Showing posts with label انصاف. Show all posts
Showing posts with label انصاف. Show all posts

Tuesday, June 16, 2009

رهبر مجددا احمدی نژاد را "رییس جمهور منتخب" نامید


تجمع اعتراضی مردم در مقابل تلویزیون

روز سه شنبه تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشورهمچنان شاهد تجمعات گسترده مردمی بود. در تهران در حالی که سازمان تبلیغات اسلامی از طرفداران همه نامزدها خواسته بود تا برای واکنش به "گسترش ناامنی" در کشور در میدان ولی عصر تجمع کنند، طرفداران کاندیداهای اصلاح طلب با حضور در خیابان های منتهی به میدان ونک، از خیابان شهیدبهشتی (عباس آباد) تا میدان ونک در سکوت راهپیمایی کردند. این افراد که در ابتدا چند صدتن بودند، پس از چند ساعت به دهها هزار نفر رسیدند و اندک اندک به سوی صداو سیمای جمهوری اسلامی رفتند.

این تجمع به صورت کاملا خودجوش و کاملا آرام برگزار شد.

حضورگسترده مردم در حدفاصل میدان ونک تا چهار راه پارک وی در حالی صورت می گیرد که تلفن های همراه قطع بوده و امکان پیام رسانی در بین تظاهرکنندگان و علاقه مندان به حضور در این تجمع وجود نداشت.

مهدی کروبی و فائزه هاشمی درجمع تظاهرکنندگان حاضر شده و با آنان سخن گفتند. تجمع هواداران موسوی وکروبی در حالی برگزارشده بود که موسوی پیش از این گفته بود که در تجمع امروز هواداران خود – که پیشتر عده ای از مردم به طور خودجوش اعلام کرده بودند در میدان ولی عصر صورت خواهد گرفت – حاضر نخواهد شد. میرحسین موسوی این موضع گیری را پس از آن انجام داد که در پی پخش شدن این خبر که عده ای از هواداران وی قصد تجمع در میدان ولی عصر را دارند، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام کرد از طرفداران همه کاندیداها برای اعلام مخالفت با دشمنان کشور و عوامل نامنی در میدان ولی عصر دعوت می کند و پس از آن، برخی سایت های نزدیک به موسوی از مردم خواستند برای جلوگیری از تصادم و خشونت در تجمع مزبور حاضر نشوند.

به گزارش خبرنگار روز در میان جمعیت، بسیاری از شرکت کنندگان تلاش می کردند که کسی شعاری برعلیه فرد و یا دستگاه و نهادی خاص ندهد تا بدین ترتیب بهانه ای برای برخورد به نیروهای امنیتی که کوچه های منتهی به این تجمع را به اشغال خود درآورده بودند ندهند. به گفته وی هر کسی که می خواست کاری را به صورت فردی انجام بدهد به سرعت از سوی بقیه به آرامش دعوت می شد.

از سوی دیگر، در تجمع انجام شده در میدان ولی عصر، تعداد بسیار کمتری از افراد در مقایسه با حاضران در تجمع مقابل صدا و سیما حاضر شدند که اگرچه بیشتر آنها طرفداران احمدی نژاد بودند، واما بخشی از آنان نیز هواداران موسوی بودند.


رهبر: همه در مقابل خرابکاری بایستند

هواداران کاندیداها در حالی در خیابان های شهرحضور داشتند که آیت الله خامنه ای در سخنانی که درجمع نمایندگان کاندیداهای ریاست جمهوری داشت گفت که او به مسوولین اعتماد می کند اما این اعتماد باعث نمی شود که اگر شبهه ای در ذهن کسانی است آشکار نشود وحقیقت بررسی نشود. او در عین حال ذکر رای "24 میلیونی یک طرف" در برابر رای "14 میلیونی طرف دیگر" و استفاده از عبارت "رئیس جمهور منتخب" در اشاره به محمود احمدی نژاد، بار دیگر به طور غیرمستقیم بر اعتقاد خود به پیروزی او مهر تایید زد.

آیت الله خامنه ای در سخنرانی تلویزیونی خود درجمع نمایندگان کاندیداها گفت که خبرهای خبرگزاری خارجی راطی روزهای گذشته دنبال کرده است. وی اظهارداشت: "در بعضی از تلویزیون های خارجی صفوف مردم را نشان دادند. این را خراب نکنید. این را مخدوش نکنید. رای دهندگان -هم کسانی که به نامزد منتخب رای داده اند وهم کسانی که رای نداده اند- اینها همه شان در ایجاد این حماسه بزرگ سهیم بوده اند. ما این وحدت و نگاه کلان را فراموش نکنیم." رهبر ایران از دو طرف خواست که ملاحظات و مراقبت هایی را در رفتارهایشان داشته باشند: " تحمل پیروزی کار آسانی نیست و تحمل عدم پیروزی داشتن هم کار آسانی نیست. ظرفیت پیروزی و عدم پیروزی داشتن کار مهمی است. البته کسانی هستند که این وحدت را نمی خواهند. حوادثی پیش می آید که به هیچ دو گروه ربطی ندارد. این مربوط به افرادی است که نمایش این وحدت را نمی خواهند."

وی با توجه به رخدادهای گذشته اظهار داشت: "همه باید دربرابراین خرابکاری بایستند. مبادا کسی توهم و تصور کند که این مربوط به این است که اینها طرفدار کدام کاندیداهستند. اینها کسانی هستند که با اصل نظام مخالف هستند وطرفدار اغتشاش وتشنج هستند. اگر نتایج انتخابات غیر از این هم می شد بنده به صورت اطمینان می توانم بگویم بازهم این حوادث پیش می آید. امنیت کشور را هدف گرفته اند. (طرفداران کاندیداها) هرکاری که تشنج آفرین باشد نکنند. یعنی همدیگر را عصبانی نکنند. نه آن کسانی که نامزد مورد علاقه شان پیروز شده ونه آن کسانی که نامزد مورد علاقه شان رای نیاورده."

درمیان افرادی که در جلسه با رهبری حضور داشتند چهره افرادی چون اعظم طالقانی، مرتضی الویری، دانش جعفری، منتجب نیا، و طلایی نیک به چشم می خورد.

برگرفته از: روز


Thursday, January 29, 2009

خودسوزی مقابل دفتر ریاست جمهوری

یکی از زلزله زدگان بم در اعتراض به بی توجهی دولت به مشکلات زلزله زدگان در مقابل ساختمان ریاست ‏جمهوری خود را به آتش کشید.

خبر خودسوزی این مرد زلزله زده از سوی مقامات دولتی و رسانه های نزدیک به آنها سانسور شد، اما کارگران ‏شرکت صنایع فلزی که روز سه شنبه طی تجمعی مقابل ریاست جمهوری در خیابان پاستور در انتظار بازگشت ‏نماینده خود از داخل این ساختمان بودند، این خبر را در اختیار رسانه ها قرار دادند.‏

این کارگران به خبرگزاری ایلنا گفتند این مرد که خود را از زلزله زدگان بم معرفی می کرد، روز سه شنبه 10 ‏بهمن در مقابل ساختمان ریاست جمهوری با ریختن مواد آتش زا خود را به آتش کشید.‏

بنابر همین گزارش کارگران معترض به طور ناگهانی متوجه مردی شدند که پس از پاشیدن بنزین بر لباس‌‏هایش، ‏در یک آن خود را به آتش کشید‎.‎‏ به گفته یکی از کارگران که شاهد خودسوزی مرد زلزله زده در مقابل ساختمان ‏ریاست جمهوری بوده، این مرد زلزله زده چند بار برای رسیدگی به خواسته‌‏هایش به نهاد ریاست جمهوری ‏مراجعه کرده اما به دلیل بی‌‏نتیجه بودن مراجعات دست به خودسوزی زده است.‏

