Showing posts with label Shirin Ebadi. Show all posts
Showing posts with label Shirin Ebadi. Show all posts

Saturday, July 24, 2010

نام‌گذاری يکی از مهم‌ترين ميادين شهر جنوا (ايتاليا) به نام "زن تهرانی" و سخن‌رانی شيرين عبادی

برای احترام و بزرگ‌داشت زنانی که در جریان اعتراضات مسالمت‌آمیز در یک سال گذشته در شهر تهران مظلومانه کشته شدند، به پیشنهاد شهردار و با تصویب شورای شهر جنوا (ایتالیا) یکی‌ از مهم‌ترین میادین شهر به نام "زن تهرانی" نام‌گذاری شد.

روز ۲۱ جولای (۳۰ تیر ماه) خانم دکتر شیرین عبادی با افتتاح و پرده‌برداری از تابلوی میدان مذکور سخنانی ایراد نمودند. مشروح سخنان دکتر عبادی را در زير می‌خوانيد.

متن سخنرانی شيرين عبادی هنگام افتتاح ميدان زنان در جنوا


خانم‌ها و آقايان

افتتاح می‌کنم اين ميدان را به نام "آزادی" و با ياد تمام زنانی که در سراسر جهان برای آزادی مبارزه می‌‌کنند. با ياد مبارزات زنان در فلسطين، چين، آرژانتين، شيلی، برمه و ديگر کشورها ، خصوصا زنان ايران به ويژه آنانکه در ۱۳ ماه گذشته در جريان مبارزات آزادی خواهانه خود در خيابان‌ها و يا زندان‌های شهر تهران مظلومانه جان باختند .با ياد ندا دختر جوانی‌ که به دست عمال حکومتی در خيابان کشته شد. با ياد شبنم سهرابی که هنگام عزاداری در روز عاشورا پليس با ماشين او را زير گرفت و در مقابل هزاران چشم حيرت زده از روی جسد له شده او گذشت .با ياد دو دختر دانشجو به اسامی فاطمه و مبينا که ساعت سه نيمه شب و به هنگام حمله پليس به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران در تاريخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ با شليک گلوله به قتل رسيدند و با ياد تمام زنان آزاده کرد، بلوچ، عرب زبان و فارس که در يک سال گذشته در خيابان‌های تهران به خاطر مبارزات آزادی خواهانه خود، با گلوله هايی که از محل ماليات مردم خريداری شده بود به قتل رسيدند و بالاخره با ياد شيرين علم هولی دختر کردی که در يک دادرسی غير علنی به علت فعاليت سياسی، غير عادلانه محکوم به اعدام شد و روز ۱۹ ارديبهشت سال ۱۳۸۹ او را دار زدند و حکومت نه تنها حاضر نشد جسد او را تحويل خانواده ‌اش بدهد بلکه حتی از دادن نشانی‌ محل دفن نيز امتناع کرده است.

متاسفانه دامنه ستم بر زنان محدود به موارد گفته شده نيست و روند سرکوب و کشتار هم چنان ادامه دارد، از جمله زينب جلاليان دختر جوان کردی که به علت فعاليت‌های مدنی و سياسی محکوم به اعدام شده و ممکن است تا هفته آتی حکم اعدامش اجرا گردد. هم چنين تعدادی از زنان نيز هم اکنون به علت فعاليت‌های حقوق بشری و يا اطلاع رسانی و خبر نگاری، در شرايط بسيار بد در زندان‌های تهران در بند هستند که از آن جمله می توان به محبوبه کرمی و شيوا نظر آهاری اشاره کرد. تعداد کثيری از زنان نيز در يکسال گذشته زندان را تجربه کرده و با وثيقه‌های سنگين موقتا بيرون از زندان هستند که از آن جمله ميتوان به ژيلا بنی‌ يعقوب و بدر السادت مفيدی اشاره کرد.

شيوه بازجوئی در زندان و شکنجه‌های جسمی‌ و روحی‌ که بر زندانيان سياسی و عقيدتی‌ روا می دارند، چنان است که اکثر آنان پس از آزادی برای درمان مجبور هستند مدتی‌ را در بيمارستان بستری شوند که می‌‌توانم در اين مورد به همکار عزيزم خانم نرگس محمدی اشاره کنم که در زندان مبتلا به فلج ادواری عضلانی شد و بعد از آن که تمام سرمايه خانواده به وثيقه گذاشته شد موقتا از زندان آزاد شده و اکنون در بستربيماری است و معالجات پزشکان تا کنون موثر نبوده است و دردناک تر آن که پس از بيمار شدن بجای آنکه او را به درمانگاه زندان منتقل کنند، در همان حال در گوشهٔ سلول انفرادی او را رها می کردند و روزی چند نوبت با صندلی‌ چرخ دار وی را برای باز جويی و در حقيقت شکنجه روحی‌ می‌‌بردند. متشکرم از اينکه هنگام افتتاح اين ميدان به من اجازه داده شد تا گوشه ای از ظلمی که بر زنان ايران می‌‌رود را برای شما بازگو کنم و اميدوارم هم دردی شما و اعتراضاتی که به اين مناسبت به عمل می‌‌آيد بتواند تأثيری در بهبود وضعيت زنان زندانی داشته باشد.

به هيچ يک از جان باختگان راه آزادی در يک سال گذشته، اجازه برگزاری مراسم ياد بود داده نشد و خانواده‌های آنان به طور مرتب تحت فشار مأمورين امنيتی قرار دارند تا با رسانه‌ها مصاحبه و افشا گری نکنند. حتی مادر و خواهر شيرين علم هولی به مدت چندين روز بازداشت شدند تا با خبر نگاری مصاحبه نداشته باشند.

اما چه باک که مردم ايران و آزادی خواهان جهان نام و ياد آنان را فراموش نخواهند کرد و نام گذاری اين ميدان به نام زن تهرانی نيز بدين مناسبت است - بزرگ داشت زنانی که در وطن خود غريبانه کشته شدند- و بهمين جهت ضروری می‌‌دانم از شهردار محترم جنوا و اعضای محترم شورای شهر جنوا سپاسگزاری کنم و ياد آور می‌‌شوم که دولت‌ها می‌‌آيند و می روند اما ملت‌ها باقی‌ می‌‌مانند و افتتاح اين ميدان پيوند و دوستی‌ زنان ايران و ايتاليا را جاودانه خواهد ساخت. درود و سپاس من به کليه زنان و موسساتی که در راه برابری افراد تلاش می‌‌کنند و مرزی برای فعاليت خود ندارند. ظلم به زن ايرانی همان قدر آنها را آزرده خاطر می‌‌سازد که ستم بر همشهريان خود و اين است مفهوم واقعی‌ جهانی‌ شدن. ما بايد قلب‌های خود را جهانی‌ کنيم و فقط در اين صورت است که می توانيم شاهد جهانی‌ بهتر و عادلانه تر باشيم.

به اميد آن روز


Friday, March 19, 2010

مردم حاضر نیستند برای سرنگونی حکومت ۲۰۰ هزار قربانی دهند

شیرین عبادی در مصاحبه با فیگارو

ژرژ مالبرونو

شیرین عبادی، وکیل و برنده جایزه صلح نوبل، طی یک نشست مطبوعاتی در پرس کلاب پاریس که به دلیل چاپ کتاب جدید وی به نام قفس طلایی برگزار شد، به سؤالات تعدادی از روزنامه نگاران پاسخ گفته است. این مخالف حکومت تهران که مدتی است از کشورش خارج شده بیشتر خواستار اصلاحات است تا انقلاب. او به تحریم ها و مجازات هایی اشاره می کند که صرفاً باید علیه سران و دولتمردان حکومت اعمال شوند، نه مردم ایران.

او همچنین نسبت به عملکرد شرکت یوتل ست فرانسه، که نسبت به پارازیت های حکومت روی برنامه های بی بی سی فارسی و صدای امریکا واکنشی درخوری نشان نداده، اعتراض کرد.

۹ ماه پس از آغاز اعتراضات مردمی به تقلب گسترده در انتخابات، اکنون جنبش اعتراضی مردم در چه وضعیتی است؟

نارضایتی مردم همچنان روبه افزایش است. آتش همچنان برافروخته است. دولت خیلی از خیابان ها می ترسد و نمونه اش هم سخنان اخیر رهبر انقلاب علی خامنه ای است که چهارشنبه سوری را به بهانه اینکه به دوران قبل از اسلام برمی گردد ممنوع دانست. احمدی نژاد نیز اکنون از وجهه خوبی در ایران برخوردار نیست. شرکت های شل و توتال هم از بازار نفتی ایران خارج شده اند و سه شرکتی که به ایران بنزین می فروختند، فعالیت های خود را متوقف کرده اند. اگر این وضعیت همین طور ادامه پیدا کند، ایران به یک کشور فقیر تبدیل می شود.

نظر شما در مورد تحریم هایی که غرب قصد دارد علیه ایران اعمال کند چیست؟

نباید غرب به تحریم های اقتصادی رأی بدهد، زیرا این گونه تحریم ها تنها مردم را هدف قرار می دهد. باید به تحریم های سیاسی رأی داد. اولین گام این است که ویزا برای دولتمردان و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی که قصد مسافرت به اروپا را دارند صادر نشود؛ حتی آنهایی که به بهانه های فرهنگی قصد سفر دارند؛ به عنوان مثال اخیراً یک ارکستر شامل بیش از ۱۰۰ نوازنده که زیر نظر وزارت ارشاد اسلامی فعالیت می کند به اروپا آمده بود و این درحالی است که وزارت ارشاد خود سانسورکننده هنرمندان است.

من بسیار متأسفم که برخی از کشورهای اروپایی که وانمود می کنند مدافع حقوق بشرند، چشمان خود را بسته اند و شرکت هایشان با ایران قرارداد امضاء می کنند. آنگلا مرکل یکی از رهبران اروپایی است که بیشترین انتقاد را از جمهوری اسلامی می کند؛ با این حال، آلمان در سال ۲۰۰۹ قراردادهای خود را با جمهوری اسلامی چندین برابر کرده. آقای مشایی، مرد همه کاره احمدی نژاد، درحال حاضر برای عقد قراردادهای جدید در آلمان است. و حتی مقامات فرانسوی هم با شرکت یوتل ست به همین منوال عمل می کنند.

طی سال های اخیر بی بی سی و صدای امریکا برنامه های خبری خود را ازطریق شرکت یوتل ست و ماهواره هات برد پخش کرده اند و همان طور که می دانید این دو شبکه در ایران بینندگان بسیاری دارند. ولی همین شرکت یوتل ست برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی را نیز در خارج پخش می کند، درحالی که دولت از زمان انتخابات ماه ژوئن در برنامه های بی بی سی و صدای امریکا پارازیت ایجاد کرده. شرکت یوتل ست می توانست به عنوان معامله به مثل به دولت جمهوری اسلامی بگوید که این پارازیت ها را متوقف کند. ولی این شرکت چه کار کرد؟ بی بی سی فارسی و صدای امریکا را از هات برد خارج کرد و به جای اینکه حکومت ایران تنبیه شود، مردم ایران تنبیه شدند. به چه دلیلی؟ پول.

شما زمانی که این مسأله را به برنار کوشنر گفتید، او چه گفت؟

او گفت که شرکت یوتل ست یک شرکت خصوصی است، ولی با این حال این نکته را به آنان گوشزد خواهیم کرد.

جنبش معترضان خواهان تغییر حکومت است یا صرفاً گشایش همین حکومت به سوی دموکراسی بیشتر؟

این جنبش مسالمت آمیز از جریان های ایدئولوژیکی متفاوتی تشکیل شده. برخی خواهان یک دولت لائیک هستند، برخی دیگر معتقدند که هنوز می توان اصلاحاتی در جمهوری اسلامی انجام داد. این موضع من است: من معتقدم که این حکومت هنوز می تواند اصلاحات داشته باشد، ولی اصلاحات یک پروسه طولانی است. مردم ایران آمادگی وقوع یک انقلاب دیگر را ندارند. مردم حاضر نیستند بهای سنگین سرنگونی حکومت را که می تواند تا ۲۰۰ هزار قربانی باشد بپردازند. زیرا حکومت حاضر است با تجمعات مردمی به شدیدترین شکل برخورد کند و آن را به خون و خون ریزی بکشاند.

راه حلی که من به عنوان یک مدافع حقوق بشر ارائه می دهم، راه حلی است که موجب می شود کم ترین خون ریخته شود. شاید به نفع مردم باشد که ابتدا اصلاحاتی روی قانون اساسی صورت بگیرد تا سپس به سوی دموکراسی پیش برویم. مطمئناً من یک حکومت غیرمذهبی را ترجیح می دهم، ولی درحال حاضر باید واقع بین باشیم. اغلب در غرب گفته می شود که بدون خونریزی نمی توان به جمهوری دست یافت، ولی مردم ایران خواهان چنین رویکردی نیستند.

پیامدهای حمله نظامی به تأسیسات هسته ای ایران چه خواهد بود؟

اگر اسراییل یا هر کشور دیگری ایران را بمباران کند، خاورمیانه به آتش و خون کشیده خواهد شد. به همین دلیل با چنین اقدامی مخالفم.


