Showing posts with label تناقض. Show all posts
Showing posts with label تناقض. Show all posts

Saturday, July 26, 2008

موزیک زن کشی

ترویج قتل های ناموسی
موزیک زن کشی
مرجان لقایی
شنبه29 تیر 1387

مدتی است “ایران موزیك” از شبكه های ماهواره ای كه در "ایران سرزمین من" و "زنان عاشق"، نیز نمایندگی دارد موزیك ویدئویی پخش می كند با عنوان « پرونده». این موزیك ویدئو ماجرای مرد جوانی است كه به همسرش شك كرده و مرگ را حق او می داند و زن جوان را كه ملتمسانه از او می خواهد این كار را نكند با روسری و در آب خفه می كند.

جالب اینكه "ایران موزیك"، آثار خوانندگان داخل ایران را كه از وزارت ارشاد مجوز دارند پخش می كند. این شبكه، هر چند یك شبكه ماهواره ای است و برای خارج از ایران پخش می شود اما تمام قوانین داخلی ایران را رعایت كرده و مجریان آن مطابق قانون ایران لباس می پوشند. مجوز تاسیس این شبكه از سوی جمهوری اسلامی ایران صادر شده و همانطور كه گفته شد در ایران نیز دفتر نمایندگی دارد.

توضیح در مورد "ایران موزیك" نه برای معرفی این شبكه بلكه به دلیل توصیف جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی است. موضع گیری های این شبکه منطبق با نظرات حاکمیت است. پخش موزیك ویدئویی كه خشونت علیه زن را آن هم در حد بالای آن یعنی قتل ترویج می كند و قتل را یك عمل عاشقانه توصیف می كند قطعا معنای خاصی دارد. در جایی خواننده با صدایی دورگه و پر از غصه قتل همسرش را از روی اجبار و به خاطر خیانت زن عنوان می كند و می گوید مجبور بودم اما پشیمان هستم.

مهدی مقدریان خواننده این موزیك است و گفته می شود که دارای فوق لیسانس حقوق است، بنابراین در دروس دانشگاهی تاثیر تقلید در جرم به او آموزش داده شده است و علاوه بر این چون با موسیقی آشناست می داند كه در عصر ارتباطات موسیقی به دلیل قدرت تاثیرگذارش جایگاه ویژه ای در میان مردم برخوردار دارد. بااین وصف و شاید گفت با این آگاهی جای تعجب دارد که زن كشی را یك عمل عاشقانه، زنان را خیانت كار و مردان زن كش را عاشق و بی چاره و مجبور نشان می دهد و صدها هزار جوان زیر 30 سال را كه مخاطب اینگونه ترانه ها هستند به زن كشی تشویق كند.

سیاست های حاکمیت به ویژه در مورد تایید چنین موزیك هایی كاملا روشن است. مستقیم و غیر مستقیم مسئولان مملکتی مان در مورد زنان چه در كسوت وزارت و چه در كسوت روزنامه نگار، اظهار نظر كرده اند و از سوی آنها تائید چنین موزیكی جای تعجب ندارد، انچه تعحب آور است وجود نگاه مردمدار و جنس گرا حتی از سوی دانش آموختگان حقوق است که از كودكی چنین نگاهی را می آموزند و هرچه بزرگتر می شوند و تحت آموزش های خارج از خانواده قرار می گیرند، چنین نگرشی را درونی تر هم می کنند تا با پخش و تکرار چندین باره آهنگ هایشان به عنوان موزیک تاپ ایرانی تشویق به کار بیشتر علیه زنان بشوند. همه می دانند موزیك های داخلی برای جوانان زیر 30 سال مصرف دارد، افرادی كه یا ازدواج كردند و یا دوست دختر دارند و به او عشق می ورزند، . تاسف قضیه هم در همین است.