کارگران صنایع فلزی با مشاهده این وضعیت بلافاصله با پارچه ها و پلاکاردهایی که به همراه داشتند برای ‏خاموش کردن آتش به کمک وی شتافتند و در نهایت به اجبار لباس‌‏های مشتعل وی را پاره کردند.‏

خبرگزاری ایلنا در همین خصوص گزارش داد مردی که اقدام به خودسوزی در مقابل دفتر احمدی نژاد کرده ‏هنگام کمک کارگران و سربازان مستقر درنهاد ریاست جمهوری برای خاموش کردن آتش گفته است: "بگذارید ‏من بمیرم، در زلزله بم فرزندانم روی دستانم مردند و کسی به داد ما نمی‌‏رسد."‏

کارگران صنایع فلزی گفته اند که این مرد "پس از کمک کارگران و سربازان با آمبولانس به بیمارستان منتقل ‏شد"، اما دفتر رییس جمهور و مقامات دولتی تاکنون در مورد سرنوشت وی هیچ توضیحی ارائه نکرده اند.‏

این دومین مورد از خودسوزی در مقابل ساختمان ریاست جمهوری در خیابان پاستور تهران در چند ماه گذشته ‏است که خبر آن در رسانه ها انعکاس می یابد.‏

خبرگزاری دولتی ایرنا پیشتر، در روز یکشنبه 16 اردیبهشت 86 خبر خودسوزی مرد جوانی را در مقابل دفتر ‏محمود احمدی نژاد در بخش اخبار محرمانه خود درج کرد و گزارش داد که این مرد روز یکشنبه 16 اردیبهشت ‏‏86 در برابر ساختمان ارتباطات مردمی ریاست جمهوری واقع در خیابان پاستور خود سوزی کرده است.‏

مسئول روابط عمومی اورژانس تهران به این خبرگزاری گفت: "پس‌از این حادثه بلافاصله مصدوم بوسیله یک ‏دستگاه آمبولانس به بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری تهران منتقل شد"، و افزود: "حال عمومی وی که ‏‏۸۰ درصد دچار سوختگی شده وخیم است". دلایل اعتراض این فرد، هرگز معلوم نشد.‏

زلزله بم در 5 بهمن سال 82 موجب کشته شدن 41 هزار نفر و برجا ماندن خرابی های گسترده شد. محمود ‏احمدی نژاد که در جریان انتخابات ریاست جمهوری از روند بازسازی بم انتقاد کرده بود، پس از رسیدن به قدرت ‏در یک سخنرانی در جمع مدیران ستادهای حوادث غیر مترقبه ایران گفت: "زمین زیر پای افراد مومن نمی ‏لرزد."‏

خبرگزاری ایسنا که این اظهارات را منتشر کرد، گزارش داد که وی با تاکید بر "تاثیر اعمال و رفتار انسان‌ها در ‏حوادث و بلایای طبیعی" گفته: "زمین نمی ‌تواند بر سر جایی كه همه‌ افراد آن مومن هستند بلرزد و آن را خراب ‏كند."‏

احمدی نژاد حتی به صراحت مردمان زلزله زده را به خوردن لقمه ناپاک متهم کرد، و اظهار داشت: "باید آن ‏سوی قضیه را هم در نظر بگیریم. اگر هر لقمه‌ای پاك باشد و هر نگاه و دست و قلمی پاك باشد، طبیعت نمی ‌تواند ‏با این دل‌های پاك همراهی نكند؛ چرا كه مسخر این دل‌ هاست و برخی از حوادث با رفتار انسان‌ها ارتباط دارد."

بر گرفته از: روز

Monday, November 17, 2008

چرا ما ایرانیها با هم نیستیم؟

چرا ما ایرانیها با هم نیستیم؟
چرا یکپارچه نیستیم؟
چرا پشتیبان هم نیستیم؟
چرا از شخصیت هایی که برای کشور و تاریخ ما با کوشش و تلاششان افتخار بدست آورده اند، تا هنگامیکه زنده هستند، آنچنان که باید حمایت نمیکنیم؟ و اینکه تا مردند از ایشان بت میسازیم؟
چرا ما گاهی به هم حسادت میکنیم؟
چرا ما حتی گاهی زیرآب همدیگر را میزنیم؟
چرا برای ما مرغ همسایه غاز است؟

اگر ایران، امروز آنچه که ما انتظار داریم نیست، بخاطر خطاهایی است که در گذشته یا خود ما یا نسل های گذشته مرتکب شدند ولی با سرزنش کردن آنچه در گذشته رخ داده، چیزی حل میشود؟

اگر ایران، امروز آنچه که ما انتظار داریم نیست، بخاطر خطاهایی است که ما هنوز است که هنوز داریم مرتکب میشویم. آیا سرزنش خویشتن نمیتواند سودمند باشد؟

آیا نکوهش خویشتن سرآغازی بسوی بهتر شدن نیست؟

Tuesday, August 12, 2008

وعده زنان، جلو مجلس


شیرین عبادی در مصاحبه با روز: اعتراضمان به لایحه دولت باقی است - دوشنبه 21 مرداد 1387 [2008.08.11]
آسیه امینی

یکی از واکنش هایی که از زمان ارائه لایحه حمایت از خانواده به مجلس صورت گرفت و بازتاب های رسانه ای بسیار ‏داشت، واکنش شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل بوده است. شیرین عبادی اظهار داشته بود که در صورت مطرح شدن ‏این لایحه در صحن علنی مجلس، در مقابل مجلس تجمع خواهد کرد. آغاز هفته جاری روزنامه های ایران خبر از احتمال ‏مطرح شدن این لایحه در صحن علنی مجلس را داده اند. در همین باره با شیرین عبادی به گفت و گو نشستیم.‏

خانم عبادی، شما گفته بودید که در صورت مطرح شدن این لایحه به صحن علنی مجلس در مقابل مجلس تجمع ‏خواهید کرد. این روزها در همه محافل جنبش زنان، سخن از ورود این لایحه به صحن علنی مجلس است. آیا شما همچنان ‏بر سر حرف خود هستید؟‎ ‎

هنوز هم بر همین عقیده ام که زنان ایرانی از جمله اینجانب باید در قبال لایحه ای که باعث تزلزل بنیاد خانواده خواهد شد، ‏موضع گیری کرده و با انتقادات سازنده سعی کنیم مانع از تصویب لایحه شویم. یکی از راه های جلب توجه نمایندگان برای ‏مخالفت با مواد لایحه پیشنهادی، تجمع زنان هنگام طرح مساله در مقابل مجلس شورای اسلامی است.‏


آیا این اتفاق قریب الوقوع است؟‎ ‎

در توضیح پروسه تصویب هر قانون باید بگویم که هر طرح یا لایحه پیشنهادی یک بار در شور اول تصویب می شود و با ‏تصویب آن نمایندگان به کلیات لایحه رای می دهند، بدون اینکه وارد تک تک مواد آن شوند. گاهی نیز در شور اول، کلیات ‏لایحه رد می شود و اساسا به شور دوم نمی رسد.‏

بنابراین اگر این لایحه در روز چهار شنبه یا در یکی از روزهای هفته آینده که نمی دانیم چه روزی است، مطرح شود، تازه ‏در دستور جلسه قرار خواهد گرفت که به صحن علنی بیاید و به تک تک مواد آن رسیدگی شود. شخصا امیدوارم که ‏نمایندگان محترم مجلس، بویژه زنان نماینده و فراکسیون اقلیت، بتوانند به مطرح نشدن لایحه در شور اول، رای بدهند و ‏آرای منفی در حدی باشد، که مانع از طرح در شور دوم شود.‏