منبع

Monday, February 1, 2010

پيام شیرین عبادی به مردم ايران



ملت سربلند و عزیز ایران

بی شک ایران روزهای سخت و سرنوشت سازی را می گذراند و از همین روی هر اظهار نظر، بیانیه ، تصمیم و اقدامی از سوی همگان چه آنها که در حکومت هستند و چه آنان که مورد خشم حکومت واقع شده اند وچه از سوی هر انسان وطن پرست و آزاده ای که دل در گرو میهن عزیزمان دارد، مهم و مسئولیت آور است.
آنچه در روز عاشورا شاهد آن بودیم ، آزار دهنده و تکان دهنده تر از آن است که بتوان توصیف کرد.
خون جوانان برومند این سرزمین یکبار دیگر سنگ فرش خیابان ها را سرخ و گلگون کرد، یکی از ما ایرانیان زیر چرخ های ماشین ندای آزادی خواهی سر داد و دیگری در عزای حسین ، سالار عدالت جویی از بالای پل به زمین افکنده شد و آن دیگری ترورشد. و باز صدای ناله و شیون از سینه های سوخته برخاست . به راستی بای ذنب قتلت.
ایرانیان همواره از جنگ و خشونت بیزار بوده اند. آزادیخواهان ایران که همواره خواهان برقراری صلح در سراسر جهان بوده اند، اکنون ناباورانه خشونت و آتش را در خانه خویش و در بین برادران و خواهرانشان می بینند.
مگر نه آنکه راننده ماشین وافراد تروریست و مامورین مسلحی که جان هموطنان خود را گرفتند، ایرانی بودند؟ متاسفانه برادران و خواهران هموطن ما طی ماههای اخیر نه به دست اجنبی بلکه به دست برادران هموطن خود جان باختند.

خواهران و برادران هموطن

چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم . زمانی صدام جنگ علیه ایران را آغاز کرد و صدها هزار ایرانی را به خاک و خون کشید و میلیون ها مادر ایرانی را به سوگ نشاند، اما سخت تر از آن کشته شدن جوانان سرزمینمان توسط اقلیتی از هموطنانمان است و بی شک ملت ایران ناباورانه این خشونت و آتش جنگ را به نظاره نشسته اند.
برای ما ایرانیان تحمل ناپذیر بود که ببینیم جوان فلسطینی که هموطن خود را غرق در خون میدید سنگی را به نشان نفرت به سوی دشمن پرتاب کند، اما چه مرگ آور است ببینیم جوانان ایرانی از به خون غلطیدن یاران معترض و مسالمت جوی خود سنگ در مشت گره کنند.
بی شک همگان میدانند که از انتخابات تا کنون اعتراض ملت ایران ، اعتراضی مسالمت آمیز، مدنی و قانونی بوده که به هیچ ترتیبی نمی توان آن را وارونه جلوه داد و آنچه دامنه اعتراضات مردم را گسترده و مردم را مصمم تر نموده ، اقدامات یک سویه و به دور از عدالت و انصاف برخی مسولان حکومت بوده است. تداوم بازداشتهای گسترده مردم، موج محرومیت از تحصیل و اخراج جوانان دانشجو، افزایش اخراج فعالان اجتماعی، توقیف بی رویه و غیر قانونی مطبوعات، تحدید روز افزون آزادی بیان، حذف جریانات سیاسی – فرهنگی – اجتماعی، برخورد غیر قانونی با نهادهای مدنی، به کار گیری خشونت ، ضرب و شتم، کشتار، هتاکی و به کار گیری الفاظ رکیک و شرم آور با شرکت کنندگان در راهبیمایی حتی با مادران عزادار، کشته شدن جوانان در زندان های غیر قانونی و عدم مجازات عاملان و آمران این جنایت ها، یکسویه نگری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فشار بر رهروان جنبش سبز و مردمی و سایر فعالان سیاسی- اجتماعی – فرهنگی – هنری – مطبوعاتی – دانشجویی- زنان- اقلیت های مذهبی و قومی و... از جمله اقداماتی است که موجب گسترش نارضایتی در بین مردم شده و البته به فشارهای اقتصادی و معیشتی مردم مزید گشته است.
برسش این است که آیا در مقابل نارضایتی ملت ایران که صبورانه و کاملا مدنی و مسالمت آمیز اعلام نارضایتی می کنند، می بایست تفنگ و گلوله در دست گرفت و از تریبون های حکومت معترضان را تهدید و تحریک نمود؟ و آیا به کار گیری چنین شیوه ای از 25 خرداد تا روز عاشورای خونین نتیجه و ثمری داده است که برخی همچنان بر طبل خشونت می کوبند؟
برخی از بزرگان چه از سوی نظام و چه معترضان ، منتقدان و مخالفان راههای منطقی و مسالمت آمیز با ملت را پیش روی حکومت قرار داده اند تا بحران ویرانگر کنونی را خاتمه دهند، اما متاسفانه گویی صدای صلح طلبان و مسالمت جویان در هیا هوی بوق و کرنای جنگ طلبان و خشونت خواهان شنیده نمی شود.
تداوم این سیاست آنچه شده است که نباید می شد. یعنی برادر کشی ایرانیان. و این امر اگر نگوییم ناشی از خشونت طلبی و مردم ستیزی عده قلیلی از حاکمان قطعا از بی تدبیری ، بی کفایتی و بی لیاقتی برخی از ایشان است که تردید های جدی در افکار عمومی ایجاد کرده است ودر آینده نه چندان دور تاریخ این تردید ها را روشن خواهد ساخت.

هموطنان عزیز

همه ما ایرانیان مسئولیت بسیار سنگینی بر دوش داریم. بیایید همگان با هم هم قسم شویم که هر کس در هر جایگاهی که نقش ایفا میکند، در راستای خشونت زدایی و صلح طلبی گام بردارد.
ما ملتی صلح طلب هستیم که اکنون می بایست نارضایتی، انتقاد ، مخالفت و اعتراض را با راهکار های مدنی و با پرهیز کامل از هر گونه خشونتی بی گیریم و در دام گسترده شده خشونت خواهان گرفتار نشویم.
باید باور داشته باشیم که مطالبات ملت حق است و ملت ایران برای به دست آوردن حق خود نیازی به استفاده از اهرمهای خشونت آمیز ندارند و تنها کسانی دست به خشونت و عملیات کور کورانه میزنند که خود می دانند ناحق هستند.


جوانان آگاه وطنم

باید ممارست و مقاومت کرد و حتی در مقابل توپ و تانگ و گلوله ، سنگ هم در دست نگرفت.راه رسیدن به عدالت و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر راه گل گون می طلبد نه راه پرخون.
از همین روی کانون مدافعان حقوق بشر با ایمان به خواسته های مدنی و به حق ملت ایران اعلام میدارد :
ما مدافعان حقوق بشر مخالف تداوم هر گونه خشونت در جامعه ایران و خواهان مقابله همگانی وملی در برابر خشونت هستیم و مصرانه توقف خشونت را می خواهیم.

بنا بر این در پیشگاه ملت سرافراز ایران و در این بیانیه میخواهیم:


نمایندگان و مسوولان محترم نظام جمهوری اسلامی ایران

بی شک جایگاه و نقش مسوولان در شکل گیری فردای ایران تردید ناپذیر است. آنچه از شما به عنوان حاکمان انتظار می رود تامین حقوق اساسی ملت ایران و رعایت عدالت است. اکنون نه تنها ملت ایران بلکه بسیاری در سراسر جهان چشم به کردار و گفتار شما دارند تا فردا به قضاوت بنشینند.
اصلاح سیاست های نادرست گذشته و حال و تمکین به اراده و خواست ملت از جمله وظایف قانونی شماست که اولین آن توقف خشونت علیه ملت است و در صورت تداوم سیاست های خشونت آمیز درمقابله با هموطنان خود و افکار عمومی بین المللی قرار خواهید گرفت.


برادران سپاه پاسداران و بسیج

در چنین شرایطی با شما سخن گفتن بسیار دشوار است. آنچه این روزهای سخت شاهد بودیم، دلیل این دشواری است. ملت ایران نیک به خاطر دارند که بسیاری از برادران سپاه و بسیج مدافع حقوق ملت در برابر زیاده خواهی و تهاجم دشمنان این سرزمین بودند. اما اکنون ناباورانه و چه سخت و سوگوارانه شاهدند که عده قلیلی از آن نیروی مردمی ، آتش و تیر به روی ملت و هموطنان خود می گشایند و با شلیک هر گلوله ای جمعی از هموطنانشان را به عزا می نشانند.
ما مدافعان حقوق بشر از شما برادران سپاهی و بسیجی مردمی میخواهیم که برادران و خواهران خود را که سوگند به پاسداری آنها خورده اید، بی گناه و بی دفاع به خاک نیفکنید و مادران خود را رخت ماتم نپوشانید و بر سر مزار شهدایی دیگر ننشانید.

در خاتمه

کانون مدافعان حقوق بشربا تاکید بر امر خشونت زدایی از عرصه اجتماعی ایران اعلام می کند هر اقدامی از سوی هر گروهی می بایست در راستای تامین و نهادینه کردن موازین جهانی حقوق بشردر کشور ایران باشد، چرا که در غیر این صورت ناکارآمد و غیر قابل قبول در بیشگاه ملت ایران خواهد بود.

شیرین عبادی
رییس کانون مدافعان حقوق بشر

دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۱ فوريه ۲۰۱۰




Wednesday, December 16, 2009

پیام شیرین عبادی به کمپین مردان باحجاب: شما با حرکت نمادین خود از زن بودن دفاع کردید

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، در پیامی به مردان کمپین «مردان با حجاب» با تقدیر از این اقدام آنان گفت: "فرزندانم، شما با حرکت نمادین خود نه تنها از دوست دربندتان، بلکه از « زن» بودن دفاع کردید. شما با این حرکت نمادین نشان دادید که مخالف قوانین تبعیض آمیز هستید. مخالف قانونی هستید که زن را نه یک انسان بل نیمی از انسان به حساب می‌‌آورد و به همین دلیل شهادت دو زن در دادگاه معادل با شهادت یک مرد است."

پس از دستگیری مجید توکلی از فعالان سرشناس جنبش دانشجویی و انتشار عکسهایی از وی با چادر و مقنعه در خبرگزاری‌ها و رسانه‌های نزدیک به دولت و درج این خبر که توکلی به هنگام خروج از دانشگاه این پوشش‌ها را بر سر داشته تا شناخته نشود، کمپینی با عنوان"کمپین مردان باحجاب" راه اندازی شد و تعداد زیادی از مردان جنبش سبز، وبلاگ نویسان و اساتید دانشگاه های خارج از ایران اقدام به انتشار عکسهایی از خود با روسرى و چادر در فضای اینترنتی کردند تا هم به دستگیری مجید توکلی و تلاش برای تحقیر وی با پوشاندن لباس زنانه اعتراض کنند و نشان دهند که حجاب اجباری حقیر است و نه زن و هم به نوعی مخالفت خود با حجاب اجباری زنان در ایران را نشان دهند.

متن کامل پیام شیرین عبادی به کمپین مردان باحجاب را در زیر می خوانید:
پسران عزیزم، فرزندان دلبندم که چادر مادر و روسری خواهرتان را ننگ ندانسته و با افتخار آن را سر کردید. نمی‌‌دانم دوست دربندتان - مجید توکلی - با چه لباس و هیاتی دستگیر شد، آن قدر از خبرگزاری‌های مربوط به دولت جمهوری اسلامی ایران، دروغ شنیده‌ام که هیچ سخن و حدیث آنان را باور نکنم. مهم نیست که با لباس زنانه دستگیر شده باشد یا مردانه. مهم آنست که بر خلاف قانون دستگیر شد و هنگام بازداشت به جرم سخنانی که گفته بود، او را چنان مضروب کردند که تا مدت ها تبدیل به کابوس جوانان شود، اما نمی‌‌دانستند که شما رویا دارید نه کابوس- شما از ستمگر نمی‌‌هراسید بل باعث هراس هر ستمگر هستید.

فرزندانم، شما با حرکت نمادین خود نه تنها از دوست دربندتان، بلکه از « زن» بودن دفاع کردید. شما با این حرکت نمادین نشان دادید که مخالف قوانین تبعیض آمیز هستید. مخالف قانونی هستید که زن را نه یک انسان بل نیمی از انسان به حساب می‌‌آورد و به همین دلیل شهادت دو زن در دادگاه معادل با شهادت یک مرد است.

شما جوانان فریاد زدید که به مادرانتان احترام می‌‌گذارید و حقوق انسانی‌ خواهرانتان را پاس می‌‌دارید. شما واژه «فمینیست» را یک بار دیگر برای بازجویان بازداشتگاه‌ها معنی کردید. بسیاری از دخترانم در بی داد گاه‌ها به جرم «فمنیست» بودن به زندان افتادند، سال ها روزی نامه‌های دولتی مرا به علت «فمینیست» بودن مورد انواع تهمت و افترأ قرار دادند و حل آنکه فمینیست از منظر من، شما و دخترانم به معنای‌ « زن بودن» و افتخار به زن بودن است و بس- ما از خلقت خداوندی ننگ نداریم که ما را زن آفرید - ننگ بر کسانی که زن را ناقص الخلقه و ناقص العقل می‌‌دانند و به صرف مرد بودن، خود را از مادرانشان برترمی پندارند. ننگ بر آنانی‌ که بر دامان مادر بزرگ شدند، از شیره جان او تغذیه کردند و وقتی‌ به مسند و مقامی رسیدند وقیحانه برای خود چون مرد بودند حقوقی دو برابر مادر مقرر کردند و بی‌ شرمانه در قانون نوشتند: « اگر مردی زنی‌ را ولو عمداً به قتل برساند، خانواده زنی‌ که به قتل رسیده، برای قصاص قاتل باید قبلا نیمی از دیه قاتل را به او بپردازد.»