چقدر غمگین می شوم وقتی به یاد 3 اكتبر سال 1991 می افتم روزی كه برای آلمانی ها روز بزرگی بود و آلمان شرقی و غربی با هم یكی شدند. در ان زمان گروه پینگ فلوید در كنسرتی كه داشت انقدر حس وطن پرستی مردم را با ترانه ها و آوازهایش تحریك كرد كه مردم در دوطرف دیوار جمع شده آنقدر بر دیوار فشار آوردند تا ویران شد و دو آلمان متحد شد و مردمی كه برای دیدن اقوامشان باید مرز را طی می كردند همدیگر را در اغوش گرفتند. غمگین برای اینكه 17 سال پیش پینگ فلوید برای مردمش چه كرد و حالا خوانندگان ما با مردم چه می كنند؟

برگرفته از : تغییر برای برابری

Sunday, June 8, 2008

آقای متكی شما وزیر امور خارجه كدام كشور هستید؟

آقای متكی سخنان شما را در استكهلم سوئد در حال نظاره بودم از مورد استهزا قرار گرفتن توسط حاضرین و سوالات و پاسخهای شما به خبرنگاران، حقیر را كاری نیست اما سوالاتی كه شما در قالب سخنرانی مطرح كردید برایم عجیب بود آقای متكی در حین سخنرانی شما، گهگاه استنباط میكردم كه وزیر امور خارجه عراق هستید گاهی شك میكردم نكند وزیر امور خارجه لبنان هستید!؟ و گاه نیز تصور می نمودم كه نكند وزیر امور خارجه حماس هستید؟ در بعضی مواقع نیز این نمود نمایان میگشت كه نكند وکیل مردم آمریكا هستید و در لحظاتی احساس نمودم قیم مردم سوریه هستید!؟ چیزی كه برای حقیر عادی گشته این كه هرگز از حق مردم ایران دفاع نمیكنید هنوز فراموش نكرده ایم كه چگونه سهم ایران از دریای خزر را 11 درصد عنوان نمودید، چه بسا جزایر سه گانه خلیج همیشگی فارس را هم برای اینكه وجدان درد نگیرید ضمیمه خاك امارات نمایید و برای خوش آمد برادران عراقی نیز اروند رود را به ایشان بخشیده و آن را شط العرب خطاب كنید!؟ البته شنیده ها نیز حكایت از آن دارد كه بی تمایل نیستید خلیج همیشگی فارس به خلیج مسمانان و یا خلیج دوستی تغییر نام یابد!؟ آقای وزیر شما را با مالیات مردم آمریكا چه كاری است كه در كجا خرج میشود؟ شما بفرمایید پول نفت مردم ایران كجا خرج میشود؟ مالیات مردم ایران در كجا خرج میشود؟ پولهای صندوق صدقات در كجا خرج میشود؟ من نمیگویم در كوره دهات مشكلات فراوانی است چرا به آنجا ها كمك نكرده اید و در عوض به مردم لبنان كمك كرده اید، هر چند كمك به مردم كوره دهات نیز وظیفه شما است نه كمك به مردم لبنان من از همین تهران شروع میكنم و از فقری كه در بین مردم تهران دامنگیر ایشان شده است سخن می گویم به روایت كارشناسان و همچنین با مشاهده جای جای تهران فقر را به وضوح میتوان دید از دیگر سخنان شما این بود: "مردم در ایالات متحده خواستار تغییر هستند." یقین دارید كه از كاندیدای خاصی حمایت نمیكنید؟ شعار تبلیغاتی باراك اوباما را دیده اید؟ نكند تصور شما این است كه با روی كار آمدن اوباما،‌ ایالات متحده روی خوش به شما نشان خواهد داد؟ كه اگر اینگونه فكر كنید در رویایی بیهوده غوطه ور هستید در ثانی آیا حمایت از كاندیدایی خاص دخالت در امور داخلی ایالات متحده قلمداد نمیشود؟ در سخنانی در مورد عراق گفته اید كه آمریكا در امور داخلی عراق دخالت نموده و باعث ناامنی در عراق شده است. آیا دیگر كشور ها در امور داخلی عراق دخالت نمیكنند؟ در مورد مذاكرات صلح در سوریه گفته اید اسرائیل نباید هیچ پیش شرطی برای سوریه مطرح كند؟ آقای وزیر این مذاكرات فی مابین اسرائیل و سوریه است و اگر اشتباه نكرده باشم شما وزیر امور خارجه ایران هستید مذاكرات ایشان چه ربطی به ما دارد؟ تابحال كمكهای فراوانی به لبنانی ها نموده اید نگویید كه نه و كمكی نشده است و تنها حمایت معنوی بوده است!؟ بیایید فرض نمایید كه هیچ كمك تسلیحاتی به حزب الله لبنان نكرده اید(فقط فرض نماییم). آیا در لبنان بیمارستان نساخته اید؟ بیمارستانی برای شیعیان؟ آیا در لبنان مسجد نساخته اید؟ مسجدی برای شیعیان؟ آیا اینها دخالت در اموردیگر كشورها نیست راستی اگر مسیحیان لبنان كه نه سنی های لبنانی اگر بخواهند در تهران برای سنی های ایران مسجد بسازند آیا شما این اجازه را به ایشان میدهید؟ آیا نمیگویید كه اینكار دخالت در امور داخلی ایران است؟ بگذریم از موشكهایی كه به شیعیان لبنان داده اید، اگر حتی یك تفنگ از سوی سنی های لبنان به سنی های ایران داده شود چه برخوردی را از سوی شما شاهد خواهیم بود؟