اگر لایحه در شور اول تصویب شود، در نوبت قرار می گیرد تا تک تک مواد آن از جمله مواد 23 و 25، که معایب ‏فراوان دارد و فتاوی شرعی علیه آن صادر شده، مورد گفت و گو و رای گیری قرار گیرد. در آن هنگام چون نوبت ‏رسیدگی مشخص می شود و مذاکرات از طریق رادیو پخش می شود، بنابراین دقیقا می توان فهمید که چه موقع شروع به ‏بحث و گفت و گو و رای گیری در مورد مواد می شود. آن موقع است که بحث تجمع ، تحقق خواهد پذیرفت. یعنی در ‏صورتی که این لایحه برای "بررسی و تصویب"، به صحن علنی بیاید، تجمع اعتراضی صورت خواهد گرفت.‏


آیا از گروه های مدنی، بویژه فعالان زن برای این تجمع دعوت می کنید؟‎

شکل و شیوه تجمع با بررسی شرایط و شور و مشورت با کلیه گروه های زنان و علاقه مند به مسائل زنان اعلام خواهد شد. ‏هر نوع اقدامی در این زمینه بایستی با همدلی همگان صورت گیرد تا به نتیجه برسد.‏


مهمترین خواسته شما و فعالان زن درارتباط با این لایحه چیست؟‎

بسیاری از مواد این لایحه مشکل دارد و بایستي اصلاح شود. مشکل لایحه منحصر به دو ماده 23 و 25 نیست. از دیدگاه ‏حقوقی ، مسائل دیگری نیز مطرح می شود که اهمیت آن کمتر از تسهیل تعدد زوجات نیست. از جمله به سرنوشت کودکان ‏ناشی از ازدواج موقت بی توجهی شده. وقتی که به مردی اجازه می دهند بدون ثبت در دفاتر ازدواج زنی را صیغه کند، ‏اثبات رابطه نسب بسیار دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، مردی که چند همسر دارد، معمولا بین کودکانی که مادرشان ‏یکی نیست، اختلافات شدیدی پیش می آید. اینها را به عنوان نمونه گفتم تا مشخص شود که اشکال کار خیلی بیش از اینهاست ‏و این لایحه بدون کارشناسی تهیه شده و جالب آن است که حتا مخالف اسلام هم هست و فتاوی صادر شده در مورد این ‏لایحه این ادعا را ثابت می کند.‏


خانم عبادی ، یکی از اتفاقاتی که بعد از ارائه لایحه به مجلس رخ داده، ائتلاف گروه های مختلف زنان در ‏مخالفت و اعتراض به آن بوده است. ائتلافی که در چند سال اخیر کمتر شاهد آن بوده ایم. دلیلی این همبستگی چیست؟‎ ‎‎‎

مهمترین قوانین مربوط به زنان، قانون خانواده است. به عنوان مثال، ممکن است برای بسیاری از زنان هرگز پیش نیاید که ‏بخواهند در دادگاه شهادت دهند تا متوجه این تبعیض ناروا شوند که شهادت دو زن معادل با شهادت یک مرد است. یا ممکن ‏است برای خیلی از زنان پیش نیاید که بخواهند پاسپورت بگیرند و به خارج از ایران سفر کنند تا مواجه شوند با قانونی که ‏بایستی طبق آن از همسر خود اجازه خروج از کشور بگیرند. اما قوانین ناظر بر ازدواج و خانواده مربوط به همه زنان ‏خواهد بود. زیرا به طور معمول، همه دختران ازدواج کرده و تحت سیطره قانون قرار خواهند گرفت. بنابراین بسیار مهم ‏است که چه قانونی روابط زناشویی را تنظیم کند و چون در لایحه مذکور در روابط خانوادگی به زن ستم زیادی شده و بنیاد ‏خانواده سست گردیده، بنابراین همه زنان، صرف نظر از پایگاه اقتصادی و اجتماعی یا دیدگاه های سیاسی شان با این قانون ‏مخالفند و از این جهت باید به نویسندگان این لایحه آفرین گفت . زیرا قانونی نوشته اند که باعث همدلی همه زنان ایران شده ‏و همه یکصدا با آن مخالفند.‏


اما در خبرها آمده که برخی از نمایندگان زن با این لایحه موافقند؟‎

تصور من این است که موافقت آنها جنبه سیاسی داشته و صرفا برای حفظ پایگاه اجتماعی شان است. وگرنه همان زنی که ‏با این لایحه موافق است، اگر فردا به منزل برود و در را باز کند و ببیند که هووی جوانی در خانه اش نشسته است، مسلما ‏به شوهر خود نمی گوید دستت درد نکند!‏

زنانی که با این لایحه موافقت کرده اند باید بدانند که عمر نمایندگی چهار سال است. اما یک عمر بایستی با همسر خود ‏زندگی کنند. بنابراین بهتر است منافع یک عمر را به مزایای چهار سال نمایندگی ترجیح ندهند.‏

برگرفته از: روز


Tuesday, August 5, 2008

شیرین عبادی : لایحه حمایت از خانواده با قانون اساسی و شرع اسلام در تضاد است

خبرگزاری كار ایران: شیرین عبادی حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل ماده 23 و 25 لایحه حمایت از خانواده را مخالف با قانون اساسی و شرع اسلام دانست.

شیرین عبادی در گفتگو با ایلنا با این توضیح كه بر اساس ماده 23 لایحه پیشنهادی خانواده برای ازدواج های بعدی برای مردی كه همسر دارد باید از دادگاه كسب اجازه شودگفت و این اجازه زمانی صادر خواهد شد كه تمكن مالی و اجرای عدالت را بتواند به دادگاه ثابت كند گفت: در این ماده شرط موافقت همسر اول حذف شده و همچنین ازدواج های دوم، سوم و چهارم مرد باعث نمی شود كه همسران قبلی او حق طلاق پیدا كنند. این چنین لایحه ای مغایر است با شرع اسلام، زیرا كه در اسلام صراحتا ازدواج دوم و سوم موكول است به اجرای عدالت و همچنین در نص صریح قرآن آمده است كه شما هرگز نمی توانید عدالت را اجرا كنید.

عبادی افزود: هنگام طرح این لایحه در كمیسیون قضایی برخی عنوان كردند كه این لایحه عین اسلام است و نمی‌‏توان مخالف آن صحبت كرد و حال آن كه تعدادی از فقهای عظام از جمله آیت الله صانعی فتوا داده اند كه ازدواج دوم بدون رضایت همسر اول حرام است و با این ترتیب مشخص است كه آن گونه كه ادعا می شود این لایحه عین اسلام نیست.

شیرین عبادی ادامه داد: از سویی دیگر این لایحه مغایر است با قانون اساسی، زیرا در اصل 10 قانون اساسی آمده است كه قوانین بایستی برای حفظ استواری خانواده باشد و قانونی كه اجازه چند همسری می دهد هم قداست خانواده و هم كیان خانواده را از بین خواهد برد. مشكل دیگر در این لایحه آن است كه برای مهریه، مالیات پیش بینی شده است و حال آنكه مهریه دینی بر ذمه شوهر است و حتمی الوصول نیست و چه بسا كه بخشیده شود و معلوم نیست اخذ مالیات از درآمدی كه هنوز حاصل نشده و فقط دین است از جهت حقوقی چگونه قابل توضیح است.