آنان با تصویب چنین قانونی برای مردی که زنی‌ را به قتل برساند در حقیقت پاداشی نیز در نظر گرفته اند، زیرا در نزد آنها زن بودن گناه کمی‌ نیست ونیاز جامعه به زنان فقط آن است که «نشینند و زایند شیران نر» و به همین دلیل است که سهمیه جنسیتی در دانشگاه‌ها برقرار کردند تا سدی برای ورود خواهرانتان به دانشگاه‌ها ایجاد کنند. سعی‌ کردند صدای مساوات طلبی زنان را به جرم «اقدام علیه امنیت ملی‌» خاموش سازند، به مأمورین خود دستور بازداشت، تهدید، ضرب و شتم زنانی را که خواهان حقوق برابر بودند، دادند.

پسران عزیزم، چون در تارخ دیرینه این مملکت همواره حق زنان را ربوده و از سهم آنان کاسته بودند، بنابراین به تلافی گذشته‌ها می‌خواهم شما را از « جنبش دانشجویی» بربایم و با افتخار بگویم شما متعلق به جنبش تساوی طلبانه زنان ایران هستید. ما این حرکت نمادین را با افتخار در تاریخ جنبش خود ثبت خواهیم کرد.

برگرفته از: تغییر برای برابری


Sunday, June 7, 2009

نامه سرگشاده شیرین عبادی به محمود احمدی نژاد

شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۶ ژوين ۲۰۰۹

شیرین عبادی، رییس کانون مدافعان حقوق بشر با ارسال نامه سرگشاده ای به محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، خواستار فك پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر و ممانعت از اعمال فشارهای امنیتی- سیاسی بر فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری توسط نهادهای تحت امر او شد. عبادی در نامه خود با نگاهی گذرا به مجموعه محدودیت‌ها و تضییقاتی كه در شش ماهه اخیر، دولت محموداحمدی نژاد برای او و دیگر اعضای كانون مدافعان حقوق بشر ایجاد کرده، پرسیده است که آیا این رفتارها كه تماماً مخالف با قوانین جمهوری اسلامی ایران است، به مصلحت نظام و منافع ملی كشور ایران است؟ به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن نامه شیرین عبادی به محمود احمدی نژاد که در 16 خرداد ماه 1388 منتشر شده، به شرح زیر است:

ریاست محترم جمهوری
جناب آقای محمود احمدی‌نژاد

باسلام و احترام
نیك مستحضرید پس از پیروزی انقلاب در بهمن ماه 1357، محدودیت‌هایی برای بانوان شاغل در مسند قضا ایجاد شد و اینجانب ناگزیر به كناره‌ گیری از شغل پرافتخار و مسئولیت ‌آور قضاوت شدم.
به عنوان یك زن ایرانی احساس وظیفه کردم تا برای تحقق اهداف والای حقوق بشر كه آرمان و دستاورد نوع بشر در طول قرن های متمادی است، تلاش کنم. از همین روی با همكاری و همراهی تعدادی از فعالان اجتماعی و وكلای فعال در عرصه حقوق بشر، اقدام به تأسیس انجمن حمایت از حقوق كودك، كانون مدافعان حقوق بشر و كانون مشاركت برای پاكسازی مین کردم.
پس از دریافت جایزه صلح نوبل و با توجه به شرایط خطیر سرزمین عزیزمان ایران، احساس وظیفه انسانی، ملی و مذهبی، اینجانب را بر آن داشت تا در راه اعتلای حقوق بشر كوشش دوچندانی کنم، چرا كه یقیناً دریافت این جایزه برای هر انسان دردمندی به غایت مسئولیت‌زاست.
گرچه برخورد دولتمردانی كه در آن زمان بر اریكه قدرت تكیه زده بودند، با دریافت‌كننده جایزه صلح نوبل چندان هم از سر مهر نبود و با اطمینان به اینكه طبق اصل 26 قانون اساسی و مقررات قانون احزاب ایجاد و تشكیل هر جمعیتی تحت هر عنوانی مستلزم اخذ مجوز از هیچ مرجعی نیست- با همین استدلال، تشكل های مختلفی از قبیل جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه، آبادگران، رایحه خوش خدمت و ... علیرغم فعالیت گسترده‌ای كه در صحنه اجتماع دارند تا كنون پروانه‌ای از وزارت كشور دریافت نكرده‌اند- اما برای بهره‌مندی از مزایای حقوقی پروانه فعالیت، تقاضای صدور پروانه را به كمیسیون ماده 10 احزاب وزارت كشور تقدیم کردیم و حسب اعلام رسمی كمیسیون ماده 10 احزاب در تاریخ 17/1/83 و اعلام مسئول ذیربط- معاون سیاسی وقت وزیر كشور- در تاریخ 31/6/85 اساسنامه و صدور پروانه فعالیت كانون به تصویب كمیسیون مذكور رسید.
با وجود این، وزارت كشور به تكلیف مقرر در ماده 9 قانون فعالیت احزاب مصوب 7/6/1360 مجلس شورای اسلامی عمل نكرده و تا كنون از ارائه پروانه به كانون مدافعان حقوق بشر خودداری کرده است و این در حالی است كه كانون مدافعان حقوق بشر با عضویت در فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر، ثبت بین‌المللی شده است.
لازم به ذكر است كه بیش از 8 سال است كه كانون مدافعان حقوق بشر به فعالیت های مدنی خود ادامه داده و با همكاری عده‌ای فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، دو نهاد مدنی مهم یكی «كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و منصفانه» و دیگری «شورای ملی صلح» را ایجاد و از فروردین سال 1388 نیز حركتی را برای متوقف کردن اعدام كودكان زیر 18 سال در سطح ملی و بین‌المللی آغاز کرده است.
هرچند در بدو تشكیل كانون مدافعان حقوق بشر، فشارهایی را از گوشه و كنار متحمل می‌شدیم- كه عمدتاً از ناحیه عوامل وابسته به اهرم‌های قدرت انجام می‌گرفت- ولی در چهار سال گذشته و به ویژه پس از پایان یافتن دوره ریاست جمهوری جورج بوش در آمریكا و بر سر كار آمدن دموكرات ها به رهبری اوباما، اینجانب و همكارانم در كانون مدافعان حقوق بشر با تضییقات و محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای از ناحیه دولتمردان شما مواجه شده‌ایم. و چه تأسف‌انگیز است، اگر حقوق شهروندان ایرانی وجه‌المصالحه كشمكش قدرت حكومت با بیگانگان شود.
شاید بدانید كه به عنوان «مدافعان حقوق بشر» در مقابل سیاست های جنگ طلبانه دولت جورج بوش با تمام توان ایستادیم و از همه تریبون‌ها برای محكوم كردن اقدامات جنگ افروزان بهره گرفتیم- كه البته این ادعا به طور مستند در بسیاری از دانشگاه ها و مراكز مهم علمی و رسانه‌های معتبر آمریكا و اروپا ثبت و منتشر شده است- و همزمان با بهره‌گیری از پتانسیل‌های درونی و داخلی و استفاده از راهكارهای مدنی برای تحقق صلح و دموكراسی در كشور عزیزمان با تمام وجود فعالیت کرده و می کنیم.
جای آن دارد كه وجدان شما را به داوری طلبیده و این پرسش را مطرح کنیم كه آیا عملكرد كانون مدافعان حقوق بشر، منافع ملی را بیشتر تأمین می‌ کند و با آموزه‌های دینی و بشری سازگارتر است یا رفتار برخی نهادهای امنیتی دولت كه با نقض مكرر حقوق بشر، مدام چهره میهن عزیزمان ایران را در انظار جهانیان مخدوش كرده و می‌کنند؟
با نگاهی گذرا به مجموعه محدودیت‌ها و تضییقاتی كه در شش ماهه اخیر حكومت شما برای اینجانب و اعضای كانون مدافعان حقوق بشر ایجاد کرده است، هر ناظر بی‌طرفی در‌ می‌یابد كه دولت جنابعالی بر مدافعان حقوق بشر در ایران چه فشارهایی وارد کرده و چه رفتارهای غیر قانونی و انسانی را با ایشان در پیش گرفته است و این در حالی است كه طبق اعلامیه سال 1999 مجمع عمومی سازمان ملل متحد كه دولت ایران نیز به آن رأی موافق داده است، كلیه دولت های عضو سازمان ملل متحد از جمله كشور ایران متعهد شده‌اند كه همكاری لازم را با مدافعان حقوق بشر كشور خود، کرده و برای آنان در حیطه انجام وظایف حقوق بشری مصونیت كامل ایجاد کنند.
اكنون اینجانب تنها به گوشه‌ای از آنچه طی 6 ماه اخیر حكومت شما بر كانون مدافعان حقوق بشر رفته است، اشاره می‌کنم:
1- در تاریخ 1/10/87 مأمورین امنیتی بدون ارائه هیچ مجوزی از ناحیه مقامات قضایی محل دفتر كانون مدافعان حقوق بشر را پلمپ کردند. لازم به ذكر است در تاریخ مذكور قرار بود به مناسبت شصتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در محل كانون مدافعان، جشنی برگزار شود.
2- در تاریخ های 2/10/87 و 9/10/87 تحت پوشش مأموران مالیاتی دفتر وكالت اینجانب مورد بازرسی قرار می‌گیرد و كلیه پرونده‌های موكلان و نوشته‌های شخصی و اسناد و مداركی كه هیچ ربطی به امور مالیاتی ندارند، بر خلاف قانون توقیف شده همراه با كیس های كامپیوتر و سی ‌دی‌های موجود از محل كارم خارج می‌شود كه پس از مدتی عمده آن مسترد می‌شود. البته معلوم نشده است كه چه بخشی از آن را نزد خود نگه داشته و از آنها كپی گرفته‌اند و چه بخشی را مسترد کرده‌اند، زیرا به طور فله‌ای از دفتر خارج کرده و به طور فله‌ای مسترد کرده اند.
3- منشی اسبق كانون مدافعان حقوق بشر (ژینوس سبحانی) در تاریخ 25/10/87 بدون هیچ دلیلی بازداشت شد كه پس از تحمل 55 روز حبس، او را به قید وثیقه آزاد كردند.
4- به بهانه حمایت از مردم غزه عده‌ای را تحت عنوان دانشجویان بسیجی به محل سكونت و كار اینجانب اعزام کرده و با دادن شعارهای تند و زننده و نوشتن شعارهای توهین‌آمیز بر در و دیوار منزل، به تحریك افراد ساده‌دل علیه اینجانب همت گماشتند و مأموران انتظامی بدون هیچ اقدامی تنها نظاره‌گر ماجرا شدند. در حالی كه نهاد حقوق بشری فلسطین- كه مورد وثوق همه جناح های فلسطینی است- بستن كانون مدافعان را محكوم کرده و حتی از اینجانب درخواست کرد تا به فلسطین و نوار غزه سفر كنم.
5- با اعمال فشار به منشی دیگر كانون مدافعان حقوق بشر- كه بیش از چند ماه در دفتر وكالت اینجانب مشغول نبود- او را وادار به ترك كار کرده و حتی از صدور پروانه كارآموزی وكالت برای ایشان جلوگیری کردند. شایان ذكر است كه ایشان در امتحان ورودی كانون وكلاء حائز نمره قبولی شده ولی صرفاً به دلیل كار در دفتر اینجانب او را از كارآموزی وكالت محروم کرده اند.
6- مترجم دفتر وكالت اینجانب را با اعمال فشارهای گوناگون امنیتی وادار به استعفا کردند.
7- در چند ماه اخیر با احضار عده‌ای از اعضای كانون مدافعان حقوق بشر و كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه و شورای ملی صلح، آنان را ترغیب به قطع همكاری با كانون مدافعان حقوق بشر کرده و از آنان مصراً می‌خواهند كه فعالیت های «كانون مدافعان حقوق بشر»، «كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» و «شورای ملی صلح» باید متوقف شود.
8- بازداشت آقای مهدی معتمدی‌مهر، عضو كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه از دیگر اقدامات ضد حقوق بشری به شمار می‌آید.
9- جلوگیری از تشكیل جلسات برخی از نهادهای مرتبط با كانون از جمله جلسات كمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه و همچنین جلسات شورای ملی صلح، تا جایی كه علاوه بر تماس های تلفنی نهادهای امنیتی با افراد شركت‌كننده در جلسات و تهدید ایشان، نیروی انتظامی را جهت جلوگیری از ورود اعضاء به محل جلسه اعزام می‌کنند.
10- خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) طی مقالاتی من و دخترم را متهم به بهایی بودن كرده و با طرح اتهامات ناروا سعی در مخدوش کردن وجهه ملی اینجانب کردند.
11- خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) طی خبری اختصاصی، نایب رئیس كانون مدافعان حقوق بشر را متهم به تبلیغ علیه نظام کرد و این در حالی است كه هیچ احضاریه‌ای برای ایشان از سوی مقام های قضایی ارسال نشده است.
12- ممنوع‌الخروج شدن تعدادی از اعضای كانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح بر خلاف كلیه ضوابط قانونی توسط نهاد ریاست جمهوری مستقر در فرودگاه.
13- ورود نیروهای امنیتی به محل كار اعضای كانون و برخورد با ایشان در محیط كار.
جناب آقای رئیس جمهور
آیا رفتارهای فوق‌الذكر كه تماماً مخالف با قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز است، به مصلحت نظام و منافع ملی كشور ایران است؟
پرسش دیگری كه در این خصوص به ذهن هر انسان بی‌طرفی خطور می‌كند اینست كه، جنابعالی كه در محافل بین‌المللی مدعی هستید، «ایران، آزادترین كشور دنیاست» و می‌خواهید عدالت و مهرورزی را برای جهانیان به ارمغان بیاورید و می‌خواهید نظم عادلانه‌ای را بر جهان حاكم كنید، چگونه در عرصه داخلی با فعالان حقوق بشر- كه گناهی جز دفاع از حقوق اساسی ملت ندارند- چنین رفتارهای ناپسندی را روا می‌دارید؟
از شما می‌پرسم، آیا اینچنین اقدام هایی نشانگر مهرورزی و عشق به حقوق انسانی شهروندان ایرانی است؟ آیا چنین رفتارهایی با مدافعان حقوق بشر در داخل كشور كه اساساً در صدد كسب قدرت سیاسی نبوده و با دغدغه ترویج حقوق بشر و بهره‌گیری از راهكارهای قانونی برای ارتقاء و تحكیم آن فعالیت می‌کنند، با ادعاهای دولت جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی مبنی بر پایبندی به ضوابط حقوق بشر در تضاد نیست و اگر دفاع از حقوق بشر گناه بزرگی است كه باید مبلغان و مروجان و مدافعان آن چنین مورد كیفر قرار گیرند، چرا در سال گذشته، دولت شما درخواست عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را کرد كه البته مورد قبول هم واقع نشد. قضاوت را به عهده ملت شریف ایران و تمام آزادی‌خواهان جهان می‌گذارم.
جناب آقای احمدی نژاد
سال 2010 میلادی، نوبت بررسی دوره‌ای عملكرد حكومت ایران در زمینه حقوق بشر در سازمان ملل متحد است و یكی از مهمترین مسائل مورد بحث در این بررسی دوره‌ای، شیوه برخورد دولتمردان ایران و نهادهای حكومتی با فعالان حقوق بشر است؛ بی‌گمان در جهت منافع ملی نخواهد بود كه كارنامه حقوق بشر حكومت ایران در مجامع جهانی بیش از این زیر سؤال رود.
در پایان بعنوان یك شهروند و فعال حقوق بشر و رئیس كانون مدافعان حقوق بشر از شما مصراً می‌خواهم كه:
1- جهت فك پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر اقدام های لازم را معمول فرمائید.
2- از اعمال فشارهای امنیتی- سیاسی بر فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری توسط نهادهای تحت امر خود ممانعت کنید.