آقای وزیر گفته ها بسیار است اما ..... تنها یك تقاضا، با ما كه نیستید لااقل با خود صادق باشید.


برگرفته از: خیابان بهشت

Thursday, May 15, 2008

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

برگرفته از: FLOPPY

در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل و بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...









ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده

ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی مدرسه روستایی از توابع شیراز

رضا حقیقی دانش آموز حادثه دیده





دستان نرگس حیدری دانش آموز حادثه دیده

نظافت دستان نرگس حیدری دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی بخاری نفت سوز توسط مادر




نرگس برای عکاس نمی‌خندد.

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت.

این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند.
خبرگزاری فارس تا حدودی پی گیر این قضیه بوده که آقای فرامرز میر احمدی خبرنگار فارس این تصاویر رو تهیه کردند.
ایمیل تماس با خبرگزاری فارس: Info@farsnews.ir


لینک های مرتبط:

Sunday, May 4, 2008

بند، سزاوار دلارام نیست

او رها است و برای رهایی زیسته است. بند نیز شرمگین می شود اگر بر دست او خم شود.

مدت 30 ماه بند! حکمی است که به پاس تلاشهای یک فعال حقوق زنان به دست او داده اند!

شرم است بر ما و تاریخمان این برگ!

بند و تازیانه را بر مدافعان حقوق زن چه کار؟! به پاس کارنامه حمایت از محرومان بم، دلارام را به بند می برند.

به پاس پیشرو بودن در جنبش زنان، دلارام را به بند می برند.

به پاس پیشرو بودن در جنبش دانشجویی، دلارام را به بند می برند.

به پاس پوییدن، رهیدن، رهانیدن، دلارام را به بند می برند.

22 خرداد 85 کجا بودی که ببینی اش؟ بر زمینش کشیدند. دستش را شکستند. همین دلارام را. همین دل – آرام را.

چه شد؟ راسخ تر شد در این که قانون نابرابر "باید" تغییر کند، حتا اگر برای آن دلارام را به بند برند.

بعد از 22 خرداد دیدی اش؟ در کوچه ها ، خیابانها، وقتی که امضا جمع می کرد؟ وقتی که حرف می زد و دفاع می کرد از ایده اش، اراده اش که قانون نابرابر باید تغییر کند! وقتی که باورش را از رهایی در کنشی مسالمت آمیز و انسانی و بشر دوستانه دنبال می کرد که قانون نابرابر باید تغییر کند!

اینک او را به پاس این همه، به بند می برند؟! هیچ بندی سزاوار دلارام نیست!

ما جمعی از فعالان جنبش زنان به حکم دو سال و شش ماه زندان و 10 ضربه شلاق دلارام علی – فعال حقوق زنان- اعتراض داریم و بدینوسیله اعتراضمان را به همه کسانی که می توانند در تغییر این حکم تاثیرگذار باشند اعلام می کنیم.


برگرفته از: تغییر برای برابری