Showing posts with label Nobel Prize laureate. Show all posts
Showing posts with label Nobel Prize laureate. Show all posts

Sunday, June 7, 2009

نامه سرگشاده شیرین عبادی به محمود احمدی نژاد

شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۶ ژوين ۲۰۰۹

شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر با ارسال نامه سرگشاده ای به محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، خواستار فك پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر و ممانعت از اعمال فشارهای امنیتی- سیاسی بر فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری توسط نهادهای تحت امر او شد. عبادی در نامه خود با نگاهی گذرا به مجموعه محدودیت‌ها و تضییقاتی كه در شش ماهه اخیر، دولت محموداحمدی نژاد برای او و دیگر اعضای كانون مدافعان حقوق بشر ایجاد کرده، پرسیده است که آیا این رفتارها كه تماماً مخالف با قوانین جمهوری اسلامی ایران است، به مصلحت نظام و منافع ملی كشور ایران است؟ به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن نامه شیرین عبادی به محمود احمدی نژاد که در 16 خرداد ماه 1388 منتشر شده، به شرح زیر است:

ریاست محترم جمهوری
جناب آقای محمود احمدی‌نژاد

باسلام و احترام
نیك مستحضرید پس از پیروزی انقلاب در بهمن ماه 1357، محدودیت‌هایی برای بانوان شاغل در مسند قضا ایجاد شد و اینجانب ناگزیر به كناره‌ گیری از شغل پرافتخار و مسئولیت ‌آور قضاوت شدم.
به عنوان یك زن ایرانی احساس وظیفه کردم تا برای تحقق اهداف والای حقوق بشر كه آرمان و دستاورد نوع بشر در طول قرن های متمادی است، تلاش کنم. از همین روی با همكاری و همراهی تعدادی از فعالان اجتماعی و وكلای فعال در عرصه حقوق بشر، اقدام به تأسیس انجمن حمایت از حقوق كودك، كانون مدافعان حقوق بشر و كانون مشاركت برای پاكسازی مین کردم.
پس از دریافت جایزه صلح نوبل و با توجه به شرایط خطیر سرزمین عزیزمان ایران، احساس وظیفه انسانی، ملی و مذهبی، اینجانب را بر آن داشت تا در راه اعتلای حقوق بشر كوشش دوچندانی کنم، چرا كه یقیناً دریافت این جایزه برای هر انسان دردمندی به غایت مسئولیت‌زاست.
گرچه برخورد دولتمردانی كه در آن زمان بر اریكه قدرت تكیه زده بودند، با دریافت‌كننده جایزه صلح نوبل چندان هم از سر مهر نبود و با اطمینان به اینكه طبق اصل 26 قانون اساسی و مقررات قانون احزاب ایجاد و تشكیل هر جمعیتی تحت هر عنوانی مستلزم اخذ مجوز از هیچ مرجعی نیست- با همین استدلال، تشكل های مختلفی از قبیل جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه، آبادگران، رایحه خوش خدمت و ... علیرغم فعالیت گسترده‌ای كه در صحنه اجتماع دارند تا كنون پروانه‌ای از وزارت كشور دریافت نكرده‌اند- اما برای بهره‌مندی از مزایای حقوقی پروانه فعالیت، تقاضای صدور پروانه را به كمیسیون ماده 10 احزاب وزارت كشور تقدیم کردیم و حسب اعلام رسمی كمیسیون ماده 10 احزاب در تاریخ 17/1/83 و اعلام مسئول ذیربط- معاون سیاسی وقت وزیر كشور- در تاریخ 31/6/85 اساسنامه و صدور پروانه فعالیت كانون به تصویب كمیسیون مذكور رسید.
با وجود این، وزارت كشور به تكلیف مقرر در ماده 9 قانون فعالیت احزاب مصوب 7/6/1360 مجلس شورای اسلامی عمل نكرده و تا كنون از ارائه پروانه به كانون مدافعان حقوق بشر خودداری کرده است و این در حالی است كه كانون مدافعان حقوق بشر با عضویت در فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر، ثبت بین‌المللی شده است.
لازم به ذكر است كه بیش از 8 سال است كه كانون مدافعان حقوق بشر به فعالیت های مدنی خود ادامه داده و با همكاری عده‌ای فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، دو نهاد مدنی مهم یكی «كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و منصفانه» و دیگری «شورای ملی صلح» را ایجاد و از فروردین سال 1388 نیز حركتی را برای متوقف کردن اعدام كودكان زیر 18 سال در سطح ملی و بین‌المللی آغاز کرده است.
هرچند در بدو تشكیل كانون مدافعان حقوق بشر، فشارهایی را از گوشه و كنار متحمل می‌شدیم- كه عمدتاً از ناحیه عوامل وابسته به اهرم‌های قدرت انجام می‌گرفت- ولی در چهار سال گذشته و به ویژه پس از پایان یافتن دوره ریاست جمهوری جورج بوش در آمریكا و بر سر كار آمدن دموكرات ها به رهبری اوباما، اینجانب و همكارانم در كانون مدافعان حقوق بشر با تضییقات و محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای از ناحیه دولتمردان شما مواجه شده‌ایم. و چه تأسف‌انگیز است، اگر حقوق شهروندان ایرانی وجه‌المصالحه كشمكش قدرت حكومت با بیگانگان شود.
شاید بدانید كه به عنوان «مدافعان حقوق بشر» در مقابل سیاست های جنگ طلبانه دولت جورج بوش با تمام توان ایستادیم و از همه تریبون‌ها برای محكوم كردن اقدامات جنگ افروزان بهره گرفتیم- كه البته این ادعا به طور مستند در بسیاری از دانشگاه ها و مراكز مهم علمی و رسانه‌های معتبر آمریكا و اروپا ثبت و منتشر شده است- و همزمان با بهره‌گیری از پتانسیل‌های درونی و داخلی و استفاده از راهكارهای مدنی برای تحقق صلح و دموكراسی در كشور عزیزمان با تمام وجود فعالیت کرده و می کنیم.
جای آن دارد كه وجدان شما را به داوری طلبیده و این پرسش را مطرح کنیم كه آیا عملكرد كانون مدافعان حقوق بشر، منافع ملی را بیشتر تأمین می‌ کند و با آموزه‌های دینی و بشری سازگارتر است یا رفتار برخی نهادهای امنیتی دولت كه با نقض مكرر حقوق بشر، مدام چهره میهن عزیزمان ایران را در انظار جهانیان مخدوش كرده و می‌کنند؟
با نگاهی گذرا به مجموعه محدودیت‌ها و تضییقاتی كه در شش ماهه اخیر حكومت شما برای اینجانب و اعضای كانون مدافعان حقوق بشر ایجاد کرده است، هر ناظر بی‌طرفی در‌ می‌یابد كه دولت جنابعالی بر مدافعان حقوق بشر در ایران چه فشارهایی وارد کرده و چه رفتارهای غیر قانونی و انسانی را با ایشان در پیش گرفته است و این در حالی است كه طبق اعلامیه سال 1999 مجمع عمومی سازمان ملل متحد كه دولت ایران نیز به آن رأی موافق داده است، كلیه دولت های عضو سازمان ملل متحد از جمله كشور ایران متعهد شده‌اند كه همكاری لازم را با مدافعان حقوق بشر كشور خود، کرده و برای آنان در حیطه انجام وظایف حقوق بشری مصونیت كامل ایجاد کنند.
اكنون اینجانب تنها به گوشه‌ای از آنچه طی 6 ماه اخیر حكومت شما بر كانون مدافعان حقوق بشر رفته است، اشاره می‌کنم:
1- در تاریخ 1/10/87 مأمورین امنیتی بدون ارائه هیچ مجوزی از ناحیه مقامات قضایی محل دفتر كانون مدافعان حقوق بشر را پلمپ کردند. لازم به ذكر است در تاریخ مذكور قرار بود به مناسبت شصتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در محل كانون مدافعان، جشنی برگزار شود.
2- در تاریخ های 2/10/87 و 9/10/87 تحت پوشش مأموران مالیاتی دفتر وكالت اینجانب مورد بازرسی قرار می‌گیرد و كلیه پرونده‌های موكلان و نوشته‌های شخصی و اسناد و مداركی كه هیچ ربطی به امور مالیاتی ندارند، بر خلاف قانون توقیف شده همراه با كیس های كامپیوتر و سی ‌دی‌های موجود از محل كارم خارج می‌شود كه پس از مدتی عمده آن مسترد می‌شود. البته معلوم نشده است كه چه بخشی از آن را نزد خود نگه داشته و از آنها كپی گرفته‌اند و چه بخشی را مسترد کرده‌اند، زیرا به طور فله‌ای از دفتر خارج کرده و به طور فله‌ای مسترد کرده اند.
3- منشی اسبق كانون مدافعان حقوق بشر (ژینوس سبحانی) در تاریخ 25/10/87 بدون هیچ دلیلی بازداشت شد كه پس از تحمل 55 روز حبس، او را به قید وثیقه آزاد كردند.
4- به بهانه حمایت از مردم غزه عده‌ای را تحت عنوان دانشجویان بسیجی به محل سكونت و كار اینجانب اعزام کرده و با دادن شعارهای تند و زننده و نوشتن شعارهای توهین‌آمیز بر در و دیوار منزل، به تحریك افراد ساده‌دل علیه اینجانب همت گماشتند و مأموران انتظامی بدون هیچ اقدامی تنها نظاره‌گر ماجرا شدند. در حالی كه نهاد حقوق بشری فلسطین- كه مورد وثوق همه جناح های فلسطینی است- بستن كانون مدافعان را محكوم کرده و حتی از اینجانب درخواست کرد تا به فلسطین و نوار غزه سفر كنم.
5- با اعمال فشار به منشی دیگر كانون مدافعان حقوق بشر- كه بیش از چند ماه در دفتر وكالت اینجانب مشغول نبود- او را وادار به ترك كار کرده و حتی از صدور پروانه كارآموزی وكالت برای ایشان جلوگیری کردند. شایان ذكر است كه ایشان در امتحان ورودی كانون وكلاء حائز نمره قبولی شده ولی صرفاً به دلیل كار در دفتر اینجانب او را از كارآموزی وكالت محروم کرده اند.
6- مترجم دفتر وكالت اینجانب را با اعمال فشارهای گوناگون امنیتی وادار به استعفا کردند.
7- در چند ماه اخیر با احضار عده‌ای از اعضای كانون مدافعان حقوق بشر و كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه و شورای ملی صلح، آنان را ترغیب به قطع همكاری با كانون مدافعان حقوق بشر کرده و از آنان مصراً می‌خواهند كه فعالیت های «كانون مدافعان حقوق بشر»، «كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» و «شورای ملی صلح» باید متوقف شود.
8- بازداشت آقای مهدی معتمدی‌مهر، عضو كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه از دیگر اقدامات ضد حقوق بشری به شمار می‌آید.
9- جلوگیری از تشكیل جلسات برخی از نهادهای مرتبط با كانون از جمله جلسات كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه و همچنین جلسات شورای ملی صلح، تا جایی كه علاوه بر تماس های تلفنی نهادهای امنیتی با افراد شركت‌كننده در جلسات و تهدید ایشان، نیروی انتظامی را جهت جلوگیری از ورود اعضاء به محل جلسه اعزام می‌کنند.
10- خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) طی مقالاتی من و دخترم را متهم به بهایی بودن كرده و با طرح اتهامات ناروا سعی در مخدوش کردن وجهه ملی اینجانب کردند.
11- خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) طی خبری اختصاصی، نایب رئیس كانون مدافعان حقوق بشر را متهم به تبلیغ علیه نظام کرد و این در حالی است كه هیچ احضاریه‌ای برای ایشان از سوی مقام های قضایی ارسال نشده است.
12- ممنوع‌الخروج شدن تعدادی از اعضای كانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح بر خلاف كلیه ضوابط قانونی توسط نهاد ریاست جمهوری مستقر در فرودگاه.
13- ورود نیروهای امنیتی به محل كار اعضای كانون و برخورد با ایشان در محیط كار.
جناب آقای رئیس جمهور
آیا رفتارهای فوق‌الذكر كه تماماً مخالف با قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز است، به مصلحت نظام و منافع ملی كشور ایران است؟
پرسش دیگری كه در این خصوص به ذهن هر انسان بی‌طرفی خطور می‌كند اینست كه، جنابعالی كه در محافل بین‌المللی مدعی هستید، «ایران، آزادترین كشور دنیاست» و می‌خواهید عدالت و مهرورزی را برای جهانیان به ارمغان بیاورید و می‌خواهید نظم عادلانه‌ای را بر جهان حاكم كنید، چگونه در عرصه داخلی با فعالان حقوق بشر- كه گناهی جز دفاع از حقوق اساسی ملت ندارند- چنین رفتارهای ناپسندی را روا می‌دارید؟
از شما می‌پرسم، آیا اینچنین اقدام هایی نشانگر مهرورزی و عشق به حقوق انسانی شهروندان ایرانی است؟ آیا چنین رفتارهایی با مدافعان حقوق بشر در داخل كشور كه اساساً در صدد كسب قدرت سیاسی نبوده و با دغدغه ترویج حقوق بشر و بهره‌گیری از راهكارهای قانونی برای ارتقاء و تحكیم آن فعالیت می‌کنند، با ادعاهای دولت جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی مبنی بر پایبندی به ضوابط حقوق بشر در تضاد نیست و اگر دفاع از حقوق بشر گناه بزرگی است كه باید مبلغان و مروجان و مدافعان آن چنین مورد كیفر قرار گیرند، چرا در سال گذشته، دولت شما درخواست عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را کرد كه البته مورد قبول هم واقع نشد. قضاوت را به عهده ملت شریف ایران و تمام آزادی‌خواهان جهان می‌گذارم.
جناب آقای احمدی نژاد
سال 2010 میلادی، نوبت بررسی دوره‌ای عملكرد حكومت ایران در زمینه حقوق بشر در سازمان ملل متحد است و یكی از مهمترین مسائل مورد بحث در این بررسی دوره‌ای، شیوه برخورد دولتمردان ایران و نهادهای حكومتی با فعالان حقوق بشر است؛ بی‌گمان در جهت منافع ملی نخواهد بود كه كارنامه حقوق بشر حكومت ایران در مجامع جهانی بیش از این زیر سؤال رود.
در پایان بعنوان یك شهروند و فعال حقوق بشر و رئیس كانون مدافعان حقوق بشر از شما مصراً می‌خواهم كه:
1- جهت فك پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر اقدام های لازم را معمول فرمائید.
2- از اعمال فشارهای امنیتی- سیاسی بر فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری توسط نهادهای تحت امر خود ممانعت کنید.


شیرین عبادی
رئیس كانون مدافعان حقوق بشر
16/3/1388

Friday, October 10, 2008

Iranian Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi Should Not Misuse Government Tolerance!

Last Wednesday, Iran’s Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi received yet another international ‎award, this time the Price of Tolerance award given to her by that German institute ‎Evangelische Akademie in Tutzing. This is the fourth award bestowed by the institute, a ‎previous one going to the former president of Germany Roman Herzog. As news media ‎announced the receipt of the award by Ebadi, the Iranian state news agency IRNA ‎criticized her acceptance of the award and warned her not to take advantage of the ‎Islamic republic’s “patience and tolerance”. ‎

IRNA published the news of Shirin Ebadi’s meeting with Frank-Walter Steinmeier, the ‎foreign minister of Germany, and noted that, “During the meeting a range of issues ‎including civil rights and human rights were discussed.” The report did not hide the its ‎disgust in the award to the Iranian human rights activist and asserted, “This award was ‎bestowed on her because of her remarks that are contrary to the interests of the Iranian ‎nation and her activities in this regard.”‎

IRNA wrote that that one of the reasons quoted for bestowing the award on Ebadi was ‎that “she worked under conditions of threat” following the “orders of President ‎Ahmadinejad to secure her security.” Still, the news agency warned that Shirin Ebadi ‎continued her propaganda against the Islamic republic by misusing the patience and ‎tolerance of the authorities of the state by continuing to participate in anti-Iranian ‎forums.”‎

Since the year 2000, the Evangelische Akademie in Tutzing Germany affiliated to the ‎Protestant church in the province of Bayer has been awarding such a prize (to important ‎religious and political leaders, and thinkers and artists) once every two years in its efforts ‎to bring the different political and cultural and religions orders of the world closer to each ‎other.‎

This new threat from Iran’s state news agency against Ebadi comes after this human ‎rights activist has in recent months received letters threatening her life and been accused ‎and threatened by the state and state-affiliated media.‎

Last winter Ebadi herself announced that she and her family had received murder threats ‎and called on the authorities to guarantee her safety. She addressed these requests directly ‎to President Ahmadinejad and after the letters went public, the president announced that ‎he had instructed the law enforcement agencies to undertake the security of the Nobel ‎Peace laureate. But following that, IRNA, the official government newspaper Iran, and ‎other pro-state or state-run media such as Keyhan and Fars news agency began a series of ‎threats and attacks on Ebadi. One of the attacks against her has been that she had been ‎defending Bahaism, which is officially banned in the country.‎

Source: ROOZ

Thursday, July 3, 2008

گزارشگران حقوق بشر در انتظار ورود به ایران

شیرین عبادی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با حضور در سمینار "چالش های مدافعان حقوق بشر در ایران" که دوشنبه بیستم خرداد در مقر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو برگزار شد به موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخت و از ایده تهدید نظامی و همچنین خودداری مقامات جمهوری اسلامی از حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل در ایران انتقاد کرد. در سمینار ژنو، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نیز شرکت داشتند. این گفت وگو را می خوانید.


درنشست وضعیت مدافعان حقوق بشر درژنو چه مباحثی مطرح شد و چه نتایجی از آن حاصل شد؟
در ژنو کنفرانسی با حضور نماینده فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر یعنی آقای دکترعبدالکریم لاهیجی، نماینده کمپین بین المللی حقوق بشر درایران آقای هادی قائمی و نماینده سازمان دیده بان حقوق بشر برگزار شده بود. از ایران من وخانم نرگس محمدی شرکت کردیم. دراین جلسه مباحث مختلفی در زمینه نقض حقوق بشر درایران از سوی سخنرانان مطرح شد. هنگام پرسش وپاسخ نماینده دولت کانادا و همچنین نماینده دولت فرانسه وچند خبرنگار دیگر سوالاتی مطرح کردند.

آیا از سوی دولت ایران هم کسی در این نشست حضور داشت؟
فردی از نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران در جلسه حضور داشت و عنوان می کرد که حضور او جنبه فردی دارد ونه دولتی. وی مطالبی در رد حرف هایی که زده شد مطرح کرد. ازجمله من درسخنانم اشاره کردم که به علت گرانی مردم در ایران فقیر تر شده اند و طبق گزارش رسمی دولتی ایران حدود پنج میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و ایشان بر این اعتقاد بود که وضعیت اقتصادی در ایران به صورتی که عنوان کردم نیست و مردم در رفاه مادی به سر می برند و سایر کشور ها هم مرتکب نقض حقوق بشر شده اند.

به صورت خاص چه مواردی از نقض حقوق بشر مورد نظرشما بود؟
ازجمله مباحثی که مطرح کردم اعتراض به اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال بود. جای تاسف است که در دنیا فقط سه کشور از جمله ایران اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال را دارند. یکی دیگر از موضوعاتی که توسط دکتر لاهیجی مطرح شد پرداختن به اعدام بود که متاسفانه ایران دومین درصد اعدام را در جهان دارد. خانم محمدی نیز در زمینه وضعیت کارگران و معلمان صحبت کردند. در انتها من عنوان کردم که دراین جلسه قرار بود آقای عبدالفتاح سلطانی حضور داشته باشند. اما متاسفانه علی رغم اینکه ازکلیه اتهامات وارده تبرئه شده اند، هنوز ممنوعیت خروج از کشور ایران رفع نشده است.

بالاخره تکلیف حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل درایران به کجا رسید؟ آیا این گزارشگران خواهند توانست برای ارائه گزارش خود به ایران سفرکنند؟
دولت ایران اجازه بازدید برای گزارشگران حقوق بشر صادر نکرده است. به همین جهت نام ایران همردیف ترکمنستان وبرمه مشاهده می شود که به گزارشگران حقوق بشر ویزای ورود نداده اند. طبق تصمیمی که درمجمع عمومی سازمان ملل درسال گذشته اتخاذ شد، آقای دبیرکل سازمان ملل باید امسال برای مجمع عمومی که در سپتامبر برگزار می شود، گزارشی در زمینه حقوق بشر در ایران تهیه کند وامکان تهیه گزارش، بدون بازدید گزارشگران سازمان ملل متحد از این کشور مقدور نیست. درخواست کلیه شرکت کنندگان در نشست آن بود که دولت ایران اجازه ورود به گزارشگران سازمان ملل متحد بدهد.

آخرین بار که این گزارشگران به ایران آمدند چه زمانی بود؟
چند سال قبل درزمان آقای خاتمی گزارشگر بازداشت های خودسرانه به ایران آمدند و از زندان اوین بازدید کردند وهمچنین گزارشگر مخصوص آزادی بیان وگزارشگر مخصوص حقوق زن. اما الان حدود دو سال است که به گزارشگران اجازه ورود به ایران داده نمی شود.

تبعات اینکه اجازه نمی دهد گزارشگران حقوق بشر وارد ایران بشود چیست؟
مسلما تبعات خوبی دربرندارد. زیرا وقتی کشوری اجازه بازدید نمی دهد اینطور تلقی خواهد شد که مطلبی برای پنهان کردن وجود دارد.

گفتید یکی از افراد دولتی در جلسه ژنو به رد برخی مطالبی که گفتید پرداختند. چه مواردی دیگری ازطرف وی مطرح شد؟
اعتقاد ایشان این بود که نقض حقوق بشردر همه کشورها از جمله درکانادا و کشورهای اروپایی وجود دارد و چرا من به آنها اعتراض نمی کنم. من به آنها متذکر شدم که در مهمترین نطقم یعنی نطقی که هنگام گرفتن جایزه نوبل ایراد کردم من به زندان گوانتانامو اعتراض کردم. بنابراین من به نقض حقوق بشر در همه جا اعتراض می کنم اما آن جلسه، جلسه ای خاص برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران بود در نتیجه من فقط آن موضوع را مطرح کردم.

شما در مسافرت اخیرتان به اروپا، در مجمع بین المللی رسانه در شهر بن نیز شرکت کردید. این مجمع به چه منظوری برگزار می شد و چه مباحثی با حضور شما مورد بررسی قرارگرفت؟
این فورم به دعوت دویچه وله رادیو آلمان و درشهر بن با حضورهشتصد نفر از مدیران مسوول و خبرنگاران از سراسر جهان برگزار شد. سخنران اصلی من بودم که درزمینه آزادی بیان صحبت کردم وبه شقوق مختلف سانسور پرداختم و تاکید کردم که سانسور دونوع است، پنهان و علنی. سانسور علنی مثل سانسوری است که درایران وجود دارد و تا کتابی اجازه چاپ نگیرد هیچ چاپخانه ای حق چاپ آن را ندارد. دراین ارتباط چه بسا کتاب هایی که اجازه چاپ نگرفته اند یا به مولف ومترجم دستور داده شده که مطالبی را عوض کنند. اما نکته شگفت انگیز این است که برای کتابی مجوز چاپ صادر می شود ولی دادگاه آن را قبول ندارد و نویسنده وناشر را تحت پیگرد قرار می دهد.

مثلا چه کتاب هایی؟
به عنوان مثال می توانم به کتاب میهمانی حاج آقا و زنان پرده نشین اشاره کنم که هر دومجوز جاپ داشتند اما دردادگاه تحت پیگرد قرار گرفتند.

آیا دامنه سانسورمحدود به این موارد است؟
خیر. دامنه سانسور درایران چند سالی است که به سایت های اینترنتی هم رسیده و تعدادی از وب لاگ ها وسایت ها را سانسور کرده اند و تعدادی از بهترین روزنامه نگاران ما ازجمله آقای کبودوند، حسن پور و باقی در زندان هستند. نوع دیگر سانسور که به آن سانسور پنهان گفته می شود زمانی است که رسانه های بزرگ در انحصار یک یا چند گروه هستند که به یک یا چند طرز تفکر خاص تعلق دارند. این نوع سانسور مثلا در آمریکا ملاحظه می شود. درآمریکا کسی را به جرم بیان عقاید و یا نوشتن زندان نمی کنند. اما ادغام رسانه ها در یکدیگر آنچنان ثروت و قدرت بسیاری فراهم آورده که برای رسانه های مستقل و غیر وابسته امکان رقابت با آنها نیست. در چنین شرایطی رسانه های مستقل و کوچک به زودی از پای در می آیند و نویسندگان مستقل که به طرز تفکر صاحبان سرمایه تعلق ندارند امکان دسترسی به مخاطبان خود را تا مقدار زیادی ازدست می دهند.

بعد از آن سفری به لندن داشتید که در آن به موضوع مناقشات خاورمیانه پرداختید. چه برنامه هایی را دراین سفر دنبال کردید؟
سفر لندن برای رونمایی کتاب حقوق پناهنگان که به فارسی نوشته وچاپ شده و اخیرا از طریق کمیساریای عالی پناهنگان و توسط خانم بنشه کینوش به زبان انگلیسی ترجمه وچاپ شده انجام گرفت. همچنین یک سخنرانی در لندن داشتم در زمینه وضعیت خاورمیانه که در آن علل اغتشاشات خاورمیانه را حول سه محور مورد بحث وگفت وگو قرار دادم: اول، نبود و یا کمبود دموکراسی در کشورهای خاورمیانه که ریشه اصلی ناآرامی ها را باید در آن جستجو کرد. دوم، تهاجم نظامی به عراق که باعث ازدیاد تروریسم و بنیادگرایی شد. سوم، مناقشه اسراییل و فلسطین که تا زمانی که مذاکرات صلح بین این دوکشور به نتیجه نرسد خاورمیانه روی آرامش نخواهد دید. در خاتمه آن بحث، نه تنها با حمله نظامی به ایران، بلکه با تهدید به حمله نظامی به ایران مخالفت کردم و گفتم که وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در ایران مناسب نیست، اما بهبود وضعیت وظیفه ای است بر عهده ما ایرانیان و هیچ ارتباطی به سربازان خارجی ندارد فقط درصلح و آرامش است که حقوق بشر ودموکراسی امکان پیشرفت دارد. در کشوری مانند عراق، گفت وگو وصحبت از آزادی بیان وآزادی عقیده امری است بیهوده چراکه همه به دنبال جان پناهی می گردند که خود را نجات دهند.

درکنفرانس لندن به موضوع مناقشات خاورمیانه وریشه های ان اشاره کرده اید. آیا ایده یا برنامه ای دارید که درخصوص اتفاقاتی که در غزه وسرزمین های اشغالی رخ می دهد نظر خود را مطرح کنید؟
درخصوص مساپلی که در غزه اتفاق افتاده ما اطلاعیه هایی را صادر کرده ایم. من به نقض حقوق بشر در همه جای دنیا اعتراض می کنم. مساله غزه را دوبار در سفری که اخیرا داشتم مطرح کردم. مسلما آنچه در غزه اتفاق می افتد نقض حقوق بشر است وامیدوارم اختلافات اسراییل وفلسطین منجر به قرارداد صلحی بشود که موجب بشود هر دو با آرامش در کنار هم زندگی کنند. در این خصوص باید مذاکرات صلح ادامه پیدا کند.

برگرفته از: روز

Tuesday, July 1, 2008

Human Rights Inspectors Awaiting Permission to Enter Iran

Interview with Shirin Ebadi - 2008.06.19

Nobel Laurette, attorney and human rights activist Shirin Ebadi recently discussed instances of ‎human rights violations in Iran at a seminar entitled, "Challenges of Human Rights Defenders in ‎Iran," condemning threats of military action and the Islamic Republic's refusal to allow United ‎Nations human rights inspectors to visit the country. Below is the text of this interview. ‎



Rooz (R): What particular instances of human rights violations in Iran did you discuss in ‎Geneva?‎

Shirin Ebadi (SE): Among the issues I discussed was the execution of minors (under 18 years) ‎in Iran. It is unfortunate that only three countries in the world, including Iran, have the death ‎penalty for minors. Another issue that was discussed by Dr. Lahiji was the death penalty in ‎general. Unfortunately, Iran has the second highest percentage of executions in the world. ‎Another speaker, Mrs. Mohammadi also spoke about the condition of workers and teachers and ‎their rights. In the end I noted that Mr. Abdolfattah Soltani had planned to attend the meeting ‎but could not because even though he had been cleared of all the charges against him, his ban on ‎leaving the country remained. ‎


R: What is the status of United Nations human rights inspectors visiting Iran? Will these ‎inspectors be able to travel to Iran in preparation for their report? ‎

SE: The government has not issued entry visas for UN’s human rights inspectors. For that ‎reason, Iran's name appears next to Turkmenistan and Burma, as countries that have not granted ‎entry visas to human rights inspectors. Pursuant to a decision that was issued at the U.N. ‎General Assembly last year, the U.N. Secretary General has been tasked to prepare a report on ‎human rights conditions in Iran for the upcoming General Assembly meeting in New York in ‎September. It is however impossible to prepare this report without human rights inspectors ‎physically visiting Iran. All participants in the meeting requested that the Iranian government ‎allow human rights inspectors to enter Iran. ‎


R: When was the last time that these inspectors visited Iran? ‎

SE: A few years ago, during Mr. Khatami's administration inspectors investigating rogue arrest ‎cases came to Iran and visited Evin Prison, along with the freedom of speech and women's rights ‎special inspectors. ‎


R: What are the repercussions of the decision not to allow human rights inspectors to enter Iran?

SE: There certainly aren't good repercussions. When a country does not allow inspections, it is ‎interpreted that it has something to hide. ‎


R: In your latest trip to Europe, you attended the Global Media Forum in Bonn. What was the ‎purpose of the forum and what issues were discussed? ‎

SE: This forum was held at the invitation of Deutsche Welle radio in the city of Bonn and was ‎attended by eight hundred editors and reporters from across the globe. I was the keynote speaker ‎and spoke about freedom of speech and different aspects of censorship.‎


R: After that you traveled to London where you discussed various topics related to conflicts in ‎the Middle East. What programs did you pursue on this trip?‎

SE: The trip to London was to unveil the book "Refugee Rights in Iran," which was written and ‎published in Farsi and was recently translated into English by Ms. Banafshe Keynoush and ‎published with the assistance of the U.N. High Commission for Refugees. I also had a speech in ‎London on the situation in the Middle East where I discussed the reasons behind the unrest in the ‎region. At the end of that discussion, I opposed not only military strikes against Iran, but also ‎threats of military action and noted that, although human rights and democracy conditions in Iran ‎were very poor, it is the responsibility of us Iranians, and not foreign soldiers, to change this. ‎Human rights and democracy can flourish only in peace and calm. In a country such as Iraq, it is ‎useless to speak of freedom of speech and expression because people are searching for a place to ‎shelter themselves. ‎


ROOZ

Wednesday, April 30, 2008

Iran is Not the Enemy

Ellen Francis

Iran is Not the Enemy

The “axis of evil” has no relevance for me when I think of Iran, a country I’ve found to have a human, loving, hospitable face throughout 40 years of encounters. I lived in Iran between 1968 and 1978, and started returning again, this time with peace delegations, in 2005. It is one of the great joys of my life to see the layers of misunderstanding and fear gradually fall away from those who visit Iran today for the first time.

One delegate recently said, “I met a mullah on the street and he was so sweet! Who would think of a mullah being sweet?” Another delegate, well-traveled in the Middle East, said, “Iranians are the most hospitable people I have ever met.”

A Jewish delegate said he had been told to be careful: “They might shoot you if they find out you’re Jewish.” He was amazed to see Jews worshipping openly and walking down a street in Tehran wearing their yarmulkes. He wasn’t shot, but was mobbed by the worshippers at a synagogue who were delighted to find a Jew among us.

The younger people on our delegations have been surprised to see the variety of fashions on the street, as well as learn that young Iranians find ways to meet and to date. The artists in our delegation were thrilled to see the throngs of Iranians gathered at the tombs of the famous poets, Hafez and Sa’adi, and we witnessed Iran’s great love for music. In Isfahan, one young man with a shopping bag stopped to sing a love song below a pedestrian bridge. He sang as though the mournful and exquisite song was not performance but just a normal part of everyday life.

These images contrasted vividly with the Western media’s portrayals of Iran, often showing only a sea of black and waving fists.

When Iranians learn that we are from the United States, the consistent response is: “We really like American people, we just don’t like your government.” This is usually followed by the question, “Why does Bush want to bomb us?” Some ask why there are sanctions against Iran, and why the United States wants to change their government. “If there’s to be any change,” they say, “we want to do it ourselves.”

We also know that life in Iran can be difficult, especially in the political sphere. Reform candidates are often vetoed before the elections, and still there are hundreds of candidates who run for a very few slots. The parliamentary elections were looming when we went. Some people said they would not bother to vote; one woman said she would rely on her studious father for his own analysis of the candidates. The official religious minorities (Christians, Jews and Zoroastrians), on the other hand, were proud to tell us they have their own representatives in the Majlis, the Iranian parliament.

A few days before the election, we met with former President Khatami, and it was easy to sense his continued commitment to the reform movement, as well as his deep disappointment that he had been unable to do more during his term in office. He said that peace is what’s most needed in the world today, yet it is rare to find in international relations. He noted that war has been glorified in our cultures and histories, by everyone from Homer to the revered Persian poet, Ferdowsi.

Iranians have a deep and persistent memory of history: they remember the 1953 coup and removal of Prime Minister Mossadegh by the CIA, while Americans recall the photos of the U.S. embassy officials in blindfolds. We have two distinct historical memories and have not had diplomatic relations for 30 years, leaving no opportunity to get reacquainted and work towards reconciliation.

Iran is not perfect, and there continue to be human rights abuses and curtailment of freedom of speech. But based on my experiences, I believe there is absolutely no justification or rational cause for military intervention or sanctions against Iran. External efforts toward “regime change” are counterproductive for building trust and for reform.

I believe that Iran is ready to enter diplomatic negotiations, on the condition that all parties be respectful and sincere in their efforts to bring about reconciliation and thus start building a more peaceful world.

Ellen Francis is an Episcopal priest and sister of the Order of St. Helena. She lived in Iran in the 1960s and 1970s and since 2005 has co-led several delegations to Iran sponsored by the Fellowship of Reconciliation. This article was written for the Common Ground News Service (CGNews).

Source: On Faith: Guest Voices: Iran is Not the Enemy

Tuesday, April 22, 2008

Nobel peace laureates (photo)


Nobel peace laureates: Mrs. Williams with Jody Williams, Shirin Ebadi & Rigoberta at the launch of the NWI in May, 2006

Sunday, March 30, 2008

Human Rights Activist Arrested in Turkey

Turkish authorities arrested an Iranian human rights activist on Thursday as he was getting off a plane from Germany at Istanbul's airport, and are threatening to deport him to Iran.
The activist, Dr. Amir Farshad Ebrahimi, fled Iran in 2003 and has become an outspoken opponent of the Tehran regime.
Newsmax reached him shortly before 6 p.m. Eastern time on Thursday on his mobile phone while he was in a holding cell at the Istanbul airport, shortly after an Iranian intelligence officer arrived on scene demanding that the Turks extradite him to Iran.
The Iranian intelligence officer, who identified himself as Mohammad Taghi Esfahani, presented an official document to the Turkish police demanding that Ebrahimi be immediately deported to Iran.
Ebrahimi told Newsmax that he fled Iran illegally in 2003 for fear of persecution. “My friends told me that if I was arrested, I would not get out of jail alive,” he said. “These are people in government who you call reformists.”
Pooya Dayanim, an Iranian activist in Los Angeles, told Newsmax that he had “no doubt” that Ebrahimi “will surely be tortured and killed” if the Turks sent him back to Iran.
“If anything, he should be sent back to Germany, where he has been granted political asylum and where he is a legal resident,” Dayanim told Newsmax.
In a subsequent call from his mobile, Dr. Ebrahimi said that a Turkish lawyer he had called for help had come to the airport, but was not allowed by the Turkish authorities to visit him.
After she tried to reach him, Dr. Ebrahimi says that he was beaten by the Turkish guards, then locked in a bathroom in the detention center.
Ebrahimi fell afoul of the Iranian authorities when he disobeyed orders to attack protesting students at Tehran University in July 1999 and instead made a film exposing the activities of the secret unit of the Revolutionary Guards, to which he had belonged.
He was jailed for nearly two years after making the film, which was in the form of on-camera “confessions” he made in the offices of Tehran lawyer Shirin Ebadi. Ebadi was later awarded the Nobel Peace prize for her role in Ebrahimi’s exposé of the regime’s misdeeds.
Ebrahimi told Newsmax that the Iranian intelligence officer was accusing him of having aided the defection of former deputy Defense Minister Gen. Ali Asghari last year.
Asghari is believed to have provided critical intelligence to the U.S. government and to the government of France relating to Iran’s clandestine nuclear weapons programs and on Iran’s terrorist activities.
Dayanim issued an urgent appeal to U.S. officials and international human rights organizations to “immediately contact” Turkish embassies, consulates, the Turkish interior and intelligence service to stop Turkey from deporting a German resident back to Iran.”
He pointed out that since Turkey “wants to be a part of the civilized world” and is trying to gain entry to the European Union, it should send Ebrahimi back to Germany if it refused him entry to Turkey.

Source: Newsmax.com

The real happening written by himself, Dr. Amir Farshad Ebrahimi, Human Rights Activist (Persian language).

ترکیه بار دیگر چهره واقعی خود را نشان داد