شیرین عبادی
رئیس كانون مدافعان حقوق بشر
16/3/1388

Monday, March 9, 2009

مرگ بر مردسالاری

من خودم با پدرسالاری و مردسالاری به شدت مخالفم ولی هنگامی که این تصاویر را دیدم، بشدت تکان خوردم. شهامتم در برخورد با پدرسالاری و مردسالاری چندین برابر شد.
این آقا که محمد نام داشت در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تی‌شرت‌اش هم نوشته است : مرگ بر مرد سالاری !
باید گفت: هزاران آفرین!
امیدوارم روزی بیاید که عفونت پدرسالاری و مردسالاری بر پیکر جامعه ایرانی با کمک مردهای ایرانی، نابود شود.


به امید روزی که مردسالاری و پدر سالاری از این سرزمین برچیده شوند و ما بتوانیم به عدالت و دموکراسی برسیم.
مرگ بر پدرسالاری که هر دیکتاتوری که بر سر ما می آید ناشی از همین فرهنگ پدرسالاری و مردسالاری است که ریشه ای دراز در تاریخ پوسیده بشری دارد.

اصل خبر
عکس در خبرگزاری رویترز منتشر شده است. متاسفانه در سایت رویترز امکان دیدن عکس نیست اما از طریق اخبار یاهو می‌توان عکس را دید. (لینک در اینجا)

Friday, February 6, 2009

هر کس می خواند به پنج نفر خبر دهد

نوشته شیرین عبادی
مقاومت زنان ایرانی در مقابل لایحه موسوم به "حمایت از خانواده" و ناکامی نسبی محافظه کاران در تحمیل محدودیت ‏های باز هم بیشتر بر آنان پس از دواج، مدافعان قوانین ضد زن را به در پیش گرفتن ترفندی جدید سوق داده است. ترفند ‏جدید عبارت است از تلاش برای "فریب دادن قانونی" زنان در هنگام ازدواج، از طریق ایجاد تغییری کوچک ولی ‏تعیین کننده در عقدنامه ها. این کار با عوض کردن یک کلمه عربی (عند المطالبه) با یک کلمه عربی دیگر (عند ‏الاستطاعه) در سندهای ازدواج صورت گرفته، در شرایطی که احتمالاً اکثریت بسیار بالای دختران، نه تنها متوجه این ‏تغییر نمی شوند، که در صورت متوجه شدن نیز از الزامات حقوقی سنگین کلمه جدید آگاه نیستند، و شاید بسیاری از ‏آنان اساساً معنی کلمه فوق را نیز ندانند.‏

لازم به توضیح است که از حدود 70 سال پیش، در قباله های ازدواج در ایران، میزان مشخص "مهریه" ذکر و تأکید ‏می شده که این مهریه، "عندالمطالبه" قابل پرداخت است. یعنی، هر زمان که عروس مهریه خود را مطالبه کند، ولو ‏بلافاصله پس از ازدواج، داماد موظف است آن را به وی پرداخت نماید. وجود این بند در قباله ازدواج و امضای قباله ‏توسط عروس و داماد، برای زنان بسیار مهم بود. چرا که در صورت ناموفق بودن ازدواج، برای آنان امکانی – ولو ‏جزئی - را برای پایان دادن به زندگی مشترک فراهم می آورد. ‏

می دانیم که طبق قوانین ایران، حق طلاق با مرد است و زن، در صورت تقاضای جدایی، جز با طی مراحل بسیار ‏دشوار برای اثبات بدرفتاری شدید همسر یا مبتلا بودن وی به مشکلات مهم روانی یا جسمی، امکان جدایی از شوهرخود ‏را ندارد. مراحلی که طی آنها به قدری سخت است که بخش بسیار بزرگی از زنانی که قادربه زندگی با شوهر خود ‏نیستند، به ناچار مجبور می شوند تا سالیان دراز و بلکه تا پایان عمر، به زندگی سخت با همسر ناسازگار ادامه دهند. در ‏چنین شرایط حقوقی تبعیض آمیزی، تنها امکانی که تاکنون برای بسیاری از زنان برای رهایی از زندگی مشترک دشوار ‏وجود داشته، عبارت بوده از مطالبه مهریه خود. بدین معنی که زن، با توجه به "عندالمطالبه" بودن مهریه در قباله های ‏ازدواج، می توانست برای الزام شوهر به پرداخت مهریه خود به دادگاه مراجعه کند و در صورتی که وی قادر به این ‏کار نبود، زن قادر بود در قبال صرف نظر کردن از دریافت مهریه، شوهر را راضی یا مجبور به طلاق کند (عبارت ‏معروف: "مهرم حلال، جانم آزاد"). البته حتی این شیوه هم، برای بسیاری از زنانی که به دلایل مختلف مایل به شکایت ‏از همسر برای دریافت مهریه نبودند یا از این کار می ترسیدند، راه حلی برای رهایی از یک زندگی مشترک سخت ‏محسوب نمی شد. اما در هر حال، روش ذکر شده برای بخش قابل توجهی از زنانی که از زندگی مشترک خود ناراضی ‏و فاقد حق طلاق بودند، تنها راه ممکن برای رها شدن از همسر محسوب می شد. به بیان ساده، "عندالمطالبه" بودن ‏مهریه، تنها امکانی بود که زنان می توانستند، در فقدان حق طلاق، برای جدا شدن از شوهر خود مورد استفاده قرار ‏دهند.‏

متاسفانه، تغییری که اخیراً در قباله های ازدواج داده شده، همین امکان و حق اندک را نیز از زنان سلب کرده است. در ‏قباله های جدید، پس از ذکر میزان مهریه، ذکر می شود که این مهریه، "عندالاستطاعه" (به جای "عندالمطالبه" که قبلاً ‏وجود داشت) از سوی مرد به زن پرداخت می شود. این بدان معنی است که شوهر، بر خلاف سابق که "هر زمان که ‏زن می خواست" باید مهریه او را می داد، اکنون باید "هر زمان که امکانش را داشت" مهریه را پرداخت نماید. یعنی ‏اگر زنی از همسر خود متنفر بوده و امکان ادامه زندگی با وی را نداشته باشد، نه تنها از حق طلاق گرفتن برخوردار ‏نخواهد بود، که حتی با مراجعه به دادگاه و مطالبه مهریه خود نیز امکان جدایی از شوهر را نخواهد داشت. چرا که ‏شوهر می تواند به دادگاه عنوان نماید که استطاعت یا امکان پرداخت مهریه را ندارد. این شیوه، به ویژه در شرایطی که ‏وضعیت اقتصادی اقشار وسیعی از جامعه دشوار است و اکثر مردان می توانند با استناد به دلایل مختلف اثبات کنند یا ‏مدعی شوند که امکان پرداختن مهریه همسر خود را ندارند، امکان ایده آلی را برای مردان بدرفتاری فراهم می کند که ‏مایلند به زور همسر درمانده را مجبور به ادامه زندگی مشترک نمایند.‏

با توجه به سخت تر شدن شرایط برای زنان پس از ازدواج به ترتیبی که شرح داده شد، آیا تمام آنچه گفته شد بدان ‏معناست که زنان ایرانی، در پی تغییر هدف داری که در قباله های ازدواج به وجود آمده دیگر هرگز امکان استفاده از ‏اهرم "مهریه" برای دستیابی به حق طلاق را نخواهند داشت؟ ‏

باید گفت که این امکان، هنوز کاملاً از بین نرفته، اگر چه استفاده از آن، بسیار دشوار تر از گذشته شده است. به هر ‏تقدیر، حتی در شرایط جدید، دختران در هنگام ازدواج می توانند با هوشیاری و پافشاری بر حقوقشان، جلوی از بین ‏رفتن حداقل امکانات خود برای طلاق را بگیرند. برای این کار، لازم است که دختران در هنگام ثبت ازدواج، خواستار ‏آن شوند که در قباله آنها جمله ای به صورت دستنویس اضافه شود که تصریح کند مهریه زن باید "عندالمطالبه" به وی ‏پرداخت گردد. درج این شرط ضمن عقد در قباله و امضای آن توسط زوجین، این امکان را برای زن فراهم می کند که ‏در صورت قادر نبودن به ادامه زندگی با همسر، با مراجعه به دادگاه خواستار پرداخت مهریه از سوی همسر شود. به ‏این ترتیب در صورت ناتوانی شوهر برای پرداخت مهریه، زن کماکان می تواند با صرف نظر کردن از دریافت ‏مهریه، از همسر خود جدا شود.‏

راه حل فوق، البته مستلزم پافشاری خانم ها در هنگام ازدواج برای متقاعد کردن همسر آینده به امضای شرط ضمن عقد ‏فوق است که همواره آسان یا ممکن نخواهد بود. ولی قطعاً، در بسیاری از موارد دختران در لحظه ازدواج، و در ‏هنگامی که هنوز هیچ مشکلی میان زوجین وجود ندارد و ازدواجی نیز صورت نگرفته تا در پی آن حق طلاق از دختر ‏گرفته شود، می توانند با استفاده از روش توصیه شده، حقوقی حداقل را برای خود تأمین نمایند.‏

در اینجا، البته سوالی مهم جلوه گر می شود و آن اینکه چند درصد از دختران نسبت به تغییر کوچک ایجاد شده در قباله ‏های ازدواج، تبعات بزرگ این تغییر و شیوه مقابله با آن آگاهی دارند؟ منطقا این درصد، خیلی بزرگ نیست.‏

بنابراین، به نظر می رسد گذشته از فعالیت های درازمدت فعالان حقوق زنان، که می کوشند با قوانین و مقررات ‏تبعیض آمیز در بعد کلان مقابله کنند، لازم است که هر زن (و البته هر مرد برابری طلبی) تلاش خود را برای آگاه ‏کردن دیگران از شرایط جدیدی که در لحظه ازدواج بر دختران تحمیل می شود، و نیز راه های مقابله با تضییعات ‏جدید، به کار گیرد.‏

در همین ارتباط، پیشنهاد و درخواست مشخص من این است که هر کس این نوشته را می خواند آن را برای پنج زن از ‏بستگان و آشنایان خود توضیح دهد. بیایید هر کدام از ما، بکوشیم حداقل برای پنج زن ایرانی توضیح دهیم که در قباله ‏های ازدواج، چه تغییری ایجاد شده، این تغییر می تواند پس از ازدواج چه بلایی بر سر دختران بیاورد، و چگونه می ‏توان تأثیر آن را باطل کرد.‏

این، حداقل کاری است که در مقابل اقدام جدید مخالفان سرسخت و مصمم برابری حقوق زن و مرد، از عهده کسانی که ‏به سرنوشت خود یا دختران و خواهران خود و دیگران اهمیت می دهند، قابل انجام است.‏

برگرفته از: روز

Monday, November 17, 2008

چرا ما ایرانیها با هم نیستیم؟

چرا ما ایرانیها با هم نیستیم؟
چرا یکپارچه نیستیم؟
چرا پشتیبان هم نیستیم؟
چرا از شخصیت هایی که برای کشور و تاریخ ما با کوشش و تلاششان افتخار بدست آورده اند، تا هنگامیکه زنده هستند، آنچنان که باید حمایت نمیکنیم؟ و اینکه تا مردند از ایشان بت میسازیم؟
چرا ما گاهی به هم حسادت میکنیم؟
چرا ما حتی گاهی زیرآب همدیگر را میزنیم؟
چرا برای ما مرغ همسایه غاز است؟

اگر ایران، امروز آنچه که ما انتظار داریم نیست، بخاطر خطاهایی است که در گذشته یا خود ما یا نسل های گذشته مرتکب شدند ولی با سرزنش کردن آنچه در گذشته رخ داده، چیزی حل میشود؟

اگر ایران، امروز آنچه که ما انتظار داریم نیست، بخاطر خطاهایی است که ما هنوز است که هنوز داریم مرتکب میشویم. آیا سرزنش خویشتن نمیتواند سودمند باشد؟

آیا نکوهش خویشتن سرآغازی بسوی بهتر شدن نیست؟

Friday, October 10, 2008

Iranian Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi Should Not Misuse Government Tolerance!

Last Wednesday, Iran’s Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi received yet another international ‎award, this time the Price of Tolerance award given to her by that German institute ‎Evangelische Akademie in Tutzing. This is the fourth award bestowed by the institute, a ‎previous one going to the former president of Germany Roman Herzog. As news media ‎announced the receipt of the award by Ebadi, the Iranian state news agency IRNA ‎criticized her acceptance of the award and warned her not to take advantage of the ‎Islamic republic’s “patience and tolerance”. ‎

IRNA published the news of Shirin Ebadi’s meeting with Frank-Walter Steinmeier, the ‎foreign minister of Germany, and noted that, “During the meeting a range of issues ‎including civil rights and human rights were discussed.” The report did not hide the its ‎disgust in the award to the Iranian human rights activist and asserted, “This award was ‎bestowed on her because of her remarks that are contrary to the interests of the Iranian ‎nation and her activities in this regard.”‎

IRNA wrote that that one of the reasons quoted for bestowing the award on Ebadi was ‎that “she worked under conditions of threat” following the “orders of President ‎Ahmadinejad to secure her security.” Still, the news agency warned that Shirin Ebadi ‎continued her propaganda against the Islamic republic by misusing the patience and ‎tolerance of the authorities of the state by continuing to participate in anti-Iranian ‎forums.”‎

Since the year 2000, the Evangelische Akademie in Tutzing Germany affiliated to the ‎Protestant church in the province of Bayer has been awarding such a prize (to important ‎religious and political leaders, and thinkers and artists) once every two years in its efforts ‎to bring the different political and cultural and religions orders of the world closer to each ‎other.‎

This new threat from Iran’s state news agency against Ebadi comes after this human ‎rights activist has in recent months received letters threatening her life and been accused ‎and threatened by the state and state-affiliated media.‎

Last winter Ebadi herself announced that she and her family had received murder threats ‎and called on the authorities to guarantee her safety. She addressed these requests directly ‎to President Ahmadinejad and after the letters went public, the president announced that ‎he had instructed the law enforcement agencies to undertake the security of the Nobel ‎Peace laureate. But following that, IRNA, the official government newspaper Iran, and ‎other pro-state or state-run media such as Keyhan and Fars news agency began a series of ‎threats and attacks on Ebadi. One of the attacks against her has been that she had been ‎defending Bahaism, which is officially banned in the country.‎

Source: ROOZ

Thursday, September 25, 2008

بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر در خصوص محدود کردن آزادی های مردم

کانون مدافعان حقوق بشر در خصوص دستگیری ها و نقض حقوق بشر ومحدود کردن آزادی­ ها بیانیه­ ای به شرح زیر صادر نموده است:

هموطنان عزیز

موج رو به فزونی دستگیریهای اخیر که مقارن با بازگشایی مدارس و دانشگاهها اتفاق افتاده موجب نگرانی شدید فعالین حقوق بشر شده است. آماردستگیریها و نقض حقوق بشر ومحدود کردن آزادیهای مردم بویژه در مورد اقلیت های مذهبی ، قومی و عقیدتی در دولت نهم افزایش چشم گیر و قابل توجهی داشته است . این دستگیریها که ظاهراً برای ایجاد رعب و وحشت در میان هموطنان ترک، کرد، لر، بلوچ وعرب و طبقات مختلف مردم از جمله کارگران، دانشجویان و معلمان و … انجام می پذیرد نقض فاحش حقوق بشر و تضییع حقوق بنیادین ملت ایران ارزیابی می شود.

اکنون که سرزمین عزیزمان ایران بیش ازهمیشه هدف مطامع بیگانگان قرا گرفته و موج گرانی و تورم سرسام آور مردم را به ستوه آورده و آمار رو به تزاید فقر و فحشاء و اعتیاد ، خانواده های بسیاری را در معرض تباهی قرار داده ، باید با اندیشه و تفکری عمیق موجبات وحدت و تفاهم هرچه بیشتر آحاد ملت را فراهم نمود و ریشه بغض و عناد و کینه و دشمنی را میان مردم خشکاند.

متأسفانه عملکرد بعضی از نهادهای قدرت، موجب از هم گسیختگی وحدت ملی شده و نهایتاً امنیت ملی ایران را به مخاطره می اندازد و عجیب آنکه تعدادی از مسئولین نه تنها به واقعیتها توجه نداشته بلکه با عملکردی غیر مسئولانه و خارج از چارچوب قانون مملکت را به سراشیبی سقوط رهنمون میگردند .

کانون مدافعان حقوق بشر دستگیریهای اخیر، از اقوام مختلف از جمله هموطنان آذربایجانی را محکوم نموده و از مسئولین امر ، بخصوص قوه قضائیه، مصراً میخواهد نسبت به آزادی دستگیر شدگان اقدام عاجل معمول دارند و موجبات وحدت و یکپارچگی ملی را فراهم سازند.

کانون مدافعان حقوق بشر

سوم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت

Tuesday, August 12, 2008

وعده زنان، جلو مجلس


شیرین عبادی در مصاحبه با روز: اعتراضمان به لایحه دولت باقی است - دوشنبه 21 مرداد 1387 [2008.08.11]
آسیه امینی

یکی از واکنش هایی که از زمان ارائه لایحه حمایت از خانواده به مجلس صورت گرفت و بازتاب های رسانه ای بسیار ‏داشت، واکنش شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل بوده است. شیرین عبادی اظهار داشته بود که در صورت مطرح شدن ‏این لایحه در صحن علنی مجلس، در مقابل مجلس تجمع خواهد کرد. آغاز هفته جاری روزنامه های ایران خبر از احتمال ‏مطرح شدن این لایحه در صحن علنی مجلس را داده اند. در همین باره با شیرین عبادی به گفت و گو نشستیم.‏

خانم عبادی، شما گفته بودید که در صورت مطرح شدن این لایحه به صحن علنی مجلس در مقابل مجلس تجمع ‏خواهید کرد. این روزها در همه محافل جنبش زنان، سخن از ورود این لایحه به صحن علنی مجلس است. آیا شما همچنان ‏بر سر حرف خود هستید؟‎ ‎

هنوز هم بر همین عقیده ام که زنان ایرانی از جمله اینجانب باید در قبال لایحه ای که باعث تزلزل بنیاد خانواده خواهد شد، ‏موضع گیری کرده و با انتقادات سازنده سعی کنیم مانع از تصویب لایحه شویم. یکی از راه های جلب توجه نمایندگان برای ‏مخالفت با مواد لایحه پیشنهادی، تجمع زنان هنگام طرح مساله در مقابل مجلس شورای اسلامی است.‏


آیا این اتفاق قریب الوقوع است؟‎ ‎

در توضیح پروسه تصویب هر قانون باید بگویم که هر طرح یا لایحه پیشنهادی یک بار در شور اول تصویب می شود و با ‏تصویب آن نمایندگان به کلیات لایحه رای می دهند، بدون اینکه وارد تک تک مواد آن شوند. گاهی نیز در شور اول، کلیات ‏لایحه رد می شود و اساسا به شور دوم نمی رسد.‏

بنابراین اگر این لایحه در روز چهار شنبه یا در یکی از روزهای هفته آینده که نمی دانیم چه روزی است، مطرح شود، تازه ‏در دستور جلسه قرار خواهد گرفت که به صحن علنی بیاید و به تک تک مواد آن رسیدگی شود. شخصا امیدوارم که ‏نمایندگان محترم مجلس، بویژه زنان نماینده و فراکسیون اقلیت، بتوانند به مطرح نشدن لایحه در شور اول، رای بدهند و ‏آرای منفی در حدی باشد، که مانع از طرح در شور دوم شود.‏

اگر لایحه در شور اول تصویب شود، در نوبت قرار می گیرد تا تک تک مواد آن از جمله مواد 23 و 25، که معایب ‏فراوان دارد و فتاوی شرعی علیه آن صادر شده، مورد گفت و گو و رای گیری قرار گیرد. در آن هنگام چون نوبت ‏رسیدگی مشخص می شود و مذاکرات از طریق رادیو پخش می شود، بنابراین دقیقا می توان فهمید که چه موقع شروع به ‏بحث و گفت و گو و رای گیری در مورد مواد می شود. آن موقع است که بحث تجمع ، تحقق خواهد پذیرفت. یعنی در ‏صورتی که این لایحه برای "بررسی و تصویب"، به صحن علنی بیاید، تجمع اعتراضی صورت خواهد گرفت.‏


آیا از گروه های مدنی، بویژه فعالان زن برای این تجمع دعوت می کنید؟‎

شکل و شیوه تجمع با بررسی شرایط و شور و مشورت با کلیه گروه های زنان و علاقه مند به مسائل زنان اعلام خواهد شد. ‏هر نوع اقدامی در این زمینه بایستی با همدلی همگان صورت گیرد تا به نتیجه برسد.‏


مهمترین خواسته شما و فعالان زن درارتباط با این لایحه چیست؟‎

بسیاری از مواد این لایحه مشکل دارد و بایستي اصلاح شود. مشکل لایحه منحصر به دو ماده 23 و 25 نیست. از دیدگاه ‏حقوقی ، مسائل دیگری نیز مطرح می شود که اهمیت آن کمتر از تسهیل تعدد زوجات نیست. از جمله به سرنوشت کودکان ‏ناشی از ازدواج موقت بی توجهی شده. وقتی که به مردی اجازه می دهند بدون ثبت در دفاتر ازدواج زنی را صیغه کند، ‏اثبات رابطه نسب بسیار دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، مردی که چند همسر دارد، معمولا بین کودکانی که مادرشان ‏یکی نیست، اختلافات شدیدی پیش می آید. اینها را به عنوان نمونه گفتم تا مشخص شود که اشکال کار خیلی بیش از اینهاست ‏و این لایحه بدون کارشناسی تهیه شده و جالب آن است که حتا مخالف اسلام هم هست و فتاوی صادر شده در مورد این ‏لایحه این ادعا را ثابت می کند.‏


خانم عبادی ، یکی از اتفاقاتی که بعد از ارائه لایحه به مجلس رخ داده، ائتلاف گروه های مختلف زنان در ‏مخالفت و اعتراض به آن بوده است. ائتلافی که در چند سال اخیر کمتر شاهد آن بوده ایم. دلیلی این همبستگی چیست؟‎ ‎‎‎

مهمترین قوانین مربوط به زنان، قانون خانواده است. به عنوان مثال، ممکن است برای بسیاری از زنان هرگز پیش نیاید که ‏بخواهند در دادگاه شهادت دهند تا متوجه این تبعیض ناروا شوند که شهادت دو زن معادل با شهادت یک مرد است. یا ممکن ‏است برای خیلی از زنان پیش نیاید که بخواهند پاسپورت بگیرند و به خارج از ایران سفر کنند تا مواجه شوند با قانونی که ‏بایستی طبق آن از همسر خود اجازه خروج از کشور بگیرند. اما قوانین ناظر بر ازدواج و خانواده مربوط به همه زنان ‏خواهد بود. زیرا به طور معمول، همه دختران ازدواج کرده و تحت سیطره قانون قرار خواهند گرفت. بنابراین بسیار مهم ‏است که چه قانونی روابط زناشویی را تنظیم کند و چون در لایحه مذکور در روابط خانوادگی به زن ستم زیادی شده و بنیاد ‏خانواده سست گردیده، بنابراین همه زنان، صرف نظر از پایگاه اقتصادی و اجتماعی یا دیدگاه های سیاسی شان با این قانون ‏مخالفند و از این جهت باید به نویسندگان این لایحه آفرین گفت . زیرا قانونی نوشته اند که باعث همدلی همه زنان ایران شده ‏و همه یکصدا با آن مخالفند.‏


اما در خبرها آمده که برخی از نمایندگان زن با این لایحه موافقند؟‎

تصور من این است که موافقت آنها جنبه سیاسی داشته و صرفا برای حفظ پایگاه اجتماعی شان است. وگرنه همان زنی که ‏با این لایحه موافق است، اگر فردا به منزل برود و در را باز کند و ببیند که هووی جوانی در خانه اش نشسته است، مسلما ‏به شوهر خود نمی گوید دستت درد نکند!‏

زنانی که با این لایحه موافقت کرده اند باید بدانند که عمر نمایندگی چهار سال است. اما یک عمر بایستی با همسر خود ‏زندگی کنند. بنابراین بهتر است منافع یک عمر را به مزایای چهار سال نمایندگی ترجیح ندهند.‏

برگرفته از: روز


Tuesday, August 5, 2008

شیرین عبادی : لایحه حمایت از خانواده با قانون اساسی و شرع اسلام در تضاد است

خبرگزاری كار ایران: شیرین عبادی حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل ماده 23 و 25 لایحه حمایت از خانواده را مخالف با قانون اساسی و شرع اسلام دانست.

شیرین عبادی در گفتگو با ایلنا با این توضیح كه بر اساس ماده 23 لایحه پیشنهادی خانواده برای ازدواج های بعدی برای مردی كه همسر دارد باید از دادگاه كسب اجازه شودگفت و این اجازه زمانی صادر خواهد شد كه تمكن مالی و اجرای عدالت را بتواند به دادگاه ثابت كند گفت: در این ماده شرط موافقت همسر اول حذف شده و همچنین ازدواج های دوم، سوم و چهارم مرد باعث نمی شود كه همسران قبلی او حق طلاق پیدا كنند. این چنین لایحه ای مغایر است با شرع اسلام، زیرا كه در اسلام صراحتا ازدواج دوم و سوم موكول است به اجرای عدالت و همچنین در نص صریح قرآن آمده است كه شما هرگز نمی توانید عدالت را اجرا كنید.

عبادی افزود: هنگام طرح این لایحه در كمیسیون قضایی برخی عنوان كردند كه این لایحه عین اسلام است و نمی‌‏توان مخالف آن صحبت كرد و حال آن كه تعدادی از فقهای عظام از جمله آیت الله صانعی فتوا داده اند كه ازدواج دوم بدون رضایت همسر اول حرام است و با این ترتیب مشخص است كه آن گونه كه ادعا می شود این لایحه عین اسلام نیست.

شیرین عبادی ادامه داد: از سویی دیگر این لایحه مغایر است با قانون اساسی، زیرا در اصل 10 قانون اساسی آمده است كه قوانین بایستی برای حفظ استواری خانواده باشد و قانونی كه اجازه چند همسری می دهد هم قداست خانواده و هم كیان خانواده را از بین خواهد برد. مشكل دیگر در این لایحه آن است كه برای مهریه، مالیات پیش بینی شده است و حال آنكه مهریه دینی بر ذمه شوهر است و حتمی الوصول نیست و چه بسا كه بخشیده شود و معلوم نیست اخذ مالیات از درآمدی كه هنوز حاصل نشده و فقط دین است از جهت حقوقی چگونه قابل توضیح است.

عبادی با اشاره به فتوای آیت الله صانعی مبنی بر این كه " اخذ مالیات از مهریه از نظر شرعی حرام است" افزود: در حقیقت تنظیم كنندگان این لایحه اعتقاد خود را به فرهنگ پدر سالار و عدم اعتقاد به برابری انسانها با تنظیم این لایحه به خوبی نشان داده اند.

وی در خاتمه اظهار امیدواری كرد كه این لایحه پیشنهادی با موافقت هیات رئیسه محترم مجلس از دستور جلسه خارج و برای اصلاح به هیات محترم دولت اعاده شود و در صورتی كه این تقاضا مورد قبول قرار نگیرد به نمایندگان محترم مجلس خصوصا فراكسیون اقلیت هشدار داد كه به هر شیوه قانونی ممكن از تصویب این لایحه خودداری كنند.

Thursday, July 3, 2008

گزارشگران حقوق بشر در انتظار ورود به ایران

شیرین عبادی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با حضور در سمینار "چالش های مدافعان حقوق بشر در ایران" که دوشنبه بیستم خرداد در مقر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو برگزار شد به موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخت و از ایده تهدید نظامی و همچنین خودداری مقامات جمهوری اسلامی از حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل در ایران انتقاد کرد. در سمینار ژنو، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نیز شرکت داشتند. این گفت وگو را می خوانید.


درنشست وضعیت مدافعان حقوق بشر درژنو چه مباحثی مطرح شد و چه نتایجی از آن حاصل شد؟
در ژنو کنفرانسی با حضور نماینده فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر یعنی آقای دکترعبدالکریم لاهیجی، نماینده کمپین بین المللی حقوق بشر درایران آقای هادی قائمی و نماینده سازمان دیده بان حقوق بشر برگزار شده بود. از ایران من وخانم نرگس محمدی شرکت کردیم. دراین جلسه مباحث مختلفی در زمینه نقض حقوق بشر درایران از سوی سخنرانان مطرح شد. هنگام پرسش وپاسخ نماینده دولت کانادا و همچنین نماینده دولت فرانسه وچند خبرنگار دیگر سوالاتی مطرح کردند.

آیا از سوی دولت ایران هم کسی در این نشست حضور داشت؟
فردی از نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران در جلسه حضور داشت و عنوان می کرد که حضور او جنبه فردی دارد ونه دولتی. وی مطالبی در رد حرف هایی که زده شد مطرح کرد. ازجمله من درسخنانم اشاره کردم که به علت گرانی مردم در ایران فقیر تر شده اند و طبق گزارش رسمی دولتی ایران حدود پنج میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و ایشان بر این اعتقاد بود که وضعیت اقتصادی در ایران به صورتی که عنوان کردم نیست و مردم در رفاه مادی به سر می برند و سایر کشور ها هم مرتکب نقض حقوق بشر شده اند.

به صورت خاص چه مواردی از نقض حقوق بشر مورد نظرشما بود؟
ازجمله مباحثی که مطرح کردم اعتراض به اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال بود. جای تاسف است که در دنیا فقط سه کشور از جمله ایران اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال را دارند. یکی دیگر از موضوعاتی که توسط دکتر لاهیجی مطرح شد پرداختن به اعدام بود که متاسفانه ایران دومین درصد اعدام را در جهان دارد. خانم محمدی نیز در زمینه وضعیت کارگران و معلمان صحبت کردند. در انتها من عنوان کردم که دراین جلسه قرار بود آقای عبدالفتاح سلطانی حضور داشته باشند. اما متاسفانه علی رغم اینکه ازکلیه اتهامات وارده تبرئه شده اند، هنوز ممنوعیت خروج از کشور ایران رفع نشده است.

بالاخره تکلیف حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل درایران به کجا رسید؟ آیا این گزارشگران خواهند توانست برای ارائه گزارش خود به ایران سفرکنند؟
دولت ایران اجازه بازدید برای گزارشگران حقوق بشر صادر نکرده است. به همین جهت نام ایران همردیف ترکمنستان وبرمه مشاهده می شود که به گزارشگران حقوق بشر ویزای ورود نداده اند. طبق تصمیمی که درمجمع عمومی سازمان ملل درسال گذشته اتخاذ شد، آقای دبیرکل سازمان ملل باید امسال برای مجمع عمومی که در سپتامبر برگزار می شود، گزارشی در زمینه حقوق بشر در ایران تهیه کند وامکان تهیه گزارش، بدون بازدید گزارشگران سازمان ملل متحد از این کشور مقدور نیست. درخواست کلیه شرکت کنندگان در نشست آن بود که دولت ایران اجازه ورود به گزارشگران سازمان ملل متحد بدهد.

آخرین بار که این گزارشگران به ایران آمدند چه زمانی بود؟
چند سال قبل درزمان آقای خاتمی گزارشگر بازداشت های خودسرانه به ایران آمدند و از زندان اوین بازدید کردند وهمچنین گزارشگر مخصوص آزادی بیان وگزارشگر مخصوص حقوق زن. اما الان حدود دو سال است که به گزارشگران اجازه ورود به ایران داده نمی شود.

تبعات اینکه اجازه نمی دهد گزارشگران حقوق بشر وارد ایران بشود چیست؟
مسلما تبعات خوبی دربرندارد. زیرا وقتی کشوری اجازه بازدید نمی دهد اینطور تلقی خواهد شد که مطلبی برای پنهان کردن وجود دارد.

گفتید یکی از افراد دولتی در جلسه ژنو به رد برخی مطالبی که گفتید پرداختند. چه مواردی دیگری ازطرف وی مطرح شد؟
اعتقاد ایشان این بود که نقض حقوق بشردر همه کشورها از جمله درکانادا و کشورهای اروپایی وجود دارد و چرا من به آنها اعتراض نمی کنم. من به آنها متذکر شدم که در مهمترین نطقم یعنی نطقی که هنگام گرفتن جایزه نوبل ایراد کردم من به زندان گوانتانامو اعتراض کردم. بنابراین من به نقض حقوق بشر در همه جا اعتراض می کنم اما آن جلسه، جلسه ای خاص برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران بود در نتیجه من فقط آن موضوع را مطرح کردم.

شما در مسافرت اخیرتان به اروپا، در مجمع بین المللی رسانه در شهر بن نیز شرکت کردید. این مجمع به چه منظوری برگزار می شد و چه مباحثی با حضور شما مورد بررسی قرارگرفت؟
این فورم به دعوت دویچه وله رادیو آلمان و درشهر بن با حضورهشتصد نفر از مدیران مسوول و خبرنگاران از سراسر جهان برگزار شد. سخنران اصلی من بودم که درزمینه آزادی بیان صحبت کردم وبه شقوق مختلف سانسور پرداختم و تاکید کردم که سانسور دونوع است، پنهان و علنی. سانسور علنی مثل سانسوری است که درایران وجود دارد و تا کتابی اجازه چاپ نگیرد هیچ چاپخانه ای حق چاپ آن را ندارد. دراین ارتباط چه بسا کتاب هایی که اجازه چاپ نگرفته اند یا به مولف ومترجم دستور داده شده که مطالبی را عوض کنند. اما نکته شگفت انگیز این است که برای کتابی مجوز چاپ صادر می شود ولی دادگاه آن را قبول ندارد و نویسنده وناشر را تحت پیگرد قرار می دهد.

مثلا چه کتاب هایی؟
به عنوان مثال می توانم به کتاب میهمانی حاج آقا و زنان پرده نشین اشاره کنم که هر دومجوز جاپ داشتند اما دردادگاه تحت پیگرد قرار گرفتند.

آیا دامنه سانسورمحدود به این موارد است؟
خیر. دامنه سانسور درایران چند سالی است که به سایت های اینترنتی هم رسیده و تعدادی از وب لاگ ها وسایت ها را سانسور کرده اند و تعدادی از بهترین روزنامه نگاران ما ازجمله آقای کبودوند، حسن پور و باقی در زندان هستند. نوع دیگر سانسور که به آن سانسور پنهان گفته می شود زمانی است که رسانه های بزرگ در انحصار یک یا چند گروه هستند که به یک یا چند طرز تفکر خاص تعلق دارند. این نوع سانسور مثلا در آمریکا ملاحظه می شود. درآمریکا کسی را به جرم بیان عقاید و یا نوشتن زندان نمی کنند. اما ادغام رسانه ها در یکدیگر آنچنان ثروت و قدرت بسیاری فراهم آورده که برای رسانه های مستقل و غیر وابسته امکان رقابت با آنها نیست. در چنین شرایطی رسانه های مستقل و کوچک به زودی از پای در می آیند و نویسندگان مستقل که به طرز تفکر صاحبان سرمایه تعلق ندارند امکان دسترسی به مخاطبان خود را تا مقدار زیادی ازدست می دهند.

بعد از آن سفری به لندن داشتید که در آن به موضوع مناقشات خاورمیانه پرداختید. چه برنامه هایی را دراین سفر دنبال کردید؟
سفر لندن برای رونمایی کتاب حقوق پناهنگان که به فارسی نوشته وچاپ شده و اخیرا از طریق کمیساریای عالی پناهنگان و توسط خانم بنشه کینوش به زبان انگلیسی ترجمه وچاپ شده انجام گرفت. همچنین یک سخنرانی در لندن داشتم در زمینه وضعیت خاورمیانه که در آن علل اغتشاشات خاورمیانه را حول سه محور مورد بحث وگفت وگو قرار دادم: اول، نبود و یا کمبود دموکراسی در کشورهای خاورمیانه که ریشه اصلی ناآرامی ها را باید در آن جستجو کرد. دوم، تهاجم نظامی به عراق که باعث ازدیاد تروریسم و بنیادگرایی شد. سوم، مناقشه اسراییل و فلسطین که تا زمانی که مذاکرات صلح بین این دوکشور به نتیجه نرسد خاورمیانه روی آرامش نخواهد دید. در خاتمه آن بحث، نه تنها با حمله نظامی به ایران، بلکه با تهدید به حمله نظامی به ایران مخالفت کردم و گفتم که وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در ایران مناسب نیست، اما بهبود وضعیت وظیفه ای است بر عهده ما ایرانیان و هیچ ارتباطی به سربازان خارجی ندارد فقط درصلح و آرامش است که حقوق بشر ودموکراسی امکان پیشرفت دارد. در کشوری مانند عراق، گفت وگو وصحبت از آزادی بیان وآزادی عقیده امری است بیهوده چراکه همه به دنبال جان پناهی می گردند که خود را نجات دهند.

درکنفرانس لندن به موضوع مناقشات خاورمیانه وریشه های ان اشاره کرده اید. آیا ایده یا برنامه ای دارید که درخصوص اتفاقاتی که در غزه وسرزمین های اشغالی رخ می دهد نظر خود را مطرح کنید؟
درخصوص مساپلی که در غزه اتفاق افتاده ما اطلاعیه هایی را صادر کرده ایم. من به نقض حقوق بشر در همه جای دنیا اعتراض می کنم. مساله غزه را دوبار در سفری که اخیرا داشتم مطرح کردم. مسلما آنچه در غزه اتفاق می افتد نقض حقوق بشر است وامیدوارم اختلافات اسراییل وفلسطین منجر به قرارداد صلحی بشود که موجب بشود هر دو با آرامش در کنار هم زندگی کنند. در این خصوص باید مذاکرات صلح ادامه پیدا کند.

