Showing posts with label Universal Declaration of Human Rights. Show all posts
Showing posts with label Universal Declaration of Human Rights. Show all posts

Wednesday, October 5, 2011

نامه یک زن ایرانی به مرد هم میهنش


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” قیمتت چنده خوشگله؟”
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!“
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود.
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود.

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:” زهرمار! “

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود!!!!!!!!!
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم.

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی.

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!



اما من دیگر:


احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم.

احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی.

احتیاجی ندارم که تو حامی باشی.

خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم.

با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم.

من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم.

من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم.

به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی.

گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند.

امروز تو برای هم گامی با من ( و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم ) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی.

حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت.

روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید.
همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود. هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد.

ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد.

Thursday, February 26, 2009

واقعیت مصاحبه احمدی نژاد -سازمان ملل- از تلوزیون

امتناع از ترجمه سوالات خبرنگاران در پخش زنده مصاحبه احمدی نژاد در سازمان ملل در تلوزیون ایران

Friday, January 23, 2009

Iran: Stop destruction of Khavaran mass grave site and investigate 1988 'prison massacres'

Amnesty is urging the authorities to ensure that the site is preserved and to initiate a forensic investigation at the site as part of a long-overdue investigation into mass executions which began in 1988, often referred to in Iran as the 'prison massacres'. The organisation fears that these actions by the Iranian authorities are aimed at destroying evidence of human rights violations and depriving the families of the victims of the 1988 killings of their right to truth, justice and reparation.

Amnesty International additionally calls on the Iranian government to facilitate the visit of the UN Special Rapporteur on extrajudicial, summary or arbitrary executions. In his visit he should be allowed to have an unhindered access to the Khavaran site with a view to indicating how best to conduct an investigation into the events of 1988, including in relation to the unmarked graves at Khavaran.

The Iranian authorities have the obligation to conduct a thorough, independent and impartial investigation into the events and bring to justice those responsible for the 'prison massacres' in fair proceedings and without recourse to the death penalty. Destruction of the site would impede any such future investigation and would violate the right of victims, including the families, to an effective remedy.

The Iranian authorities also have a responsibility to ensure that the body of anyone secretly buried who was not the victim of a crime is returned to his or her relatives. Destruction of the grave site would prevent this from happening and inflict further suffering on the families of the victims of the 'prison massacres' who have been yearly commemorating the killing of their loved ones by gathering in Khavaran.

Background

Between August 1988 and February 1989, the Iranian authorities carried out a massive wave of executions of political prisoners - the largest since those carried out in the first and second year after the Iranian revolution in 1979. In all, between 4,500 and 10,000 prisoners are believed to have been killed.

Amnesty International has repeatedly called for those responsible for the 'prison massacre' to be brought to justice in a fair trial without the death penalty.

Source: Amnesty International

Wednesday, October 29, 2008

Happy Cyrus Day!


English Section:

October 29, the “Cyrus the Great Day”

And the anniversary of his issuing the first declaration of human rights

Twenty five centuries ago, when savagery was the dominant factor in human societies, a civilized and compassionate declaration was written on clay and issued to the “four corners of the world” that dealt with important issues relevant to the rights of humans, the same issues that not only in those days but even today can inspire those who believe in human dignity and rights.

This document, known as “The Declaration of Cyrus the Great,” emphasized on the removal of all racial, national discrimination and slavery, bestowing to the people, freedom to choose their places of residence, faith and religion and giving prominence to the perpetual peace amongst the nations. This Declaration could actually be considered as a present from the Iranian people, expressed through the words of Cyrus, their political leader and the founder of the first empire in the world, to the whole humanity. In 1971, the general assembly of the United Nations recognized it as the first Declaration of Human Rights, thus, registering such an honor to the name of Iran as the cradle of this first historical attempt to establish the recognition of human rights.

Unfortunately, today, Iran is considered a country whose people are deprived of the very rights that were discovered, articulated and expressed by themselves. The body that holds the state apparatus in Iran not only does not recognize such “rights,” but has done much (intentional and/or unintentional) harm to the mausoleum of Cyrus the Great in Pasargad plains – the very monument that has been registered by UNESCO as a human heritage and a “shrine,” causing its immanent destruction in the future.

The International Committee to Save Pasargad that was shaped three years ago by a large number of people who appreciate national and world heritages, would like to use the opportunity of Cyrus’s Day to extend its best and warmest greetings for the occasion and repeat its plea to all those who appreciate the importance of Human Rights and its historical symbol in the shape of Cyrus’s mausoleum, to put maximum pressure on United Nations, and especially UNESCO, to use their utmost effective endeavors to save this invaluable treasure of human civilization.

With regard and best wishes,

The International Committee to Save Pasargad



Persian Section:

هفتم آبان روز جهانی كورش بزرگ و روز ملی ايرانیان

گوشزد: اين نوشتار به پارسی سره نوشته شده است، از اين روی واژگان درون كمانك‌ها (پرانتزها) واژگان بيگانه هستند و واژگان درون ابروها {آكولاد‌ها} برای روشنگری آمده است.

هفتم آبان سال ١١٩٩ ايرانی برابر با ٥٣٩ پيش از زايش (ميلاد) يا ٢٥٤٧ سال پيش در چنين روزی، كورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن شهر بزرگ و باشكوه و بسيار كهن شد.

مردم بابل گمان می‌كردند كه اكنون با دست اندازی (چپاول)، كشتار و دست درازی به جان و دارایی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروایی زورگو و ستم گر بر آنان شهریاری خواهد كرد ولی كورش بزرگ و سربازانش نه تنها چنین نكردند ونكه (بلكه) او فرمان آزادی و برابری داد. فرمانی كه در سال ١٩٧١ زایشی (میلادی) از سوی سازمان پاترمان هم‌پیمان (سازمان ملل متحد) همچون نخستین بیله‌ی (منشور) آزادی مردم در جهان شناخته شد.

نكته‌های برجسته‌ی بیله‌ی كورش بزرگ:

آزادی همه‌ی زندانیان یهودی و آزادی كیش و باور در امپراتوری او.

آزادی همه‌ی برده‌ها، كورش بزرگ هرگز در جنگ‌های خود برده یا دستگیر جنگی نمی‌گرفت.

برابری برای همه از هر نژاد و تیره و گُن (جنس) در همه‌ی زمینه‌های چپیره‌ای (اجتماعی) در امپراتوری او.

كورش بزرگ، کشورهای شکست خورده را وادار به فرمان برداری نمی کرد و آنان می توانستند فرمانروای خود را خود برگزینند، كه نام آن ساتراپ (ایالت) بود. ساتراپ‌های امپراتوری ایران همان آزادی گزینشی را دارا بودند كه امروزه در ایالات متحده آمریكا می‌بینیم.

هوشمندی کورش بزرگ برآیند آمیختگی دو تیره‌‌ی بزرگ آریایی، پارس و ماد {ماد = آذریان و کُردان} بود. آمیختگی این دو تیره ایران بزرگ را ساخت، کورش بزرگ را پدید آورد و در كارنامه‌ی جهان شگفتی آفرید. این آمیختگی پارس و ماد یا پارس و آذری و كُرد، هرگز جدا شدنی نیست و یک پارچگی این بوم را در پناه خود دارد.

و چنین گفت آن ابَر مرد كارنامه‌ی (تاریخ) جهان:

فرمان دادم تا كالبدم را بدون تاپوت (تابوت) و مومیایی به خاك به سپارند، تا پاره های تنم خاك ایران را درست كند.

روانش شاد و روز پاترمی (ملی) ایران بر همگی خجسته باد!