عبادی با اشاره به فتوای آیت الله صانعی مبنی بر این كه " اخذ مالیات از مهریه از نظر شرعی حرام است" افزود: در حقیقت تنظیم كنندگان این لایحه اعتقاد خود را به فرهنگ پدر سالار و عدم اعتقاد به برابری انسانها با تنظیم این لایحه به خوبی نشان داده اند.

وی در خاتمه اظهار امیدواری كرد كه این لایحه پیشنهادی با موافقت هیات رئیسه محترم مجلس از دستور جلسه خارج و برای اصلاح به هیات محترم دولت اعاده شود و در صورتی كه این تقاضا مورد قبول قرار نگیرد به نمایندگان محترم مجلس خصوصا فراكسیون اقلیت هشدار داد كه به هر شیوه قانونی ممكن از تصویب این لایحه خودداری كنند.

Saturday, July 26, 2008

موزیک زن کشی

ترویج قتل های ناموسی
موزیک زن کشی
مرجان لقایی
شنبه29 تیر 1387

مدتی است “ایران موزیك” از شبكه های ماهواره ای كه در "ایران سرزمین من" و "زنان عاشق"، نیز نمایندگی دارد موزیك ویدئویی پخش می كند با عنوان « پرونده». این موزیك ویدئو ماجرای مرد جوانی است كه به همسرش شك كرده و مرگ را حق او می داند و زن جوان را كه ملتمسانه از او می خواهد این كار را نكند با روسری و در آب خفه می كند.

جالب اینكه "ایران موزیك"، آثار خوانندگان داخل ایران را كه از وزارت ارشاد مجوز دارند پخش می كند. این شبكه، هر چند یك شبكه ماهواره ای است و برای خارج از ایران پخش می شود اما تمام قوانین داخلی ایران را رعایت كرده و مجریان آن مطابق قانون ایران لباس می پوشند. مجوز تاسیس این شبكه از سوی جمهوری اسلامی ایران صادر شده و همانطور كه گفته شد در ایران نیز دفتر نمایندگی دارد.

توضیح در مورد "ایران موزیك" نه برای معرفی این شبكه بلكه به دلیل توصیف جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی است. موضع گیری های این شبکه منطبق با نظرات حاکمیت است. پخش موزیك ویدئویی كه خشونت علیه زن را آن هم در حد بالای آن یعنی قتل ترویج می كند و قتل را یك عمل عاشقانه توصیف می كند قطعا معنای خاصی دارد. در جایی خواننده با صدایی دورگه و پر از غصه قتل همسرش را از روی اجبار و به خاطر خیانت زن عنوان می كند و می گوید مجبور بودم اما پشیمان هستم.

مهدی مقدریان خواننده این موزیك است و گفته می شود که دارای فوق لیسانس حقوق است، بنابراین در دروس دانشگاهی تاثیر تقلید در جرم به او آموزش داده شده است و علاوه بر این چون با موسیقی آشناست می داند كه در عصر ارتباطات موسیقی به دلیل قدرت تاثیرگذارش جایگاه ویژه ای در میان مردم برخوردار دارد. بااین وصف و شاید گفت با این آگاهی جای تعجب دارد که زن كشی را یك عمل عاشقانه، زنان را خیانت كار و مردان زن كش را عاشق و بی چاره و مجبور نشان می دهد و صدها هزار جوان زیر 30 سال را كه مخاطب اینگونه ترانه ها هستند به زن كشی تشویق كند.

سیاست های حاکمیت به ویژه در مورد تایید چنین موزیك هایی كاملا روشن است. مستقیم و غیر مستقیم مسئولان مملکتی مان در مورد زنان چه در كسوت وزارت و چه در كسوت روزنامه نگار، اظهار نظر كرده اند و از سوی آنها تائید چنین موزیكی جای تعجب ندارد، انچه تعحب آور است وجود نگاه مردمدار و جنس گرا حتی از سوی دانش آموختگان حقوق است که از كودكی چنین نگاهی را می آموزند و هرچه بزرگتر می شوند و تحت آموزش های خارج از خانواده قرار می گیرند، چنین نگرشی را درونی تر هم می کنند تا با پخش و تکرار چندین باره آهنگ هایشان به عنوان موزیک تاپ ایرانی تشویق به کار بیشتر علیه زنان بشوند. همه می دانند موزیك های داخلی برای جوانان زیر 30 سال مصرف دارد، افرادی كه یا ازدواج كردند و یا دوست دختر دارند و به او عشق می ورزند، . تاسف قضیه هم در همین است.

چقدر غمگین می شوم وقتی به یاد 3 اكتبر سال 1991 می افتم روزی كه برای آلمانی ها روز بزرگی بود و آلمان شرقی و غربی با هم یكی شدند. در ان زمان گروه پینگ فلوید در كنسرتی كه داشت انقدر حس وطن پرستی مردم را با ترانه ها و آوازهایش تحریك كرد كه مردم در دوطرف دیوار جمع شده آنقدر بر دیوار فشار آوردند تا ویران شد و دو آلمان متحد شد و مردمی كه برای دیدن اقوامشان باید مرز را طی می كردند همدیگر را در اغوش گرفتند. غمگین برای اینكه 17 سال پیش پینگ فلوید برای مردمش چه كرد و حالا خوانندگان ما با مردم چه می كنند؟

برگرفته از : تغییر برای برابری

Thursday, July 3, 2008

گزارشگران حقوق بشر در انتظار ورود به ایران

شیرین عبادی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با حضور در سمینار "چالش های مدافعان حقوق بشر در ایران" که دوشنبه بیستم خرداد در مقر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو برگزار شد به موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخت و از ایده تهدید نظامی و همچنین خودداری مقامات جمهوری اسلامی از حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل در ایران انتقاد کرد. در سمینار ژنو، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نیز شرکت داشتند. این گفت وگو را می خوانید.


درنشست وضعیت مدافعان حقوق بشر درژنو چه مباحثی مطرح شد و چه نتایجی از آن حاصل شد؟
در ژنو کنفرانسی با حضور نماینده فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر یعنی آقای دکترعبدالکریم لاهیجی، نماینده کمپین بین المللی حقوق بشر درایران آقای هادی قائمی و نماینده سازمان دیده بان حقوق بشر برگزار شده بود. از ایران من وخانم نرگس محمدی شرکت کردیم. دراین جلسه مباحث مختلفی در زمینه نقض حقوق بشر درایران از سوی سخنرانان مطرح شد. هنگام پرسش وپاسخ نماینده دولت کانادا و همچنین نماینده دولت فرانسه وچند خبرنگار دیگر سوالاتی مطرح کردند.

آیا از سوی دولت ایران هم کسی در این نشست حضور داشت؟
فردی از نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران در جلسه حضور داشت و عنوان می کرد که حضور او جنبه فردی دارد ونه دولتی. وی مطالبی در رد حرف هایی که زده شد مطرح کرد. ازجمله من درسخنانم اشاره کردم که به علت گرانی مردم در ایران فقیر تر شده اند و طبق گزارش رسمی دولتی ایران حدود پنج میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و ایشان بر این اعتقاد بود که وضعیت اقتصادی در ایران به صورتی که عنوان کردم نیست و مردم در رفاه مادی به سر می برند و سایر کشور ها هم مرتکب نقض حقوق بشر شده اند.