برگرفته از: روز

Tuesday, July 1, 2008

Human Rights Inspectors Awaiting Permission to Enter Iran

Interview with Shirin Ebadi - 2008.06.19

Nobel Laurette, attorney and human rights activist Shirin Ebadi recently discussed instances of ‎human rights violations in Iran at a seminar entitled, "Challenges of Human Rights Defenders in ‎Iran," condemning threats of military action and the Islamic Republic's refusal to allow United ‎Nations human rights inspectors to visit the country. Below is the text of this interview. ‎



Rooz (R): What particular instances of human rights violations in Iran did you discuss in ‎Geneva?‎

Shirin Ebadi (SE): Among the issues I discussed was the execution of minors (under 18 years) ‎in Iran. It is unfortunate that only three countries in the world, including Iran, have the death ‎penalty for minors. Another issue that was discussed by Dr. Lahiji was the death penalty in ‎general. Unfortunately, Iran has the second highest percentage of executions in the world. ‎Another speaker, Mrs. Mohammadi also spoke about the condition of workers and teachers and ‎their rights. In the end I noted that Mr. Abdolfattah Soltani had planned to attend the meeting ‎but could not because even though he had been cleared of all the charges against him, his ban on ‎leaving the country remained. ‎


R: What is the status of United Nations human rights inspectors visiting Iran? Will these ‎inspectors be able to travel to Iran in preparation for their report? ‎

SE: The government has not issued entry visas for UN’s human rights inspectors. For that ‎reason, Iran's name appears next to Turkmenistan and Burma, as countries that have not granted ‎entry visas to human rights inspectors. Pursuant to a decision that was issued at the U.N. ‎General Assembly last year, the U.N. Secretary General has been tasked to prepare a report on ‎human rights conditions in Iran for the upcoming General Assembly meeting in New York in ‎September. It is however impossible to prepare this report without human rights inspectors ‎physically visiting Iran. All participants in the meeting requested that the Iranian government ‎allow human rights inspectors to enter Iran. ‎


R: When was the last time that these inspectors visited Iran? ‎

SE: A few years ago, during Mr. Khatami's administration inspectors investigating rogue arrest ‎cases came to Iran and visited Evin Prison, along with the freedom of speech and women's rights ‎special inspectors. ‎


R: What are the repercussions of the decision not to allow human rights inspectors to enter Iran?

SE: There certainly aren't good repercussions. When a country does not allow inspections, it is ‎interpreted that it has something to hide. ‎


R: In your latest trip to Europe, you attended the Global Media Forum in Bonn. What was the ‎purpose of the forum and what issues were discussed? ‎

SE: This forum was held at the invitation of Deutsche Welle radio in the city of Bonn and was ‎attended by eight hundred editors and reporters from across the globe. I was the keynote speaker ‎and spoke about freedom of speech and different aspects of censorship.‎


R: After that you traveled to London where you discussed various topics related to conflicts in ‎the Middle East. What programs did you pursue on this trip?‎

SE: The trip to London was to unveil the book "Refugee Rights in Iran," which was written and ‎published in Farsi and was recently translated into English by Ms. Banafshe Keynoush and ‎published with the assistance of the U.N. High Commission for Refugees. I also had a speech in ‎London on the situation in the Middle East where I discussed the reasons behind the unrest in the ‎region. At the end of that discussion, I opposed not only military strikes against Iran, but also ‎threats of military action and noted that, although human rights and democracy conditions in Iran ‎were very poor, it is the responsibility of us Iranians, and not foreign soldiers, to change this. ‎Human rights and democracy can flourish only in peace and calm. In a country such as Iraq, it is ‎useless to speak of freedom of speech and expression because people are searching for a place to ‎shelter themselves. ‎


ROOZ

Saturday, June 28, 2008

شیرین عبادی:بازداشت دانشجوی دختر دانشگاه زنجان غیرقانونی است

راديو زمانه - بحث تلاش یکی از مدیران و اساتید دانشگاه زنجان سوء‌استفاده از یک دختر دانشجو، وارد دومین هفته خود شد. این مورد که در دانشگاه‌های دیگر کشور سابقه داشته‌، این‌بار ابعاد بسیار گسترده‌ای یافت و با تحصن چند هزار نفری دانشجویان دانشگاه زنجان، توجه تمامی جامعه و مقامات مسوول را به خود جلب کرد.

همراه با حیرت عمومی از ا‌ین رویداد، سوالاتی نظیر درستی یا نادرستی انتشار ‌ فیلم مربوط به حادثه مورد بحث قرار گرفت و اینک با اعلام خبر رسمی دستگیری این دختر دانشجو، جامعه با التهاب تازه‌ای مواجه شده است.

در مورد ابعاد گوناگون این مساله با خانم شیرین عبادی، حقوق‌دان، یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان و با خانم زینب پیغمبر‌زاده، عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت که در صدد پیگیری و تحقیق درباره این‌گونه موارد در دانشگاه‌های کشور برآمده‌اند، گفت و گو کردم. شیرین عبادی در مورد خبر دستگیری این دختر دانشجو می‌گوید:

طبق اعلام دادسرای زنجان، دختر دانشجو، دستگیر شده و طبق مصاحبه‌ای که صورت گرفته، به داشتن رابطه نامشروع متهم شده که این مساله بسیار جای تامل دارد. زیرا این دختر اگر رابطه‌ی نامشروعی داشت که عده‌ای را خبر نمی‌کرد که بیایند فیلم‌برداری بکنند و مدرک جرم علیه خودش فراهم بکنند.

بنابراین تا به این‌جا مسلماً مرتکب هیچ‌گونه تخلفی نشده. بنابراین دستگیری این دختر به دلیل داشتن رابطه نامشروع، برخلاف مقررات قانون آیین دادرسی کیفری می‌دانم.

از سویی دیگر یادآور می‌شوم که مقامات قضایی حق ندارند طبق قانون، قبل از محاکمه و اثبات جرم کسی را متهم به ارتکاب عملی بکنند، خصوصاً در این مورد خاص که شاکی را دستگیر کرده‌اند.

خانم عبادی، این مساله را طرح می‌کنند که انتشار آن در ملاء عام غلط بوده یا از نظر حقوقی اشکال داشته. این فیلم روی اینترنت قرار گرفته و همه دیدند. از این بابت شما چگونه برخورد می‌کنید با مساله؟

انتشار این فیلم در ملاء‌عام و قرار دادن آن روی اینترنت، کار درستی نیست. اما این‌که شاکی را دستگیر بکنند که چرا فیلم روی اینترنت رفته، این هم بسیار جای تعجب دارد.

طبیعی بوده که این خانم دوربین فیلم‌برداری دستش نبوده؛ پس بنابراین ایشان فیلم‌برداری نکرده‌ و ثابت هم نشده که چه کسی مرتکب این عمل خلاف شده و این فیلم را روی اینترنت گذاشته است. بنابراین سوال من این است که علت دستگیری شاکی پرونده چیست؟

خانم عبادی، آیا بدون دستگیری هم ‌می‌توانستند تحقیقات را کامل کنند‌؟

بله، قانون آیین دادسری کیفری می‌گوید وقتی کسی شاکی است از او تحقیق می‌کنند،‌ دلایل را می‌خواهند یا اگر کسی متهم است از او اول سوال می‌کنند، دلایل اتهام را می‌گویند، اجازه دفاع به او می‌دهند و اگر دفاع کافی نبود، آن وقت دستور دستگیری او را می‌دهند.

من نمی‌دانم چه چیزی باعث شده که در ‌پرونده‌ای به این حساسی، بخواهند شاکی را دستگیر بکنند. اگر مدعی هستند که این دختر، فیلم را پخش کرده در آن صورت دادستان مکلف است دلایل اتهام را به متهم اعلام بکند‌،‌ دفاع او را بشنود و بعد برای آزادی او تصمیم بگیرد‌، مثلا کفیلی بگیرد، وثیقه‌ای بگیرد و او را آزاد بکند تا دادگاه راجع به او اتخاذ تصمیم بکند. نه این‌که فوراً او را دستگیر بکنند و بگویند اتهام تو، رابطه نامشروع است. اگر رابطه نامشروع با آن فرد داشت، علیه خودش مدارک جمع نمی‌کرد.

به عنوان کانون مدافعان حقوق بشر، آیا شما می‌توانید دخالتی در این قضیه داشته باشید یا خیر؟

در صورتی‌که خانواده این دختر به کانون مدافعان حقوق بشر مراجعه بکنند و درخواست وکیل بکنند، ما این درخواست را قبول می‌کنیم. اضافه می‌کنم من توجه مقامات قضایی را به این‌گونه اعمال خارج از قانون جلب می‌کنم و می‌گویم که بهترین شیوه نظم در اجتماع و اجرای عدالت، این است که به قوانینی که وجود دارد همگی گردن بنهیم.

متاسفانه در این کشور، عده‌ای خود را فراتر از قانون می‌دانند و تصور می‌کنند که قانون مجازات یا قانون آیین دادرسی کیفری، فقط اختیارات به آن‌ها داده که هرکاری بخواهند بکنند.

زینب پیغمبرزاده، عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم به مواردی از این دست که پیش از این اتفاق افتاده است، اشاره می‌کند: این موارد که ما از آن‌ها اطلاع داریم تنها تعداد جزیی از این موارد است. تعداد زیادی از این اتفاقات در دانشگاه‌های مختلف هر روز و هر روز دارند تکرار می‌شوند، بدون این‌که کسی از آن‌ها اطلاعی پیدا کند.

دو سال پیش یک اتفاقی در خوابگاه دانشجویان دانشگاه علامه افتاد که یکی از مسوولین حراست با همکاری مسوولین خوابگاه، از دختران دانشجو می‌خواهد که به رابطه اجباری جنسی تن بدهند، در غیر این صورت آن‌ها را تحت فشار ‌می‌گذاشت که به خانواده‌های‌شان اطلاع می‌دهد و از دانشگاه اخراج‌شان می‌کند؛ و حتی نصف‌شب می‌آمد دنبال این دختران و آن‌ها را می‌برد…

کانون دختران دانشگاه علامه این قضیه را آن زمان پیگیری کرد، حتی دو نفر از دانشجوها به آقای دادخواه شهادت‌های محضری دادند ‌‌و از ایشان خواستند که به عنوان وکیل پیگیری کنند. ولی از آن‌جایی که ما به سه تا شهادت نیاز داشتیم، نتوانستیم کاری از پیش ببریم.

مورد دیگر، سال گذشته ما واقعه کرمانشاه را هم داشتیم که خود نهادهای امنیتی اصلاً آن را کشف کردند. یکی از مسوولین حراست این دانشگاه، همراه یکی از دخترها بازداشت شد و بعداً معلوم شد که مسوول حراست این دختر را تحت فشار قرار داده بود که رابطه‌اش را با یکی از پسرهای دانشجو افشا می‌کند، اخراجش می‌کند، به خانواده‌اش اطلاع می‌دهد و این دختر هم در آن شرایط به عنوان یک دختر کرد که دارد در یک شهر کوچک زندگی می‌کند و از طرف خانواده‌اش مسلماً خیلی تحت فشار قرار می‌گرفت؛ مجبور شده بود به این رابطه تن بدهد.

در این مورد هم گفتند که پیگیری می‌شود، گفتند که مسوول حراست بازداشت شده، ولی ظاهراً هیچ پیگیری نشد و تنها اتفاقی که افتاد این بود که آن دختر انصراف داد و برای همیشه از آن دانشگاه رفت. حالا این‌که چه مشکلات خانوادگی برای او پیش آمده، خودش مهم است.

واقعه دیگری که اتفاق افتاد در دانشگاه سهند تبریز بود که سه نفر از دخترهای دانشجو اعلام کردند که از سوی مسوولان مختلف دانشگاه، حراست دانشگاه، کارمندان دانشگاه و یکی از مدیران دانشگاه، برای رابطه جنسی تحت فشار قرار گرفتند. این قضیه هم تحصن چند روزه‌ای را در دانشگاه سهند تبریز در پی داشت که بیانیه‌های مختلفی هم برای آن صادر شد و باز هم به دانشجوها قول پیگیری دادند ولی عملاً هیچ اتفاقی نیفتاد.

بعد از ماجرای دانشگاه زنجان، کمیسیون زنان دفتر تحکیم به فکر پیگیری این مسایل در دانشگاه‌ها افتاد یا قبل از آن شروع کرده بودید؟

این اتفاق در دو سال اخیر که کمیسیون زنان دفتر تحکیم فعالیت می‌کند، خیلی مورد توجه ما بوده است. خب، چون یکی از اولیه‌ترین خواسته‌های هر انسانی همین امنیت است، امنیتی که در فضای دانشگاه مدام دارد به مخاطره می‌افتد.

ما درقضیه کرمانشاه و بعد سهند تبریز بیانیه‌های مختلفی دادیم. قضیه دانشگاه علامه که قبل از به‌وجود آمدن کمیسیون بود. ولی ما الان قصد داریم که به‌صورت جدی این قضیه را پیگیری کنیم. نامه سرگشاده‌ای هم که برای وزیر علوم نوشتیم، در همین راستا‌ست.

ما از هر اهرمی که لازم باشد، استفاده می‌کنیم. حالا چه تحصن باشد، چه تجمع لازم باشد. ما اجازه نمی‌دهیم دیگر این اتفاق در این فضا مدام تکرار شود . باید این قضیه یک‌جایی برای همیشه تمام بشود و دانشگاه زنجان هم مسلماً اجازه نمی‌دهد که دانشجوهای این دانشگاه، همچنان در زندان باقی بمانند. این هفته ما باید منتظر فعالیت‌های زیادی از جنبش دانشجویی باشیم که مسلماً باعث می شود فضا به نفع جنبش دانشجویی تغییر کند.

یکی از دانشجویان دانشگاه زنجان از پیگیری وضعیت دختر دانشجوی دستگیر شده می‌گوید: ایشان دو سه روز اول جریان، همراه پدرشان تحت نظر بودند، بازداشت نبودند و تحت نظر بودند.

چرا با پدرشان؟ خانواده‌شان ساکن زنجان هستند؟

نه. از جای دیگری بودند. مراجعه کردند این‌جا، ولی بعد از آن خبر رسید که بازداشت شده‌اند. دادستان زنجان این‌جوری گفت که دختر در بازداشت است. ما پیگیری‌هایی که کردیم گفتند که از نظر سلامتی هیچ مشکلی برای ایشان وجو‌د ندارد و در سلامت کامل به‌سر می‌برند و پرونده، دارد مراحل قانونی‌اش را طی می‌کند، برای این‌که‌ بپرسند که شرح ماوقع چه بوده و چند روزی قبل از قضیه و چند روز بعد از قضیه، چه مسایلی پیش آمده است.

تغییر برای برابری

Wednesday, April 30, 2008

Iran is Not the Enemy

Ellen Francis

Iran is Not the Enemy

The “axis of evil” has no relevance for me when I think of Iran, a country I’ve found to have a human, loving, hospitable face throughout 40 years of encounters. I lived in Iran between 1968 and 1978, and started returning again, this time with peace delegations, in 2005. It is one of the great joys of my life to see the layers of misunderstanding and fear gradually fall away from those who visit Iran today for the first time.

One delegate recently said, “I met a mullah on the street and he was so sweet! Who would think of a mullah being sweet?” Another delegate, well-traveled in the Middle East, said, “Iranians are the most hospitable people I have ever met.”

A Jewish delegate said he had been told to be careful: “They might shoot you if they find out you’re Jewish.” He was amazed to see Jews worshipping openly and walking down a street in Tehran wearing their yarmulkes. He wasn’t shot, but was mobbed by the worshippers at a synagogue who were delighted to find a Jew among us.

The younger people on our delegations have been surprised to see the variety of fashions on the street, as well as learn that young Iranians find ways to meet and to date. The artists in our delegation were thrilled to see the throngs of Iranians gathered at the tombs of the famous poets, Hafez and Sa’adi, and we witnessed Iran’s great love for music. In Isfahan, one young man with a shopping bag stopped to sing a love song below a pedestrian bridge. He sang as though the mournful and exquisite song was not performance but just a normal part of everyday life.

These images contrasted vividly with the Western media’s portrayals of Iran, often showing only a sea of black and waving fists.

When Iranians learn that we are from the United States, the consistent response is: “We really like American people, we just don’t like your government.” This is usually followed by the question, “Why does Bush want to bomb us?” Some ask why there are sanctions against Iran, and why the United States wants to change their government. “If there’s to be any change,” they say, “we want to do it ourselves.”

We also know that life in Iran can be difficult, especially in the political sphere. Reform candidates are often vetoed before the elections, and still there are hundreds of candidates who run for a very few slots. The parliamentary elections were looming when we went. Some people said they would not bother to vote; one woman said she would rely on her studious father for his own analysis of the candidates. The official religious minorities (Christians, Jews and Zoroastrians), on the other hand, were proud to tell us they have their own representatives in the Majlis, the Iranian parliament.

A few days before the election, we met with former President Khatami, and it was easy to sense his continued commitment to the reform movement, as well as his deep disappointment that he had been unable to do more during his term in office. He said that peace is what’s most needed in the world today, yet it is rare to find in international relations. He noted that war has been glorified in our cultures and histories, by everyone from Homer to the revered Persian poet, Ferdowsi.

Iranians have a deep and persistent memory of history: they remember the 1953 coup and removal of Prime Minister Mossadegh by the CIA, while Americans recall the photos of the U.S. embassy officials in blindfolds. We have two distinct historical memories and have not had diplomatic relations for 30 years, leaving no opportunity to get reacquainted and work towards reconciliation.

Iran is not perfect, and there continue to be human rights abuses and curtailment of freedom of speech. But based on my experiences, I believe there is absolutely no justification or rational cause for military intervention or sanctions against Iran. External efforts toward “regime change” are counterproductive for building trust and for reform.

I believe that Iran is ready to enter diplomatic negotiations, on the condition that all parties be respectful and sincere in their efforts to bring about reconciliation and thus start building a more peaceful world.

Ellen Francis is an Episcopal priest and sister of the Order of St. Helena. She lived in Iran in the 1960s and 1970s and since 2005 has co-led several delegations to Iran sponsored by the Fellowship of Reconciliation. This article was written for the Common Ground News Service (CGNews).

Source: On Faith: Guest Voices: Iran is Not the Enemy

Tuesday, April 22, 2008

Nobel peace laureates (photo)


Nobel peace laureates: Mrs. Williams with Jody Williams, Shirin Ebadi & Rigoberta at the launch of the NWI in May, 2006

Sunday, March 30, 2008

Human Rights Activist Arrested in Turkey

Turkish authorities arrested an Iranian human rights activist on Thursday as he was getting off a plane from Germany at Istanbul's airport, and are threatening to deport him to Iran.
The activist, Dr. Amir Farshad Ebrahimi, fled Iran in 2003 and has become an outspoken opponent of the Tehran regime.
Newsmax reached him shortly before 6 p.m. Eastern time on Thursday on his mobile phone while he was in a holding cell at the Istanbul airport, shortly after an Iranian intelligence officer arrived on scene demanding that the Turks extradite him to Iran.
The Iranian intelligence officer, who identified himself as Mohammad Taghi Esfahani, presented an official document to the Turkish police demanding that Ebrahimi be immediately deported to Iran.
Ebrahimi told Newsmax that he fled Iran illegally in 2003 for fear of persecution. “My friends told me that if I was arrested, I would not get out of jail alive,” he said. “These are people in government who you call reformists.”
Pooya Dayanim, an Iranian activist in Los Angeles, told Newsmax that he had “no doubt” that Ebrahimi “will surely be tortured and killed” if the Turks sent him back to Iran.
“If anything, he should be sent back to Germany, where he has been granted political asylum and where he is a legal resident,” Dayanim told Newsmax.
In a subsequent call from his mobile, Dr. Ebrahimi said that a Turkish lawyer he had called for help had come to the airport, but was not allowed by the Turkish authorities to visit him.
After she tried to reach him, Dr. Ebrahimi says that he was beaten by the Turkish guards, then locked in a bathroom in the detention center.
Ebrahimi fell afoul of the Iranian authorities when he disobeyed orders to attack protesting students at Tehran University in July 1999 and instead made a film exposing the activities of the secret unit of the Revolutionary Guards, to which he had belonged.
He was jailed for nearly two years after making the film, which was in the form of on-camera “confessions” he made in the offices of Tehran lawyer Shirin Ebadi. Ebadi was later awarded the Nobel Peace prize for her role in Ebrahimi’s exposé of the regime’s misdeeds.
Ebrahimi told Newsmax that the Iranian intelligence officer was accusing him of having aided the defection of former deputy Defense Minister Gen. Ali Asghari last year.
Asghari is believed to have provided critical intelligence to the U.S. government and to the government of France relating to Iran’s clandestine nuclear weapons programs and on Iran’s terrorist activities.
Dayanim issued an urgent appeal to U.S. officials and international human rights organizations to “immediately contact” Turkish embassies, consulates, the Turkish interior and intelligence service to stop Turkey from deporting a German resident back to Iran.”
He pointed out that since Turkey “wants to be a part of the civilized world” and is trying to gain entry to the European Union, it should send Ebrahimi back to Germany if it refused him entry to Turkey.

Source: Newsmax.com

The real happening written by himself, Dr. Amir Farshad Ebrahimi, Human Rights Activist (Persian language).

ترکیه بار دیگر چهره واقعی خود را نشان داد

Thursday, November 1, 2007

برابری شهادت دو زن در دادگاه با شهادت یک مرد؟

امروزه زنان ایرانی مشاغل یا کارهایی مانند وکالت، مهندسی، نمایندگی پارلمان، پزشکی جراحی، مدیریت یک اداره (سازمان یا شرکت مهندسی یا ...)، را انجام می دهند.
وکالت، مهندسی، وزیر بودن، نمایندگی پارلمان، پزشک جراح بودن، مدیریت یک اداره، اختراع کردن، شرکت در المپیادهای جهانی علمی، توانایی تشخیص بالاتری لازم دارد یا شهادت دادن در دادگاه؟
آن هم در زمانیکه دختران ایرانی در جایگاه مخترع، عضو المپیادهای علمی جهانی و رتبه های بالای کنکور قرار دارند.


اگر پیشامدی رخ دهد و زنی مانند خانم شیرین عبادی با سابقه ای که در وکالت و قضاوت دارد، اگر بخواهد برای شهادت دادن در دادگاه حاضر شود شهادت او به تنهایی مورد قبول نیست اما یک پیرمرد بیسوادی که در دفتر خانم عبادی جارو میکشد می تواند به تنهایی شهادت دهد و مورد قبول دادگاه است.


آیا این برابری و عدالت است؟

مادران نه ماه دوران بارداری را تحمل می کنند، درد زایمان را تحمل می کنند و دست کم کودک را تا سن دو سالگی به طور کامل مراقبت می کنند درحالیکه در بسیاری از مناطق ایران مادران حتی اختیار اظهارنظر درباره تعیین نام فرزند خود را ندارند.
(حتماً هم میدانید که بسیاری از مادران حتی به هنگام زایمان جانشان را از دست می دهند ویا پس از زایمان ممکن است دچار آسیبهای جسمی قرار بگیرند.) آن هم در حالیکه زنان ایرانی، جدا از مادر بودن زنانی هستند که برخی از حقوق فردی و اساسی آنان، حقوق شخصی مردان قلمداد می شود و به نوعی زن را مستحق داشتن سرپرست و قیم می داند اما برای مرد هیچ سرپرست ویا قیم پیش بینی نشده است.

آیا هر زنی بدون اجازه شوهرش میتواند پاسپورت بگیرد؟ آیا هر زنی جانش برابر با جان یک مرد است؟ آیا زنان میتوانند بدون اجازه هیچ مردی به مسافرت بروند و ازدواج کنند و طلاق بگیرند؟

آیا این برابری و عدالت است؟

Saturday, March 3, 2007

My words in BBC Persian

چندی پیش بخش فارسی وبسایت بی بی سی اعلام کرد موضوع جدیدی را برای نظرخواهی در صفحه ی نظرات شما عنوان کرده بود که من نیز نظر خود را ابراز داشتم بر خلاف دفعات پیش که نظراتم در صفحه نظرات شما ثبت می شد اینبار تصمیم گرفتم نظر ثبت شده را در وبلاگ خود برای خوانندگان گرامی ارائه کنم. امیدوارم مطلبی که در پی می آید نظر شما را نیز جلب کند.

به چالش کشیدن ممیزی کتاب در ایران؛ نظرات شما

شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل، مقامات ايران را بر سر آنچه که آن را سانسور غيرقانونی می خواند به چالش کشيده است. استدلال خانم عبادی اين است که عمل وزارت ارشاد اسلامی در مورد منع انتشارات، بدون حکم دادگاه يا دليل کتبی غيرقانونی است.

خبری در همین زمینه

شیرین عبادی با اشاره به اصل 24 قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر اساس آن "نشريات و مطبوعات بايد آزاد باشند مگر اين‌كه مخل مبانی اسلام و حقوق عمومی باشند" طبق دادخواستی به ديوان عدالت اداری ارايه کرده به دنبال لغو آيين‌نامه شورای انقلاب فرهنگی درباره مميزی كتاب و الزام وزارت ارشاد به تبعيت از قوانين مصوبه و قانون اساسی است.

به نظر شما با استناد کردن به ظرفیتهای موجود قانونی در ایران، رسیدن به هدف لغو ممیزی کتاب تا چه حد می تواند موفقیت آمیز باشد؟ نظرات و تجربیات خود در مورد سانسور کتاب در ایران برای ما بفرستید.

نظر من:

اگر ظرفیتهای قانونی موجود توسط افراد بیشتری پیگیری شود محدودیتها لغو می شود ولی اگر تنها افرادی چون خانم شیرین عبادی پیگیر این مسائل باشند و دیگران به رویدادهای بسیار عادی زندگی شخصی خود جلا ببخشند آن موقع است که این محدودیتها نه تنها لغو نمی شود بلکه شدیدتر نیز میشوند و در آن موقع است که مردم ابراز می کنند که شیرین عبادی و دیگرانی چون او وظیفه دارند که با جمهوری اسلامی برخورد کنند و آنها نظاره گر باشند به امید اینکه مشکلاتشان تنها توسط چند فرد برطرف شود که ممکن است به بهایی سنگین برای این افراد تمام شود.

Source: BBC