Thursday, August 28, 2008

اعلامیه جهانی حقوق بشر

با درود به یاد شادروان محمد مختاری و پوینده و همه كشته شدگان راه آزادی

از آنجائیکه شناسائی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکیل می‌دهد،

ازآنجائیکه عدم شناسائی و تحقیر حقوق بشر منتهی به رخ دادن اعمال وحشیانه‌ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است،

از آنجائیکه اساساً حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد،

از آنجائیکه اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بین المللی را مورد تشویق قرار داد،

از آنجائیکه مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن در منشور اعلام کرده‌اند و تصمیم راسخ گرفته‌اند که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در محیطی آزاد‌تر وضع زندگی بهتری به وجود آورند،

از آنجائیکه دول عضو متحد شده‌اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تامین کنند،

از آنجائیکه حسن تفاهم مشترکی نسبت به این حقوق و آزادیها برای اجرای کامل این تعهد کمال اهمیت را دارد،

مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل اعلام می‌کند تا جمیع افراد و همه ارکان اجتماع این اعلامیه را دائماً در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسیله تعلیم و تربیت احترام این حقوق و آزادیها توسعه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بین المللی، شناسائی و اجرای واقعی و حیاتی آنها، چه درمیان خود ملل عضو و چه در بین مردم کشورهائی که در قلمرو آنها می‌باشند، تامین گردد.


ماده یکم
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، همه دارای عقل و وجدان می‌باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند

ماده دوم
هر کس می‌تواند بدون هیچگونه تمایز مخصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادیهائیکه در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد

بعلاوه هیچ تبعیضی به وجود نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی، اداری و قضائی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه این کشور مستقل، تحت قیمومت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد

ماده سوم
هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.

ماده چهارم
احدی را نمی‌توان در بردگی نگهداشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده پنجم
احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.

ماده ششم
هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا بعنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود

ماده هفتم
همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار باشند، همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی بعمل آید بطور تساوی از حمایت قانون بهره‌مند شوند.

ماده هشتم
در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق بوسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع مؤثر به محاکم ملی صالحه را دارد

ماده نهم
احدی نمی‌تواند خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید شود.

ماده دهم
هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مستقل و بی طرفی، منصفانه و علناً رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزائی که به او توجه پیدا کرده باشد اتخاذ تصمیم بنماید.

ماده یازدهم
١ـ هر کس که به بزهکاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتیکه در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین‌های لازم برای دفاع او تأمین شده باشد تقصیر او قانوناً محرز گردد.

٢ـ هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین‌المللی جرم شناخته نمی‌شده است محکوم نخواهد شد، بهمین طریق هیچ مجازاتی شدید تر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می‌گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

ماده دوازدهم
احدی در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد، هر کس حق دارد که در مقابل اینگونه مداخلات و حملات مورد حمایت قانون قرار گیرد

ماده سیزدهم
١ـ هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید

٢ـ هر کس حق دارد هر کشوری از جمله کشور خود را ترک نموده یا به کشور خود باز گردد

ماده چهاردهم
١ـ هر کس حق دارد که در برابر تعقیب، شکنجه و آزار پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند

٢ـ در موردی که تعقیب واقعاً مبتنی بر جرم عمومی و غیر سیاسی یا رفتارهای مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی‌توان از این حق استفاده کرد

ماده پانزدهم
١ـ هر کس حق دارد که دارای تابعیت باشد
٢ـ احدی را نمی‌توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد

ماده شانزدهم
١ـ هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچگونه محدودیت از نظر نژاد، ملیت، تابعیت، یا مذهب با همدیگر زناشوئی کنند و تشکیل خانواده دهند، در تمام مدت زناشوئی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی می‌باشند

٢ـ ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود

٣ـ خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود

ماده هفدهم
١ـ هر شخص منفرداً یا بطور اجتماع حق مالکیت دارد
٢ـ احدی را نمی‌توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود

ماده هیجدهم
هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود، این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان می‌باشد، و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است، هر کس می‌تواند از این حقوق منفرداً یا مجتمعاً بطور خصوصی یا بطور عمومی برخوردار باشد

ماده نوزدهم
هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد

ماده بیستم
١ـ هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت‌های مسالمت آمیز تشکیل دهد

٢ـ هیچ کس را نمی‌توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد

ماده بیست و یکم
١ـ هر کس حق دارد که در اداره امور کشور خود، خواه مستقیماً و خواه با انتخاب نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جوید

٢ـ هر کس حق دارد با تساوی شرایط، به مشاغل عمومی کشور خود نائل آید

٣ـ اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است، این اراده باید بوسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و بطور ادواری صورت می‌پذیرد، انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رأی مخفی و یا طریقه‌ای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رأی را تأمین نماید

ماده بیست و دوم
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است بوسیله مساعی ملی و همکاری بین‌المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت او است با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور بدست آورد.

ماده بیست و سوم
١ـ هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد

٢ـ همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی، در مقابل کار مساوی، اجرت مساوی دریافت دارند

٣ـ هر کس که کار می‌کند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می‌شود که زندگی او و خانواده‌اش را موافق شئون انسانی تأمین کند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسائل دیگر حمایت اجتماعی تکمیل کند

٤ـ هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه‌ها نیز شرکت کند

ماده بیست و چهارم
هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی‌های ادواری با اخذ حقوق را ذیحق می‌باشد

ماده بیست و پنجم
١ـ هر کس حق دارد که سطح زندگانی او سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، کهولت سن یا در تمام موارد دیگری که بعلل خارج از اراده انسان وسائل امرار معاش از دست رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود

٢ـ مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی برخوردار شوند، کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج بدنیا آمده باشند، حق دارند که همه از یکنوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

ماده بیست و ششم
١ـ هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره‌مند شود، آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدائی و اساسی است باید به صورت رایگان باشد، آموزش ابتدائی اجباری است، آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل بروی همه باز باشد تا همه بنا‌بر استعداد خود بتوانند از آن بهره‌مند گردند

٢ـ آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادیهای بشر را تقویت کند، آموزش و پرورش باید حسن تفاهم، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیتهای نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید

٣ـ پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند

ماده بیست و هفتم
١ـ هر کس حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند، از فنون و هنر ها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد

٢ـ هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثار علمی، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود

ماده بیست و هشتم
هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بین المللی حقوق و آزادیهایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده است تامین کرده و آنها را به مورد عمل گذارد

ماده بیست و نهم
١ـ هر کس در مقابل آن جامعه‌ای وظیفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصیت او را میسر سازد

٢ـ هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادیهای خود فقط تابع محدودیت‌هایی است که بوسیله قانون منحصراً به منظور تأمین شناسائی و مراعات حقوق و آزادیهای دیگران و برای رعایت مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است

٣ـ این حقوق و آزادیها در هیچ موردی نمی‌تواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد

ماده سی‌ام
هیچیک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که بموجب آن بتواند هریک از حقوق و آزادیهای مندرج در این اعلامیه را از بین ببرد یا در راه آن فعالیتی انجام دهد.

Saturday, July 26, 2008

موزیک زن کشی

ترویج قتل های ناموسی
موزیک زن کشی
مرجان لقایی
شنبه29 تیر 1387

مدتی است “ایران موزیك” از شبكه های ماهواره ای كه در "ایران سرزمین من" و "زنان عاشق"، نیز نمایندگی دارد موزیك ویدئویی پخش می كند با عنوان « پرونده». این موزیك ویدئو ماجرای مرد جوانی است كه به همسرش شك كرده و مرگ را حق او می داند و زن جوان را كه ملتمسانه از او می خواهد این كار را نكند با روسری و در آب خفه می كند.

جالب اینكه "ایران موزیك"، آثار خوانندگان داخل ایران را كه از وزارت ارشاد مجوز دارند پخش می كند. این شبكه، هر چند یك شبكه ماهواره ای است و برای خارج از ایران پخش می شود اما تمام قوانین داخلی ایران را رعایت كرده و مجریان آن مطابق قانون ایران لباس می پوشند. مجوز تاسیس این شبكه از سوی جمهوری اسلامی ایران صادر شده و همانطور كه گفته شد در ایران نیز دفتر نمایندگی دارد.

توضیح در مورد "ایران موزیك" نه برای معرفی این شبكه بلكه به دلیل توصیف جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی است. موضع گیری های این شبکه منطبق با نظرات حاکمیت است. پخش موزیك ویدئویی كه خشونت علیه زن را آن هم در حد بالای آن یعنی قتل ترویج می كند و قتل را یك عمل عاشقانه توصیف می كند قطعا معنای خاصی دارد. در جایی خواننده با صدایی دورگه و پر از غصه قتل همسرش را از روی اجبار و به خاطر خیانت زن عنوان می كند و می گوید مجبور بودم اما پشیمان هستم.

مهدی مقدریان خواننده این موزیك است و گفته می شود که دارای فوق لیسانس حقوق است، بنابراین در دروس دانشگاهی تاثیر تقلید در جرم به او آموزش داده شده است و علاوه بر این چون با موسیقی آشناست می داند كه در عصر ارتباطات موسیقی به دلیل قدرت تاثیرگذارش جایگاه ویژه ای در میان مردم برخوردار دارد. بااین وصف و شاید گفت با این آگاهی جای تعجب دارد که زن كشی را یك عمل عاشقانه، زنان را خیانت كار و مردان زن كش را عاشق و بی چاره و مجبور نشان می دهد و صدها هزار جوان زیر 30 سال را كه مخاطب اینگونه ترانه ها هستند به زن كشی تشویق كند.

سیاست های حاکمیت به ویژه در مورد تایید چنین موزیك هایی كاملا روشن است. مستقیم و غیر مستقیم مسئولان مملکتی مان در مورد زنان چه در كسوت وزارت و چه در كسوت روزنامه نگار، اظهار نظر كرده اند و از سوی آنها تائید چنین موزیكی جای تعجب ندارد، انچه تعحب آور است وجود نگاه مردمدار و جنس گرا حتی از سوی دانش آموختگان حقوق است که از كودكی چنین نگاهی را می آموزند و هرچه بزرگتر می شوند و تحت آموزش های خارج از خانواده قرار می گیرند، چنین نگرشی را درونی تر هم می کنند تا با پخش و تکرار چندین باره آهنگ هایشان به عنوان موزیک تاپ ایرانی تشویق به کار بیشتر علیه زنان بشوند. همه می دانند موزیك های داخلی برای جوانان زیر 30 سال مصرف دارد، افرادی كه یا ازدواج كردند و یا دوست دختر دارند و به او عشق می ورزند، . تاسف قضیه هم در همین است.

چقدر غمگین می شوم وقتی به یاد 3 اكتبر سال 1991 می افتم روزی كه برای آلمانی ها روز بزرگی بود و آلمان شرقی و غربی با هم یكی شدند. در ان زمان گروه پینگ فلوید در كنسرتی كه داشت انقدر حس وطن پرستی مردم را با ترانه ها و آوازهایش تحریك كرد كه مردم در دوطرف دیوار جمع شده آنقدر بر دیوار فشار آوردند تا ویران شد و دو آلمان متحد شد و مردمی كه برای دیدن اقوامشان باید مرز را طی می كردند همدیگر را در اغوش گرفتند. غمگین برای اینكه 17 سال پیش پینگ فلوید برای مردمش چه كرد و حالا خوانندگان ما با مردم چه می كنند؟

برگرفته از : تغییر برای برابری

Friday, July 4, 2008

Why?

What differences are there between Muslims & other peoples?

Why do some of Pakistani & Arabian & African Muslims think that world should be changed only for them?
Are they the only mankind living on the earth?

related news: Sharia law 'could have UK role'

Religion is related to the moral state of a person's mind which alone enables him/her to perform his/her duties.

Religion is not for governing & ruling society.


What differences are there between Muslims & other peoples?
Some clerics want to control others' life to reach money or power of ruling or many things. So each one of religions has its own clerics. Think if all of these clerics want to rule societies. Please just think about it!

I DO BELIEVE,
There is no law to be called Sharia law.
Like
There is no law to be called Zoroastrian law.
Like
There is no law to be called Mithraist law.
Like
There is no law to be called Inca's law.
Like
There is no law to be called Hindu law.
Like
There is no law to be called Jewish law.
Like
There is no law to be called Christian law.
Like
.....

The only acceptable laws are based on Human Rights. [Universal Declaration of Human Rights]

Look at history, just look what theocracy has done to humans.

Friday, January 18, 2008

اعلامیه رفع تبعیض از زن

نظر به اینکه مردم ملل متحد ضمن منشوری ایمان خود را به حقوق اساسی بشر، وقار و ارزش انسانی و تساوی مرد و زن بیان نموده اند، ونظر به اینکه اعلامیه جهانی حقوق بشر اصل عدم تبعیض را تأکید و اعلام می دارد که افراد بشر آزاد و از حیث وقار و حقوق مساوی به دنیا آمده و همه بدون هیچ گونه تبعیض از جمله تبعیض جنسی استحقاق برخورداری از کلیه حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را دارند، و با توجه به قطعنامه ها، اعلامیه ها، مقاوله نامه ها و توصیه نامه های سازمان ملل متحد و کارگزاری های تخصصی که به منظور رفع انحاء مختلف تبعیض و توسعه حقوق مساوی مرد و زن طرح گردیده اند، و با اعتقاد به اینکه علی رغم منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های بین المللی راجع به حقوق بشر و سایر اسناد سازمان ملل متحد و کارگزاری های تخصصی و علی رغم پیشرفتی که در زمینه تساوی حقوق حاصل شده است هنوز تبعیضات قابل توجهی علیه‌زنان وجود دارد، و با این عقیده که تبعیض علیه زنان با حیثیت و وقار بشری و با رفاه خانواده و اجتماع مباینت داشته و از شرکت آنان در شرایط مساوی با مردان درحیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورهایشان جلوگیری نموده و مانعی برای پیشرفت کامل استعدادهای زنان درخدمت به کشورهای خود و بشریت می باشد، و با اذعان به سهم بزرگی که زنان در حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایفا کرده و نقشی که در خانواده و بویژه در پرورش کودکان به عهده دارند، و با ایمان به اینکه توسعه کامل هر کشور و سعادت جهان و صیانت صلح مستلزم شرکت هرچه بیشتر زنان و مردان در تمام مظاهر حیات اجتماعی است، و نظر به اینکه تضمین شناسایی جهانی اصل تساوی زن و مرد چه در عمل و چه از نظر حقوقی لازم و ضروری به نظر می‌رسد، مجمع عمومی اعلامیه زیر را رسماً اعلام می‌دارد:

ماده 1 تبعیض نسبت به زن از آن جهت که تساوی حقوق زن و مرد را محدود و یا انکار می کند اساساً غیر عالادنه بوده و حیثیت انسانی را تخطئه می‌نماید.

ماده 2 برای الغاء کلیه قوانین، عادات و سنن و قواعد جاریه که متضمن تبعیض نسبت به حقوق زنان بوده و همچنین برای تأمین حمایت حقوقی کامل تساوی زن و مرد باید تدابیری خاص اتخاذ گردد مخصوصاً، الف- اصل برابری حقوق زن و مرد در قانون اساسی منظور و یا به طریق دیگری تضمین گردد. ب- قراردادهای سازمان ملل متحد و کارگزاری های تخصصی را در زمینه الغاء تبعیض علیه زنان تصویب نموده و یا به آن ملحق شده و هرچه زودتر آن ها را به نحو احسن مجری دارند.

ماده 3 اقدامات مقتضی به منظور پرورش افکار عمومی و ارشاد تمایلات ملی درجهت بر انداختن تعصب و الغاء شیوه های باستانی و تمامی رویه هایی که بر حقارت زنان متکی باشد به عمل آید.

ماده 4 اقدامات مقتضی درجهت تأمین شرایط برخورداری زن و مرد بدون تبعیض از حقوق ذیل معمول گردد. الف- حق رأی در انتخابات اعم از انتخاب کردن یا انتخاب شدن در مجامعی که اعضای آن علنی انتخاب می‌شوند. ب- حق رأی در تمام اموری که به آراء عمومی مراجعه می شود. ج- حق تصدی مناصب و مشاغل عمومی. حقوق مذکور باید به موجب قانون تضمین شود.

ماده 5 زنان باید درتحصیل، تغییر یا حفظ تابعیت همانند مردان بوده و نکاح با اتباع بیگانه نباید خود به خود در تابعیت زن مؤثر باشد. او را فاقد تابعیت کند یا تابعیت شوهر را به او تحمیل نماید.