به صورت خاص چه مواردی از نقض حقوق بشر مورد نظرشما بود؟
ازجمله مباحثی که مطرح کردم اعتراض به اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال بود. جای تاسف است که در دنیا فقط سه کشور از جمله ایران اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال را دارند. یکی دیگر از موضوعاتی که توسط دکتر لاهیجی مطرح شد پرداختن به اعدام بود که متاسفانه ایران دومین درصد اعدام را در جهان دارد. خانم محمدی نیز در زمینه وضعیت کارگران و معلمان صحبت کردند. در انتها من عنوان کردم که دراین جلسه قرار بود آقای عبدالفتاح سلطانی حضور داشته باشند. اما متاسفانه علی رغم اینکه ازکلیه اتهامات وارده تبرئه شده اند، هنوز ممنوعیت خروج از کشور ایران رفع نشده است.

بالاخره تکلیف حضور گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل درایران به کجا رسید؟ آیا این گزارشگران خواهند توانست برای ارائه گزارش خود به ایران سفرکنند؟
دولت ایران اجازه بازدید برای گزارشگران حقوق بشر صادر نکرده است. به همین جهت نام ایران همردیف ترکمنستان وبرمه مشاهده می شود که به گزارشگران حقوق بشر ویزای ورود نداده اند. طبق تصمیمی که درمجمع عمومی سازمان ملل درسال گذشته اتخاذ شد، آقای دبیرکل سازمان ملل باید امسال برای مجمع عمومی که در سپتامبر برگزار می شود، گزارشی در زمینه حقوق بشر در ایران تهیه کند وامکان تهیه گزارش، بدون بازدید گزارشگران سازمان ملل متحد از این کشور مقدور نیست. درخواست کلیه شرکت کنندگان در نشست آن بود که دولت ایران اجازه ورود به گزارشگران سازمان ملل متحد بدهد.

آخرین بار که این گزارشگران به ایران آمدند چه زمانی بود؟
چند سال قبل درزمان آقای خاتمی گزارشگر بازداشت های خودسرانه به ایران آمدند و از زندان اوین بازدید کردند وهمچنین گزارشگر مخصوص آزادی بیان وگزارشگر مخصوص حقوق زن. اما الان حدود دو سال است که به گزارشگران اجازه ورود به ایران داده نمی شود.

تبعات اینکه اجازه نمی دهد گزارشگران حقوق بشر وارد ایران بشود چیست؟
مسلما تبعات خوبی دربرندارد. زیرا وقتی کشوری اجازه بازدید نمی دهد اینطور تلقی خواهد شد که مطلبی برای پنهان کردن وجود دارد.

گفتید یکی از افراد دولتی در جلسه ژنو به رد برخی مطالبی که گفتید پرداختند. چه مواردی دیگری ازطرف وی مطرح شد؟
اعتقاد ایشان این بود که نقض حقوق بشردر همه کشورها از جمله درکانادا و کشورهای اروپایی وجود دارد و چرا من به آنها اعتراض نمی کنم. من به آنها متذکر شدم که در مهمترین نطقم یعنی نطقی که هنگام گرفتن جایزه نوبل ایراد کردم من به زندان گوانتانامو اعتراض کردم. بنابراین من به نقض حقوق بشر در همه جا اعتراض می کنم اما آن جلسه، جلسه ای خاص برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران بود در نتیجه من فقط آن موضوع را مطرح کردم.

شما در مسافرت اخیرتان به اروپا، در مجمع بین المللی رسانه در شهر بن نیز شرکت کردید. این مجمع به چه منظوری برگزار می شد و چه مباحثی با حضور شما مورد بررسی قرارگرفت؟
این فورم به دعوت دویچه وله رادیو آلمان و درشهر بن با حضورهشتصد نفر از مدیران مسوول و خبرنگاران از سراسر جهان برگزار شد. سخنران اصلی من بودم که درزمینه آزادی بیان صحبت کردم وبه شقوق مختلف سانسور پرداختم و تاکید کردم که سانسور دونوع است، پنهان و علنی. سانسور علنی مثل سانسوری است که درایران وجود دارد و تا کتابی اجازه چاپ نگیرد هیچ چاپخانه ای حق چاپ آن را ندارد. دراین ارتباط چه بسا کتاب هایی که اجازه چاپ نگرفته اند یا به مولف ومترجم دستور داده شده که مطالبی را عوض کنند. اما نکته شگفت انگیز این است که برای کتابی مجوز چاپ صادر می شود ولی دادگاه آن را قبول ندارد و نویسنده وناشر را تحت پیگرد قرار می دهد.

مثلا چه کتاب هایی؟
به عنوان مثال می توانم به کتاب میهمانی حاج آقا و زنان پرده نشین اشاره کنم که هر دومجوز جاپ داشتند اما دردادگاه تحت پیگرد قرار گرفتند.

آیا دامنه سانسورمحدود به این موارد است؟
خیر. دامنه سانسور درایران چند سالی است که به سایت های اینترنتی هم رسیده و تعدادی از وب لاگ ها وسایت ها را سانسور کرده اند و تعدادی از بهترین روزنامه نگاران ما ازجمله آقای کبودوند، حسن پور و باقی در زندان هستند. نوع دیگر سانسور که به آن سانسور پنهان گفته می شود زمانی است که رسانه های بزرگ در انحصار یک یا چند گروه هستند که به یک یا چند طرز تفکر خاص تعلق دارند. این نوع سانسور مثلا در آمریکا ملاحظه می شود. درآمریکا کسی را به جرم بیان عقاید و یا نوشتن زندان نمی کنند. اما ادغام رسانه ها در یکدیگر آنچنان ثروت و قدرت بسیاری فراهم آورده که برای رسانه های مستقل و غیر وابسته امکان رقابت با آنها نیست. در چنین شرایطی رسانه های مستقل و کوچک به زودی از پای در می آیند و نویسندگان مستقل که به طرز تفکر صاحبان سرمایه تعلق ندارند امکان دسترسی به مخاطبان خود را تا مقدار زیادی ازدست می دهند.

بعد از آن سفری به لندن داشتید که در آن به موضوع مناقشات خاورمیانه پرداختید. چه برنامه هایی را دراین سفر دنبال کردید؟
سفر لندن برای رونمایی کتاب حقوق پناهنگان که به فارسی نوشته وچاپ شده و اخیرا از طریق کمیساریای عالی پناهنگان و توسط خانم بنشه کینوش به زبان انگلیسی ترجمه وچاپ شده انجام گرفت. همچنین یک سخنرانی در لندن داشتم در زمینه وضعیت خاورمیانه که در آن علل اغتشاشات خاورمیانه را حول سه محور مورد بحث وگفت وگو قرار دادم: اول، نبود و یا کمبود دموکراسی در کشورهای خاورمیانه که ریشه اصلی ناآرامی ها را باید در آن جستجو کرد. دوم، تهاجم نظامی به عراق که باعث ازدیاد تروریسم و بنیادگرایی شد. سوم، مناقشه اسراییل و فلسطین که تا زمانی که مذاکرات صلح بین این دوکشور به نتیجه نرسد خاورمیانه روی آرامش نخواهد دید. در خاتمه آن بحث، نه تنها با حمله نظامی به ایران، بلکه با تهدید به حمله نظامی به ایران مخالفت کردم و گفتم که وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در ایران مناسب نیست، اما بهبود وضعیت وظیفه ای است بر عهده ما ایرانیان و هیچ ارتباطی به سربازان خارجی ندارد فقط درصلح و آرامش است که حقوق بشر ودموکراسی امکان پیشرفت دارد. در کشوری مانند عراق، گفت وگو وصحبت از آزادی بیان وآزادی عقیده امری است بیهوده چراکه همه به دنبال جان پناهی می گردند که خود را نجات دهند.

درکنفرانس لندن به موضوع مناقشات خاورمیانه وریشه های ان اشاره کرده اید. آیا ایده یا برنامه ای دارید که درخصوص اتفاقاتی که در غزه وسرزمین های اشغالی رخ می دهد نظر خود را مطرح کنید؟
درخصوص مساپلی که در غزه اتفاق افتاده ما اطلاعیه هایی را صادر کرده ایم. من به نقض حقوق بشر در همه جای دنیا اعتراض می کنم. مساله غزه را دوبار در سفری که اخیرا داشتم مطرح کردم. مسلما آنچه در غزه اتفاق می افتد نقض حقوق بشر است وامیدوارم اختلافات اسراییل وفلسطین منجر به قرارداد صلحی بشود که موجب بشود هر دو با آرامش در کنار هم زندگی کنند. در این خصوص باید مذاکرات صلح ادامه پیدا کند.

برگرفته از: روز

Saturday, June 21, 2008

محکومیت هانا عبدی، ۲۱ ساله، از فعالین حقوق زنان، به ۵ سال حبس همراه با تبعید

هانا عبدی، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از فعالان حقوق زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا که از یازدهم مهرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در یک حکم سنگین به ۵ سال حبس همراه با تبعید محکوم شد.

هانا از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام علیه امنیت کشور به زندان و تبعید در شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی است، محکوم شده است. مصاحبه هایی با محمد شریف وکیل هانا عبدی در مورد این حکم سنگین در ذیل آمده است:

محمد شریف وکیل هانا: حکم به شدت با ماهیت پرونده غیر متناسب و نگران کننده است

تغییر برای برابری: هانا عبدی فعال حقوق زنان، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان، و کمپین یک میلیون امضا که از یازدهم مهرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در یک حکم بی سابقه و به شدت نگران کننده، به ۵ سال حبس در یک شهرستان مرزی محکوم شد.در این رابطه با دکتر محمد شریف وکیل هانا عبدی گفتگو کرده ایم:

آقای شریف در خبرها شنیدیم که حکم موکل شما هانا عبدی به وی ابلاغ شده است. آیا این خبر صحت دارد؟

بله متاسفانه حکم ایشان ابلاغ شد حکم به شدت غیر متناسب است و ایشان محکوم شدند به پنج سال حبس در شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی در نزدیکی های جلفا شمالی ترین قست آذربایجان شرقی نزدیک مرز.

اتهام ایشان دقیقا چه اعلام شده؟

اتهام ایشان را اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور اعلام کرده اند. این حکم بر اساس مستندات مواد ۱۸۹ و ۱۹۰ و ۱۹۱ و ۱۹۴ و مرتبط با جرم محاربه است و همچنین ماده ۶۱۰ که در واقع با اتهام هانا مطابقت داشته و ۲ تا ۵ سال حبس به همراه دارد . لازم به ذکر است حداکثر حبس برای ایشان در نظر گرفته شده و به هر حال از ظهر که به من ابلاغ شده خیلی نگران هستم. به این لحاظ که حکم به شدت با ماهیت پرونده غیر متناسب است، احتمال نقض حکم در دادگاه تجدید نظر وجود دارد، ولی به هر حال من به هیچ روی توقع ابلاغ چنین حکم سنگینی را نداشتم .بیشتر دو سال حبس را پیش بینی می کردم آنهم در یک شهرستان نزدیک به سنندج، نه شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی است.

با خانواده ی هانا تماس نداشتید؟

من با پدر و برادرش صحبت کردم ولی با مادرش نه . من نمی دانم مادرش الان چه می کند و خیلی نگرانم.

اخبار غیر رسمی حاکی از انتقال مادر هانا به بیمارستان به خاطر شوک این خبر است . شما در این مورد خبری دارید؟

نه خبر ندارم فقط به دوستانی که تماس گرفتند توصیه کردم با مادرش تماس بگیرند. من چون خودم شخصا عادت ندارم که امیدواری بیهوده بدهم ولی گفتم که با او صحبت کنند و بگویند که این حکم نقض خواهد شد. به هرحال نگرانی خیلی زیاد است از این حیث که این دختر متولد سال ۶۵ است و زندان ها هم طبقه بندی شده نیست و احیانا باید در بندی که محکومان عادی هستند دوره زندان خود را سپری کند و به همین دلیل من خیلی نگرانم و این موضوع را به دادگاه تجدید نظر نیز اعلام خواهم کرد.

ظرف چه مدتی به این حکم اعتراض خواهید کرد؟

احکام دادگاه ها ظرف ۲۰ روز قابل تجدید نظر است و من لایحه ی تجدید نظر را می نویسم و خودم برای پیگیری حضورا به دادگاه مراجعه خواهم کرد. این حکم کاملا غیر متناسب و نگران کننده است. نمی دانم چه بکنم بنده هم به خدا پناه می برم. به هر حال فعلا ابراز تاسف کاری از پیش نمی برد باید امیدوار بود. من امیدوارم مقامات قضایی به احکامی که این قاضی صادر می کند توجه کنند. من قبلا هم با ایشان پرونده داشته ام و احکامی که صادر می کند احکام غیر متناسبی است. امیدوارم که مقامات قضایی مجموعه احکام ایشان را بررسی کنند . خودم هم در این رابطه اقدام خواهم کرد. اقداماتی هانا که انجام داده است هیچکدام با محاربه همسویی ندارد که این چهار ماده مربوط به محاربه را مستند قرار داده اند و در واقع هانا هیچ گونه اقدامی که ارعاب و وحشت بین مردم ایجاد کرده باشد انجام نداده است که بر این اساس محاربه اعلام شود.

وضعیت پرونده ی روناک صفارزاده را چطور می بینید؟

من بیشتر امیدوارم که شعبه ای که پرونده روناک هست حکم غیر متناسب اعلام نکند. ولی به دلیل این که از این شعبه سابقه ذهنی داشتم نگران بودم اما منتظر حکم ۵ سال زندان در تبعید برای هانا نبودم.

از شما سپاسگذارم.

روز: اعتراض به ۵ سال زندان برای هانا عبدی

سامان رسول پور: شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج هانا عبدی از فعالان حقوق زنان را که از ۹ ماه پیش در بازداشت بسر می برد، به اتهام‎ ‎‏”اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی” به حکم سنگین ۵ سال زندان و تبعید به “گرمی” در استان ‏اردبیل محکوم کرد.‏

این حکم روز چهارشنبه- دیروز- به “محمد شریف” وکیل مدافع “هانا عبدی” ابلاغ شده و بیست روز جهت تجدید ‏نظر خواهی زمان تعیین شده است.‏

محمد شریف در گفتگو با “روز” درباره این حکم می گوید:‏‎ ‎‏”با نهایت تاسف هانا به ۵ سال زندان و تبعید به «گرمی» ‏محکوم شده و این حکم امروز بعد از ظهر به بنده ابلاغ شده است.‏‎ ‎اتهام هانا «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه ‏امنیت ملی» عنوان شده و حکم براساس ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی صادر شده است. مجازاتی که برای این ماده ‏در نظر گرفته شده، حبس از ۲ تا ۵ سال است و به عبارتی برای هانا حداکثر مجازات در نظر گرفته شده است”.

در ادامه وکیل هانا عبدی با بیان این جملات نگرانی خود را ابراز می کند:‏‎ ‎‏”چنانچه من نتوانم این حکم را نقض کنم و ‏هانا به گرمی تبعید شود، این مساله جای نگرانی شدید خواهد داشت چرا که زندانها طبقه بندی شده نیست و گرمی هم ‏شهری مرزی است و این برای او بسیار سخت خواهد بود. ما خیلی نگرانیم؛خود هانا هم از این حکم خبردار شده و ‏خانواده و بخصوص مادرش وضعیت نگران کننده ای دارند و من با وجود این حکم، نگران مادر وی هم شده ام”.‏

از وی می پرسم به چه شکلی نسبت به این حکم اعتراض خواهید کرد؟ محمد شریف در پاسخ می گوید:‏‎ ‎‏”بیست روز ‏زمان داریم و من سعی می کنم در این مدت به سنندج بروم و نسبت به رای شعبه دوم اعتراض بکنم”.‏

با توجه به اینکه هانا عبدی، یکماه پس از روناک صفازاده، دیگر فعال دربند بازداشت شد و آن دو با هم دوست و ‏همراه بودند، چرا دادگاه نخست برای هانا حکم صادر کرده است؟ محمد شریف در پاسخ به این پرسش می گوید:‏‎ ‎‏”روناک و هانا دو پرونده مجزا دارند و پرونده روناک در شعبه یکم دادگاه انقلاب بررسی می شود. علاوه بر این، ‏روناک اتهامش «محاربه» است و نوع اتهام ان دو به نوعی است که پرونده «روناک» سنگین تر شده است.علاوه بر ‏این این بستگی به نظر قاضی دارد.روناک یکبار دادگاهی شده و ما منتظریم تا جلسات بعدی دادگاه تشکیل شود”.‏

به دنبال صدور این حکم سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بیانیه ای عتراضی صادرکرد. در بخشی از این بیانیه آمده ‏است:‏‎ ‎‏”سازمان حقوق بشر کردستان خواستار تشکیل دادگاهی با معیارهای قانونی و انسانی در مرحله تجدید نظر ‏خواهی و لغو حکم سنگین صادره برای هانا عبدی می‌باشد. این سازمان همچنین با هشدار نسبت به روند رو به رشد ‏شمار بازداشت‌ فعالان کُرد در ایران و صدور احکام ناعادلانه برای ‌آنان توسط دستگاه قضایی حکومت توجه نهادها و ‏سازمان‌های ‌حقوق بشری در ایران و جهان را به این مسئله جلب و موضع گیری و اقدام جدی آنان را در این رابطه و ‏به ویژه حکم اخیر برای هانا عبدی خواستار است”.‏

آسو صالح عضو هیئت اجرای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در گفتگو با روز می گوید:‏‎ ‎‏”به نظر می رسد ‏صدور چنین حکم سنگینی برای یکی از فعالین حوزه زنان در ایران بسیار کم نظیر باشد، البته ما در کردستان پیشتر هم ‏شاهد صدور چنین احکام سنگینی برای فعالین حوزه زنان بوده ایم. در بخشی از اتهامی که به هانا عبدی وارد شده ‏‏«تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» عنوان شده است. از این اتهام اینگونه برداشت می شود که هنوز جرمی ‏صورت نگرفته و این حکم سنگین برای ارتکاب جرمی است که هنوز صورت نگرفته! طبق قوانین مجازات اسلامی ‏اصل بر برائت است. یعنی در مرحله اول باید جرمی صورت گرفته باشد و در مرحله بعد «شاکی» باید اتهامی را که ‏به «متهم» می زند، اثبات کند. ولی متاسفانه در این حکم اشاره به هیچ جرمی نشده و «تبانی» جهت ارتکاب جرم ‏عنوان شده است‎.‎‏ به نظر می رسد که این حکم فقط جهت فعالیت های هانا عبدی در زمینه زنان در کردستان صادر شده ‏باشد. ما به عنوان سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ضمن اعتراض به این اتهام و حکم صادره شده، امیدواریم که ‏در دادگاه تجدید نظر این موارد مدنظر قرار گیرند و شاهد صدور حکم تبرئه برای ایشان باشیم”.‏

هانا عبدی و روناک صفازاده در مهر ماه سال گذشته بازداشت شدند و تا ماهها در بازداشتگاه امنیتی این شهر تحت ‏بازجویی قرار گرفتند.هر دوی آنها از اعضای کمپین یک میلیون امضا بودند.‏

دستگیری این دو فعال مدنی، اعتراض نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر را به همراه داشت و درست هنگامی که این ‏اعتراضات بالا گرفته بود، یکی از قضات دادگاه انقلاب در گفتگو با خبرگزاری دولتی ایران‎]‎ایرنا‎[‎‏ بازداشت آنها را ‏‏«بی ارتباط با فعالیتهای مدنی» ذکر کرد و این مساله تا حدودی حمایتها از این دو زندانی را کاهش داد.‏

اما خانواده های این دو زندانی بارها گفته اند:‏‎ ‎‏”در طی ملاقاتهایی که با فرزندانمان داشته ایم، همواره بر این پافشاری ‏کرده اند ‏که بیگناه هستند و صرفا در حوزه زنان و برای برابری خواهی فعالیت کرده اند”.‏

در همین حال از هفته ها پیش کمپینی در حمایت از هانا و روناک به راه افتاده و صدها فعال در داخل و خارج خواستار ‏آزادی آنها شده اند.


بی بی سی: صدور حکم ۵ سال زندان در تبعید برای هانا عبدی

شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج، هانا عبدی فعال حقوق زنان را به تحمل پنج سال زندان تعزیری در تبعید در شهر مرزی گرمی در استان اردبیل محکوم کرد.

هانا عبدی ۲۲ ساله از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان است که در مهرماه سال ۱۳۸۶ در خانه اش در سنندج بازداشت شده است. روناک صفارزاده نیز هم زمان و در ارتباط با همین پرونده بازداشت شد. اما حکم او هنوز صادر نشده است.

محمد شریف، وکیل هانا عبدی و روناک صفارزاده، به بی بی سی فارسی گفت که با توجه به محتویات پرونده از سنگینی حکم صادره شگفت زده شده است. به گفته آقای شریف اتهام هانا عبدی “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” است، اما “دلیل اتهام در پرونده موجود نیست.”

به گفته آقای شریف با توجه به همین مسئله و نیز با توجه به این که در صورت اثبات این اتهام در قانون محکومیتی بین ۲ تا ۵ سال برای آن در نظر گرفته شده، درخواست تجدیدنظر خواهد کرد.

آقای شریف همچنین گفت صدور حکم زندان در تبعید برای موکلش نیز نگرانی شدید او و خانواده هانا عبدی را در پی داشته است.

به گفته آقای شریف گرمی یک شهر مرزی است که در زندان این شهر زندانی ها طبقه بندی نمی شوند و زندانی های سیاسی و عادی، همگی در یک بند نگهداری می شوند و این مسئله با توجه به سن کم خانم عبدی -متولد ۱۳۶۵- نگرانی شدید خانواده و وکیل او را در پی داشته است.

پیش از این قاضی پرونده هانا عبدی گفته بود اتهامات هانا عبدی و روناک صفارزاده، که به همراه او دستگیر شده، ربطی به فعالیت های مدنی آن ها ندارد و آنها در پوشش کمپین یک میلیون امضا مقاصد گروه کرد پژاک را دنبال می کردند.

این قاضی گفته بود این دو نفر اعتراف کرده اند که به مقر پژاک سفر کرده و آموزش هایی در زمینه “شیوه نفوذ در نهادهای مدنی” دیده بوده اند. او همچنین این دو نفر را به دست داشتن به انفجاری که در آبان ماه گذشته در سنندج رخ داده بود متهم کرد.

اتهام وارد شده به روناک صفارزاده، دیگر متهم این پرونده، محاربه است که اتهام سنگین تری نسبت به اتهامات وارد شده به هانا عبدی است و می تواند مجازات های بسیار سنگین تری را در پی داشته باشد.

اما آقای شریف تاکید کرد صدور حکم سنگین برای هانا عبدی الزاما به این معنی نیست که حکم خانم صفارزاده هم سنگین باشد.

جمهوری اسلامی ایران، پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) را که شاخه ایرانی حزب کارگران کردستان (پ ک ک) ترکیه به شمار می رود، گروهی “تروریستی” می داند.


سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان: حکم سنگین “هانا عبدی” را لغو کنید

در حالی که بیش از هشت ماه از دستگیری و بازداشت “هانا عبدی” دانشجوی سنندجی می‌گذرد امروز خبر محکومیت این فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز به پنج سال حبس و تبعید به زندان “گرمی” در منطقه‌ی مرزی استان اردبیل از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر سنندج اعلام گردید. این در حالی‌ست که محمد شریف وکیل نامبرده همواره نسبت به شیوه گرفتن اعترافات از موکل خود معترض بوده و صدور این حکم را بسیار نامتناسب با ماهیت پرونده دانسته است.

سازمان حقوق بشر کردستان ضمن اعتراض به صدور این حکم سنگین برای هانا عبدی و ابراز نگرانی از احتمال صدور احکامی مشابه برای‌ دیگر فعالان دربند زن در کردستان از جمله “روناک صفازاده” که او نیز مدت نه ماه است به اتهامی مشابه در بازداشت به سر می‌برد خواستار تشکیل دادگاهی با معیارهای قانونی و انسانی در مرحله تجدید نظر خواهی و لغو حکم سنگین صادره برای “هانا عبدی” می‌باشد.

سازمان حقوق بشر کردستان همچنین با هشدار نسبت به روند رو به رشد شمار بازداشت‌ فعالان کُرد در ایران و صدور احکام ناعادلانه برای ‌آنان توسط دستگاه قضایی حکومت توجه نهادها و سازمان‌های ‌حقوق بشری در ایران و جهان را به این مسئله جلب و موضع گیری و اقدام جدی آنان را در این رابطه و به ویژه حکم اخیر برای هانا عبدی خواستار است.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷


برگرفته از:
خبرنامه امیرکبیر

Sunday, June 8, 2008

آقای متكی شما وزیر امور خارجه كدام كشور هستید؟

آقای متكی سخنان شما را در استكهلم سوئد در حال نظاره بودم از مورد استهزا قرار گرفتن توسط حاضرین و سوالات و پاسخهای شما به خبرنگاران، حقیر را كاری نیست اما سوالاتی كه شما در قالب سخنرانی مطرح كردید برایم عجیب بود آقای متكی در حین سخنرانی شما، گهگاه استنباط میكردم كه وزیر امور خارجه عراق هستید گاهی شك میكردم نكند وزیر امور خارجه لبنان هستید!؟ و گاه نیز تصور می نمودم كه نكند وزیر امور خارجه حماس هستید؟ در بعضی مواقع نیز این نمود نمایان میگشت كه نكند وکیل مردم آمریكا هستید و در لحظاتی احساس نمودم قیم مردم سوریه هستید!؟ چیزی كه برای حقیر عادی گشته این كه هرگز از حق مردم ایران دفاع نمیكنید هنوز فراموش نكرده ایم كه چگونه سهم ایران از دریای خزر را 11 درصد عنوان نمودید، چه بسا جزایر سه گانه خلیج همیشگی فارس را هم برای اینكه وجدان درد نگیرید ضمیمه خاك امارات نمایید و برای خوش آمد برادران عراقی نیز اروند رود را به ایشان بخشیده و آن را شط العرب خطاب كنید!؟ البته شنیده ها نیز حكایت از آن دارد كه بی تمایل نیستید خلیج همیشگی فارس به خلیج مسمانان و یا خلیج دوستی تغییر نام یابد!؟ آقای وزیر شما را با مالیات مردم آمریكا چه كاری است كه در كجا خرج میشود؟ شما بفرمایید پول نفت مردم ایران كجا خرج میشود؟ مالیات مردم ایران در كجا خرج میشود؟ پولهای صندوق صدقات در كجا خرج میشود؟ من نمیگویم در كوره دهات مشكلات فراوانی است چرا به آنجا ها كمك نكرده اید و در عوض به مردم لبنان كمك كرده اید، هر چند كمك به مردم كوره دهات نیز وظیفه شما است نه كمك به مردم لبنان من از همین تهران شروع میكنم و از فقری كه در بین مردم تهران دامنگیر ایشان شده است سخن می گویم به روایت كارشناسان و همچنین با مشاهده جای جای تهران فقر را به وضوح میتوان دید از دیگر سخنان شما این بود: "مردم در ایالات متحده خواستار تغییر هستند." یقین دارید كه از كاندیدای خاصی حمایت نمیكنید؟ شعار تبلیغاتی باراك اوباما را دیده اید؟ نكند تصور شما این است كه با روی كار آمدن اوباما،‌ ایالات متحده روی خوش به شما نشان خواهد داد؟ كه اگر اینگونه فكر كنید در رویایی بیهوده غوطه ور هستید در ثانی آیا حمایت از كاندیدایی خاص دخالت در امور داخلی ایالات متحده قلمداد نمیشود؟ در سخنانی در مورد عراق گفته اید كه آمریكا در امور داخلی عراق دخالت نموده و باعث ناامنی در عراق شده است. آیا دیگر كشور ها در امور داخلی عراق دخالت نمیكنند؟ در مورد مذاكرات صلح در سوریه گفته اید اسرائیل نباید هیچ پیش شرطی برای سوریه مطرح كند؟ آقای وزیر این مذاكرات فی مابین اسرائیل و سوریه است و اگر اشتباه نكرده باشم شما وزیر امور خارجه ایران هستید مذاكرات ایشان چه ربطی به ما دارد؟ تابحال كمكهای فراوانی به لبنانی ها نموده اید نگویید كه نه و كمكی نشده است و تنها حمایت معنوی بوده است!؟ بیایید فرض نمایید كه هیچ كمك تسلیحاتی به حزب الله لبنان نكرده اید(فقط فرض نماییم). آیا در لبنان بیمارستان نساخته اید؟ بیمارستانی برای شیعیان؟ آیا در لبنان مسجد نساخته اید؟ مسجدی برای شیعیان؟ آیا اینها دخالت در اموردیگر كشورها نیست راستی اگر مسیحیان لبنان كه نه سنی های لبنانی اگر بخواهند در تهران برای سنی های ایران مسجد بسازند آیا شما این اجازه را به ایشان میدهید؟ آیا نمیگویید كه اینكار دخالت در امور داخلی ایران است؟ بگذریم از موشكهایی كه به شیعیان لبنان داده اید، اگر حتی یك تفنگ از سوی سنی های لبنان به سنی های ایران داده شود چه برخوردی را از سوی شما شاهد خواهیم بود؟

آقای وزیر گفته ها بسیار است اما ..... تنها یك تقاضا، با ما كه نیستید لااقل با خود صادق باشید.


برگرفته از: خیابان بهشت

Thursday, May 15, 2008

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

برگرفته از: FLOPPY

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل و بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...









ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده

ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی مدرسه روستایی از توابع شیراز

رضا حقیقی دانش آموز حادثه دیده





دستان نرگس حیدری دانش آموز حادثه دیده

نظافت دستان نرگس حیدری دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی بخاری نفت سوز توسط مادر




نرگس برای عکاس نمی‌خندد.

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت.

این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند.
خبرگزاری فارس تا حدودی پی گیر این قضیه بوده که آقای فرامرز میر احمدی خبرنگار فارس این تصاویر رو تهیه کردند.
ایمیل تماس با خبرگزاری فارس: Info@farsnews.ir


لینک های مرتبط: