكید كرد كه تعدد زوجات در كشور ما بی سامان است و باید با تصویب قانونی سختگیرانه از انجام این كار جلوگیری كرد."

***

گروهی دیگر از زنان قصد دیدار با فاطمه آجرلو را داشتند. اما نماینده كرج بعد از معطل كردن این فعالان از دیدار با آنها خودداری كرد. دیدار با نمایندگان مختلف در طبقات مجلس انجام می شد اما در اتاق هیچ یك از نمایندگان زن باز نبود و یا هیچ كدام از نمایندگان زن به درخواست این دیدار ها پاسخ مثبت ندادند.

حتی الهه كولایی،استاد نشگاه و نماینده دوره مجلس ششم با گلایه از زنان نماینده گفت:" امروز ساعت 12 به مجلس رسیدم .با تعدای از نمایندگان جناح اكثریت و اقلیت صحبت كردم و نگرانی های كارشناسان ،جامعه شناسان و مردم عادی را درباره لایحه به آنها منتقل كردم. حتی تاكید كردم كه طرح این لایحه پیامدهای منفی نیز داشته است. در ادامه این دیدارها تلاش كردم با نمایندگان زن صحبت كنم.لاله افتخاری كه قصد داشت وارد صحن بشود كمی وقت را بهانه ای برای حرف نزدن با من عنوان كرد."

فاطمه آلیا هم از دیگر زنان مجلس كه حاضر شده با الهه كولایی حرف بزند اما حاضر نشده به سخنان كولایی گوش دهد:"خانم آلیا به جای گوش دادن به صحبت های من كه حامل پیام مردم بودم به دفاع و توجیه لایحه پرداخت.او سعی می كرد به مسئله چهره سیاسی بدهد و متاسفم كه در نهایت با این توجیه كه قرار است با عده ای از زنان درباره لایحه جلسه ای داشته باشد به سخنان من گوش نداد."

كولایی كه خود تجربه نمایده مجلس بودن را دارد در انتقاد به رفتار آلیا گفت:"این رفتار دون شان نماینده مردم است .نماینده بیش از حرف زدن باید گوش كردن را یاد بگیرد .انتظار من این بود كه به عنوان حامل دغدغه های مردم درباره لایحه خانواده او به حرف های من گوش می داد."

او در پایان سخنانش از لاریجانی ،رییس مجلس تشكر كرد :"دقت نظر لاریجانی نسبت به مسئله لایحه جای تشكر دارد و امیدوارم با استفاده از نظرات استادان دانشگاه و كارشناسان این حوزه بررسی دقیقی روی لایحه انجام شود."

***

فریده ماشینی و فخرالسادات محتشمی پور از كمیسیون زنان جبهه مشاركت در دیدارهای امروز خود از نمایندگان مجلس راضی به نظر می رسیدند.

ماشینی گفت:"احمد ناطق نوری با نگاهی مثبت اعلام كرد كه تصویب این لایحه موجب فروپاشی خانواده می شود." ناطق نوری در این دیدار تاكید كرده كه هر كاری كه برای تصویب نشدن این لایحه از دستش بر می آید انجام می دهد.

حسن غفوری فرد عضو هیات رییسه مجلس نیز در دیدار با این دو نفر گفت:"ما خودمان هم از تبعات تصویب این لایحه با خبر شدیم به همین دلیل آن را از دستور كار خارج كردیم.شما هم بهتر است به جای حرف زدن مستنداتی را برای ما ارائه كنید ."

اعضای كمیسیون زنان جبهه مشاركت گزارش های انتقادی و نیز پیشنهادهایی كه تا كنون كارشناسان در باه این لایحه را انجام داده بودند به غفوری فرد ارائه دادند.

در ادامه فخرالسادات محتشمی پور از دیدار مجمع زنان اصلاح طلب با فراكسیون زنان خبر داد. اعضای مجمع زنان اصلاح طلب قرار است هشت صبح دوشنبه با اعضای فراكسیون زنان درباره لایحه حمایت از خانواده دیداری داشته باشند.

***

آمنه رضایی عضو خانه زنان هودانا به همراه دیگر زنانی كه از همدان برای دیدار با نمایندگان آمده بودند موفق شدند با هفت نماینده مجلس دیدار و مخالفت خود را با تصویب این لایحه اعلام كنند.

محمدی نماینده نورآباد،كاییدی نماینده پلدختر،رحیمی نسب و ملك شاهی نماینده خرم آباد ، دهقانی نماینده كازرون و جعفری نماینده كبوترآهنگ از مخالفان تصویب لایحه بودند كه در این دیدار ضمن قول همكاری تاكید كردند كه این لایحه نباید بدون نظر كارشناسی به تصویب برسد .

شهلا شرکت، مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده زنان به همراه مریم قنبری، عضو وکلای میدان زنان نیز با نمایندگان ماهشهر، لنگرود، رشت، بندرلنگه و مرودشت دیدار کردند. آنها که نامه این گروه از وکلا را که حاوی 15 پیشنهاد اصلاحی در مورد لایحه حمایت خانواده بود در دست داشتند و دلایل خود را برای مخالفت با کلیات لایحه اعلام کردند.

مدیرمسئول مجله توقیف شده زنان نیز این دیدارها را مثبت ارزیابی كرد و به نماینده لنگرود گفت:" در حال حاضر با گسترش پدیده شوهركشی مواجه ایم اگر لایحه خانواده هم تصویب شود شوهر كشی بیش از پیش افزایش خواهد یافت."

فریده غیرت ،وكیل نیز صبح امروز به دیدار نماینده دره گز رفت. او به همراه خود نامه گروه زیادی از وكلا را هم برد. دراین نامه آمده است: «یكی از لوایحی كه اخیراً جهت تصویب به شما به عنوان قوه مقننه ارائه شده لایحه حمایت خانواده است كه با مخالفت و اعتراض بسیاری از افراد و موكلین شما نیز روبه‌رو شده است. بنابراین ما به اعتبار آشنایی كه با مشكلات خانواده‌ها و نقایص عملی قوانین حاكم به روابط آنها داریم بر این باوریم كه اگر این لایحه به تصویب نهایی برسد نه تنها حامی خانواده‌ها نخواهد بود بلكه اركان و نظام خانواده‌ها را متزلزل كرده كه این تزلزل و به‌هم‌ریختگی، ضرر جبران‌ناپذیری را بر پیكر جامعه وارد می‌كند كه امكان ترمیم آن به سادگی میسر نخواهد بود.»

این وكلا در پایان نامه خود از نمایندگان خواسته‌اند برای حفظ كیان خانواده‌ها و رعایت مصلحت آنان و اعمال حمایت قانونی از افراد جامعه تقاضای خارج كردن این لایحه را از دستور كار مجلس كه مورد تقاضای افراد و گروه‌های بیشماری از ملت است را داریم.

مداح، یکی از زنان خانه دار که موفق شده بود با نماینده گرگان صحبت کند گفت:" فکر می کنم باید این ملاقاتها را آنقدر ادامه دهیم تا دیگر لایحه برای همیشه از دستور کار خارج شود."

در همین حال، اعضای شاخه دانشجویی میدان زنان و گروه زنان دانشگاه شریف نیز با نمایندگان سنندج، کامیاران و دیواندره، سقز و بانه، خمینی شهر، ارومیه، بوشهر، دهلران، نطنز و جهرم، فلاورجان، مغان، میانه شاهرود، رامشیر و آبادان دیدار کردند. نماینده سنندج از آنها خواست به دلیل اینکه مشکلات زنان را خود زنان بهتر درک می کنند، پیشنهاداتشان را برای اصلاح لایحه به مجلس ارائه کنند. او همچنین اعلام کرد: من نه تنها با مواد 22، 23 و 25 مخالفم با کلیات لایحه هم مخالفم و به عنوان نماینده هیچگاه به چند همسری رای نمی دهم.

فخرالدین حیدری، نماینده سقز و بانه نیز با اعلام اینکه رای مخالف خواهد داد گفت: لایحه حمایت خانواده باعث از هم پاشیدن خانواده ها می شود.

سلمان ذاکر نماینده ارومیه اما گفت: من تابع نظر روحانیت هستم، هر چه آنها بگویند. محمد جواد ابطحی، نماینده خمینی شهر نیز با استقبال از اعلام اعتراض توسط زنان اعلام داشت: تعدد زوجات نص صریح قرآن است و بستگی دارد از چه دیدگاهی به آن نگاه کنیم. البته من صلاحیت تفسیر قرآن را ندارم و در حال تحقیق هستم.

غلامعلی میگلی نژاد، نماینده بوشهر نیز گفت: من با کلیات لایحه مخالفم و به دانشجویان وعده داد در زمان طرح لایحه در صحن علنی به عنوان مخالف نطق کند. این قول را عزتی، نماینده دهلران نیز داد و گفت: من هم مثل شما می خواهم لایحه به طور کامل از دستور کار خارج شود زیرا به جز فساد و بی بندوباری چیزی ندارد.

همچنین گروهی از اعضای جامعه زنان انقلاب اسلامی نیز صبح امروز به مجلس آمده بودند.

در دیدار دیروز فعالان جنبش زنان با نمایندگان مجلس برخی از هنرمندان، نویسندگان، معلمان، دانشجویان، وکلای دادگستری ،پزشکان، برخی از فعالان کمپین یک میلیون امضا ، میدان زنان ،مدرسه فمنیستی، کانون زنان ایرانی، روزنامه نگاران ،ورزشکاران ،زنان خانه دار ، مادران صلح، زنان ملی -مذهبی و زنانی از هیئت های مذهبی حضور داشتند. امروز از ساعت 12 تا ساعت 2 بعد از ظهر گروه های مختلف به دیدار نمایندگان مختلف در اعتراض به این لایحه رفتند از جمله می توان به حضور منصوره شجاعی، شهلا شرکت، محبوبه عباسقلی زاده ، شادی صدر، خدیجه مقدم، زهره ارزنی، مینو مرتاضی، آسیه امینی، ژیلا بنی یعقوب، سارا صباغیان، آیدا سعادت ،ساناز الله بداشتی ، زهرا مینویی ،وحیده مولوی ،مریم مجد ،عارفه الیاسی ،نسرین افضلی، گیتی پورفاضل، فرخنده احتسابیان، فریده غائب، محبوبه حسین زاده ، گوهر شمیرانی، مهناز محمدی، فخری نامی، گروهی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در همدان و اصفهان و... اشاره کرد.

Tuesday, August 12, 2008

وعده زنان، جلو مجلس


شیرین عبادی در مصاحبه با روز: اعتراضمان به لایحه دولت باقی است - دوشنبه 21 مرداد 1387 [2008.08.11]
آسیه امینی

یکی از واکنش هایی که از زمان ارائه لایحه حمایت از خانواده به مجلس صورت گرفت و بازتاب های رسانه ای بسیار ‏داشت، واکنش شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل بوده است. شیرین عبادی اظهار داشته بود که در صورت مطرح شدن ‏این لایحه در صحن علنی مجلس، در مقابل مجلس تجمع خواهد کرد. آغاز هفته جاری روزنامه های ایران خبر از احتمال ‏مطرح شدن این لایحه در صحن علنی مجلس را داده اند. در همین باره با شیرین عبادی به گفت و گو نشستیم.‏

خانم عبادی، شما گفته بودید که در صورت مطرح شدن این لایحه به صحن علنی مجلس در مقابل مجلس تجمع ‏خواهید کرد. این روزها در همه محافل جنبش زنان، سخن از ورود این لایحه به صحن علنی مجلس است. آیا شما همچنان ‏بر سر حرف خود هستید؟‎ ‎

هنوز هم بر همین عقیده ام که زنان ایرانی از جمله اینجانب باید در قبال لایحه ای که باعث تزلزل بنیاد خانواده خواهد شد، ‏موضع گیری کرده و با انتقادات سازنده سعی کنیم مانع از تصویب لایحه شویم. یکی از راه های جلب توجه نمایندگان برای ‏مخالفت با مواد لایحه پیشنهادی، تجمع زنان هنگام طرح مساله در مقابل مجلس شورای اسلامی است.‏


آیا این اتفاق قریب الوقوع است؟‎ ‎

در توضیح پروسه تصویب هر قانون باید بگویم که هر طرح یا لایحه پیشنهادی یک بار در شور اول تصویب می شود و با ‏تصویب آن نمایندگان به کلیات لایحه رای می دهند، بدون اینکه وارد تک تک مواد آن شوند. گاهی نیز در شور اول، کلیات ‏لایحه رد می شود و اساسا به شور دوم نمی رسد.‏

بنابراین اگر این لایحه در روز چهار شنبه یا در یکی از روزهای هفته آینده که نمی دانیم چه روزی است، مطرح شود، تازه ‏در دستور جلسه قرار خواهد گرفت که به صحن علنی بیاید و به تک تک مواد آن رسیدگی شود. شخصا امیدوارم که ‏نمایندگان محترم مجلس، بویژه زنان نماینده و فراکسیون اقلیت، بتوانند به مطرح نشدن لایحه در شور اول، رای بدهند و ‏آرای منفی در حدی باشد، که مانع از طرح در شور دوم شود.‏

اگر لایحه در شور اول تصویب شود، در نوبت قرار می گیرد تا تک تک مواد آن از جمله مواد 23 و 25، که معایب ‏فراوان دارد و فتاوی شرعی علیه آن صادر شده، مورد گفت و گو و رای گیری قرار گیرد. در آن هنگام چون نوبت ‏رسیدگی مشخص می شود و مذاکرات از طریق رادیو پخش می شود، بنابراین دقیقا می توان فهمید که چه موقع شروع به ‏بحث و گفت و گو و رای گیری در مورد مواد می شود. آن موقع است که بحث تجمع ، تحقق خواهد پذیرفت. یعنی در ‏صورتی که این لایحه برای "بررسی و تصویب"، به صحن علنی بیاید، تجمع اعتراضی صورت خواهد گرفت.‏


آیا از گروه های مدنی، بویژه فعالان زن برای این تجمع دعوت می کنید؟‎

شکل و شیوه تجمع با بررسی شرایط و شور و مشورت با کلیه گروه های زنان و علاقه مند به مسائل زنان اعلام خواهد شد. ‏هر نوع اقدامی در این زمینه بایستی با همدلی همگان صورت گیرد تا به نتیجه برسد.‏


مهمترین خواسته شما و فعالان زن درارتباط با این لایحه چیست؟‎

بسیاری از مواد این لایحه مشکل دارد و بایستي اصلاح شود. مشکل لایحه منحصر به دو ماده 23 و 25 نیست. از دیدگاه ‏حقوقی ، مسائل دیگری نیز مطرح می شود که اهمیت آن کمتر از تسهیل تعدد زوجات نیست. از جمله به سرنوشت کودکان ‏ناشی از ازدواج موقت بی توجهی شده. وقتی که به مردی اجازه می دهند بدون ثبت در دفاتر ازدواج زنی را صیغه کند، ‏اثبات رابطه نسب بسیار دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، مردی که چند همسر دارد، معمولا بین کودکانی که مادرشان ‏یکی نیست، اختلافات شدیدی پیش می آید. اینها را به عنوان نمونه گفتم تا مشخص شود که اشکال کار خیلی بیش از اینهاست ‏و این لایحه بدون کارشناسی تهیه شده و جالب آن است که حتا مخالف اسلام هم هست و فتاوی صادر شده در مورد این ‏لایحه این ادعا را ثابت می کند.‏


خانم عبادی ، یکی از اتفاقاتی که بعد از ارائه لایحه به مجلس رخ داده، ائتلاف گروه های مختلف زنان در ‏مخالفت و اعتراض به آن بوده است. ائتلافی که در چند سال اخیر کمتر شاهد آن بوده ایم. دلیلی این همبستگی چیست؟‎ ‎‎‎

مهمترین قوانین مربوط به زنان، قانون خانواده است. به عنوان مثال، ممکن است برای بسیاری از زنان هرگز پیش نیاید که ‏بخواهند در دادگاه شهادت دهند تا متوجه این تبعیض ناروا شوند که شهادت دو زن معادل با شهادت یک مرد است. یا ممکن ‏است برای خیلی از زنان پیش نیاید که بخواهند پاسپورت بگیرند و به خارج از ایران سفر کنند تا مواجه شوند با قانونی که ‏بایستی طبق آن از همسر خود اجازه خروج از کشور بگیرند. اما قوانین ناظر بر ازدواج و خانواده مربوط به همه زنان ‏خواهد بود. زیرا به طور معمول، همه دختران ازدواج کرده و تحت سیطره قانون قرار خواهند گرفت. بنابراین بسیار مهم ‏است که چه قانونی روابط زناشویی را تنظیم کند و چون در لایحه مذکور در روابط خانوادگی به زن ستم زیادی شده و بنیاد ‏خانواده سست گردیده، بنابراین همه زنان، صرف نظر از پایگاه اقتصادی و اجتماعی یا دیدگاه های سیاسی شان با این قانون ‏مخالفند و از این جهت باید به نویسندگان این لایحه آفرین گفت . زیرا قانونی نوشته اند که باعث همدلی همه زنان ایران شده ‏و همه یکصدا با آن مخالفند.‏


اما در خبرها آمده که برخی از نمایندگان زن با این لایحه موافقند؟‎

تصور من این است که موافقت آنها جنبه سیاسی داشته و صرفا برای حفظ پایگاه اجتماعی شان است. وگرنه همان زنی که ‏با این لایحه موافق است، اگر فردا به منزل برود و در را باز کند و ببیند که هووی جوانی در خانه اش نشسته است، مسلما ‏به شوهر خود نمی گوید دستت درد نکند!‏

زنانی که با این لایحه موافقت کرده اند باید بدانند که عمر نمایندگی چهار سال است. اما یک عمر بایستی با همسر خود ‏زندگی کنند. بنابراین بهتر است منافع یک عمر را به مزایای چهار سال نمایندگی ترجیح ندهند.‏

برگرفته از: روز


Tuesday, August 5, 2008

شیرین عبادی : لایحه حمایت از خانواده با قانون اساسی و شرع اسلام در تضاد است

خبرگزاری كار ایران: شیرین عبادی حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل ماده 23 و 25 لایحه حمایت از خانواده را مخالف با قانون اساسی و شرع اسلام دانست.

شیرین عبادی در گفتگو با ایلنا با این توضیح كه بر اساس ماده 23 لایحه پیشنهادی خانواده برای ازدواج های بعدی برای مردی كه همسر دارد باید از دادگاه كسب اجازه شودگفت و این اجازه زمانی صادر خواهد شد كه تمكن مالی و اجرای عدالت را بتواند به دادگاه ثابت كند گفت: در این ماده شرط موافقت همسر اول حذف شده و همچنین ازدواج های دوم، سوم و چهارم مرد باعث نمی شود كه همسران قبلی او حق طلاق پیدا كنند. این چنین لایحه ای مغایر است با شرع اسلام، زیرا كه در اسلام صراحتا ازدواج دوم و سوم موكول است به اجرای عدالت و همچنین در نص صریح قرآن آمده است كه شما هرگز نمی توانید عدالت را اجرا كنید.

عبادی افزود: هنگام طرح این لایحه در كمیسیون قضایی برخی عنوان كردند كه این لایحه عین اسلام است و نمی‌‏توان مخالف آن صحبت كرد و حال آن كه تعدادی از فقهای عظام از جمله آیت الله صانعی فتوا داده اند كه ازدواج دوم بدون رضایت همسر اول حرام است و با این ترتیب مشخص است كه آن گونه كه ادعا می شود این لایحه عین اسلام نیست.

شیرین عبادی ادامه داد: از سویی دیگر این لایحه مغایر است با قانون اساسی، زیرا در اصل 10 قانون اساسی آمده است كه قوانین بایستی برای حفظ استواری خانواده باشد و قانونی كه اجازه چند همسری می دهد هم قداست خانواده و هم كیان خانواده را از بین خواهد برد. مشكل دیگر در این لایحه آن است كه برای مهریه، مالیات پیش بینی شده است و حال آنكه مهریه دینی بر ذمه شوهر است و حتمی الوصول نیست و چه بسا كه بخشیده شود و معلوم نیست اخذ مالیات از درآمدی كه هنوز حاصل نشده و فقط دین است از جهت حقوقی چگونه قابل توضیح است.

عبادی با اشاره به فتوای آیت الله صانعی مبنی بر این كه " اخذ مالیات از مهریه از نظر شرعی حرام است" افزود: در حقیقت تنظیم كنندگان این لایحه اعتقاد خود را به فرهنگ پدر سالار و عدم اعتقاد به برابری انسانها با تنظیم این لایحه به خوبی نشان داده اند.

وی در خاتمه اظهار امیدواری كرد كه این لایحه پیشنهادی با موافقت هیات رئیسه محترم مجلس از دستور جلسه خارج و برای اصلاح به هیات محترم دولت اعاده شود و در صورتی كه این تقاضا مورد قبول قرار نگیرد به نمایندگان محترم مجلس خصوصا فراكسیون اقلیت هشدار داد كه به هر شیوه قانونی ممكن از تصویب این لایحه خودداری كنند.

Saturday, July 26, 2008

موزیک زن کشی

ترویج قتل های ناموسی
موزیک زن کشی
مرجان لقایی
شنبه29 تیر 1387

مدتی است “ایران موزیك” از شبكه های ماهواره ای كه در "ایران سرزمین من" و "زنان عاشق"، نیز نمایندگی دارد موزیك ویدئویی پخش می كند با عنوان « پرونده». این موزیك ویدئو ماجرای مرد جوانی است كه به همسرش شك كرده و مرگ را حق او می داند و زن جوان را كه ملتمسانه از او می خواهد این كار را نكند با روسری و در آب خفه می كند.

جالب اینكه "ایران موزیك"، آثار خوانندگان داخل ایران را كه از وزارت ارشاد مجوز دارند پخش می كند. این شبكه، هر چند یك شبكه ماهواره ای است و برای خارج از ایران پخش می شود اما تمام قوانین داخلی ایران را رعایت كرده و مجریان آن مطابق قانون ایران لباس می پوشند. مجوز تاسیس این شبكه از سوی جمهوری اسلامی ایران صادر شده و همانطور كه گفته شد در ایران نیز دفتر نمایندگی دارد.

توضیح در مورد "ایران موزیك" نه برای معرفی این شبكه بلكه به دلیل توصیف جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی است. موضع گیری های این شبکه منطبق با نظرات حاکمیت است. پخش موزیك ویدئویی كه خشونت علیه زن را آن هم در حد بالای آن یعنی قتل ترویج می كند و قتل را یك عمل عاشقانه توصیف می كند قطعا معنای خاصی دارد. در جایی خواننده با صدایی دورگه و پر از غصه قتل همسرش را از روی اجبار و به خاطر خیانت زن عنوان می كند و می گوید مجبور بودم اما پشیمان هستم.

مهدی مقدریان خواننده این موزیك است و گفته می شود که دارای فوق لیسانس حقوق است، بنابراین در دروس دانشگاهی تاثیر تقلید در جرم به او آموزش داده شده است و علاوه بر این چون با موسیقی آشناست می داند كه در عصر ارتباطات موسیقی به دلیل قدرت تاثیرگذارش جایگاه ویژه ای در میان مردم برخوردار دارد. بااین وصف و شاید گفت با این آگاهی جای تعجب دارد که زن كشی را یك عمل عاشقانه، زنان را خیانت كار و مردان زن كش را عاشق و بی چاره و مجبور نشان می دهد و صدها هزار جوان زیر 30 سال را كه مخاطب اینگونه ترانه ها هستند به زن كشی تشویق كند.

سیاست های حاکمیت به ویژه در مورد تایید چنین موزیك هایی كاملا روشن است. مستقیم و غیر مستقیم مسئولان مملکتی مان در مورد زنان چه در كسوت وزارت و چه در كسوت روزنامه نگار، اظهار نظر كرده اند و از سوی آنها تائید چنین موزیكی جای تعجب ندارد، انچه تعحب آور است وجود نگاه مردمدار و جنس گرا حتی از سوی دانش آموختگان حقوق است که از كودكی چنین نگاهی را می آموزند و هرچه بزرگتر می شوند و تحت آموزش های خارج از خانواده قرار می گیرند، چنین نگرشی را درونی تر هم می کنند تا با پخش و تکرار چندین باره آهنگ هایشان به عنوان موزیک تاپ ایرانی تشویق به کار بیشتر علیه زنان بشوند. همه می دانند موزیك های داخلی برای جوانان زیر 30 سال مصرف دارد، افرادی كه یا ازدواج كردند و یا دوست دختر دارند و به او عشق می ورزند، . تاسف قضیه هم در همین است.

چقدر غمگین می شوم وقتی به یاد 3 اكتبر سال 1991 می افتم روزی كه برای آلمانی ها روز بزرگی بود و آلمان شرقی و غربی با هم یكی شدند. در ان زمان گروه پینگ فلوید در كنسرتی كه داشت انقدر حس وطن پرستی مردم را با ترانه ها و آوازهایش تحریك كرد كه مردم در دوطرف دیوار جمع شده آنقدر بر دیوار فشار آوردند تا ویران شد و دو آلمان متحد شد و مردمی كه برای دیدن اقوامشان باید مرز را طی می كردند همدیگر را در اغوش گرفتند. غمگین برای اینكه 17 سال پیش پینگ فلوید برای مردمش چه كرد و حالا خوانندگان ما با مردم چه می كنند؟

برگرفته از : تغییر برای برابری

Thursday, July 3, 2008

گزارشگران حقوق بشر در انتظار ورود به ایران

شیرین عبادی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با حضور در سمینار "چالش های مدافعان حقوق بشر در ایران" که دوشنبه بیستم خرداد در مقر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو برگزار شد به موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخت و از ایده تهدید نظامی و همچنین خودداری مقامات جمهوری اسلامی از حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل در ایران انتقاد کرد. در سمینار ژنو، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نیز شرکت داشتند. این گفت وگو را می خوانید.


درنشست وضعیت مدافعان حقوق بشر درژنو چه مباحثی مطرح شد و چه نتایجی از آن حاصل شد؟
در ژنو کنفرانسی با حضور نماینده فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر یعنی آقای دکترعبدالکریم لاهیجی، نماینده کمپین بین المللی حقوق بشر درایران آقای هادی قائمی و نماینده سازمان دیده بان حقوق بشر برگزار شده بود. از ایران من وخانم نرگس محمدی شرکت کردیم. دراین جلسه مباحث مختلفی در زمینه نقض حقوق بشر درایران از سوی سخنرانان مطرح شد. هنگام پرسش وپاسخ نماینده دولت کانادا و همچنین نماینده دولت فرانسه وچند خبرنگار دیگر سوالاتی مطرح کردند.

آیا از سوی دولت ایران هم کسی در این نشست حضور داشت؟
فردی از نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران در جلسه حضور داشت و عنوان می کرد که حضور او جنبه فردی دارد ونه دولتی. وی مطالبی در رد حرف هایی که زده شد مطرح کرد. ازجمله من درسخنانم اشاره کردم که به علت گرانی مردم در ایران فقیر تر شده اند و طبق گزارش رسمی دولتی ایران حدود پنج میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و ایشان بر این اعتقاد بود که وضعیت اقتصادی در ایران به صورتی که عنوان کردم نیست و مردم در رفاه مادی به سر می برند و سایر کشور ها هم مرتکب نقض حقوق بشر شده اند.

به صورت خاص چه مواردی از نقض حقوق بشر مورد نظرشما بود؟
ازجمله مباحثی که مطرح کردم اعتراض به اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال بود. جای تاسف است که در دنیا فقط سه کشور از جمله ایران اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال را دارند. یکی دیگر از موضوعاتی که توسط دکتر لاهیجی مطرح شد پرداختن به اعدام بود که متاسفانه ایران دومین درصد اعدام را در جهان دارد. خانم محمدی نیز در زمینه وضعیت کارگران و معلمان صحبت کردند. در انتها من عنوان کردم که دراین جلسه قرار بود آقای عبدالفتاح سلطانی حضور داشته باشند. اما متاسفانه علی رغم اینکه ازکلیه اتهامات وارده تبرئه شده اند، هنوز ممنوعیت خروج از کشور ایران رفع نشده است.

بالاخره تکلیف حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل درایران به کجا رسید؟ آیا این گزارشگران خواهند توانست برای ارائه گزارش خود به ایران سفرکنند؟
دولت ایران اجازه بازدید برای گزارشگران حقوق بشر صادر نکرده است. به همین جهت نام ایران همردیف ترکمنستان وبرمه مشاهده می شود که به گزارشگران حقوق بشر ویزای ورود نداده اند. طبق تصمیمی که درمجمع عمومی سازمان ملل درسال گذشته اتخاذ شد، آقای دبیرکل سازمان ملل باید امسال برای مجمع عمومی که در سپتامبر برگزار می شود، گزارشی در زمینه حقوق بشر در ایران تهیه کند وامکان تهیه گزارش، بدون بازدید گزارشگران سازمان ملل متحد از این کشور مقدور نیست. درخواست کلیه شرکت کنندگان در نشست آن بود که دولت ایران اجازه ورود به گزارشگران سازمان ملل متحد بدهد.

آخرین بار که این گزارشگران به ایران آمدند چه زمانی بود؟
چند سال قبل درزمان آقای خاتمی گزارشگر بازداشت های خودسرانه به ایران آمدند و از زندان اوین بازدید کردند وهمچنین گزارشگر مخصوص آزادی بیان وگزارشگر مخصوص حقوق زن. اما الان حدود دو سال است که به گزارشگران اجازه ورود به ایران داده نمی شود.

تبعات اینکه اجازه نمی دهد گزارشگران حقوق بشر وارد ایران بشود چیست؟
مسلما تبعات خوبی دربرندارد. زیرا وقتی کشوری اجازه بازدید نمی دهد اینطور تلقی خواهد شد که مطلبی برای پنهان کردن وجود دارد.

گفتید یکی از افراد دولتی در جلسه ژنو به رد برخی مطالبی که گفتید پرداختند. چه مواردی دیگری ازطرف وی مطرح شد؟
اعتقاد ایشان این بود که نقض حقوق بشردر همه کشورها از جمله درکانادا و کشورهای اروپایی وجود دارد و چرا من به آنها اعتراض نمی کنم. من به آنها متذکر شدم که در مهمترین نطقم یعنی نطقی که هنگام گرفتن جایزه نوبل ایراد کردم من به زندان گوانتانامو اعتراض کردم. بنابراین من به نقض حقوق بشر در همه جا اعتراض می کنم اما آن جلسه، جلسه ای خاص برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران بود در نتیجه من فقط آن موضوع را مطرح کردم.

شما در مسافرت اخیرتان به اروپا، در مجمع بین المللی رسانه در شهر بن نیز شرکت کردید. این مجمع به چه منظوری برگزار می شد و چه مباحثی با حضور شما مورد بررسی قرارگرفت؟
این فورم به دعوت دویچه وله رادیو آلمان و درشهر بن با حضورهشتصد نفر از مدیران مسوول و خبرنگاران از سراسر جهان برگزار شد. سخنران اصلی من بودم که درزمینه آزادی بیان صحبت کردم وبه شقوق مختلف سانسور پرداختم و تاکید کردم که سانسور دونوع است، پنهان و علنی. سانسور علنی مثل سانسوری است که درایران وجود دارد و تا کتابی اجازه چاپ نگیرد هیچ چاپخانه ای حق چاپ آن را ندارد. دراین ارتباط چه بسا کتاب هایی که اجازه چاپ نگرفته اند یا به مولف ومترجم دستور داده شده که مطالبی را عوض کنند. اما نکته شگفت انگیز این است که برای کتابی مجوز چاپ صادر می شود ولی دادگاه آن را قبول ندارد و نویسنده وناشر را تحت پیگرد قرار می دهد.

مثلا چه کتاب هایی؟
به عنوان مثال می توانم به کتاب میهمانی حاج آقا و زنان پرده نشین اشاره کنم که هر دومجوز جاپ داشتند اما دردادگاه تحت پیگرد قرار گرفتند.

آیا دامنه سانسورمحدود به این موارد است؟
خیر. دامنه سانسور درایران چند سالی است که به سایت های اینترنتی هم رسیده و تعدادی از وب لاگ ها وسایت ها را سانسور کرده اند و تعدادی از بهترین روزنامه نگاران ما ازجمله آقای کبودوند، حسن پور و باقی در زندان هستند. نوع دیگر سانسور که به آن سانسور پنهان گفته می شود زمانی است که رسانه های بزرگ در انحصار یک یا چند گروه هستند که به یک یا چند طرز تفکر خاص تعلق دارند. این نوع سانسور مثلا در آمریکا ملاحظه می شود. درآمریکا کسی را به جرم بیان عقاید و یا نوشتن زندان نمی کنند. اما ادغام رسانه ها در یکدیگر آنچنان ثروت و قدرت بسیاری فراهم آورده که برای رسانه های مستقل و غیر وابسته امکان رقابت با آنها نیست. در چنین شرایطی رسانه های مستقل و کوچک به زودی از پای در می آیند و نویسندگان مستقل که به طرز تفکر صاحبان سرمایه تعلق ندارند امکان دسترسی به مخاطبان خود را تا مقدار زیادی ازدست می دهند.

بعد از آن سفری به لندن داشتید که در آن به موضوع مناقشات خاورمیانه پرداختید. چه برنامه هایی را دراین سفر دنبال کردید؟
سفر لندن برای رونمایی کتاب حقوق پناهنگان که به فارسی نوشته وچاپ شده و اخیرا از طریق کمیساریای عالی پناهنگان و توسط خانم بنشه کینوش به زبان انگلیسی ترجمه وچاپ شده انجام گرفت. همچنین یک سخنرانی در لندن داشتم در زمینه وضعیت خاورمیانه که در آن علل اغتشاشات خاورمیانه را حول سه محور مورد بحث وگفت وگو قرار دادم: اول، نبود و یا کمبود دموکراسی در کشورهای خاورمیانه که ریشه اصلی ناآرامی ها را باید در آن جستجو کرد. دوم، تهاجم نظامی به عراق که باعث ازدیاد تروریسم و بنیادگرایی شد. سوم، مناقشه اسراییل و فلسطین که تا زمانی که مذاکرات صلح بین این دوکشور به نتیجه نرسد خاورمیانه روی آرامش نخواهد دید. در خاتمه آن بحث، نه تنها با حمله نظامی به ایران، بلکه با تهدید به حمله نظامی به ایران مخالفت کردم و گفتم که وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در ایران مناسب نیست، اما بهبود وضعیت وظیفه ای است بر عهده ما ایرانیان و هیچ ارتباطی به سربازان خارجی ندارد فقط درصلح و آرامش است که حقوق بشر ودموکراسی امکان پیشرفت دارد. در کشوری مانند عراق، گفت وگو وصحبت از آزادی بیان وآزادی عقیده امری است بیهوده چراکه همه به دنبال جان پناهی می گردند که خود را نجات دهند.

درکنفرانس لندن به موضوع مناقشات خاورمیانه وریشه های ان اشاره کرده اید. آیا ایده یا برنامه ای دارید که درخصوص اتفاقاتی که در غزه وسرزمین های اشغالی رخ می دهد نظر خود را مطرح کنید؟
درخصوص مساپلی که در غزه اتفاق افتاده ما اطلاعیه هایی را صادر کرده ایم. من به نقض حقوق بشر در همه جای دنیا اعتراض می کنم. مساله غزه را دوبار در سفری که اخیرا داشتم مطرح کردم. مسلما آنچه در غزه اتفاق می افتد نقض حقوق بشر است وامیدوارم اختلافات اسراییل وفلسطین منجر به قرارداد صلحی بشود که موجب بشود هر دو با آرامش در کنار هم زندگی کنند. در این خصوص باید مذاکرات صلح ادامه پیدا کند.

برگرفته از: روز

Saturday, June 28, 2008

شیرین عبادی:بازداشت دانشجوی دختر دانشگاه زنجان غیرقانونی است

راديو زمانه - بحث تلاش یکی از مدیران و اساتید دانشگاه زنجان سوء‌استفاده از یک دختر دانشجو، وارد دومین هفته خود شد. این مورد که در دانشگاه‌های دیگر کشور سابقه داشته‌، این‌بار ابعاد بسیار گسترده‌ای یافت و با تحصن چند هزار نفری دانشجویان دانشگاه زنجان، توجه تمامی جامعه و مقامات مسوول را به خود جلب کرد.

همراه با حیرت عمومی از ا‌ین رویداد، سوالاتی نظیر درستی یا نادرستی انتشار ‌ فیلم مربوط به حادثه مورد بحث قرار گرفت و اینک با اعلام خبر رسمی دستگیری این دختر دانشجو، جامعه با التهاب تازه‌ای مواجه شده است.

در مورد ابعاد گوناگون این مساله با خانم شیرین عبادی، حقوق‌دان، یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان و با خانم زینب پیغمبر‌زاده، عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت که در صدد پیگیری و تحقیق درباره این‌گونه موارد در دانشگاه‌های کشور برآمده‌اند، گفت و گو کردم. شیرین عبادی در مورد خبر دستگیری این دختر دانشجو می‌گوید:

طبق اعلام دادسرای زنجان، دختر دانشجو، دستگیر شده و طبق مصاحبه‌ای که صورت گرفته، به داشتن رابطه نامشروع متهم شده که این مساله بسیار جای تامل دارد. زیرا این دختر اگر رابطه‌ی نامشروعی داشت که عده‌ای را خبر نمی‌کرد که بیایند فیلم‌برداری بکنند و مدرک جرم علیه خودش فراهم بکنند.

بنابراین تا به این‌جا مسلماً مرتکب هیچ‌گونه تخلفی نشده. بنابراین دستگیری این دختر به دلیل داشتن رابطه نامشروع، برخلاف مقررات قانون آیین دادرسی کیفری می‌دانم.

از سویی دیگر یادآور می‌شوم که مقامات قضایی حق ندارند طبق قانون، قبل از محاکمه و اثبات جرم کسی را متهم به ارتکاب عملی بکنند، خصوصاً در این مورد خاص که شاکی را دستگیر کرده‌اند.

خانم عبادی، این مساله را طرح می‌کنند که انتشار آن در ملاء عام غلط بوده یا از نظر حقوقی اشکال داشته. این فیلم روی اینترنت قرار گرفته و همه دیدند. از این بابت شما چگونه برخورد می‌کنید با مساله؟

انتشار این فیلم در ملاء‌عام و قرار دادن آن روی اینترنت، کار درستی نیست. اما این‌که شاکی را دستگیر بکنند که چرا فیلم روی اینترنت رفته، این هم بسیار جای تعجب دارد.

طبیعی بوده که این خانم دوربین فیلم‌برداری دستش نبوده؛ پس بنابراین ایشان فیلم‌برداری نکرده‌ و ثابت هم نشده که چه کسی مرتکب این عمل خلاف شده و این فیلم را روی اینترنت گذاشته است. بنابراین سوال من این است که علت دستگیری شاکی پرونده چیست؟

خانم عبادی، آیا بدون دستگیری هم ‌می‌توانستند تحقیقات را کامل کنند‌؟

بله، قانون آیین دادسری کیفری می‌گوید وقتی کسی شاکی است از او تحقیق می‌کنند،‌ دلایل را می‌خواهند یا اگر کسی متهم است از او اول سوال می‌کنند، دلایل اتهام را می‌گویند، اجازه دفاع به او می‌دهند و اگر دفاع کافی نبود، آن وقت دستور دستگیری او را می‌دهند.

من نمی‌دانم چه چیزی باعث شده که در ‌پرونده‌ای به این حساسی، بخواهند شاکی را دستگیر بکنند. اگر مدعی هستند که این دختر، فیلم را پخش کرده در آن صورت دادستان مکلف است دلایل اتهام را به متهم اعلام بکند‌،‌ دفاع او را بشنود و بعد برای آزادی او تصمیم بگیرد‌، مثلا کفیلی بگیرد، وثیقه‌ای بگیرد و او را آزاد بکند تا دادگاه راجع به او اتخاذ تصمیم بکند. نه این‌که فوراً او را دستگیر بکنند و بگویند اتهام تو، رابطه نامشروع است. اگر رابطه نامشروع با آن فرد داشت، علیه خودش مدارک جمع نمی‌کرد.

به عنوان کانون مدافعان حقوق بشر، آیا شما می‌توانید دخالتی در این قضیه داشته باشید یا خیر؟

در صورتی‌که خانواده این دختر به کانون مدافعان حقوق بشر مراجعه بکنند و درخواست وکیل بکنند، ما این درخواست را قبول می‌کنیم. اضافه می‌کنم من توجه مقامات قضایی را به این‌گونه اعمال خارج از قانون جلب می‌کنم و می‌گویم که بهترین شیوه نظم در اجتماع و اجرای عدالت، این است که به قوانینی که وجود دارد همگی گردن بنهیم.

متاسفانه در این کشور، عده‌ای خود را فراتر از قانون می‌دانند و تصور می‌کنند که قانون مجازات یا قانون آیین دادرسی کیفری، فقط اختیارات به آن‌ها داده که هرکاری بخواهند بکنند.

زینب پیغمبرزاده، عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم به مواردی از این دست که پیش از این اتفاق افتاده است، اشاره می‌کند: این موارد که ما از آن‌ها اطلاع داریم تنها تعداد جزیی از این موارد است. تعداد زیادی از این اتفاقات در دانشگاه‌های مختلف هر روز و هر روز دارند تکرار می‌شوند، بدون این‌که کسی از آن‌ها اطلاعی پیدا کند.

دو سال پیش یک اتفاقی در خوابگاه دانشجویان دانشگاه علامه افتاد که یکی از مسوولین حراست با همکاری مسوولین خوابگاه، از دختران دانشجو می‌خواهد که به رابطه اجباری جنسی تن بدهند، در غیر این صورت آن‌ها را تحت فشار ‌می‌گذاشت که به خانواده‌های‌شان اطلاع می‌دهد و از دانشگاه اخراج‌شان می‌کند؛ و حتی نصف‌شب می‌آمد دنبال این دختران و آن‌ها را می‌برد…

کانون دختران دانشگاه علامه این قضیه را آن زمان پیگیری کرد، حتی دو نفر از دانشجوها به آقای دادخواه شهادت‌های محضری دادند ‌‌و از ایشان خواستند که به عنوان وکیل پیگیری کنند. ولی از آن‌جایی که ما به سه تا شهادت نیاز داشتیم، نتوانستیم کاری از پیش ببریم.

مورد دیگر، سال گذشته ما واقعه کرمانشاه را هم داشتیم که خود نهادهای امنیتی اصلاً آن را کشف کردند. یکی از مسوولین حراست این دانشگاه، همراه یکی از دخترها بازداشت شد و بعداً معلوم شد که مسوول حراست این دختر را تحت فشار قرار داده بود که رابطه‌اش را با یکی از پسرهای دانشجو افشا می‌کند، اخراجش می‌کند، به خانواده‌اش اطلاع می‌دهد و این دختر هم در آن شرایط به عنوان یک دختر کرد که دارد در یک شهر کوچک زندگی می‌کند و از طرف خانواده‌اش مسلماً خیلی تحت فشار قرار می‌گرفت؛ مجبور شده بود به این رابطه تن بدهد.

در این مورد هم گفتند که پیگیری می‌شود، گفتند که مسوول حراست بازداشت شده، ولی ظاهراً هیچ پیگیری نشد و تنها اتفاقی که افتاد این بود که آن دختر انصراف داد و برای همیشه از آن دانشگاه رفت. حالا این‌که چه مشکلات خانوادگی برای او پیش آمده، خودش مهم است.

واقعه دیگری که اتفاق افتاد در دانشگاه سهند تبریز بود که سه نفر از دخترهای دانشجو اعلام کردند که از سوی مسوولان مختلف دانشگاه، حراست دانشگاه، کارمندان دانشگاه و یکی از مدیران دانشگاه، برای رابطه جنسی تحت فشار قرار گرفتند. این قضیه هم تحصن چند روزه‌ای را در دانشگاه سهند تبریز در پی داشت که بیانیه‌های مختلفی هم برای آن صادر شد و باز هم به دانشجوها قول پیگیری دادند ولی عملاً هیچ اتفاقی نیفتاد.

بعد از ماجرای دانشگاه زنجان، کمیسیون زنان دفتر تحکیم به فکر پیگیری این مسایل در دانشگاه‌ها افتاد یا قبل از آن شروع کرده بودید؟

این اتفاق در دو سال اخیر که کمیسیون زنان دفتر تحکیم فعالیت می‌کند، خیلی مورد توجه ما بوده است. خب، چون یکی از اولیه‌ترین خواسته‌های هر انسانی همین امنیت است، امنیتی که در فضای دانشگاه مدام دارد به مخاطره می‌افتد.

ما درقضیه کرمانشاه و بعد سهند تبریز بیانیه‌های مختلفی دادیم. قضیه دانشگاه علامه که قبل از به‌وجود آمدن کمیسیون بود. ولی ما الان قصد داریم که به‌صورت جدی این قضیه را پیگیری کنیم. نامه سرگشاده‌ای هم که برای وزیر علوم نوشتیم، در همین راستا‌ست.

ما از هر اهرمی که لازم باشد، استفاده می‌کنیم. حالا چه تحصن باشد، چه تجمع لازم باشد. ما اجازه نمی‌دهیم دیگر این اتفاق در این فضا مدام تکرار شود . باید این قضیه یک‌جایی برای همیشه تمام بشود و دانشگاه زنجان هم مسلماً اجازه نمی‌دهد که دانشجوهای این دانشگاه، همچنان در زندان باقی بمانند. این هفته ما باید منتظر فعالیت‌های زیادی از جنبش دانشجویی باشیم که مسلماً باعث می شود فضا به نفع جنبش دانشجویی تغییر کند.

یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان از پیگیری وضعیت دختر دانشجوی دستگیر شده می‌گوید: ایشان دو سه روز اول جریان، همراه پدرشان تحت نظر بودند، بازداشت نبودند و تحت نظر بودند.

چرا با پدرشان؟ خانواده‌شان ساکن زنجان هستند؟

نه. از جای دیگری بودند. مراجعه کردند این‌جا، ولی بعد از آن خبر رسید که بازداشت شده‌اند. دادستان زنجان این‌جوری گفت که دختر در بازداشت است. ما پیگیری‌هایی که کردیم گفتند که از نظر سلامتی هیچ مشکلی برای ایشان وجو‌د ندارد و در سلامت کامل به‌سر می‌برند و پرونده، دارد مراحل قانونی‌اش را طی می‌کند، برای این‌که‌ بپرسند که شرح ماوقع چه بوده و چند روزی قبل از قضیه و چند روز بعد از قضیه، چه مسایلی پیش آمده است.

تغییر برای برابری

Saturday, June 21, 2008

محکومیت هانا عبدی، ۲۱ ساله، از فعالین حقوق زنان، به ۵ سال حبس همراه با تبعید

هانا عبدی، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از فعالان حقوق زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا که از یازدهم مهرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در یک حکم سنگین به ۵ سال حبس همراه با تبعید محکوم شد.

هانا از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام علیه امنیت کشور به زندان و تبعید در شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی است، محکوم شده است. مصاحبه هایی با محمد شریف وکیل هانا عبدی در مورد این حکم سنگین در ذیل آمده است:

محمد شریف وکیل هانا: حکم به شدت با ماهیت پرونده غیر متناسب و نگران کننده است

تغییر برای برابری: هانا عبدی فعال حقوق زنان، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان، و کمپین یک میلیون امضا که از یازدهم مهرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در یک حکم بی سابقه و به شدت نگران کننده، به ۵ سال حبس در یک شهرستان مرزی محکوم شد.در این رابطه با دکتر محمد شریف وکیل هانا عبدی گفتگو کرده ایم:

آقای شریف در خبرها شنیدیم که حکم موکل شما هانا عبدی به وی ابلاغ شده است. آیا این خبر صحت دارد؟

بله متاسفانه حکم ایشان ابلاغ شد حکم به شدت غیر متناسب است و ایشان محکوم شدند به پنج سال حبس در شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی در نزدیکی های جلفا شمالی ترین قست آذربایجان شرقی نزدیک مرز.

اتهام ایشان دقیقا چه اعلام شده؟

اتهام ایشان را اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور اعلام کرده اند. این حکم بر اساس مستندات مواد ۱۸۹ و ۱۹۰ و ۱۹۱ و ۱۹۴ و مرتبط با جرم محاربه است و همچنین ماده ۶۱۰ که در واقع با اتهام هانا مطابقت داشته و ۲ تا ۵ سال حبس به همراه دارد . لازم به ذکر است حداکثر حبس برای ایشان در نظر گرفته شده و به هر حال از ظهر که به من ابلاغ شده خیلی نگران هستم. به این لحاظ که حکم به شدت با ماهیت پرونده غیر متناسب است، احتمال نقض حکم در دادگاه تجدید نظر وجود دارد، ولی به هر حال من به هیچ روی توقع ابلاغ چنین حکم سنگینی را نداشتم .بیشتر دو سال حبس را پیش بینی می کردم آنهم در یک شهرستان نزدیک به سنندج، نه شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی است.

با خانواده ی هانا تماس نداشتید؟

من با پدر و برادرش صحبت کردم ولی با مادرش نه . من نمی دانم مادرش الان چه می کند و خیلی نگرانم.

اخبار غیر رسمی حاکی از انتقال مادر هانا به بیمارستان به خاطر شوک این خبر است . شما در این مورد خبری دارید؟

نه خبر ندارم فقط به دوستانی که تماس گرفتند توصیه کردم با مادرش تماس بگیرند. من چون خودم شخصا عادت ندارم که امیدواری بیهوده بدهم ولی گفتم که با او صحبت کنند و بگویند که این حکم نقض خواهد شد. به هرحال نگرانی خیلی زیاد است از این حیث که این دختر متولد سال ۶۵ است و زندان ها هم طبقه بندی شده نیست و احیانا باید در بندی که محکومان عادی هستند دوره زندان خود را سپری کند و به همین دلیل من خیلی نگرانم و این موضوع را به دادگاه تجدید نظر نیز اعلام خواهم کرد.

ظرف چه مدتی به این حکم اعتراض خواهید کرد؟

احکام دادگاه ها ظرف ۲۰ روز قابل تجدید نظر است و من لایحه ی تجدید نظر را می نویسم و خودم برای پیگیری حضورا به دادگاه مراجعه خواهم کرد. این حکم کاملا غیر متناسب و نگران کننده است. نمی دانم چه بکنم بنده هم به خدا پناه می برم. به هر حال فعلا ابراز تاسف کاری از پیش نمی برد باید امیدوار بود. من امیدوارم مقامات قضایی به احکامی که این قاضی صادر می کند توجه کنند. من قبلا هم با ایشان پرونده داشته ام و احکامی که صادر می کند احکام غیر متناسبی است. امیدوارم که مقامات قضایی مجموعه احکام ایشان را بررسی کنند . خودم هم در این رابطه اقدام خواهم کرد. اقداماتی هانا که انجام داده است هیچکدام با محاربه همسویی ندارد که این چهار ماده مربوط به محاربه را مستند قرار داده اند و در واقع هانا هیچ گونه اقدامی که ارعاب و وحشت بین مردم ایجاد کرده باشد انجام نداده است که بر این اساس محاربه اعلام شود.

وضعیت پرونده ی روناک صفارزاده را چطور می بینید؟

من بیشتر امیدوارم که شعبه ای که پرونده روناک هست حکم غیر متناسب اعلام نکند. ولی به دلیل این که از این شعبه سابقه ذهنی داشتم نگران بودم اما منتظر حکم ۵ سال زندان در تبعید برای هانا نبودم.

از شما سپاسگذارم.

روز: اعتراض به ۵ سال زندان برای هانا عبدی

سامان رسول پور: شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج هانا عبدی از فعالان حقوق زنان را که از ۹ ماه پیش در بازداشت بسر می برد، به اتهام‎ ‎‏”اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی” به حکم سنگین ۵ سال زندان و تبعید به “گرمی” در استان ‏اردبیل محکوم کرد.‏

این حکم روز چهارشنبه- دیروز- به “محمد شریف” وکیل مدافع “هانا عبدی” ابلاغ شده و بیست روز جهت تجدید ‏نظر خواهی زمان تعیین شده است.‏

محمد شریف در گفتگو با “روز” درباره این حکم می گوید:‏‎ ‎‏”با نهایت تاسف هانا به ۵ سال زندان و تبعید به «گرمی» ‏محکوم شده و این حکم امروز بعد از ظهر به بنده ابلاغ شده است.‏‎ ‎اتهام هانا «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه ‏امنیت ملی» عنوان شده و حکم براساس ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی صادر شده است. مجازاتی که برای این ماده ‏در نظر گرفته شده، حبس از ۲ تا ۵ سال است و به عبارتی برای هانا حداکثر مجازات در نظر گرفته شده است”.

در ادامه وکیل هانا عبدی با بیان این جملات نگرانی خود را ابراز می کند:‏‎ ‎‏”چنانچه من نتوانم این حکم را نقض کنم و ‏هانا به گرمی تبعید شود، این مساله جای نگرانی شدید خواهد داشت چرا که زندانها طبقه بندی شده نیست و گرمی هم ‏شهری مرزی است و این برای او بسیار سخت خواهد بود. ما خیلی نگرانیم؛خود هانا هم از این حکم خبردار شده و ‏خانواده و بخصوص مادرش وضعیت نگران کننده ای دارند و من با وجود این حکم، نگران مادر وی هم شده ام”.‏

از وی می پرسم به چه شکلی نسبت به این حکم اعتراض خواهید کرد؟ محمد شریف در پاسخ می گوید:‏‎ ‎‏”بیست روز ‏زمان داریم و من سعی می کنم در این مدت به سنندج بروم و نسبت به رای شعبه دوم اعتراض بکنم”.‏

با توجه به اینکه هانا عبدی، یکماه پس از روناک صفازاده، دیگر فعال دربند بازداشت شد و آن دو با هم دوست و ‏همراه بودند، چرا دادگاه نخست برای هانا حکم صادر کرده است؟ محمد شریف در پاسخ به این پرسش می گوید:‏‎ ‎‏”روناک و هانا دو پرونده مجزا دارند و پرونده روناک در شعبه یکم دادگاه انقلاب بررسی می شود. علاوه بر این، ‏روناک اتهامش «محاربه» است و نوع اتهام ان دو به نوعی است که پرونده «روناک» سنگین تر شده است.علاوه بر ‏این این بستگی به نظر قاضی دارد.روناک یکبار دادگاهی شده و ما منتظریم تا جلسات بعدی دادگاه تشکیل شود”.‏

به دنبال صدور این حکم سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بیانیه ای عتراضی صادرکرد. در بخشی از این بیانیه آمده ‏است:‏‎ ‎‏”سازمان حقوق بشر کردستان خواستار تشکیل دادگاهی با معیارهای قانونی و انسانی در مرحله تجدید نظر ‏خواهی و لغو حکم سنگین صادره برای هانا عبدی می‌باشد. این سازمان همچنین با هشدار نسبت به روند رو به رشد ‏شمار بازداشت‌ فعالان کُرد در ایران و صدور احکام ناعادلانه برای ‌آنان توسط دستگاه قضایی حکومت توجه نهادها و ‏سازمان‌های ‌حقوق بشری در ایران و جهان را به این مسئله جلب و موضع گیری و اقدام جدی آنان را در این رابطه و ‏به ویژه حکم اخیر برای هانا عبدی خواستار است”.‏

آسو صالح عضو هیئت اجرای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در گفتگو با روز می گوید:‏‎ ‎‏”به نظر می رسد ‏صدور چنین حکم سنگینی برای یکی از فعالین حوزه زنان در ایران بسیار کم نظیر باشد، البته ما در کردستان پیشتر هم ‏شاهد صدور چنین احکام سنگینی برای فعالین حوزه زنان بوده ایم. در بخشی از اتهامی که به هانا عبدی وارد شده ‏‏«تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» عنوان شده است. از این اتهام اینگونه برداشت می شود که هنوز جرمی ‏صورت نگرفته و این حکم سنگین برای ارتکاب جرمی است که هنوز صورت نگرفته! طبق قوانین مجازات اسلامی ‏اصل بر برائت است. یعنی در مرحله اول باید جرمی صورت گرفته باشد و در مرحله بعد «شاکی» باید اتهامی را که ‏به «متهم» می زند، اثبات کند. ولی متاسفانه در این حکم اشاره به هیچ جرمی نشده و «تبانی» جهت ارتکاب جرم ‏عنوان شده است‎.‎‏ به نظر می رسد که این حکم فقط جهت فعالیت های هانا عبدی در زمینه زنان در کردستان صادر شده ‏باشد. ما به عنوان سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ضمن اعتراض به این اتهام و حکم صادره شده، امیدواریم که ‏در دادگاه تجدید نظر این موارد مدنظر قرار گیرند و شاهد صدور حکم تبرئه برای ایشان باشیم”.‏

هانا عبدی و روناک صفازاده در مهر ماه سال گذشته بازداشت شدند و تا ماهها در بازداشتگاه امنیتی این شهر تحت ‏بازجویی قرار گرفتند.هر دوی آنها از اعضای کمپین یک میلیون امضا بودند.‏

دستگیری این دو فعال مدنی، اعتراض نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر را به همراه داشت و درست هنگامی که این ‏اعتراضات بالا گرفته بود، یکی از قضات دادگاه انقلاب در گفتگو با خبرگزاری دولتی ایران‎]‎ایرنا‎[‎‏ بازداشت آنها را ‏‏«بی ارتباط با فعالیتهای مدنی» ذکر کرد و این مساله تا حدودی حمایتها از این دو زندانی را کاهش داد.‏

اما خانواده های این دو زندانی بارها گفته اند:‏‎ ‎‏”در طی ملاقاتهایی که با فرزندانمان داشته ایم، همواره بر این پافشاری ‏کرده اند ‏که بیگناه هستند و صرفا در حوزه زنان و برای برابری خواهی فعالیت کرده اند”.‏

در همین حال از هفته ها پیش کمپینی در حمایت از هانا و روناک به راه افتاده و صدها فعال در داخل و خارج خواستار ‏آزادی آنها شده اند.


بی بی سی: صدور حکم ۵ سال زندان در تبعید برای هانا عبدی

شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج، هانا عبدی فعال حقوق زنان را به تحمل پنج سال زندان تعزیری در تبعید در شهر مرزی گرمی در استان اردبیل محکوم کرد.

هانا عبدی ۲۲ ساله از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان است که در مهرماه سال ۱۳۸۶ در خانه اش در سنندج بازداشت شده است. روناک صفارزاده نیز هم زمان و در ارتباط با همین پرونده بازداشت شد. اما حکم او هنوز صادر نشده است.

محمد شریف، وکیل هانا عبدی و روناک صفارزاده، به بی بی سی فارسی گفت که با توجه به محتویات پرونده از سنگینی حکم صادره شگفت زده شده است. به گفته آقای شریف اتهام هانا عبدی “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” است، اما “دلیل اتهام در پرونده موجود نیست.”

به گفته آقای شریف با توجه به همین مسئله و نیز با توجه به این که در صورت اثبات این اتهام در قانون محکومیتی بین ۲ تا ۵ سال برای آن در نظر گرفته شده، درخواست تجدیدنظر خواهد کرد.

آقای شریف همچنین گفت صدور حکم زندان در تبعید برای موکلش نیز نگرانی شدید او و خانواده هانا عبدی را در پی داشته است.

به گفته آقای شریف گرمی یک شهر مرزی است که در زندان این شهر زندانی ها طبقه بندی نمی شوند و زندانی های سیاسی و عادی، همگی در یک بند نگهداری می شوند و این مسئله با توجه به سن کم خانم عبدی -متولد ۱۳۶۵- نگرانی شدید خانواده و وکیل او را در پی داشته است.

پیش از این قاضی پرونده هانا عبدی گفته بود اتهامات هانا عبدی و روناک صفارزاده، که به همراه او دستگیر شده، ربطی به فعالیت های مدنی آن ها ندارد و آنها در پوشش کمپین یک میلیون امضا مقاصد گروه کرد پژاک را دنبال می کردند.

این قاضی گفته بود این دو نفر اعتراف کرده اند که به مقر پژاک سفر کرده و آموزش هایی در زمینه “شیوه نفوذ در نهادهای مدنی” دیده بوده اند. او همچنین این دو نفر را به دست داشتن به انفجاری که در آبان ماه گذشته در سنندج رخ داده بود متهم کرد.

اتهام وارد شده به روناک صفارزاده، دیگر متهم این پرونده، محاربه است که اتهام سنگین تری نسبت به اتهامات وارد شده به هانا عبدی است و می تواند مجازات های بسیار سنگین تری را در پی داشته باشد.

اما آقای شریف تاکید کرد صدور حکم سنگین برای هانا عبدی الزاما به این معنی نیست که حکم خانم صفارزاده هم سنگین باشد.

جمهوری اسلامی ایران، پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) را که شاخه ایرانی حزب کارگران کردستان (پ ک ک) ترکیه به شمار می رود، گروهی “تروریستی” می داند.


سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان: حکم سنگین “هانا عبدی” را لغو کنید

در حالی که بیش از هشت ماه از دستگیری و بازداشت “هانا عبدی” دانشجوی سنندجی می‌گذرد امروز خبر محکومیت این فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز به پنج سال حبس و تبعید به زندان “گرمی” در منطقه‌ی مرزی استان اردبیل از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر سنندج اعلام گردید. این در حالی‌ست که محمد شریف وکیل نامبرده همواره نسبت به شیوه گرفتن اعترافات از موکل خود معترض بوده و صدور این حکم را بسیار نامتناسب با ماهیت پرونده دانسته است.

سازمان حقوق بشر کردستان ضمن اعتراض به صدور این حکم سنگین برای هانا عبدی و ابراز نگرانی از احتمال صدور احکامی مشابه برای‌ دیگر فعالان دربند زن در کردستان از جمله “روناک صفازاده” که او نیز مدت نه ماه است به اتهامی مشابه در بازداشت به سر می‌برد خواستار تشکیل دادگاهی با معیارهای قانونی و انسانی در مرحله تجدید نظر خواهی و لغو حکم سنگین صادره برای “هانا عبدی” می‌باشد.

سازمان حقوق بشر کردستان همچنین با هشدار نسبت به روند رو به رشد شمار بازداشت‌ فعالان کُرد در ایران و صدور احکام ناعادلانه برای ‌آنان توسط دستگاه قضایی حکومت توجه نهادها و سازمان‌های ‌حقوق بشری در ایران و جهان را به این مسئله جلب و موضع گیری و اقدام جدی آنان را در این رابطه و به ویژه حکم اخیر برای هانا عبدی خواستار است.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷


برگرفته از:
خبرنامه امیرکبیر