ماده 6 اتخاذ تدابیر خاص درجهت تأمین حقوق مدنی مساوی با مردان خاصه درموارد ذیل بدون توجه به تأهل یا تجرد آنان در حدی که صیانت وحدت خانواده که اساس هرجامعه را تشکیل می‌دهد زایل نشود. الف- حق کسب، اداره، تمتع، تصرف و وارث بودن از جمله وارث اموال حاصله در دوران زناشویی. ب- اهلیت حقوقی و استیفاء آن. ج- حقوق مساوی قانونی با مردان برای مسافرت. تدابیر لازم در جهت استقرار اصل تساوی مقام زن و شوهر خاصه در موارد ذیل: الف- زن باید مانند مرد بتواند همسر خود را انتخاب و با آزادی و رضایت کامل ازدواج نماید. ب- زنان در دوران زناشویی و به هنگام انحلال نکاح حقوقی مساوی با مردان داشته باشند. ج- والدین نسبت به اطفال حقوق و تکالیف یکسان داشته و همیشه مصلحت اطفال مطمح نظر باشد. د- نکاح اطفال و نامزدی دختران نابالغ ممنوع شود. ه- تدابیری مؤثر درجهت تعیین حداقل سن ازدواج و اجباری کردن ثبت واقعه نکاح در دفاتر رسمی اتخاذ گردد.

ماده 7 کلیه قوانین کیفری که متضمن تبعیض علیه زنان باشد باید ملغی شود.

ماده 8 اتخاذ تدابیر قانونی به منظور مبارزه با فحشاء به هر نحوی که باشد.

ماده 9 اقدامات مقتضی به منظور تأمین حقوق مساوی زن و مرد در زمینه آموزش و پرورش درتمام مراحل، خاصه درموارد زیر برای دختران و زنان صرف‌نظر از تجرد یا تأهل آنان معمول گردد: الف- شرایط مساوی برای ورود و تحصیل درمؤسسات آموزشی شامل دانشگاه ها و مدارس حرفه ای و فنی. ب- برخورداری از امکانات مساوی در زمینه برنامه های تحصیلی و کادر آموزشی، یکسان بودن امتحانات، استفاده از اماکن و وسایل ورزشی به‌نحو یکسان اعم از این که مؤسسات مربوطه مختلط بوده یا نباشند. ج- امکانات مساوی برای استفاده از بورس‌ها و عطایای تحصیلی. د- درامکانات مساوی به منظور دسترسی به برنامه های تحصیلی از جمله با سواد کردن برزگسالان. ه- دسترسی به اطلاعات آموزشی برای کمک به تأمین بهداشت و رفاه خانواده ها.

ماده 10 اتخاذ تدابیری خاص به منظور تأمین حقوق مساوی مرد و زن در عرصه حیات اقتصادی و اجتماعی خاصه در موارد ذیل صرف نظر از تجرد یا تأهل آنان: الف- حق فراگرفتن تعلیمات حرفه ای، کار، انتخاب آزاد حرفه و شغل، ترفیع در کار و حرفه بدون تبعیض به لحاظ تجرد یا تأهل یا هر عامل دیگر. ب- حق دریافت مزد مساوی با مردان و تساوی رفتار برای کار یا ارزش مساوی. ج- حق استفاده از مرخصی با حقوق و مزایای بازنشستگی، پرداخت‌های اجتماعی به هنگام بیماری، بیکاری، پیری یا سایر موارد از کار افتادگی. د- حق دریافت حق تأهل معادل با مردان. ه- اتخاذ تدابیر لازم به منظور جلوگیری از تبعیض نسبت به زن در زمینه اخراج به هنگام ازدواج یا زایمان و تثبیت حقوق حقه، پیش بینی معذوریت دوران زایمان و تضمین اعاده به کار سابق و اعمال خدمات اجتماعی از جمله تسهیلات مربوط به نگهداری اطفال. تدابیری که درجهت ایمنی زنان به علت طبیعت خاص آنان در بعضی مشاغل اعمال می‌گردد تبعیض تلقی نمی شود.*

*این اعلامیه در 7 نوامبر سال 1967 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید.